تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۵۸۶۶۵

مهدی صادقی

روس‌ها مدعی هستند که به دلایل مختلف یک قدرت بین‌المللی هستند و برخی از شاخصه‌های قدرت مانند سلاح اتمی، تسلیحات پیشرفته، انرژی و فن‌آوری ماهواره‌ و مؤلفه‌های دیگر را در اختیار دارند و بنابراین می‌توانند در آینده خود را به عنوان یک قطب قدرت، هم سطح دیگران مطرح کنند.

البته در کنار شاخصه‌های قدرتی که ذکر شد، تلاش‌هایی نیز از سوی ولادیمیر پوتین و تیم‌ او در روسیه تحت عنوان اصلاحات همه‌جانبه صورت می‌گیرد که روسیه را به سمت برخورداری از ابزارها و مزیت‌های دیگر سوق می‌دهد. به عنوان مثال در حالی که روسیه در مقطع کنونی جایگاه شانزدهم را در اقتصاد جهانی داراست تحلیلشان این است که تا سال2020 می‌توانند خود را به جایگاه نهم برسانند. به همین منظور نرخ رشد حدود 7درصد را در اقتصاد این کشور شاهد هستیم و این کشور در تلاش است حجم سرمایه‌گذاری را در سال جاری میلادی به حدود 60میلیارد دلار برساند. هرچند که بیشتر این نرخ رشد مربوط به بخش‌هایی مانند: خدمات، تجارت، انرژی است و در زمینه‌های مهمی مانند صنعت سوق داده نمی‌شود اما به هر حال رشدی است که روسیه را می‌تواند از حیث اقتصادی و توسعه به جایگاه خوبی ارتقا دهد.

نکته قابل ذکر این است روسیه در داخل با چالش‌های زیادی روبه‌رو است. وضعیت نابسامان اقتصادی، وضعیت به هم ریخته اجتماعی و فرهنگی، نداشتن اندیشه پویا و جذابی که بتواند در مقابل اندیشه‌هایی مانند لیبرال دموکراسی و فرهنگی غرب مطرح کند. در این زمینه پوتین در طول سال‌های گذشته تلاش کرده با تحریک لیبرال دموکراسی روسیه را در موقعیت بهتری قرار دهد که موفقیتی در این زمینه کسب نکرده است.

از سوی دیگر روسیه، کشوری پرجمعیت با تنوع فرهنگی و نژادی است که به هیچ‌وجه شرایط بسیج عمومی در آن دیده نمی‌شود و چنانچه ثبات سیاسی و انسجام آن به هم بریزد بسیار سخت است که بتوان نظم مجددی را در آن برقرار ساخت.

تلاش پوتین و حاکمیت کنونی آن است که از شرایط انسجام سیاسی کنونی، نهایت استفاده را ببرند، بر همین اساس، اولویت‌های روسیه در شرایط کنونی را می‌توان سامان دادن به اوضاع داخلی، کارآمد کردن ابزارها در منطقه مشترک‌المنافع و سپس توجه به نقاط دورتر نامید.

در مورد وضعیت روسیه در نظام بین‌الملل یکی از نقیصه‌های مهم روسیه عقب‌ماندگی در قدرت نرم‌افزاری است که فعالیت NGOس‌ها یکی از شاخص‌های مهم آن است. بهره‌گیری از این ابزار یکی از مزیت‌های مهم جهان غرب و سرمایه‌داری است که اگر اجازه بروز داده شود به سرعت می‌تواند در کشورهای مختلف فعال شود. تجربه انقلاب‌های رنگین نشان داد که این ابزارهای غرب به راحتی می‌تواند روس‌ها را با چالش مواجه سازد. نگرانی از عواقب تکرار چنین وضعیتی در روسیه باعث گردید که نهادهای قانونگذاری و امنیتی این کشور، به سرعت فعالیت این ساختارها را محدود و اقدامات جدی در مورد منافع مالی و گردانندگان آن را به عمل آوردند. دقیقاً به خاطر آسیب‌پذیری روس‌ها در همین ابعاد است که با ناآرامی‌های محدود در روسیه در ماه‌های اخیر به شدت برخورد شد چرا که احساس این بود چنانچه اروپا را به سرعت تحت کنترل درنیاورد مجبورند در ادامه هزینه‌های زیادی را بپردازند.

