تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۵۸۴۳۵

محمدمهدی غفاری
جنبش آچه آزاد در اندونزی و موروها در فیلیپین از منظر پایبندی مبارزان بر حقوق خود اهمیت بسزایی دارند. زیرا اولی هیچ‌گاه سلطه استعماری هلند را نپذیرفت و دومی به میزان قابل توجهی در اثبات ادعای خود با استعمارگران اسپانیا جنگید. واقعیت آن است که بسیاری از خیزشهای سیاسی ولو در چارچوب سازمان یافته‌ای نظیر جنبش مورو، جنبش آچه آزاد از نوع اسلامی و جنبشهای دیگر نظیر مائوئیست‌های نپال، ببرهای جدایی بخش تامیل نیز دچار تزلزل و سردرگمی سیاسی شدند. جنبش آچه آزاد از جمله خیزشهای ابتر مانده اندونزی نمونه بارز این مدعاست.
حادثه یازده سپتامبر سال 2001 آمریکا نیز به نوبه خود حربه و بهانه مناسب و قوی به دست دولت آمریکا داد تا واشنگتن با همه متحدان خود در دنیا بویژه در آسیا بخواهد که با تروریسم به عنوان دشمن مشترک وارد جنگ شوند. کما این که فیلیپین وارد این سناریو شد و همکاری خود را برای مبارزه با تروریسم اعلام کرد، اما اندونزی بنا به دلایلی از همکاری با آمریکا مردد بود. یکی از دلایلی که دولت اندونزی از همکاری با دولت آمریکا در مبارزه با تروریسم خودداری می‌کرد. قطع پیوندهای نظامی دو کشور در 1992 میلادی بود. زیرا آمریکا دولت اندونزی را به کشتار مردم تی‌مور شرقی متهم کرده بود که همین مساله به تیرگی روابط واشنگتن و جاکارتا منجر شد.
استقلال تی‌مور‌ شرقی مسیحی‌‌نشین از اندونزی که حمایت سازمان ملل، آمریکا و استرالیا را در پشت سر خود داشت. بسهولت انجام گرفت. این در حالی بود که دولت اندونزی تحت هیچ شرایطی حاضر به جدایی بخش‌های دیگری از خاک اندونزی نبوده است، چرا که اندک انعطاف دولت اندونزی باعث می‌شد تا سوماترای شمالی، ایریان جایا نیز سودای استقلال در سر بپرورانند. شاید به همین دلیل بوده است که رویکرد دولت اندونزی به همکاری نظامی با آمریکا در برخی محافل معنادار توصیف شده است.
اظهارات ژنرال بازنشسته، سوسیلو بامبانگ رئیس‌جمهور اندونزی در اجلاس سالانه همکاری‌های اقتصادی آسیا ـ پاسیفیک در کره جنوبی مبنی بر این که ما سزاوار همکاری با آمریکا هستیم از جمله نشانه‌های بارز همگرایی جاکارتا و واشنگتن است. بویژه آن که بخش اعظم سخت‌افزارهای ارتش اندونزی ساخت ایالت متحده آمریکاست و از این منظر اندونزی نمی‌تواند این نیازهای نظامی را کتمان کند. از این رو حفظ حاکمیت ملی و استقلال ارضی اندونزی در دستور کار ژنرال قدرتمند ارتش قرار گرفت. ژنرالی که از آموزه‌های سیاسی و نظامی ژنرال ویانتو بهره‌مند است و هنوز ارتباط خود را با این ژنرال قطع نکرده است.
آچه استانی در سوماترای شمالی است که مردمش مانند اغلب مناطق اندونزی مسلمان هستند. این استان حدود 5 میلیون نفر جمعیت دارد که از سنت طولانی مقاومت در برابر قدرتهای استعمارگر اروپایی برخوردار است. اسلام برای اولین بار در قرن 12 میلادی از طریق آچه وارد مجمع‌الجزایر اندونزی شد. بسیاری از اهالی آچه توافق‌های کنفرانس 1949 را اولین خیانت به وطنشان می‌دانستند.
