تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۵۸۴۷۲

دکتر امیرباقر مدنی ـ استاد دانشگاه شهید بهشتی
آمریکا، ژاپن را از زندگی آرام به صنعت و بازرگانی کشاند. این کشور به کمک دشمن قبلی خود به تدریج به یک غول تمدن صنعتی تبدیل شد. تا چهار دهه پیش تولیدات صنعتی ژاپن به دلیل نامرغوب بودن به دشواری در بازارهای آمریکا به فروش می‌رفت. آمریکایی‌ها می‌گفتند تولیدات ژاپن در آمریکا خواهان ندارد. اما اکنون در سایه تداوم تولید و کسب تجربه، بسیاری از کالاهای ساخت ژاپن به ویژه وسایل الکترونیکی که از نظر زیبایی و مرغوبیت در دنیا کم‌نظیر است خواهان بسیار پیدا کرده است. بیش از 80 درصد خانواده‌های آمریکایی در منازل‌شان از تولیدات ساخت ژاپن استفاده می‌کنند، حال این ژاپنی‌ها هستند که با رقابت بازارهای آمریکا را تسخیر کرده و می‌گویند بعضی از کالاهای آمریکایی به دلیل نامرغوب بودن در بازارهای ژاپن خریدار ندارد.
استثمار مصرف‌کننده
با اینکه ژاپن ثروتمندترین کشور جهان محسوب می‌شود اما ژاپنی‌ها قدرت خریدی برابر 60 درصد آمریکایی‌ها را دارند. با توجه به بالا بودن قیمت‌ها و نبود قانون حمایت از مصرف‌کننده، مصرف‌کننده ژاپنی استثمار می‌شود. برای مثال قیمت مواد غذایی در توکیو دو برابر واشینگتن پایتخت آمریکا است یا بسیار مشاهده می‌شود که کالاهای تاریخ گذشته به صورت حراجی در فروشگاه‌ها عرضه می‌شود. وسایل ارتباط جمعی هم تحت تاثیر شرکت‌های تولیدکننده قرار گرفته گزارش‌هایی از گرانی و استثمار مصرف‌کننده تهیه نمی‌کنند. معمولاً ‌ژاپنی‌ها می‌گویند نه دولت و نه مردم ژاپن ثروتمند نیستند بلکه این شرکت‌های تولیدی هستند که ثروت دارند. شایان توجه است که با وجود این، آنها نارضایی زیادی از شرکت‌ها ندارند یا همانند بعضی ایرانیان آنها را زالوصفت نمی‌نامند چون پیشرفت و موفقیت کشورشان را مدیون همین شرکت‌ها می‌دانند.
کار زیاد و افزایش فشار روحی
بسیاری از ژاپن‌شناسان ساعات کار طولانی و دستمزدهای کم را در طول دهه‌های 50 و 60 میلادی مهمترین عامل توسعه اقتصادی ژاپن می‌دانند. همان طوری که اکنون کشور چین با پرداخت دستمزدهای کم به کارگران موفق به رقابت با دیگر ممالکت جهان شده و با صادرات بیشتر یکی از بالاترین نرخ رشد اقتصادی را نصیب خود ساخته است. در حالی که در آمریکا و اروپا ساعات کار مفید 40 ساعت در هفته است در ژاپن 50 یا 60 ساعت کار در هفته هنوز هم متداول است. در این کشور بعضی از کارکنان شرکت‌ها نه تنها آخر هفته هم کار می‌کنند بلکه از مرخصی سالانه خود هم استفاده نمی‌کنند. شایان توجه است که از نظر ژاپنی‌ها کار وظیفه است نه هدف. کار یک عمل مقدس محسوب می‌‌شود به همین جهت در مقابل خستگی بی‌اعتنا هستند. به طور کلی می‌توان گفت که موفقیت ژاپن در کار توسعه به جهت استعداد فوق‌العاده یا زرنگی آنها نیست بلکه در سایه کار و تلاش بیش از حد موفق به «معجزه اقتصادی» خود شده‌اند. بعضی از مدیران شرکت‌های آمریکایی که خود را ناتوان در رقابت با کمپانی‌های ژاپنی دیده‌اند به مزاح می‌گویند: «ژاپنی‌ها معتادان کارند که در لانه‌های خرگوشی زندگی می‌کنند. افراد با درآمد کم در محله‌های کوچک‌تر از 30 مترمربع زندگی می‌کنند. در یک فیلم مستند نشان داده می‌شد که دو دختر جوان در یک اتاق 3ط3 متر زندگی می‌کردند. چون برای خوابیدن همزمان دو نفر جا نبود آن دو یکی کار شیفت روز و دیگری کار شیفت شب داشت تا هر کدام به نوبت بتوانند بخوابند. ولی برعکس مدارس آنها همانند ممالک غربی بزرگ و دارای همه نوع امکانات ورزشی هستند. باید اضافه شود اگرچه کار زیاد تولید، صادرات و سطح زندگی را بالا می‌برد- همان چیزی که نصیب ژاپنی‌ها شده است- اما از طرف دیگر کار و فعالیت پیش از حد سبب افزایش فشار روحی، سکته‌های قلبی و خودکشی زیاد در بین مردم این کشور شده است و در مجموع آرامش فکری آنها را به هم زده است.
