حاکم باید حکیم باشد. افلاطون
سران آمریکا و اروپا دست به دست هم دادهاند تا دکتر احمدینژاد را تخطئه کنند و پیشرفت کشورمان را که پس از سالها حاکمی حکیم پیدا کرده است متوقف سازند! آقای بوش و خانم رایس که دلشان به قول خودشان برای ما ایرانیها کباب شده است و میخواهند دموکراسی از همان مقولهای که در عراق و افغانستان در سالهای اخیر برقرار کردند در کشورمان برقرار کنند علاوه بر ده میلیون دلار همیشگی، هفتاد و پنج میلیون دلار دیگر به سنای آمریکاییها تحمیل کردند که برایمان برنامه ماهوارهای ترتیب دهند. تا بلکه ماها را هم مثل بعضی را وطنفروشان تعلیم دیده در آمریکا شستشوی مغزی کامل بدهند!؟ البته آن وقت میتوانند ثروت ملیمان را مثل گذشته تاراج کنند. آقای بوش هر بلایی سر آمریکایی میآورد عین وطنپرستی است!!
نخستوزیر انگلستان را وقتی در حال پاکوبیدن و هذیان گفتن اخیرا میبینم به یاد فروید پایهگذار روانکاوی میافتم که میگوید بالغهای سن و سالی و نه عقلی و عاطفی، اگر پرخاشگر یا قدرتطلب باشند این بدان معنی خواهد بود که از حیث رشد عقلی و نه جسمی و بلوغ عاطفی در همان دورههای کودکی وامانده و یا در جا زدهاند و باید با روانکاوی بار دیگر وارد عرصه رشد عقلی و عاطفی شده و به اصطلاح علمای روانکاوی یا روانشناسی پویا یا دینامیک یا نیرویی، بالغ گردند.
همچنانکه در چند سال اخیر خانم رایس دنباله حقوق بشرخواهی آقای بوش را میگرفت اخیرا خانم آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان هم با آقای تونیبر همین کار را میکند و مرتب مشغول «نترس من هستم» گفتن است و تا میتواند شعارهای دلسوزانه تونیبلر را نسبت به ملت ایران تایید میکند.
در این میان آقای دوست بلازی هم برای جبران مخالفتهای به حق شیراک در جنگ آمریکا و عراق مرتب خوابنما میشود که ایران بمب هستهای دارد و به تمام دنیا میخواهد حمله اتمی بکند؟!...
در تاریخ یکشنبه 22 آبان 84 در صفحه 3 روزنامه سیاست روز مقالهای از من چاپ شد تحت عنوان «رئالیسم سیاسی»، که بحث شده بود که سیاستمداران دنیا دیگر عقایدشان را در لفافه بیان نمیکنند و آشکارا آنچه را که به نفعشان هست بدون هیچ ترس و واهمهای بر زبان میآورند ولیکن حرفهایش را با شهامت بر زبان میآورد مورد عتاب و سرزنش قرار میگیرد؟ در همان مقاله، من رئالیسم سیاسی را قدرت علمی قدرتمندان برشمرده بودم که این ماجرا در مورد ما هم پیش آمده است. دکتر احمدینژاد استاد دانشگاه است لذا با اعتماد به نفس علمیاش سخن میگوید وانگهی همچنانکه ماهاتما گاندی را اوضاع احوال آن روز هندوستان ساخته بود. دکتر احمدینژاد را هم اوضاع احوال کنونی کشورمان در بیست و هفت سال گذشته ساخته است.
دیگر موضوع سیاست یا سیاستمدار واژه قانعکنندهای برای دستیابی به قدرت نیست دیگر با آدمکشی و رشوه دادن و دروغ گفتن و ریاکاری نمیشود قدرتمند شاید باید فرد عالم متخصص باشد.
هر عالم واقعی، متعهد هم هست زیرا علم جلو هرزگی و قدرتطلبی را میگیرد شخص عالم باهوش و باعاطفه و اخلاقی نیز خواهد بود.
خلاصه کلام این است که دنیا به سرعت برق و باد زیر ریاست علم و علما قرار میگیرد، نه سیاستمداران فاسد. همچنانکه مقام معظم رهبری اخیرا تاکید فرمودند که از ایرانیهای متخصص علوم زیستشناسی، فیزیک، شیمی، ... باید در کشور استفاده بشود. البته هنوز هم تعدادی از سیاستمداران اطراف رییسجمهور دانشمند ما لنگ علماند لذا نمیتوانند به حضور متخصصین ایرانی که واقعا عالم مجرباند رضایت بدهند چون به ضرر خودشان است که آنها بپذیرند به عنوان مثال وزیری که D.E.A گرفتن از کشور فرانسه برایش غیرممکن بوده چگونه میتواند همکاری کسی را که صد پله بالاتر از آن را پیموده است بپذیرد؟؟
بالاخره از آنچه که گذشت من باید منتظر هولوکاست غربیها باشم همچنانکه دکتر بابک پورباقر که مدیر عامل پروژه لوگان از طرف شرکت فورسیای فرانسوی شده بود با گفتن اینکه احمدینژاد با شهامت تحسینبرانگیزی از به دست آوردن انرژی هستهای صلحآمیز کشورمان دفاع میکند در کمتر از دو ساعت که در روزنامه رسالت به چاپ رسید تلفنی با جمله «تو که به احمدینژاد معتقدی نمیتواند مورد اعتماد ما باشی» اخراج شد بر سر من چه خواهد آمد خدا میداند. معنای دموکراسی در غربیها یعنی همین؟!