تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۵۸۴۷۰
در گفت‌وگو با شرق طرح شد
مقدمه: محمدرضا سرداری: آیت‌الله سیدجلال‌الدین طاهری اصفهانی سال‌ها است محبوب‌ترین روحانی نزد مردم استان اصفهان است. با وی در کنار تخت استراحتش گفت‌وگو کردم. این روحانی 74 ساله بیمار و نحیف به نظر می‌رسید. داروی‌های وی روی میز کوچکی روی تخت استراحت وی قرار داشت. روی دید و در دسترس بود. همین مسائل ابتدا مرا از طرح پرسش‌‌های زیاد باز می‌داشت اما وقتی که وارد گفت‌وگو شدیم شرایط کاملاً‌ متفاوت بود. دریافتم کهولت سن تاثیری در ذهن ایشان نگذاشته و فضا برای طرح موضوعات متنوع باز است. با این حال این گفت‌وگو بیش از 45 دقیقه طول کشید. این روحانی بلندپایه از ابتدای پیروزی انقلاب تا سال 1380 امام جمعه اصفهان و نماینده ولی فقیه در استان پیش و پس از حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده و همزمان در خبرگان رهبری حضور داشته و دارد. آیت‌الله طاهری که یکی از حامیان جدی سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور پیشین بود در دوره ریاست جمهوری وی از امامت جمعه اصفهان در دوره ریاست جمهوری وی از امامت جمعه اصفهان کنار رفت. کناره‌گیری طاهری بازتاب گسترده‌ای نه تنها در اصفهان بلکه در کل کشور داشت. برخی اصولگرایان، اصلاح‌طلبان را متهم می‌کردند که آیت‌الله طاهری را تحریک کرده‌اند تا از نماز جمعه اصفهان کناره‌گیری کند. فرد موردنظر اصولگرایان رجبعلی مزروعی نماینده اصفهان در مجلس ششم بود اما مزروعی در واکنش به این اتهام به سوابق آیت‌الله طاهری در دوران مبارزات با نظام گذشته اشاره کرد و گفت که وی کسی نیست بتواند برای چنین شخصیتی تعیین تکلیف کند. چنین روحیه‌ای از آیت‌الله طاهری در هنگام مصاحبه‌ای که با ایشان داشتم کاملاً قابل درک بود. ایشان علاقه داشت که به تنهایی مصاحبه کند و اعضای دفترش محل مصاحبه را ترک کردند و تنها من به اتفاق حسن فایضی مسئول ستاد انتخابات مصطفی معین در انتخابات ریاست جمهوری در محل باقی ماندیم. وی پیش از آنکه پرسشی طرح شود دغدغه خود را نسبت به اظهارات اخیری که در نفی جمهوریت نظام بیان شده بروز داد. حتی گله خود را از یکی از خبرگزاری‌ها که متن ارسالی ایشان را درباره مسائل اخیر به طور کامل درج نکرده بود کتمان نکرد. وقتی که ایشان به قول خویش درددل خود را بیان کرد از وی پرسیدم:

* حضرت آیت‌الله آیا شما در انتخابات آتی خبرگان رهبری کاندیدا خواهید شد؟
** خیر،‌ من در آن انتخابات شرکت نخواهم کرد.
* ممکن است بفرمایید چرا؟
** من در همین خبرگان فعلی نیز که در حال حاضر عضو آن هستم تمایلی به حضور نداشتم. وقتی که امام رحلت کردند و خبرگان به رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رای دادند من خدمت ایشان رسیدم و گفتم که نکاتی هست که می‌خواهم با شما مطرح کنم. یکی از این نکات این بود که عرض کردم، ‌می‌خواهم از نماز جمعه اصفهان کنار بروم. ایشان خیلی ناراحت شدند و گفتند ابداً ! شما نباید از نماز جمعه کنار بروید. گفتم پس اجازه بدهید من در خبرگان شرکت نکنم. ایشان گفتند آقای طاهری شما لازم نیست سه روز به خاطر خبرگان به تهران بروید. همین که شما در نخستین روز اجلاس خبرگان حضور داشته باشید کافی است. بعد از آن نیز اگر احساس کردید وضع مزاجی شما وافی نیست، می‌توانید تشریف ببرید. من هم طبق گفته ایشان همین مقدار در مجلس خبرگان بودم که بیشتر نمی‌ماندم و در نظریات و مباحث هیچ دخالتی نداشتم. این خبرگان برای من یک جنبه تکلیف داشت. من البته این را قبول کردم اما برای خبرگان آیند دیگر کاندیدا نخواهم شد.