انتخاب مدیران
حال که صحبت از کار کردن ژاپنی‌ها و مقایسه آن با غرب شد، بی‌مناسبت نیست که نحوه استخدام دو کشور ژاپن و آمریکا را هم مورد مقایسه قرار دهیم. در ژاپن موقع استخدام افراد به تحصیلات، تجربه، نمرات امتحان و ارشدیت اهمیت فراوان داده می‌شود. در حالی که در آمریکا کارفرمایان در بدو استخدام بیشتر به معرفی‌نامه و توصیه‌هایی که متقاضی جوان از استادان خود می‌آورد اهمیت می‌دهند. در ژاپن مشاغل مهم معمولاً به مدیران مسن‌تر با سابقه زیاد داده می‌شود مثلاً رئیس کمیسیون‌ها در مجلس ژاپن باید حداقل چهار دوره به نمایندگی مجلس انتخاب شده باشند. یکی از شرایط سمت نخست‌وزیری داشتن سابقه شش دوره نمایندگی در مجلس است. یکی از ویژگی های بسیار خوب مقام معاونت اداری در وزارتخانه‌های ژاپن این است که معاون اداری را کارمندان آن وزارتخانه از میان خود انتخاب می‌کنند نه وزیر. بنابراین با تغییر وزیر معاون اداری او عوض نمی‌شود و همکاری‌های خوبی بین او و کارمندان که یکدیگر را خوب می‌شناسند وجود دارد. باید اضافه شود که ملاحظات ارشدیت در ژاپن اگرچه از یک طرف مانع انتخاب افراد جوان و لایق به مسئولیت‌های بالا می‌شود اما از طرف دیگر انتخاب مدیران مسن به مشاغل مهم سبب می‌شود حسادت به مافوق که مسن‌تر است کم شده و کارکنان جوان به او همانند یک معلم و راهنما نگاه کنند. او هم به نوبه خود مانع پیشرفت زیردستان نمی‌شود.
توکیو کم‌جاذبه اما امن و تمیز
برخلاف شهرهای اروپا نظیر وین، رم و پاریس که دارای ساختمان‌های زیبا با معماری‌های جالب و دیدنی هستند، شهر توکیو به استثنای فروشگاه‌های بزرگ و زیبا و پرتردد که در هفت روز هفته تا دیر وقت باز بوده و فروشندگان با احترام بسیار زیاد با شما برخورد می‌کند و پارک‌های عمومی شهر، جاذبه مهم دیگری ندارد. توکیو دارای کوچه‌های تنگ و بعضی ساختمان‌های بدریخت است. مشکل بزرگی که خارجی‌ها ممکن است در توکیو با آن مواجه باشند پیدا کردن محل یا آدرس مورد نظر است چون کوچه‌ها در این شهر نام‌گذاری نشده‌اند و در منازل شماره ندارند. ژاپنی‌ها خود به آن عادت کرده‌اند و می‌دانند چگونه باید به محل مورد نظر بروند اما برای مسافرین خارجی پیدا کردن یک آدرس کاری است بس دشوار. البته این مسئله در مقابل ادب و احترام فوق‌العاده ژاپنی‌ها نسبت به خارجی‌ها قابل تحمل می‌شود. وقتی شخصی در محل موفق به پیدا کردن آدرس نمی‌شود و از یک ژاپنی سئوال می‌کند او به جای اینکه تنها با اشاره به شما بگوید چگونه می‌توانید به محل مورد نظر برسید او خود را موظف می‌داند تا جلوی محل مزبور با شما آمده و با دست آن را به شما نشان دهد و برگردد حتی اگر این کار پنج یا ده دقیقه بیشتر از وقت او را بگیرد.