1ـ سطح جهانی
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و از بین رفتن نظام دو قطبی، جهان در حال حاضر در دوره گذار به سر میبرد. در این دوران شرایط صفبندیها به گونهای تعریف شده است که آمریکا سعی کرده است با مداخلهگریهای نظامی و به کارگیری سیاستهای ملیتاریستی جهان تکقطبی را به همه بازیگران عرصه بینالملل اثبات کند اما هنوز این مقوله به تحقق نرسیده است زیرا کشورهایی چون روسیه و چین، در کنار آمریکا و به طور موازی سعی میکنند تا جهان چند قطبی را در مقابل دنیای تکقطبی آمریکاییها ترسیم کنند و از محوریت یک کشور در عرصه بینالملل ممانعت به عمل آورند.
در این میان جمهوری اسلامی ایران نباید با اتخاذ سیاست منفعلانه نقش تماشاگر بیتحرکی را به خود اختصاص دهد بلکه باید برای حفظ منافع ملی و مذهبی خود از همه امکانات برای ایفای نقش پررنگ و جدی در عرصه بینالملل استفاده نماید. سیاستگذاری خارجی کشور باید با اتخاذ سیاستهای چالشگرایانه و استفاده از ابزارهای رسانهای و تبلیغاتی و همچنین نوآوری در زمینههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، جهان را از حرکت به سوی تکقطبی شدن بازدارد و نظم نوین جهانی که مورد نظر سردمداران کاخ سفید است به چالش جدی بکشاند. در کنار آن همگراییهای منطقهای و ایجاد پیمانها و کنفرانسهای قدرتمند و تاثیرگذار در راستای منافع مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و در جهت تضعیف و کمرنگتر کردن نقش و حقوق قدرتهای بیگانه و استعمارگر به عنوان ابزاری کارآمد و قدرتمند مورد استفاده قرار گیرد.
2ـ جهان اسلام
با پیروزی انقلاب اسلامی رهنمودهای راهگشای بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی خطاب به دولتها و ملتهای مسلمان پیرامون بیداری و خیزش در برابر استبداد جهانی، موجی از بیداری اسلامی را در میان ملتهای مسلمان شکل داد و به یکباره منافع ابرقدرتها و استعمارگران را دچار تهدید و خطر جدی نمود. بگونهای که آنها را به تکاپو برای مقابله با آن واداشت. در واقع بعد از آن جهان اسلام با مفهوم جدید و مستقلی از معنای جغرافیایی آن شکل گرفت و به صحنه درگیریهای عمدهای تبدیل گردید.
قدرتهای بزرگ خصوصا ایالات متحده آمریکا با مطرح کردن پروژههایی همچون خاورمیانه بزرگ و مبارزه با تروریسم، سعی در سرکوب خیزشها و موجهای اسلامی داشتند و به نوعی تلاش کردند تا با استفاده از امپراتوری و مافیای رسانهای خود و تحریک گروهکهای منحرفی چون القاعده و طالبان، چهره مخدوش و وحشتناکی از اسلام سیاسی به مردم دنیا ارائه دهند. البته موج پیروزیها و موفقیتهای اسلامگرایان در کشورهای مسلمان (همچون ترکیه، لبنان، بحرین)، نشان میدهد که این رفتارها در برگیرنده نتیجه کاملا متضاد با خواسته اصلی آنها بوده است.
در همین راستا جمهوری اسلامی ایران به عنوان محور و امالقرای کشورهای اسلامی در کنار حفظ کیان و قدرت ملی و داخلیاش میتواند به عنوان جهتدهنده و هدایتکننده اصلی جریان اسلامگرایی و اسلام سیاسی در دنیا ایفای نقش کند. این مساله با به کارگیری حربههای تبلیغاتی قدرتمند و انسجام هر چه بیشتر بین کشورهای مسلمان در ضمن مقابله با حرکتهای اختلافبرانگیز و حمایت از نهضتهای اصیل اسلامی امکانپذیر خواهد بود. در واقع این پروسه باید هر چه بیشتر و به طور گسترده در جهت خنثیسازی طرحهای قدرتهای بزرگ حرکت نماید.
