مهران کرمی: حسین انتظامی سخنگوی شورای عالی امنیت ملی دیروز در تهران با اشاره به برگزاری مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی در بروکسل گفت فضای جلسه شفاف بوده است اما هنوز جمعبندی و اظهارنظر درباره آن زود است. وی با اعلام اینکه نفس برگزاری مذاکره نشان از در اولویت دانستن روش دیپلماتیک است به خبرگزاری ایسنا گفت: در این نشست طرفین به تشریح نظرات و دیدگاههایشان پرداختند و تلاش داشتند سؤالات، ابهامات و انتقاداتشان را مطرح کنند و به طرف مقابل پاسخ دهند.
همه راهها به لندن ختم میشود
در حالی که صبح دیروز هیأت ایرانی به ریاست جواد وعیدی مذاکرهکننده ارشد در پرونده هستهای و معاون بینالملل شورای عالی امنیت ملی در بروکسل با تروئیکای اروپایی و خاویر سولانا کمیسر عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفتوگو کرد، منوچهر متکی عازم لندن شد تا در اجلاس جهانی برای بازسازی افغانستان شرکت کند. اما موضوعی که دومین اجلاس بازسازی افغانستان را تحتالشعاع قرار داده، دیدار وزیران شش کشور چین، روسیه، آمریکا، بریتانیا، آلمان و فرانسه در حاشیه این اجلاس درباره پرونده ایران بود تا سیر تحولات مربوط به پرونده هستهای ایران که طی دو هفته گذشته شتاب فراوانی گرفته بود به اوج خود برسد.
پیشتر مقامات ارشد این شش کشور یعنی پنج عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان در همین شهر لندن برگزار شده بود که نتیجه آن اعلام برگزاری نشست فوقالعاده 13 و 14 بهمن در وین است. با این حال سایت بیبیسی دیروز به نقل از جک استراو وزیر خارجه کشور متبوعش پیش از برگزاری نشست وزیران خارجه عضو باشگاه اتمی به اضافه آلمان نوشت که این جلسه برای رایزنی تشکیل میشود و قرار نیست به تصمیمی مشخص دست یابد.
گرچه رسانهها در یکی دو روز گذشته از فرونشستن تب بحران میان ایران و جامعه بینالمللی بر سر مسئله هستهای خبر داده بودند، اما خاویر سولانا کمیسر عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از دیدار با هیأت ایرانی به ریاست وعیدی در بروکسل گفت: «مذاکرات خوب است اما ایرانیها باید مواضع خود را تغییر دهند؛ آنها میدانند چگونه باید این کار را انجام دهند و میدانند چه چیزی را باید تغییر دهند. آنها تصمیماتی گرفتهاند که کاملاً مغایر با تعهداتشان در قبال آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ما است.»
وعیدی قرار است امروز در لندن درباره مسئله هستهای مذاکره کند اما سولانا گفت: «قرار نیست که هیچیک از وزرا با وعیدی رئیس هیأت ایرانی ملاقات کنند.» پیشتر جک استراو در نشست سالانه بنیاد جهانی اقتصاد در داووس از سفر لاریجانی به لندن خبر داده بود که این سفر محقق نشد و به جای وی جواد وعیدی در مذاکرات حاضر شده است.
وعیدی که چند ماهی است در جایگاه معاون بینالمللی شورای عالی امنیت ملی، ریاست هیأت مذاکرهکننده ایرانی را بر عهده دارد، پیش از آن در دوران مدیرعاملی شیخ عطار سردبیری همشهری دیپلماتیک، یکی از ضمیمههای هفتگی روزنامه همشهری، را بر عهده داشت و پس از انتخاب احمدینژاد به ریاست جمهوری و نیز انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی در جایی قرار گرفت که پیش از آن دیپلماتهایی چون حسین موسویان، سیروس ناصری و محمدجواد ظریف عهدهدار مذاکره با اتحادیه اروپا در مسئله هستهای ایران بودند.
حضور همزمان وعیدی و متکی در لندن نشان از رسیدن پرونده هستهای ایران به یکی از سرفصلهایش دارد. موضوعی که پس از سفر هفته پیش لاریجانی به مسکو و سپس پکن و اعلام موافقت ایران با بخشهایی از مفاد پیشنهاد روسیه و در عین حال تلاش برای کامل کردن آن آغاز شد که گویا اشاره به ناقص بودن پیشنهاد روسیه، تلاشی بود برای گسترش دامنه کشورهایی که احیاناً غنیسازی اورانیوم ایران قرار است در خاک آنها صورت گیرد و از نظر جمهوری اسلامی حضور کشور چین در این پرونده میتواند مطلوب باشد.