* آیا عدم تمایل شما برای حضور در مجلس خبرگان رهبری به خاطر وضعیت مزاجی‌تان است؟ شما از واژه تکلف استفاده کردید چرا حضور در خبرگان را تحمیل به خود می‌دانید؟
** ببینید من معتقدم اعضای مجلس خبرگان باید مجتهد جامع‌الشرایط باشند. یعنی بتوانند رهبر را بشناسند. رهبر یعنی ولی فقیه و ولی فقیه اولا باید اجتهاد داشته باشد و ثانیاً جامع‌الشرایط باشد تا هر مشکلی که مردم پیدا کردند و خواستند تا رهبر مشکل آنها را حل کند بتوانند به وی مراجعه کنند و رهبر نیز با کمک اجتهاد و جامع‌الشرایط بودن خویش بتواند مشکل مردم را حل کند.
* با توجه به آنچه که گفتید آیا حاضرید دوباره کاندیدا شوید؟
** امیداورم در خبرگان آینده شرایطی ایجاد شود تا صلاحیت تعداد بیشتری مجتهد جامع‌الشرایط تائید شده و آنها در انتخابات این مجلس شرکت کنند. اگر این اتفاق بیفتد من نیز به سهم خودم حاضرم در این انتخابات کاندیدا شوم. ولی در شرایط موجود من صلاح نمی‌بینم که کاندیدا شوم. به خاطر آنکه خبرگان موجود نسبت به آنچه که من از خبرگان می‌فهمم متفاوت است.
* ممکن است قدری بیشتر توضیح دهید که خبرگان ایده‌ال مد نظر حضرتعالی چیست؟
** ببینید لفظ خبره یعنی باخبر، باخبر از چی، باخبر از کلان مسائل کشور و نظام خبره که مجتهد جامع‌الشرایط است باید بتواند اظهارنظر کند، بتواند آزادانه حرف خود را در خبرگان بزند.
* اخیراً برخی از اعضای مجلس خبرگان رهبری طرحی تهیه کردند با اصلاح آئین‌نامه کنونی این مجلس شرایط و شیوه احراز صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان به شرایطی که در زمان در قید حیات بودن بنیانگذار جمهوری اسلامی وجود داشت بازگردد. آیا شما نیز در جریان این طرح قرار دارید؟
** بله قرار دارم.
* فکر می‌کنید این طرح به جایی خواهد رسید؟
** نه خیر، به جایی نخواهد رسید. هیچ احتمالی برای موفقیت این طرح وجود ندارد.
* فرض کنیم که شما در شرایط موجود کاندیدای مجلس خبرگان آینده شوید. آیا فکر می‌کنید در این شرایط صلاحیت شما تائید خواهد شد؟ با توجه به اینکه اکنون شما دیگر امام جمعه اصفهان نیستید.
** نمی‌دانم. ممکن است تائید نکنند.
* یعنی معتقدید محبوب شما مانع رد صلاحیت شما خواهد شد؟
** من در دوره گذشته بیش از یک میلیون رای در اصفهان کسب کردم که چنین رای را هیچ کس در خبرگان به دست نیاورده است و این رای یک رای ممتاز بود در خبرگان. الان نیز اگر من کاندیدا شوم مردم تابع این نیستند که امام جمعه هستم یا نه. قرائن و شواهد نیز نشان می‌دهد نمی‌توانند صلاحیت مرا تائید نکنند. ولی من کاندیدا نخواهم شد.
* همان‌طور که در جریان اخبار کشور هستید گفته می‌شود در حال حاضر جریانی در حال برنامه‌ریزی برای حضوری فعال در انتخابات خبرگان رهبری در سال آینده است. شما فکر می‌کنید اگر این جریان موفق شود ترکیب آینده خبرگان را در دست گیرد با توجه به نوع تفکر و عقاید این جریان که اخیراً نیز جمهوریت نظام را مورد تشکیک قرار داده‌اند خبرگان آینده چگونه خبرگانی خواهد بود؟
** به اعتقاد من آنها اگر هم موفق شوند همه آنها شرایط خبره را ندارند و نمی‌توانند همچون مجتهدی جامع‌الشرایط که ویژگی آن را عرض کردم عمل کنند.
