سخنگوی دولت به شیوه رایج در دولت نهم، بار دیگر به شدت از دولت فعلی تعریف کرده و آن را مظهر حفظ عزت و اقتدار دانسته است. او در همین راستا ادعا کرده است که اعتماد مردم به دولت نهم بیشتر از دولتهای گذشته است. البته دکتر الهام این بار هم نتوانسته است که نیش و کنایه خود را از اصلاحطلبان و دولت قبلی دریغ کند:
«...در گذشته، افکار عمومی و مردم نگران شکستن اصول و بنیادهای اصلی انقلاب بودند، نگران حفظ استقلال و اقتدار میهن بودند و میترسیدند که در حوزه تابوشکنی، اصول انقلاب قربانی شود.»
اینکه سخنگوی دولت از رئیس و همکاران خود تعریف کند، موضوع بیسابقهای نیست و نمیتوان از این بابت خردهای بر او گرفت.
اما نمیتوان در برابر برخی سخنان سکوت کرد. زیرا سخنان اخیر الهام ـ که بیشباهت به نامهنگاریهای متعدد همسر او در ماههای گذشته نیست ـ به نوعی اتهامافکنی تلویحی علیه سیاستمدارانی است که در سالهای گذشته با اعتماد بالای مردم زمام امور را در دست گرفته بودند.
نگارنده با طرح چند سوال و نکته این فرصت را فراهم میکند تا مشخص شود معیار دکتر الهام برای اثبات اعتماد مردم به دولت نهم چیست؟
1ـ اگر رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری را معیار قضاوت قرار دهیم، از میان کانداهای 7گانه ـ از جمله سه کاندیدای اختصاصی اصولگرایان و یک کاندیدای مورد توافق گروههایی از دو جناح ـ تنها 6 میلیون نفر به برنامههای احمدینژاد رای دادند و این برنامه را برای اداره کشور بهتر از برنامه سایر کاندیداها میدانستند، در مرحله دوم انتخابات هم، رأی مردم تنها به ترجیح یکی بر دیگری بود؛ اگرچه همان رأی 17 میلیونی نیز افت قابل توجه به رأی مستقیم و یک مرحلهای خاتمی داشت. رأی احمدینژاد همچنین در مقایسه با درصد آرای رفسنجانی در دوره اول ریاست جمهوری ـ با توجه به افزایش جمعیت در فاصله سالهای 68 تا 84 ـ افت قابل ملاحظهای دارد.
2ـ اگر به دنبال معیارهایی باشیم که پایگاه مردمی رئیسجمهور و دولت پس از مشاهده موفقیتها و ناکامیها را نشان میدهد، انتخابات 24 آذر 85 معیار خوبی است که بررسی آن هم، نتیجهای غیر از ادعای آقای الهام به دنبال خواهد داشت. از چند ماه قبل از انتخابات تجمیعی خبرگان و شوراها، گروهی با نام حامیان دولت وارد عرصه رسمی فعالیتهای سیاسی شد که اگرچه بعد از کشف نتایج انتخابات، وابستگی آنها به دولت و رئیسجمهور تکذیب شد، اما دلایل محکمی وجود دارد که میتوان نتایج آن انتخابات را رفراندومی در مورد عملکرد دولت دانست. در لیست موسوم به حامیان دولت، خواهر رئیسجمهور حضور داشت که به صراحت اعلام کرده بود کاندیداتوری او با موافقت برادرش انجام شده است.
کاندیداتوری منسوبان به رئیسجمهور، قبلاً در دو انتخابات تجربه شده بود. در انتخابات مجلس پنجم که کمتر از 2 سال به پایان دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی برگزار شد، دختر او توانست رأیی نزدیک به رأی رئیس وقت مجلس کسب کند. چهار سال بعد از این ماجرا، برادر سیدمحمد خاتمی با کسب حدود 2 میلیون رأی در تهران، میزان دلبستگی مردم به رئیسجمهور وقت را به رخ رقبا کشید. زیرا محمدرضا خاتمی قبل از انتخابات مجلس ششم، هیچگونه حضور رسانهای و حتی سابقه شناخته شده مدیریتی و سیاسی نداشت و رأی اکثریت مردم به او، مفهومی جز رأی اعتماد مجدد به برادرش نداشت، با توجه به این تجربه، نمیتوان میزان آرای خانم احمدینژاد در انتخابات سوم شوراها را بیارتباط با دیدگاه رأیدهندگان تهران نسبت به دولت و رئیسجمهور دانست. البته لیست حامیان دولت دو شاخص دیگر هم داشت که تکذیب ارتباط آنها با دولت، همانند تکذیب تصدی سخنگویی دولت توسط آقای الهام میباشد.
دبیر هیأت دولت که از نزدیکان شناخته شده رئیسجمهور بود، علیرغم اصرار مراجع قانونی از جمله تعدادی از نمایندگان اصولگرا و حتی چند نفر از اعضای ائتلاف آبادگران در مجلس تا چند روز قبل از انتخابات، حاضر به استعفا از مسئولیت دولتی خود نشد و این موضوع، بارها به رسانههای مختلف و حتی تریبون مجلس کشیده شد. به عبارت دیگر از میان کسانی که اخبار سیاسی کشور را پیگیری میکردند کمتر کسی بود که نداند «دبیر هیأت دولت، کاندیدای شورای شهر است». مردم عادی نیز تقریباً به صورت همه روزه خبرهایی از «باید استعفا دهد» و «استعفا نمیدهم» شنیدند. کاندیدای سوم که لیست موسوم به حامیان دولت را برای مردم متمایز میساخت مشاور جوان رئیسجمهور بود که خبر استعفای او به خاطر شرکت در انتخابات در تمام رسانهها منعکس گردید.