در کنار نقاط ضعفی که برای روسیه در نظام بین‌الملل کنونی شمرده شد، شرایط جغرافیایی و ژئوپلتیک این کشور، توان خوبی را برای بازیگری این کشور در نظام بین‌الملل قرار می‌دهد. به عنوان مثال وسعت جغرافیایی روسیه عامل کنترل کننده مهمی در امر ارتباطات جهانی به ویژه بین آسیا و اروپاست. هرچند در سال‌های اخیر تلاش گردیده است کریدورهایی خارج از کنترل روسیه برای کشورهای مشترک‌المنافع طراحی گردد اما واقعیت این است که هژمونی روسیه در این زمینه همچنان برقرار است و روسیه قدرت بهره‌گیری از ابزارهای خود در این زمینه را دارد.

البته در راستای اندیشه کلی روس‌ها که برای نقش‌آفرینی خود در مناطق مختلف جهان متصور هستند شاهد تحرک دیپلماسی این کشور هستیم که به صورت اجمال می‌توان به محورهای زیر اشاره کرد.

حوزه آسیا

نظر به اینکه منطقه آسیا وارد مرحله جهش اقتصادی گردیده و پیش‌بینی می‌شود که در آینده نزدیک به یکی از محورهای عمده سرمایه‌گذاری و رشد و توسعه در جهان تبدیل شود و با توجه به اینکه قسمت زیادی از خاک روسیه در این قاره قرار دارد، مسکو در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به این حوزه کرده است. روسیه در نظر دارد علاوه بر فراهم آوردن جذب سرمایه‌های خارجی، فن‌آوری‌های خود مانند تسلیحات و انرژی هسته‌ای را در اختیار این کشورها قرار دهد. در حال حاضر چین و هند دومحور عمده نگاه آسیایی روسیه هستند. در زمینه انرژی، روسیه طرح‌های گسترده‌ای برای صادرات نفت و گاز به این منطقه دارد که خطوط انتقال در حال ساخت به چین و ژاپن از حمله آنها است. «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه در آستانه سفر به آلمان برای شرکت در اجلاس «گروه 8» در مورد روابط مسکو با آسیا گفت: «قاره آسیا با سرعت زیادی توسعه می‌یابد و برای ما از نظر اقتصادی بسیار جالب است. مسئله فقط این نیست که ما منابع انرژی زیادی داریم که کشورهای آسیایی با کمبود آنها مواجه هستند بلکه همکاری به صورت گسترده‌تر مدنظر ماست. امیدواریم که این امر به توسعه مناطق آسیایی ما بینجامد. در سال گذشته تبادلات بازرگانی با ژاپن به میزان 60درصد افزایش یافت و سرمایه‌گذاران ژاپنی وارد بازار سرمایه روسیه می‌شوند. ما از این علاقه استقبال می‌کنیم.»

حوزه اروپا

اروپا شریک اول روسیه است. روابط این دو براساس همکاری و همگرایی در حوزه‌های مشترک و رقابت در حوزه‌هایی که با یکدیگر اختلاف دارند در جریان است. به طور کلی از نظر سیاسی و امنیتی با اروپا مشکلاتی دارند ضمن اینکه اروپا تحولات جاری در روسیه به خصوص در مقولاتی مانند دموکراسی، حقوق‌بشر و اقدامات پوتین در تمرکز قدرت را با حساسیت دنبال می‌کند.

یکی از شاخصه‌های همکاری طرفین بحث انرژی است که کشورهای اروپایی به میزان زیادی به واردات انرژی از روسیه متکی هستند. به رغم اقدامات صورت گرفته برای تنوع مسیرهای دریافت انرژی، همچنان این ابزار مهم در اختیار روسیه است.