* اخیراً برخی از سران این جریان اظهاراتی را در نفی جمهوریت نظام منسوب به بنیانگذار جمهوری اسلامی کرده‌اند. شما که از یاران دیرین ایشان هستید چه نظری درباره این انتساب دارید؟
** اکنون که 27 سال است از جمهوری مقدس اسلامی می‌گذرد برخی می‌گویند نظر امام جمهوری نبوده بلکه نظر ایشان حکومت اسلامی بوده است. من نمی‌دانم آقایانی که الان این حرف‌ها را می‌زنند چرا در زمان امام این حرف‌ها را نزدند و الان که سال‌ها از رحلت امام (رضوان‌الله تعالی علیه) می‌گذرد این سر و صداها را بلند کردند. افرادی که این حرف‌ها را می‌زنند کسانی هستند که حتی یک لحظه هم خدمت امام نرسیدند و با امام نشست و برخاستی نداشتند و در هیچ یک از مسائل انقلاب نیز از خود نشانی نگذاشتند. نه تبعید، نه زندان و نه فعالیت. واقعاً مایه تاسف است که بعد از رحلت امام باید این سر و صداهای نامساعد را بشنویم. اینجانب پیش از انقلاب گذرنامه اقامتی در عراق داشتم. خاصیت این گذرنامه این بود باید سالی دو بار به عراق سفر می‌کردم وگرنه این گذرنامه از درجه اعتبار ساقط می‌شد. این گذرنامه را تنها به عشق زیارت عتبات عالیات نگرفته بودم بلکه عشق دیدار با امام که آن موقع در نجف در تبعید به سر می‌بردند نیز مزید بر علت بود تا این گذرنامه را اخذ کنم. روز چهاردهم ماه شعبان بود که من در حرم حضرت ابی‌عبدالله الحسین عرض کردم یا ابا عبدالله شما وسیله این گذرنامه اقامتی را برای من فراهم کنید. از صحن که بیرون آمدن گفتند کنسول ایران وارد کربلا شده است. به خود گفتم خوب است که با وی دیداری داشته باشم. پیش وی رفتم،‌ از او خواستم تا گذرنامه اقامتی برای من صادر کند. ایشان نیز دستور داد تا گذرنامه اقامتی برای من صادر شود. گرچه آنها اکراه داشتند از این کار. من هر وقت به نجف برای زیارت حرم امیرالمومنین می‌رفتم به دیدار امام نیز می‌رفتم. گاهی دو ساعت می‌نشستیم و با امام بحث می‌کردیم. من حاق نظریه امام را در این بحث‌ها درک کردم که نظر ایشان جمهور بودم بود. نظر ایشان جمهوری اسلامی بود. وقتی که به ایران تشریف اوردند و در بهشت زهرا سخنرانی کردند فرمودند من به اتکای این مردم که به من رای دادند دولت تعیین می‌کنم. روی مردم عنایت داشتند و هیچ کس نیست که بخواهد واقعیت را بگوید و غرضی نداشته باشد مگر آنکه بگوید امام قائل به جمهوریت بودند. از فرمایش امام در بهشت زهرا روشن است که نظر ایشان جمهوری بود نه حکومت. در سخنرانی‌های ایشان نیز همیشه سخن از مردم بود. گاهی می‌فرمودند کاش به من رهبر نمی‌گفتند، خادم این مردم می‌گفتند. معنی جمهور نیز همان مردم است. حرف تازه‌ای نیست، کلمه بغرنجی هم نیست.
* به نظر شما چرا این چالش‌ها در شرایط کنونی ایجاد شده است؟
** نمی‌دانم. اما نمی توانم فکر خودم را راحت کنم درباره این حرف‌هایی که پیش آمده آن هم پس از امام. اگر آنها می‌خواستند این حرف‌ها را بزنند بهتر بود در زمان حیات امام می‌گفتند و اگر امام می‌پذیرفتند تصدیق می‌کردند و نمی‌پسندیدند می‌گفتند که نظرشان جمهوری است نه حکومت. من از روزنامه‌ها انتظار دارم که واقعیات را درج کنند و نظر قطعی امام را که جمهوریت بود به مردم تفهیم کنند.
* اما برخی از طرفداران این آقایان معتقدند که سران این جریان از هواداران انقلاب و امام هستند؟
** این آقایانی که این ادعاها را می‌کنند در هیچ یک از مراحل انقلاب نقش نداشتند. هر وقت در جبهه مسئله‌ای پیش می‌آمد به من زنگ می‌زدند و می‌خواستند تا به منطقه بروم. من هم درسم را تعطیل می‌کردم و راهی جبهه می‌شدم و با بچه‌های عزیز اسلام انس می‌گرفتم و آنها را در آغوش می‌گرفتم و می‌بوسیدم. آنها نیز چنین می‌کردند. شب‌های عملیات سرشان را روی زانوی من می‌گذاشتند و گریه می‌کردند و می‌گفتند دعا کن تا ما شهید شویم و من به آنها می‌گفتم دعا می‌کنم خداوند پیروزی را نصیب شما کند زیرا شهادت که هدف نیست پیروزی هدف است. ولی آقایان در هیچ‌یک از این مراحل پیدا نبودند و حالا ناگهان ساز می‌زنند که امام جمهوری اسلامی را قبول نداشته بلکه حکومت اسلامی را قبول داشته است. این تفکر صد در صد اشتباه است. نظر امام جمهوریت بود.
