تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۵۸۴۳۷

سیدمحلی‌الدین ساجدی / کارشناس امور خاورمیانه
sajedism@yahoo.com
مرحله «غیاب شارون» در حیات سیاسی اسرائیل آغاز شده است و همگان، چه در داخل اسرائیل و یا خارج از آن، «پایان مرحله شارون» را پذیرفته‌اند؛ ولی در مورد بقای «شارونیسم» تردیدهایی وجود دارد.
فوری‌ترین پرسش‌هایی که به ذهن هر پیگیر مسائل خاورمیانه، با هر درجه‌بندی، خطور می‌کند این است که «مرحله پس از شارون» چه ویژگی‌هایی دارد؟ و جانشین وی در رأس دولت یا حزب کیست؟ و چه کسانی از غیاب شارون بیشتیرن سود را در مبارزات حزبی و پارلمانی خواهند برد؟ و سرنوشت آنچه فرایند صلح یا «اقدامات یکجانبه» خوانده می‌شود چه خواهد شد؟
دیدگاه‌های گوناگونی درباره شارون وجود دارد ک ادامه نیز خواهد یافت. بسیاری از مردم جهان نام او را با «حمله به لبنان» و کشتار فلسطینیان در اردوگاه‌های «صبرا» و «شاتیلا» تداعی می‌کنند و عده‌ای نیز وی را فردی «شجاع» می‌دانند که همیشه «تصمیماتی بسیار بزرگ» گرفت و از عواقب آنها چندان هراسی به خود راه نداد و تنها پیگیر اجرای تفکرات خود بود و اگر ناچار به پذیرش طرحی خارج از چارچوب فکر خود می‌شد، آن را بعد از مدتی کنار می‌گذاشت و واقعیت‌های جدیدی را چنان می‌آفرید که همه را به دنبال خود می‌کشاند.
رهبران غرب چنان از او سخن می‌گویند که گویا یکی از خود آن‌ها است و مردم منطقه، بویژه فلسطینیان، شادی خود را از غیاب شارون با نگرانی از مرحله آینده در هم می‌آمیزند.
شارون همواره عقیده داشت که اسرائیل هنوز در مرحله جنگ «تاسیسی» خود از سال 1327 (1948 م) قرار دارد و هنوز به استقلال دلخواه و حد و مرز مطلوب نرسیده است؛ و از این‌رو، هر گونه اقدامی باید صبغه «امنیتی» داشته باشد،‌ و طرح‌های سیاسی (حتی نقشه‌ راه) به مرحله بعد از تشکیل نهایی اسرائیل باید موکول شود، و بهترین راه همان اقدامات «یکجانبه» است، و نیازی به یافتن شریک در طرف فلسطینی یا عربی نیست، و همه مشکلات باید میان اسرائیل و امریکا حل شود.
براساس این تفکر بود که شارون نه "قراردادهای کمپ دیوید" را پذیرفت و نه هیچگاه حاضر شد "توافقنامه‌های اوسلو" را قبول و اجرا کند و درست از فردای روی کار آمدنش همه واقعیت‌های برآمده از قراردادهای اوسلو را زیر پا گذاشت و تقسیم مناطق اشغالی فلسطین به «الف» و «ب» و «ج» را نادیده گرفت و دوباره همه جا را اشغال کرد و عرفات را محاصره و زندانی کرد. وی اصلا مقوله‌ای به نام "مرحله نهایی" را قبول نداشت تا مفهوم "مذاکرات مرحله نهایی"، بر سر مواردی همچون سرنوشت قدس یا بازگشت آوارگان فلسطینی یا شهرک‌ها، با بپذیرد.
حال همه می‌خواهند بدانند که بعد از شارون چه خواهد شد.
1- بحث اصلی این است که آیا حزب جدید وی «قدما» (کادیما‌– به پیش) در صحنه سیاسی اسرائیل باقی خواهد ماند؟ هر حزبی برای ماندگاری خود نیاز به مقومات تاریخی و تشکیلاتی و تحزب و رهبران کاریزماتیک دارد و حزب «قدما» هنوز نه سازماندهی و تشکیلات و نه حتی اساسنامه و استراتژی دارد و تنها بر اساس شخصیت شارون و تفکر و طرح وی پدید آمد و در اسرائیل بسیاری آن را حزب «مرد واحد» و حزب «فرد رهبر» می‌دانند و معتقدند که با رفتن شارون هیچ کس دیگری از شخصیت و ویژگی همتای وی برخوردار نیست و این حزب تا مدتی با «سرعت اولیه» خود به پیش می‌رود تا اینکه از نفس بیفتد.
براساس نظرسنجی‌ها، اگر همین امروز انتخابات در اسرائیل برگزار شود، حزب شارون چهل و اندی کرسی را قطعا از آن خود خواهد کرد، ولی تردید به آینده‌ای امیدوار حتی سیاستمدار کهنه‌کاری چون «شمعون پرز» را به این وسوسه می‌اندازد تا به همان حزب «کار» بازگردد و با رهبری جدیدش به مصالحه برسد، بویژه که شارون او را به کفالت نخست‌وزیری برنگزید و "اولمرت" را در رهبری حزب بر وی ترجیح داد.
