تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۵۸۴۷۸
پاسداشت یازدهمین سالگرد رحلت حاج سیداحمد خمینی

فرناز حسنعلی‌زاده
زمستان 1373 زمستان خوبی نبود. زمستان در زمستان بود. زمستانی که گذشت و سیاهی‌اش روی پیراهن مردمی ماند که همان قدر که به چهره امامشان انس داشتند با یار همیشگی امام نیز خو گرفته بودند.
باید فکرش را می‌کردیم، باید می‌دانستیم کسی که این همه سال آرام کنار مرادش ایستاده بود، آرام می‌رفت و هیچ چیزی نمی‌خواست مگر اینکه آنجا هم کنار مرادش باشد.
دنیا انسان‌های بزرگی را به یاد دارد و از این انسان‌های بزرگ یادگارهایی باقی ماندند، ولی یادگار امام فرق می‌کرد. حاج احمدآقا را همه دوست داشتند.
نه به خاطر این که فرزند امام بود، ‌نه به خاطر این که مراقب و دل نگران امام بود،‌ نه به خاطر این که صندوقچه اسرار انقلاب بود، نه به خاطر اینکه برادر آقا مصطفی بود،‌ به خاطر این که انسان بزرگی بود. نه ادعایی کرد و نه سهمی خواست. از زمانی که پدر در تبعید بود و به هیچ چیز دنیا جز درخت پشت سرش تکیه نداشت تا وقتی که شد امام یک امت با میلیون‌ها فدایی، او چیزی به جز آرامش و رضایت پدر نخواست. سالروز رحلت یادگار امام نزدیک است و این صفحه شاید مجالی باشد برای شناختن کسی که هم گنج انقلاب بود و هم گنجینه اسرار انقلاب.
فعالیت‌های علمی
حاج سید احمد خمینی در سال 24 اسفند 1324 در بیت علم و عرفان و فضیلت و جهاد در قم زاده شد.
دوران آموزش‌های ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود به پایان رساند و پس از پایان دوره دبیرستان و هنگامی که والده معظمش در تبعید (نجف) به سر می‌بردند مشغول به تحصیل علوم اسلامی در حوزه شد و در سال 1345 مخفیانه برای دیدار حضرت امام عازم نجف شد و در همان خانه به سلک روحانیت درآمد و چندی بعد برای گسترش زمینه‌های پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و با شرکت در سنگر مقاومت و ایجاد توسعه ارتباط‌های مطمئن میان عناصر انقلابی و راهبر عالی قدر آنان و سازماندهی نیروهای فعال مذهبی و از همه مهم تر برای فعال نگه داشتن بیت حضرت امام در قم که کانون جوشش قیام بود رسالت بس سنگینی را بر عهده گرفت و ضمن انجام فعالیت‌های انقلابی با جدیت در کسب علوم و معارف دینی و حوزوی مشغول شد.
وی پس از طی دوره مقدماتی و متوسط حوزه، سطوح عالی را نزد اساتید نامدار از جمله حضرت آیت‌الله سلطانی (پدر همسر مکرمشان) فراگرفت و از حدود سال 1351 برای فراگیری درس خارج از محضر استادان عالی‌مقام از جمله حضرت آیت‌الله سلطانی (پدر همسر مکرمشان) فراگرفت و از حدود سال 1351 برای فراگیری درس خارج از محضر استادان عالی مقام از جمله آیت‌الله حاج مرتضی حائری(ره) و حضرت آیت‌الله حاج‌آقا موسی شبیری زنجانی بهره گرفت.
مطالعه دروس حوزه تا سال 1356 ادامه یافت. در همین زمان به دلیل دستگیری برخی از همرزمانش و اطلاع ساواک از ارتباط‌های آن رزمندگان با ایشان، احتمال دستگیری وی بالا رفت، ‌از این رو ایشان مخفیانه ایران را به قصد عراق ترک کرد و به پدر بزرگوارش در نجف اشرف پیوست.
در این سفر بود که فاجعه رحلت برادر نستوه‌اش عالم مجاهد آیت‌الله حاج‌آقا مصطفی واقع شد و حضور ایشان توانست سنگینی بار ماتم را از دوش حضرت امام و مادر بزرگوارش و دیگر اعضای خانواده بردارد. یادگار عزیز امام در مدت اقامت در عراق علاوه بر بهره‌گیری علمی از محضر درس خارج حضرت امام کوشیدند تا با بینش و منش و شیوه عالمان و استادان نامدار حوزه علمیه نجف آشنا شود و این تلاش علمی تا هنگام ترک عراق توسط حضرت امام(ره) و عزیمت به پاریس و اوج‌گیری انقلاب اسلامی ادامه داشت.
