تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۵۸۴۳۸

حسن کربلایی
hassankarbalaei@yahoo.com
جهان در آستانه ورود به قرن بیستم بود. کشورهای مختلف زیر چکش نقد و بررسی استراتژیستها و صاحب نظران بود که چگونه وارد این قرن می‌شدند.
تیتر یکی از روزنامه‌های داخلی در نگاه به روسیه این بود؛ "روسیه با پوتین وارد قرن بیست و یکم شد".
این تیتر خیلی با معنا بود. با آن که اتحاد شوروی متلاشی شده از امپراتوری 70 ساله آن خبری نیست و دیگر از چهره میلیتاریزه همسایه شمالی اثری نمانده است، اما پیروزی پوتین در انتخابات ریاست جمهوری که همچنان نیز به قوت خود باقی است نشان می‌دهد ما با یک نظام سرد،‌ خشن و در عین حال کاملا میلیتاریزه روبه‌رو هستیم.
مناسبات ایران و همسایه شمالی چه آن موقع که نام روس بر خود داشت چه زمانی که به خود امپراتوری شوروی گرفت و اکنون نیز باز نام روس را بر خود دارد، فراز و نشیبهای فراوانی به خود دیده است.
مردم ایران نتوانستند هیچ گاه روسها را در هیبت و هیات یک دولت دوست ببینند چرا که روحیه کاسبکاری و منفعت‌طلبانه آنان در کشاکش تحولات جهانی همیشه به سمت و سوی بی‌مهری با ملت ایران کشانده می‌شدند.
دولت روسیه با قبول زورگویی‌های آمریکا در چالش هسته‌ای ایران در دقیقه 90 بازی با تغییر رفتار خود نشان داد که زیر بلیت غرب عمل می‌کند آنها نشان دادند که شریک قابل اعتمادی برای دولت‌های مستقل و آزاد جهان نیستند.
گورباچف به نصیحت امام گوش نکرد آن بلا بر سرش آمد یلتسین هم آنقدر بیمار بود و مست که نه نصیحت امام عمل کند و حساب خود را از حساب امپریالیسم جهانی جدا نماید.
مردم ایران می‌دانند که رییس ‌جمهور روسیه یک مقدار ورزش رزمی جودو را یاد گرفته است اما فقط می‌تواند در نمایش این ورزشها شرکت کند او از ورود در مسابقات این ورزش رزمی در جهان سیاست نهی شده است. استراتژیست‌های سیاسی ایران باید روی پوتین و دولت روسیه در مذاکرات فقط تا یک نقطه مشخص حساب باز کنند. آن نقطه هم از نظر ما و هم از نظر روسیه و هم از نظر آمریکا مشخص است. نقطه‌ای که ما در آنجا فقط به خدا تکیه می‌کنیم و روی حمایت هیچ قدرتی از آغاز تا انجام مذاکرات حساب باز نمی‌کنیم.