چه علاوه بر جلب نظر مساعد چین در اجلاس پنجشنبه شورای حکام برای جلوگیری از ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت میتواند مکملی باشد بر پروژههایی همچون قرارداد 25 ساله 100 میلیارد دلاری صادرات انرژی ایران برای درگیر کردن چین به نفع خود در مناقشه هستهای با غرب تلاشی را هم برای جلب نظر هند دیگر عضو تأثیرگذار شورای حکام انجام داده بود که با رأی مثبت هند به قطعنامه پیشنهادی غرب در اجلاس ماه سپتامبر شورای حکام بینتیجه ماند ولی اظهارات هفته گذشته سفیر آمریکا در دهلی که گفته بود اگر هند در نشست آژانس با ایران مخالفت نکند، قرارداد همکاری هستهای بین اوپک و هند ممکن است به خطر بیفتد مقامات هندی را زیر فشار احزاب چپگرا و افکار عمومی قرار داد تا آنجا که شبکه اینترنتی الجزیره در این باره از قول یک مقام ارشد هندی اعلام کرد که «ما نمیتوانیم پس از اظهارات سفیر آمریکا، به نفع واشینگتن رأی دهیم. ما در نظر داریم به این قطعنامه رأی ممتنع بدهیم.»
این در حالی است که پیشتر تحلیلگران از چرخش سیاست هند به سود آمریکا در موضوع پرونده هستهای ایران خبر میدادند تا آنجا که دهلی ناگزیر است گزینه انتقال خط لوله گاز از ایران به هند را به سود همکاری هستهای با آمریکا به بایگانی بسپارد.
طرح ایرانی ـ پاسخ انگلیسی
اگرچه برش کنونی در پرونده هستهای سمت و سوی مصالحه را نشان میدهد و هیأت ایرانی در مذاکره دیروزش با تروئیکای اروپای پیشنهاد جدیدی عرضه داشته، اما واکنش اولیه به این پیشنهاد نیز نشان میدهد که مسیر مصالحه و شکسته شدن بنبست جاری، مسیری به غایت ناهموار است. خبرگزاری رویترز درباره پیشنهاد جدید ایران به نقل از یک دیپلمات که دسترسی به مواضع ایران دارد نوشت ایران در مذاکره با دیپلماتهای عالیرتبه اتحادیه اروپا طرحی شش مادهای ارائه کرده است که به جامعه جهانی تضمین میدهد برنامه هستهایاش تنها برای تولید برق است و نه سلاح هستهای.
این برنامه همچنین طرح مسکو را شامل میشود که اورانیوم ایران را در خاک روسیه غنیسازی میکند. جواد وعیدی هم پس از پایان مذاکره به خبرنگاران اعلام داشت تا آنجا که به ما مربوط میشود نتیجه گفتوگوها مثبت بوده است. با این حال خبرگزاری رویترز واکنش سرد بریتانیا را به پیشنهاد ایران ذکر میکند که به نقل از یکی دیپلمات انگلیسی آورده است: نکته جدیدی که کمک به حل مشکل کند در این طرح نمیبیند. این دیپلمات افزوده است: «ما هیچ چیزی نشنیدیم که تازگی داشته باشد.
ما اطلاعات را به وزیران خارجه کشورهایمان منتقل میکنیم و آنها هستند که تصمیم نهایی را میگیرند که موضوع به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع بشود یا نه». در همین حال خبرگزاری مهر به نقل از رویترز نوشت: فیلیپ دوست بلازی وزیر خارجه فرانسه در یک نشست خبری اعلام کرد که روند مذاکرات به بنبست رسیده است و دخالت شورای امنیت برای تضمین این امر که درخواستهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی از ایران مورد احترام واقع شود ضروری است.
لحن آنگلا مرکل صدراعظم آلمان که به اسرائیل سفر کرده است درباره ایران نیز نشان میدهد که به رغم اظهارات آشتیجویانه چند روز پیش جک استراو و تأکیدش بر لزوم حفظ پرستیژ بینالمللی ایران و خودداری از تحقیر این کشور، مواضع دیگر رهبران اروپایی همچنان تغییر چندانی نکرده است. مرکل در اظهاراتی که نشان از تأثیرپذیریاش از شرایط کشور میزبان و تازهکار بودنش در عرصه سیاست دارد میگوید: «اگر ایران به سلاح هستهای دست یابد نه تنها خطری برای اسرائیل خواهد بود که تمام جهان دموکراتیک را تهدید خواهد کرد.»
او همچنین افزوده است نباید ایران اجازه یابد به غنیسازی اورانیوم دست زند. خانم مرکل تقریباً زمانی عهدهدار صدراعظمی آلمان شد که محمود احمدینژاد در سمینار جهانی بدون صهیونیسم و سپس در مصاحبههای متعدد ابتدا خواهان محو اسرائیل از نقشه خاورمیانه و سپس خواهان انتقال آن به اروپا و به طور مشخص آلمان و اتریش شده بود. دو کشوری که در دوران آلمان نازی فاجعه هولوکاست را پدید آورده بودند و احمدینژاد معتقد بود که اگر قرار است کسانی تاوان یهودیکشی را در جریان جنگ جهانی دوم بپردازند، آلمان و اتریش بیش از هر کشوری شایستگی میزبانی یهودیان را برای تشکیل کشوری یهودی دارند.