حوزه خاورمیانه

روس‌ها نمی‌توانند خود را از تحولات خاورمیانه جدا کند، اما با وضعیتی که این منطقه پیدا کرده و موقعیت‌هایی که کشورهای مهم این منطقه از جمله ایران، عربستان، مصر و ترکیه پیدا کرده است در حال ارزیابی سیاست‌های خود هستند، به طور کلی اگر ایران، عراق، سوریه و لبنان را در یک محور تصور کنیم روس‌ها ترجیح می‌دهند که مناسبات خود را با محور دیگر یعنی اعراب با حمایت آمریکا بیشتر تنظیم کنند. به عبارت دیگر، مسکو با همه طرف‌های درگیر در منطقه خاورمیانه در تماس است اما وزن جبهه دوم در دیدگاه مسکو، بیشتر از بخش اول است.

در مورد ایران، نظر روس‌ها بر این است که به هیچ‌وجه نمی‌توان ایران قدرتمند برخوردار از توانمندی هسته‌ای در منطقه را تحمل کرد چرا که موازنه قوا در منطقه به هم می‌خورد و این امر هم برای روسیه و هم به لحاظ احساس ناخرسندی که همسایگان ایران به ویژه اعراب دارند قابل پذیرش نیست. آنان در راستای این نگرش تلاش می‌کنند از شرایط اجماع کنونی برای محدود ساختن قدرت ایران استفاده کنند.

حوزه مشترک‌المنافع

این منطقه نخستین اولویت سیاست خارجی روسیه است. روس‌ها تلاش می‌کنند هژمونی خود را در همه زمینه‌ها نهادینه کرده و ساختارها را به سمت خود بکشانند و این منطقه را براساس دیدگاه‌های خود هماهنگ کنند. برای همین منظور نهادهایی مانند سازمان امنیت دسته جمعی، سازمان شانگ‌های و غیره را فعال کرده‌اند. تحریکات روسیه در زمینه‌های انرژی، ارتباطات، همکاری‌های امنیتی و نظامی با کشورهای این منطقه در همین راستا قابل ارزیابی است.

آمریکا

برخی می‌گویند مناسبات روسیه و آمریکا وارد فضای دوران جنگ سردی شده است. البته ویژگی‌ها و شرایط جنگ‌سرد را متفاوت از دوران جنگ‌سرد سنتی می‌دانند. مقامات رسمی روسیه این امر را رد می‌کنند و معتقدند که مناسبات با دارا بودن مجموعه‌ای از زمینه‌های همکاری و رقابت ادامه می‌یابد اما موارد اختلافی نیز بین دو کشور زیاد است.

مهم‌ترین موضوع چالش‌ طی هفته‌های اخیر بحث استقرار سپر موشکی در اروپاست که با پیشنهاد پوتین در اجلاس سران گروه 8 در آلمان مبنی بر استفاده مشترک از رادار جمهوری آذربایجان وارد مرحله نوینی گردیده است.

دیدگاه تحلیلگران روسی بر آن است که آمریکا حداقل تا مدت زمانی ابرقدرت است و اگرچه تلاش برای نظام چندقطبی وجود دارد ولی در مقطع فعلی برای نظم جهانی نیروی آمریکا لازم است و در واقع مدتی طول می‌کشد که جایگزینی صورت گیرد. روس‌ها از درگیر شدن آمریکا در خاورمیانه خوشحال بوده و از هر چه که توان آمریکا را کاهش دهد و نقش این کشور را تضعیف کند و فرصت را برای بازیابی قدرت به دست بدهد استقبال می‌کنند.

روس‌ها به دنبال آن هستند که فاصله را از نقطه نظر اقتصادی با غرب کاهش بدهند و ضربه‌پذیری و ضعف خود را در این بخش به حداقل برسانند و لذا نیازمند آن هستند که اولاً حجم سرمایه‌گذاری‌ها را بالا ببرند، ثانیاً از فن‌آوری غرب بهره‌برداری کرده و از مسابقه تسلیحاتی بپرهیزند. یکی از تئوریسین‌های روسی معتقد است جنگ‌سردی در آینده روی خواهد داد که جنگ نظام لیبرال و نظام توتالیتر است و اگرچه ما از آن پرهیز داریم ولی دنیای لیبرال به سرپرستی آمریکا به دنبال آن است.