2- غیاب شارون به تقویت جایگاه بنیامین نتانیاهو خواهد انجامید که اخیرا به رهبری "جناح لیکود" انتخاب شد و رقبای تندتر از خودش را کنار زد و امیدوار است که لیکود را در موقعیت "راست‌ افراطی" نگه دارد و از لغزیدن آن به "راست بسیار افراطی" جلوگیری کند و بتواند از این راه کسانی چون موفاز و اوی دیختر (رئیس سابق سازمان امنیت داخلی – شاباک) را به لیکود باز گرداند.
3- از برنده دیگری به نام حزب غیر دینی «شینوی» نام برده می‌شود که به احتمال برخی از آرای حزب شارون را به سوی خود خواهد کشید.
4- حزب کار چندان سودی از غیاب شارون نخواهد برد و "پرتس"، رهبر جدیدش، هنوز هم با مخالفت‌های رهبران قدیمی رد این حزب، مانند باراک و الیعازر، روبروست. وی امیدوار است که رایزنی‌هایش به بازگشت پرز و دیگر رهبران رمیده بینجامد.
5- انتخابات پارلمانی در موعد مقرر برگزار خواهد شد و کسی در اندیشه تعویق آن بر نخواهد آمد. در داخل اسرائیل بسیاری معتقدند که مبارزات انتخاباتی همچون گذشته میان جناح لیکود و حزب کار جریان خواهد یافت و آرای شنوی و "شاس" اندک تغییراتی خواهد یافت. این انتخابات بدون شک میان رهبران نسل سوم اسرائیل رخ می‌دهد. با توجه به تمایل چند سال اخیر مردم اسرائیل به احزاب راستگرا و چرخش به راستگرایی و اولویت دادن امنیت بر سیاست و حتی گاهی اقتصاد، نتانیاهو بیش از دیگران به سقوط حزب «قدما» و پیروزی خود چشم دوخته است.
6- از جنبه فلسطینی باید به این نکته اشاره کرد که برخی معتقدند که دیگر کسی همچون شارون پیدا نخواهد شد که در ادامه اقدام یکجانبه خروج از غزه، به عقب‌نشینی گسترده از مناطق مهمی از کرانه باختری دست زند. شارون زمانی به عقب‌نشینی از غزه اقدام کرد که حزب سابقش (لیکود) و دولت ائتلافیش در پارلمان از اکثریت ساقط شده بود، ولی موازنه‌های داخلی در اسرائیل و سهم‌خواهی عده بیشماری از سیاستمداران در قدرت و همچنین توان شارون در تصمیمگیری سبب شد که وی همچنان نخست‌وزیر باقی بماند و تصمیم سرنوشت‌ساز خود را اجرا کند و چنان بیرحمانه مخالفانش را له کند که حزب جدیدی تشکیل دهد و همه مخالفان درون حزبی را دور بریزد.
جرئت اقدامات یکجانبه تا مدتها در کسی یافت نخواهد شد و روند مذاکرات، که از زمان شارون به مرگ بالینی دچار شده بود، تا مدتها همچنان یخزده باقی خواهد ماند.
این اعتقاد وجود دارد که عقب افتادن انتخابات پارلمانی فلسطینی، در کنار آرام ماندن نسبی اوضاع امنیتی، به اولمرت، کفیل نخست‌وزیری، کمک خواهد کرد که خود را در رهبری حزب جدید شارون تثبیت کند و حتی بتواند همراهی امریکا و برخی از رهبران عربی منطقه را پشتوانه پیروزی حزبش در انتخابات قرار دهد؛ امری که در تماس‌های مسئولان امریکایی و همچنین حسنی مبارک مصری و ملک عبدالله اردنی و ابومازن فلسطینی اشره‌هی واضحی به آن می‌توان یافت.
با این همه، این نگرانی در میان فلسطینیان وجود دارد که تا شب انتخابات در اسرائیل و پس از آن نیز رهبران جدید، برای تثبیت خود نزد افکار عمومی داخلی، به سرکوب شدید مردم فلسطین دست زنند و خون‌های بیشتری بر زمین ریخته شود. با توجه به سابقه نتانیاهو در نخست‌وزیری اسرائیل،‌ این احتمال از نظر فلسطینیان دور نمی‌ماند که شاید وی به اشغال مجدد بخشی از غزه دست زند.
رهبران گروه‌های مبارز و همچنین بسیاری از سیاستمداران فلسطینی به حق این نکته را بازگو می‌کنند و هشدار می‌دهند که تغییر در رهبری اسرائیل به معنای تغییر در برخورد با فلسطینیان نخواهد بود و اوضاع امنیتی اگر شدت کنونی خود را حفظ نکند، حتما شدیدتر و سنگین‌تر خواهد شد.
همان‌گونه که گفته شد شارون هیچگاه به طرح سیاسی برای حل بحران فلسطین اعتقاد نداشت و طرح امریکایی نقشه راه را چنان تنزل داد که در حد التزامات امنیتی فلسطینیان باقی ماند و همه چیز به خلع سلاح گروههای فلسطینی موکول شد. همین طرز فکر نیز در میان جانشینان وی ادامه خواهد یافت. دولت امریکا نیز به جمع ناظرانی خواهد پیوست که منتظرند ببینند رهبر بعدی اسرائیل که خواهد بود،‌ کسی که بیشترین بهره را از حضور راستگرایان جدید در حاکمیت امریکا خواهد برد و با آنان هماهنگ خواهد بود.