از آن موقع مرکل هرازگاه موضعی در مخالفت با ایران بر زبان جاری کرده است که نشان از تندترشدن لحن این کشور در برابر تهران در مقایسه دوران صدراعظمی گردهارد شرودر و قدرت داشتن سوسیال دموکراتها است. اما با اینکه سخنان احمدینژاد واکنشهای تندی را در میان کشورهای غربی در پی داشته وی در دوران مبارزات انتخاباتیاش در میان هشت رقیب کمترین تأکید را بر سیاست خارجی داشت و تنها در شصت و ششمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل بود که با متهم کردن غرب به «آپارتاید هستهای» خبرساز اول رسانههای دنیا طی چند ماه گذشته شد.
اصطلاح آپارتاید هستهای را نیز اولین بار علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی دوره احمدینژاد به کاربرد که خود یکی از رقیبان دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری بود و در میان رقیبان او تندترین انتقادات را به مسئولان دیپلماسی هستهای عصر خاتمی وارد کرد و پیمان پاریس و امتیازاتی را که ایران در این پیمان گرفته بود به گرفتن آبنبات در برابر اعطای در غلتان تشبیه کرده بود. به هر رو لاریجانی پس از انتخابات عملاً متولی سیاست خارجی کشور شد تا خلاء برنامههای سیاست خارجی را در دولت احمدینژاد پر کند. اما اینک به نظر میرسد پس از چند ماه دیپلماسی کشور آهسته آهسته به مسیری میرود که قرابت بیشتری با دوران خاتمی پیدا میکند.
البته در همه نظامهای سیاسی که جابهجایی مسالمتآمیز قدرت شکل میگیرد و صورتی دموکراتیک دارد، زمامداران جدید پیش از انتخابات شعارها و برنامههایی ارائه میدهند که بتواند رأیدهندگان را از سیاستهای زمامداران پیشین رویگردان کند و طبیعی است که تا مدتی پس از به قدرت رسیدن همچنان به شعارهای گذشته پایبندی نشان دهند، اما الزامات سیاست و قدرت در کشورهایی که روند تصمیمگیری در آنها نهادمند شده مانع از آن میشود که تغییری ناگهانی در سیاستها ایجاد شود.
اگر جهان چنین تلقیای از تغییر در سیاست خارجی کشوری پیدا کند مدتها تلاش لازم است تا اعتماد گذشته بازآفرینی شود و به هر حال به نظر میرسد پس از گذشت بیش از پنج ماه چشمانداز برگشت به اعتماد پیشین در حال نمودار شدن است.
با این حال جای این سؤال باقی است که چه عواملی زمینهساز برگشت طرفین به پای میز مذاکره و مصالحه شده و آیا میتوان تغییری اساسی را در رویکرد طرفین به سمت حل منازعه شاهد بود. برخی قرائن و شواهد حاکی از این است که برای هر دو طرف مناقشه با وجود تأکیدشان بر مواضع پیشین، چشمانداز بنبست پرونده هستهای نتیجه چندان مطلوبی را ترسیم نمیکرد و نتیجه بازی چیزی جز حاصل جمع بازی باخت ـ باخت را نشان نمیداد.
از این رو هر دو طرف به این نیاز رسیدند که راه حلی را که متضمن زیانهای کمتری باشد مورد توجه قرار دهند و در این شرایط پیشنهاد روسها تنها راه حلی بود که هر دو طرف به صراحت آن را نفی و طرد نکرده بودند. رجوع به طرح روسها زمانی عملیتر شد که هفته گذشته برخی خبرگزاریهای داخلی از اجلاس مهم سران نظام در این باره خبر دادند و متعاقب آن علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی عازم روسیه و سپس چین شد. همزمان با آن اجلاس داووس برگزار شد که نخبگان اقتصاد و سیاست جهان در آن حضور داشتند و البته با وجود غیبت مقامات ایرانی، نام ایران پرتکرارترین موضوع دستور کارهای این اجلاس بود. در این اجلاس نیز جک استراو مواضعی را مطرح کرد که مورد استقبال طرف ایرانی قرار گرفت.
این تحولات نشان میدهد که دیپلماسی به کوه یخی میماند که 20 درصد آن آشکار و 80 درصد بقیه در زیر آبها پنهان است. شفافیت دیپلماتیک هنوز در زمانه ما به اندازه همان قله کوه یخ است که دامنههای آن همچنان در ژرفا است. از این رو به درستی نمیتوان دانست که به قاعده علت و معلولی چه عواملی در فرونشستن تب بحران، آن هم در زمانی که همگان انتظار اوج گرفتن آن را داشتند نقش داشته است و چه بسا آنچه علتالعلل تحولات دانسته میشود خود معلولی بیش نباشد.