* اما از سوی دیگر برخی نیز که خود را از زمره یاران بنیانگذار جمهوری اسلامی می‌دانند در مقابل این گونه سخنان سکوت کرده‌اند. به نظر شما این سکوت ناشی از چیست؟
** ولی ما ساکت ننشسته‌ایم. ارگ منبری برای من گذاشته شود فریاد می‌زنم که این حرف‌ها حرف طالبان حکومت است و حرف امام نبوده است. امام همواره می‌فرمودند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.
* حتی اگر مجتهدین اصلاح‌طلبی چون شما شرکت نکنند یا رد صلاحیت شوند این اتفاق روی نخواهد داد؟
** بالاخره ما کنار ننشسته‌ایم. ما مردم را بیدار می‌کنیم. وظیفه ما بیدار کردن مردم است. من به جریانی درباره معصومین اشاره می‌کنم. ابی‌عبدالله وقتی نامه‌های مردم کوفه را دیدند احساس کردند جمهور مردم علاقه‌مند به حضور ایشان در کوفه هستند. با این حال باز هم به این نامه‌ها اکتفا نکردند و مسلم بن عقیل را به کوفه فرستادند. مسلم به کوفه رفت و اوضاع را بررسی کرد و نامه‌ای برای امام نوشت که من اوضاع را به جمیع جهات مناسب برای حضور شما می‌دانم و مردم تشنه گرویدن به شما هستند ولو ظاهر نمی‌کنند. روی همین حساب بود که امام حرکت کرد به سمت کوفه. ولی وقتی شد آنچه شد امام فرمود: الدنی ابن الدنی مرا مخیر کرده میان دو کار ذلت و شمشیر، ذلت از ما دور است و ما شمشیر را انتخاب می‌کنیم. خواهر ایشان حضرت زینب نیز در کوفه مقابل مردم قرار گرفتند خطاب به آنها گفتند ای مردمی که اهل غدر و مکر هستید. شما به ابی عبدالله اعلام کردید که آماده‌ایم برای بیعت با تو، اما شما را گول زدند، اگر جمهور شما آمادگی نداشت برادرم هرگز نمی‌آمد و مردم کوفه زار زار می‌گریستند.
* پس معتقدید که این عزم وجود دارد که جریان اصلاح‌طلب جدی وارد انتخابات خبرگان شود و شما نیز از این جریان حمایت خواهید کرد؟
** بله،‌ چنین خواهد شد.
* حضرت‌عالی می‌دانید که طبق قانون اساسی کلیه اختیارات مربوط به قوانین و مقررات نحوه اداره خبرگان رهبری و حتی مدت و دوره این مجلس در اختیار خود خبرگان است. دوره مجلس خبرگان طبق آیین‌نامه موجود 8 سال تعیین شده است. به نظر شما آیا امکان تغییر دوره آن مثلاً از 8 سال به 6 سال یا 10 سال وجود دارد؟
** این امکان وجود دارد ولی مقبولیت عامه را ندارد.
* به نظر شما اگر چنین اتفاقی روی دهد مجلس خبرگان با مسائل جدیدی روبه‌رو خواهد شد؟
** مجلس خبرگان از ابتدا 8 ساله بوده است. بدیهی است اگر بخواهند چیز جدیدی را ابداع کنند این مجلس را نیز مسئله‌دار خواهند کرد.
* در ایام عید سعید غدیر هستیم. اخیراً برخی از روحانیون نزدیک به بنیانگذار جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند که عده‌ای با سوءاستفاده از احساسات مذهبی به رواج تحجر و خرافه دامن می‌زنند. جنابعالی چه نظری در این رابطه دارید؟
** من در طول سال به جز عید غدیر جلسات رسمی ندارم زیرا معتقدم مسئله غدیر یک مسئله قرآنی است و هیچ آیه‌ای مثل آیه غدیر بر پیامبر نازل نشد. این آیه خیلی تند بود. معنی آن این بود که ای پیامبر اگر به این آیه عمل نکنی کلیه اقدامات گذشته تو نیز بی‌اثر خواهد شد. به همین خاطر علمای ما به غدیر اهمیت بسیاری می‌دهند.
* من از این فرمایش شما این گونه برداشت کردم که این دغدغه‌های مذهبی نزد روحانیونی که گرایش به اصلاحات نیز دارند به شدت وجود دارد اما برخی نیز تعبیر دیگری دارند. شما تبعات این قبیل تحرکات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** تبعات اینگونه تحرکات باعث می‌شود تا شیعه را بین مردم بد جلوه دهند و نتیجه آن کشتارهایی است که امروز مثلاً در عراق شاهد آن هستیم. ریشه این کشتارها در عراق و شهرهای مذهبی این کشور در دامن زدن به همین نوع مسائل است.