در 22 دسامبر 1949 هند شرقی هلند به جمهوری فدرال اندونزی تبدیل شد که این منطقه نیز با پیوستن به سازمان ملل در 1950 به جمهوری اندونزی تغییر نام یافت اما پادشاهی آچه تحت شمول این توافق‌ها قرار نگرفت چرا که در مالکیت استعماری هلند نبود. جنبش آچه آزاد با استناد به این اعتبار تاریخی در طول زمامداری تمام دولتها به دنبال استقلال بود خشم آچه‌ای‌ها به خاطر نادیده گرفتن این واقعیت‌های تاریخی از سوی دولت اندونزی، نهایتا منجر به تشکیل گروه مقاومت مسلح ـ جنبش آچه آزاد Gam ـ شد.
در اواخر دهه 1970 میلادی، حسن دی ترو Hassan diteo رهبر اندونزیایی جنبش به سوئد گریخت و در 1979 یک دولت در تبعید تشکیل داد. پس از آن بود که Gam با حمایت گسترده مردم در اواخر دهه 1980 مجدداً ظهور کرد و هشدار داد که استان آچه رسما منطقه عملیات نظامی است. گروه جنبش آچه آزاد در اوایل دهه 1990 میلادی به رغم حضور مقتدرانه ژنرال سوهارتو، ایده تشکیل حکومت اسلامی مستقل در آچه را زنده نگهداشت. اما با روی کار آمدن ژنرال سوسیلو بامبانگ به عنوان رئیس جمهور اندونزی از خانم مگاواتی سوکارنو وضعیت در دو سوی قضیه کاملا با گذشته فرق کرد.
سوسیلو همان‌طور که در سطور پیشین به نوع نگاه و میزان کارایی او اشاره شد. از هر طریق ممکن تلاش کرد تا نقطه پایانی بر روند حرکتی این جنبش بگذارد به گونه‌ای که مجموع شرایط منطقه‌ای نیز در این راه به کمک او آمد. سوسیلو بامبانگ رئیس‌جمهور اندونزی با طرح این شعار که اندونزی می‌تواند به «آوای اعتدال در جهان اسلام» تبدیل شود. نظر مساعد بسیاری از کشورهای اروپایی ـ آمریکا و حتی اتحادیه آ.سه‌.آن را به خود جلب کرد بویژه ان که برای آ.سه.آن این موضوع از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که عضوی مانند اندونزی بتواند بر یکی از مشکلات دیرینه خود در خصوص مهار استقلال‌طلبی فایق آید. زیرا این مساله از دید آ.سه.آن می‌توان الگویی برای فیلیپین، تایلند و دیگران باشد.
در آن سوی قضیه، جنبش آچه آزاد که سالها سعی می‌کرد از طریق اسلام سیاسی و انقلابی ادعای تاریخی خود را به اثبات برساند دقیقا به دلیل شرایط حاکم بر اندونزی و منطقه شرق آسیا از مبارزه مسلحانه دست شست و آمادیگ خود را برای گفتگوهای صلح اعلام کرد. نتیجه آن که دو طرف دیگر پذیرفتند طبق توافقنامه صلح هلسینکی به 3 دهه درگیری خونین پایان دهند. در حالی که طبق مفاد توافقنامه صلح هلسینکی چریک‌های جنبش آ‌زاد می‌بید سلاحهای خود را بر زمین بگذارند و تسلیم نیروهای دولتی شوند و ارتش اندونزی نیز دستور نیروهای نظامی غیر بومی را صادر کرد.
از این معامله، داشتن حزب، روزنامه و شوراهای محلی نصیب آچه‌ای‌ها شد و متقابلا جاکارتا از این که توانست پس از جدایی تی‌مور از اندونزی، استقلال ارضی را حفظ کند مغرور ضمن آن که آچه‌ای‌ها با منحل شدن ازتش ملی‌شان صاحب یک شاخه سیاسی شدند. باید دید و به انتظار نشست که شین فین آچه‌ای‌ها در چانه‌زنی با دولت جاکارتا چه امتیازاتی در آینده برای اهالی آچه خواهد گرفت.