بعد از رحلت جانگذاز بنیانگذار جمهوری اسلامی، یادگار معزز ایشان به رغم پیشنهاد بزرگان و اصرار بسیاری از دوستان برای ورود به صحنه هدایت و مدیریت کشور و جامعه، بر آن شد تا از یک سو کار عظیم جمع‌آوری، نگاهداری، سازماندهی،‌ تبیین و نشر آثار حضرت امام را که امانتی گران‌سنگ در دست‌های مطمئن او بود هدایت و اداره کند و از سوی دیگر کارهای علمی و فکری رو مراحل خودسازی را جدی‌تر از گذشته پی بگیرد.
در این مدت نیز علاوه بر تحصیل مراحل فلسفه اسلامی و اشتغال به چند مباحث علمی و فقهی و اصولی با دوستان به تدریس کفایه‌الاصول که متن نهایی درس سطح عالی است اشتغال داشت.
فعالیت‌های سیاسی
بعد از تبعید امام مهم‌ترین نقش حاج‌ احمدآقا عبارت بود از ایجاد رابطه میان حضرت امام و پیروان انقلابی او در ایران و سایر نقاط جهان و برافراشته نگاه‌داشتن پرچم جهاد در ایران که گرفتار جباریت رژیم شاه و خفقان و سرکوب شدید بود. شایستگی‌های فراوان، شجاعت، کاردانی، تیزهوشی او و بالاخره اعتماد کاملی که رهبر و نیز پیروان امام به او داشتند توفیق ایشان را در انجام این رسالت بزرگ افزون می‌کرد.
وی علاوه بر ارتباط مستمر مخفی با موثرترین و بالاترین چهره‌های مبارزه در ایران و همفکری و همکاری با آنان از سال 1350 به بعد، محور و مدار تشکیلات مخفی موثری با همکاری عده‌ای از فاضلان و دانشجویان در حوزه علمیه قم بود که کار تکثر و توزیع خبرنامه‌ها و اطلاعیه‌ها و نوارها را به مناسبت‌های مختلف به عهده داشتند. تقریباً باید گفت تمام اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌هایی که به نام «روحانیون مبارز» داخل کشور و فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در ایران منتشر شد از همین مرکز بود.
ایجاد ارتباط میان فعالیت‌های مبارزاتی و انقلابی و فکری گروه‌های مبارز دینی خارج از کشور،‌ عراق، لبنان، اروپا و آمریکا و جریان مبارز داخل کشور، تیزهوشی و ابتکار و قدرت از جمله عواملی بود که تشکیلات موجود و جریان مبارز مرتبط با ایشان بدون کمترین صدمه و لطمه‌ای توانست در بحرانی‌ترین شرایط وظایف خود را انجام دهد. بعد از انقلاب نقش انقلابی و اجتماعی و اهمیت حضور فرزند رشید امام در صحنه‌های انقلاب و نظام از حساسیت بیشتری برخوردار شد، زیرا از یک سو دشواری‌های تاسیس نظام از سوی امام و از سوی دیگر اوج‌گیری توطئه‌های داخلی و خارجی برای براندازی نظام برآمده از انقلاب پیروز، دوران پربحرانی را پدید آورده بود که جز در سایه نبوغ و فوق‌العادگی شخصیتی چون او که برخوردار از امدادهای الهی بود پیروزی بر این مشکلات محال به نظر می‌رسید و بدون شک حضور ممتاز حاج سیداحمدآقا در صحنه و نقشی که در کنار پدر داشت، ‌مهم‌ترین و پرافتخارترین دوران عمر با برکت او را رقم می‌زند.
تدبیر او در به سامان رسیدن سفر امام از بغداد به پاریس و هدایت بیت و دفتر امام در آن کشور کار دشواری بود که عزیز امام به خوبی از عهده آن برآمد.
در پاریس مطمئن‌ترین فرد برای ارتباط نهضت و روحانیت در صحنه مبارزات با حضرت امام بود و بیشترین بار سامان دادن به امور کانون انقلاب در دهکده نوفل لوشاتو بر عهده ایشان بود.