3ـ خاورمیانه
خاورمیانه به دلیل تراکم کشورهای برخوردار از منابع نفتی و ذخایر فسیلی دیگر و همچنین اجتماع کشورهای مسلمان و دارای فرهنگ کهن از دیرباز مورد توجه ویژه قدرتها و استعمارگران بزرگ دنیا بوده است. در همین راستا این منطقه به علل گوناگون صحنه اتفاقات و مناقشات گوناگون و ویژهای نیز قرار گرفته. یکی از محورها و مسائل اصلی خاورمیانه در نیم قرن گذشته، جریاناتی است که حول محور فلسطین اشغالی و قدس شریف به وقوع پیوست. رژیم اشغالگر قدس همچنان به دنبال اجرای طرح از نیل تا فرات خود میباشد و سردمداران آمریکا بویژه بعد از روی کار آمدن نومحافظهکاران با تاکید بر داستان آرماگدون و تقویت صهیونیسم، حمایت جدی خود را از این مقوله ابراز داشتهاند.
در کنار این مقوله قضایای لبنان و حضور قدرتمندانه حزبالله در منطقه و همچنین روی کار آمدن دولت مردمی حماس، اسرائیلیها را با بحران و سردرگمی جدی مواجه کرده است و آنها را در برابر مقولهای همچون بحران مشروعیت قرار داده است. در واقع فعالیتهای صهیونیستها و شرایط فعلی فلسطین (قضایای موجود بین فتح و حماس) و همچنین جریانات داخلی لبنان بیشتر مسائل خاورمیانه را تحتالشعاع قرار داده است.
در این میان جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ سیاستی فعال و پویا، باید به هر طریق ممکن نسبت به حمایت و تقویت انتفاضه فلسطین مبادرت ورزد و از شکلگیری هر نوع سازش و صلح تحمیلی جلوگیری کند. سیاستگذاران کشور میتوانند با بهرهگیری از ابزارهایی همچون سازمانهای بینالمللی و پیمانهای منطقهای، افکار عمومی منطقه و جهان و رسانهها و همچنین جهت دادن به گروههای اسلامگرا و مخالف اسرائیل در ناکام گذاشتن رژیم صهیونیستی و آمریکا در رسیدن به اهدافش گامهای موثری بردارد. مقاومت اسلامی لبنان نیز به عنوان جبهه پشتیبانی و تدارکاتی انتفاضه باید بیشتر و بیشتر تقویت و تجهیز گردد همانطور که با اعمال نسبی این سیاست موفق نتیجه آن در جنگ 33 روزه به خوبی مشاهده گردید. تقویت و استحکام روابط با سوریه و ترکیه نیز به ثبات و آرامش منطقه و ناکامی طرحهای بلوک غرب کمک شایانی خواهد کرد.
4ـ سطح همسایگان
به طور کلی همسایگان جمهوری اسلامی ایران از تعدد و تنوع خاصی در زمینههای مختلف برخوردار میباشند و همین مساله موجب پیچیدگی روابط با همسایگان و افزایش اهمیت موقعیت استراتژیکی کشور گردیده است. در حال حاضر ایالاتمتحده آمریکا سعی کرده که با مداخله و حضور فیزیکی در میان کشورهای مجاور ایران، گام موثری در جهت کنترل فعالیتهای کشور ما بردارد لکن هنوز به اهداف واقعی خود دست نیافته است.
در شرایط فعلی همسایگان کشور ما از 5 حلقه متفاوت تشکیل شدهاند. حلقه خلیجفارس، غرب، قفقاز، آسیای مرکزی و شرق ایران هر کدام از حلقههای مذکور دارای شرایط استراتژیک و سیاسی متفاوتی هستند که سیاست تعامل سازنده ایجاب میکند تا با ارزیابی موقعیتهای هر طیف با آنها برخورد شود. اما مهمترین مسائلی که به طور کلی باید در این راستا مورد توجه قرار گیرد بدین ترتیب است:
الفـ جمهوری اسلامی ایران باید در تعامل با همسایگان، روابط خود را بر پایه جلوگیری از نفوذ و سلطه قدرتهای بیگانه و ایجاد همبستگی متقابل قرار دهد. در همین راستا با بهم وابستگی امنیتی و مدیریت بحرانهای محلی، افزایش هزینه برای نیروهای مداخلهگر خارجی و توسعه ارتباطات در ابعاد مختلف، زمینه ثبات و آرامش جدی را بر منطقه فراهم آورد.
بـ کاهش نفوذ آمریکا و انگلیس در مناطق مجاور، خصوصا عراق، ترکیه و کشورهای عربی باید به حداقل خود نزدیک شود. این مساله از راههای مختلفی همچون فعالیتهای رسانهای، موضعگیریهای قاطعانه و پرهزینهتر کردن محیط برای آنها محقق میشود.
