تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۵۸۴۸۱

دکتر محمدرضا جمالی
«جنگ‌های پیامبر همه‌اش با اغنیا و با گردن‌کلفت‌ها بود. با ثروتمندها بود. خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌داری گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند. معاذالله، که این با روش انبیاء و امیرالمومنین و ائمه معصومین سازگار نیست. دامن حرمت و پاک روحانیت از آن منزه است و تا ابد هم باید منزه باشد». (پیام فریاد برائت، مرداد 1366)
این سخن امام امت به عنوان یک طرح کلی و برنامه هدفدار برای نظام اسلامی مطرح می‌باشد،‌ به طوری که با این معیار کلی می‌توان تشخیص داد که کدام حرکت و رویه در جهت حمایت از ولی نعمتان انقلاب است و کدام شیوه مغایر با آن.
در 8 سال سازندگی نوعی تفکر کارگزارانی - که بیشتر متکی بر اقتصاد کینزی بود و الگوهای توسعه در جهان سوم را دنبال می‌کرد - بر فضای سیاسی، اجتماعی کشور نوعی تفکر را حاکم کرد که همه چیز را در سود و منفعت می‌دید و چه افرادی که پیش پای توسعه ادعایی قربانی نشدند.
این تفکر با خود نوعی شیوه اداره حکومت را حاکم کرد که در آن طبقه‌ای نوکیسه و ویژه‌خوار ایجاد شد. افزایش ثروت و عدم توزیع صحیح و بهینه آن و سیاست‌های خاص انقباضی در حوزه سیاسی را به همراه داشت که ویژه‌خواران را از هرگونه نقد مبرا کرد و موجب آن شد که یک فاصله شدید طبقاتی در فضای سیاسی- اجتماعی کشور ایجاد شود. در ادامه این پروسه باید طبقه‌ای به نام «مدیران» ایجاد می‌شد که با دیگر افراد موثر در آن سازمان‌ها فاصله چشمگیری داشتند.
ارمغان «مدیرسالاری» که از آن سال‌ها به ارث رسیده، خود به خود به شیوه‌ای ضد کار صادقانه در بخش‌های مختلف تبدیل شده است به طوری که نه انتخاب آن‌ها براساس لیاقت و شایستگی‌‌ها بوده و نه امتیازات ویژه‌ای که به آن‌ها تعلق می‌گیرد بجا و منطقی است. این رفتار که خود می‌تواند نوعی ویژه‌‌خواری را تحکیم کند و تداوم بخشد نه تنها در دوران اصلاحات رخت بر نبست بلکه آن سیاست‌ها علی‌رغم ادعای لیدرهای اصلاح‌‌طلب با ابقای آن مدیران کارگزارانی ادامه یافت و دست آخر رشد فزاینده ثروت در یک بخش و حرمان و ناداری در بخش دیگر، ‌خود را نشان داد.
افزایش مسابقه ثروت و مانور تجمل این طبقه نوظهور را تحکیم بخشید.
اتحاد ثروت- قدرت و قدرت- ثروت در این مسیر با ایجاد تریبون‌ها و رسانه‌های متعدد کوشید تا این طبقه را از هر جهت حمایت کند.
این گروه امروزه مهمترین مانع سر راه آرمان‌ها و ایده‌های اصولگرایانه است. منافع و ثروت‌های یادآورده به دلیل ناهمخوانی با فضای خدمت به مردم و رشد فضایل انسانی، مانع و رادعی بر سر همت‌ها و آرمان‌ها است.
باید توجه کنیم که جبران اصولگرایی بیشترین هم و غم خود را در دایره خدمت مصروف کند چرا که اگر ما نیز چون گذشتگان در چنبره اهداف جناحی و مقاصد مادی گرفتار آییم و نه تنها از مردم فاصله گرفته‌ایم بلکه ما نیز خود اسیر تمایلات خویش گشته‌ایم.
دقت شایسته در انتصاب افراد پاکدامن و پاکدست، متدین، زجر کشیده و انقلابی و در یک کلمه امتحان پس داده، ضرورتی است که انتظار آن می‌رود.
همیشه خط روش انقلاب اسلامی که حضرت امام و رهبر معظم انقلاب تبیین می‌کنند باید ملاک راه باشد. ارزیابی عملکرد مسوولین در این چند ماه و انطباق آن با آرمان‌های انقلاب وظیفه‌ای بزرگ است.
بازنگری در برخی روشها، اهمال‌کاری‌ها و مسامحه‌کاری‌ها را باید حتماً ‌مدنظر داشت. نباید کم کاری‌ها و بیهوده‌کاری‌های عده‌ای به پای جریان اصولگرایی نوشته شود.
در تفکر اصولگرایی و خدمت صادقانه به مردم رودربایستی جایگاهی ندارد و ملاک،‌ فقط تقوای الهی و شایستگی و توانایی در اداره دستگاه‌ها خواهد بود. بنابراین، تجدید نظر در برخی روش‌ها و انتصاب‌ها نیز در جرگه رفتار اصولگرایی محسوب می‌شود.
در اینباره در آینده بیشتر خواهیم گفت.