پس از سپری شدن دوران حضور سرنوشت‌ساز حضرت امام در پاریس، وی همراه پدر به ایران آمد و از فرودگاه تا بهشت‌زهرا در دل امواج خروشان میلیون‌ها انسان عاشق امام و در قلب هزاران خطر که هر لحظه از جانب پس‌مانده‌های رژیم شاه، پدر را تهدید می‌کرد همه جا همچون سایه، وی را رها نکرد و در دبستان علوی و در شبهای آتش و خون لحظه‌ای از او جدا نشد. در طول ده سال پس از پیروزی انقلاب و در دوران دفاع مقدس نیز به بهترین وجه ممکن بیت حضرت امام را سامان بخشید و در آن سال‌های پرالتهاب و سراسر حادثه در تمام شبانه‌روز به همه امور بیت رسیدگی کرد.
حضور در جلسات مسئولان طراز اول نظام در محضر امام و پیگیری رهنمودها و فرمان‌ها و ابلاغ مهمترین پیام‌های رهبری در نهایت امانت‌داری که شایسته و برازنده امام و رابطه با امت بود. با همه عشق وصف‌ناپذیرش به پدر و پیر و مراد و رهبرش و تسلیم در برابر وی، از ادامه هر آنچه به نظر وی می‌رسید و در جهت مصلحت انقلاب و اسلام بود، ‌دریغ نورزید و مسئولان را در انجام آنچه به عهده داشتند،‌ یاری نمود.
نقش حاج احمدآقا از دوران اوج‌گیری نهضت تا استقرار نهضت نظام اسلامی و مبارزه با آمریکا و دسیسه‌های خارجی و توطئه‌های گروهکهای ستیزه‌گر و خائن چنان برجسته است که هیچ منصفی نمی‌تواند از تحسین آن خودداری کند.
پس از رحلت حضرت امام نیز ایشان بزرگوارانه تمام همت خویش را مصروف و معطوف به آن داشت تا وصایای پدرانه حضرت امام را که مشعل فروزان گذشته، حال و آینده انقلاب اسلامی است فروزان نگاهدارد و در تثبیت خط و راه امام که میراث سالها مجاهده و راهبری حضرت امام خمینی و خون بهای شهیدان بیشمار بود، حرکت نماید.
وی در تمام دوران پرفراز و نشیب پس از رحلت امام در کنار رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی، تقویت نظام الهی را اصلی‌ترین وظیفه دینی و انقلابی خود می‌دید و سرفصل تمام سخنان و پیام‌های آن عزیز دفاع از رهبری انقلاب اسلامی و ولایت فقیه بود و بر این اصل همواره تاکید می‌نمود که تداوم راه امام و نیل به اهداف انقلاب جز با پیمودن این طریق ممکن نیست. در عین حال وی لحظه‌ای از یاد محرومان و مستضعفان و دفاع از امنیت سیاسی جامعه و حقوق مردمی که صاحبان اصلی انقلابند غافل نماند و با اقتدا به پدر بزرگوارش در کنار رنج‌کشیدگان و مجاهدان راه خدا و به یاد شهیدان و در دفاع از مستضعفان جامعه ایستاد و لحظه‌ای از فروزان نگاه داشتن مشعلی که امام آزادگان زمان با تدبیر و اقتدار برافروخته بود از پا نایستاد.
سراسر لحظه‌های عمر با برکتش در کسب علم و رنج مبارزه‌ای طولانی و دفع از حقوق محرومان و حمایت از یادگاران معنوی امام که در راس همه کیان نظام اسلامی بود سپری شد و از این رو مطمئنا یاد فداکاری‌ها و بزرگواری‌های وی هیچگاه از خاطره ملت رشید محو نخواهد شد. نامش در طلیعه فهرست پرچمداران نهضت امام خمینی برای همیشه در تاریخ خواهد ماند.
پس از تبعید حضرت امام خمینی، مهمترین نقش حاج سیداحمدآقا عبارت بود از ایجاد رابطه میان حضرت امام و پیروان انقلابی او در ایران و سایر نقاط جهان و برافراشته نگاهداشتن پرچم جهاد در ایران که گرفتار جباریت رژیم شاه و خفقان و سرکوب شدید بود. شایستگی‌های فراوان، شجاعت، کاردانی، تیزهوشی و اعتماد کاملی که رهبر کبیر انقلاب و پیروان امام به او داشتند، توفیق فرزند برومند اسلام را در انجام این رسالت بزرگ افزون می‌کرد.