جـ توسعه روابط اقتصادی، فراهم نمودن شرایط مناسب جهت ترانزیت و حمل و نقل کالا و همچنین پیمانها و معاهدات نفتی و گازی منطقهای (همچون اوپک گازی) میتواند موجبات استحکام روابط ظرفیتی و شرایط مناسب جهت شکلگیری فضای امنیتی را فراهم آورد.
دولت نهم طی 2 سالی که عهدهدار اداره کشور گردید، سعی کرد تا با اتخاذ سیاستی فعال و پویا در جهت دستیابی به منافع ملی و تحقق اهداف کشور گام بردارد. آنچه مسلم است اینکه سیاستگذاران خارجی کشور با اتخاذ دیپلماسی فعال و سیاستی تهاجمی پیشرفتهای خوبی خصوصا در زمینه پرونده هستهای ایران و اثبات حقانیت جمهوری اسلامی ایران به قدرتهای بیگانه و استعمارگر کسب کردند.
در واقع همانطور که مقام معظم رهبری نیز بدان اشاره کردند جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ سیاستطلبکارانه، ثابت کرد که خود را به حق طالب امتیازات و حقوق پایمال شده است در جریان گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامی داند. مقولهای که متاسفانه در 16 سال گذشت خصوصا در عرصه سیاست خارجی در اولویتهای پایین قرار گرفته بود. نگارنده بر این مدعا است که بسیاری از اصول اولیه و بدیهی انقلاب اسلامی در عرصه سیاست خارجی همچون محوریت عدالت و اخلاق در نظام بینالملل، صدور انقلاب اسلامی، حمایت از نهضتهای آزادیبخش، نابودی و محو کامل اسرائیل و مساله هولوکاست و... که به تدریج در حاشیه قرار گرفته بود با روی کار آمدن دولت نهم احیاء گردید. و در اولویت بالای مسائل واقع شد.
اما فارغ از این مطالب ذکر چند نکته به عنوان تذکر و یادآوری را لازم میدانیم:
الفـ یکی از موارد موثر در نهادینه کردن و پایهریزی مفاهیم مختلف در عرصه بینالمللی حربه تبلیغات است. جمهوری اسلامی ایران باید از ابزارهای تبلیغاتی و رسانهای برای تصحیح اذهان ملتها از افکار مسموم القاءشده توسط غربیها پیرامون ایران استفاده بهینه نمایند. در ضمن باز تعریف مفاهیمی همچون تروریسم، اسلام سیاسی، دموکراسی و... که به صورت وارونه هم اکنون در عرصه بینالملل مورد شناخت قرار گرفته است، میتواند بسیار موثر و مفید باشد.
بـ اموری همچون نوشتن و ارسال نامه به رهبران بزرگ سیاسی و مذهبی دنیا و طرح پرسشها و مسائل بنیادین و فراهم کردن فضای رسانهای مناسب در جهت رفع شهات و اتهامات بیمورد از جمله کارهای مثبت دولت نهم بود که باید همچون ابتدای کار پیگیری و ادامه یابد در واقع با این سیاست بسیاری از تفکرات و افعال خصمانه سردمداران نزد افکار عمومی به چالش جدی کشیده میشود.
جـ یکی از موارد که توجه به آن بسیار مهم مینماید سطح دید و برخورد سیاستگذاران خارجی کشور با کشورهای جهان است. دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی ایران ایجاب میکند تا سطح تعامل و روابط کشور از دایره کشورهای آمریکایی جنوبی، آسیای مرکزی و غربی و همچنین حاشیه خلیجفارس فراتر رود. تعامل و روابط فعالانه با کشورهای آفریقایی، اروپای شرقی و مرکزی، آمریکای شمالی نیز میتواند در پیشبرد بسیاری از اهداف موثر و کارساز واقع شود.
دـ از آنجا که جهان اسلام عمق استراتژیک جمهوری اسلامی میباشد برنامههای فرهنگی برونمرزی در جهت تقویت بیداری اسلامی، احیاء تفکر اسلامی و حمایت از نهضتهای اسلامی و ایجاد زمینه برای اتحاد و انسجام اسلامی (خصوصا در سال جاری) در تقابل با طرحهای استکباری غرب بویژه آمریکا در دستور کار قرار گیرد و به آن شدت بخشد.