آیا با توجه به سه نشانه فوق، کسی میتواند ادعا کند که مردم لیست موسوم به حامیان دولت را مستقل از دولت میدانستند و میزان آرای این سه نفر به ویژه نفرات دوم و سوم، هیچ ارتباطی با میزان اعتماد مردم به دولت ندارد؟
3ـ کسانی که مدعی هستند اعتماد مردم به دولت نهم بیشتر از دولتهای گذشته است، آیا تاکنون در کوچه و خیابان، سخنان مردم و قضاوت آنها را نسبت به برخی اقدامات و اظهارات دولتمردان شنیدهاند؟ راستی آیا فکر میکنید مردمی که با گوشت و پوست خود، گرانیهای کمسابقه سال 85 را لمس کردهاند، به کسانی که گرانی را ساخته و پرداخته رسانهها میدانند ـ و در آخرین اظهارنظر مدعی میشوند گرانی مسکن در سال 85 کمتر از سالهای قبل بوده است ـ اعتماد خواهند کرد؟
کسانی که پس از تبلیغات فراوان رسانهای در مورد فسادستیزی دولت، میشنوند که لیست مفسدان اقتصادی موجود است اما به توصیه برخی دوستان شفیق، افشا نخواهد شد، آیا حق دارند اعتمادی بیش از گذشتگان، تقدیم دولت فعلی کنند؟
مردم روز 18 اردیبهشت به صراحت شنیدند که طبق دستور شخص رئیسجمهور «باید به فوریت کلیه اعضای هیأت مدیره و مدیر عامل بیمه ایران برکنار شوند». یک هفته بعد ـ و پس از آن که به رغم دستور غلاظ و شداد اولیه، دو نفر از همان «کلیه اعضای هیأت مدیره» به سر کار خود باز گشتند ـ چشم همان مردم به اظهارات سخنگوی دولت روشن شد که «تعیین مصداق متخلفان به عهده وزیر دارایی بوده است.» آیا تلاش برای اصلاح یک دستور شفاف و البته غیر دقیق با اینگونه توجیهات، دلیلی برای افزایش اعتماد مردم به دولت باقی میگذارد؟
4ـ قاعدتا یکی از معیارها برای تشخیص افزایش یا کاهش اعتماد مردم به یک دولت، اظهارنظر برخی گروههای مرجع است. آیا آقای الهام از این طریق هم میتواند نشانههایی عرضه کند که افزایش اعتماد به دولت نهم را ثابت مینماید؟ آیا در میان اظهارنظرهای متعدد عدهای از علما در یک سال و چند ماه گذشته، میتوان نشانهای برای اثبات صحت این ادعا یافت؟ آیا مجموعه سخنان نمایندگان مجلس و حتی عدهای از طرفداران اولیه رئیسجمهور، چنین ادعایی را ثابت میکند؟ آیا آقای الهام نمیداند که در ماههای گذشته چه کسانی دولت نهم را به «نداشتن استراتژی مشخص»، «عجولانه بودن تصمیمات»، «مشورت نکردن با سایر اصولگرایان»، «زیانبار بودن برخی تصمیمات» و... متهم کردهاند؟ آیا ایشان در هفتهها و روزهای اخیر، سرمقالههایی را که در روزنامههای اصولگرا نوشته شده، خوانده است که اکنون مدعی میشود اعتماد به دولت فعلی بیش از دولتهای قبلی است؟
5ـ در مورد رفتار عزتمندانه دولت نهم در روابط خارجی و طرح این ادعا که «مردم در دولتهای گذشته نگران شکستن اصول و بنیادهای انقلاب بودند» آیا آقای الهام تصور میکند که واقعاً رفتار دولت نهم در موضوعاتی مانند آزادسازی سربازان متجاوز انگلیسی و نیز اعلام آمادگی برای مذاکره با آمریکا ـ که درست همزمان با افزایش تهدیدات توخالی و پرگوئیهای همراه با غرور سردمداران کاخ سفید انجام شد ـ نشانه عزتمندی است، اما رفتار دولتهای قبلی ـ که حتی در بهترین شرایط حاضر به پذیرش مذاکره با آمریکا نشدند ـ نشانه زیر پا گذاردن عزت و مصلحت و اقتدار میهن؟
آقای الهام یک حقوقدان است و میداند که باید برای ادعای خود دلیل ارائه کند. مگر آن که این سخنان را تنها در راستای این ضربالمثل عامیانه تحلیل کنیم که «هیچ بقالی ماست خود را ترش نمیداند». اما سخنان فوق توسط کسی بیان شده است که برای اجرای منویات رهبری نظام یعنی تحقق اتحاد ملی نیز مسئولیت دارد. پس پرسشهای پنجگانه فوق را با این پرسش تکمیل میکنیم که «آیا اینگونه اظهارنظرها مبتنی بر اصول اسلامی است و کمکی به اتحاد ملی میکند؟»