تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۵۸۳۰۶

با اعلام قطع روابط گرجستان و روسیه توسط ساکاشویلى و به رسمیت نشناختن استقلال مناطق مدنظر روسیه از سوى کشورها، تکلیف برنده و بازنده جنگ در اوستیاى جنوبى خیلى زود مشخص شد. شاید روسیه آن شبى که تانک هاى خود را وارد خاک گرجستان مى کرد تا بر اساس ادعاى خود به دفاع از هم کیشان و هم وطنانش در قبال تهاجم نیروهاى گرجى بپردازد، آنجا را ندیده بود که بر اثر فشارهاى ناتو و ایالات متحده و اجماع گسترده در مخالفت با روسیه در فاصله اى چنین نزدیک، گرجستان به آغوش باز غرب برسد.
به گزارش دیپلماسى ایران وارد شدن روسیه به جنگى کوتاه مدت هزینه هاى هنگفتى را بر این کشور متحمل کرد و حالا زوج پوتین- مدودف باید به دنبال راهکارى براى خروج از دایره نفرت افکار عمومى غرب و یا تشکیل ائتلاف و جبهه اى در برابر آن باشند.
مناقشه گرجستان حربه اى در اختیار روسیه بود تا از طریق آن ضمن انتقام کشى قضیه استقلال کوزوو و تحت الشعاع قرار دادن گسترش ناتو، نقش پدرانه خود را در منطقه به اثبات رسانده و از استقلال و بى احتیاجى جمهورى هاى شوروى سابق به روسیه بزرگ جلوگیرى کند.
روسیه از عدم دخالت نظامى غرب و حضور مستقیم نیروهاى ناتو بعد از درگیرى هاى اوستیا آگاهى داشت اما آنچه را از نظر دور داشته بود ظهور تدریجى و موج وار حمایت ها از گرجستانى بود که شاید در نگاه اول جز عضوى کوچک در ناتو در آینده و عامل انتقال انرژى به اروپا به نظر نمى رسید.
اهمیت استقلال گرجستان حالا بیش از همیشه خود را نشان مى دهد.
بدون شک میانجیگرى سارکوزى و سایر اروپاییان در قائله اوستیا و مجاب ساختن روسیه به عقب نشینى از این منطقه و واگذاردن آن به وضع سابق (با حضور روس هاى پاسبان صلح) وقتى به اعلام رسمى قطع ارتباط تفلیس و مسکو متصل شود، به معنى بستن درها به روى پدرخوانده سابق و خزیدن به آغوش غرب خواهد بود. در صورت قطع ارتباط همه جانبه دو کشور، روسیه نیز سفارتخانه خود را در تفلیس تعطیل مى کند. با این کیفیت هرگونه دخالتى در آینده از جانب آن کشور در مناطق اوستیا و آبخازیا - آن هم در شرایط قهر سیاسى - مصداقى کامل از تجاوز و لغو پیمان هاى بین المللى خواهد بود و در آن شرایط توجیهات لازم براى در تنگنا قرار دادن و اعمال تحریم هاى نوشته و نانوشته بر روسیه در اختیار ناظران بین المللى و فرصت طلبان قرار مى گیرد. شاید قطع رابطه از سوى گرجستان، بستن آخرین در به روى روسیه و گرفتار آمدن آن در محاصره اى باشد که سیاستمردان روس را مجبور به اعطاى امتیازاتى چند به طرف هاى غربى کند.
این اتفاق مى تواند به الگویى تکرارشونده در کشورهاى همسایه هم بدل شود و آنان را میان وابستگى به روسیه وآمریکا، مخیر در انتخاب آمریکایى سازد که بیش از همسایه حرمت نگه مى دارد و منفعت مى آورد و راه هاى رسیدن به اروپا را کوتاه مى کند؛ درست همان پارادایمى که روسیه را به پیشگیرى واداشت تا با سرجا نشاندن گرجستان از احتمال بروز آن بکاهد ولى وقوع آن را جلو انداخت. اشتباه اول این ماجرا را گرجستان مرتکب شد ولى روسیه با حمله به این کشور و سپس تداوم سیاست خود در حمایت از استقلال اوستیاى جنوبى و آبخازیا خطى را روى کاغذ بازى ترسیم کرد که خانه هایى متعدد در اختیار حریف گذاشت. صرف نظر از بحث استقرار سامانه دفاع موشکى آمریکا نزدیک روسیه و احتمال پیوستن زودتر از موعد گرجستان به ناتو، آنچه بااهمیت مى نماید شکل گیرى اجماعى بین المللى در منزوى ساختن روسیه و تحمیل شرایط مشابه شکست به این کشور بدون ورود به مرحله نظامى یا قانونى و... بوده است.
روسیه سرمست از اشتباه حریف گلى زودهنگام به دروازه بان گرجى غرب زد که خیلى زود و در هنگامه جشن و سرور ناشى از آن، قافیه را به شکل تحقیرآمیزى واگذار کرد. اکنون گرجستان درهاى خود را رسما به روى روسیه اى که در قامت پدر ظاهر شده بود بسته و قصد آن دارد تا با حل مناقشات داخلى خود به کمک غرب، به اردوگاه ناتو بپیوندد. خوابى که به پوتین الهام شد و او را وسوسه کرد تا وارد جنگى کوتاه مدت با اهداف بلندمدت شود نه تنها تعبیر نشد که اساسا خوابى چپ از آب درآمد. او قدرتمندانه لشکرش را گسیل داشت تا به یاد ملحقات سابق شوروى بیاورد که آنان همچنان زیر سایه روسیه بزرگ قرار دارند و آنکه امنیت شان را برقرار خواهد کرد همانا روسیه است و دوران هرز پریدن با غرب گذشته است و... ولى آن الهه دروغین خواب پوتین هم ظاهرا کار انگلیسى ها بود. در حال حاضر هر اشتباه، زورآزمایى و خط و نشانى از جانب روسیه هزینه هایى گزاف برایش به بار مى آورد. راهى که روسیه در آن پا گذاشت - اگر بدان اصرار ورزد - به شرقستان مى رود. روس ها به طور حتم براى بازگرداندن آبى که رفته سراغ راه ها و آب هاى دیگر مى روند؛ جاهایى که گذر غرب به آن نمى افتد و ظرفیت آلترناتیوسازى دارد.