سیدضیاءالدین طباطبایی فرزند سیدعلیآقا یزدی در سال 1268 در شیراز متولد شد. او ایام کودکی را در تبریز و شیراز طی کرد. در تبریز به مدرسه ثریا رفت و زبان فرانسه و انگلیسی را در این مدرسه فراگرفت. 1
با آغاز نهضت مشروطهخواهی به مشروطهخواهان پیوست و 18 سال بیشتر نداشت که در شیراز اقدام به انتشار روزنامهای به نام اسلام و سپس ندای اسلام کرد. 2
پس از بمباران مجلس توسط محمدعلی شاه و قلع و قمع مشروطهخواهان، در مغازه یکی از نمایندگان مجلس دوره اول که از طرفداران شاه بود بمبی منفجر شد که منجر به کشته شدن او شد و سیدضیاء از متهمان نخست این بمبگذاری بود که از بیم جان ابتدا به سفارت عثمانی پناهنده شد ولی پناهندگان دیگر سفارت عثمانی با حضور وی در سفارت مخالفت کردند. سفارت انگلیس نیز از پذیرفتن وی سرباز زد و او شش ماه در سفارت اتریش پناهنده بود تا آنکه تهران به دست مشروطهخواهان فتح و شاه مخلوع گشت. اولین اقدام سیدضیاء در این دوره انتشار روزنامهای بنام شرق بود که از حمایت مالی اعضای لژ فراماسونری بیداری ایران برخوردار بود.3 این روزنامه به علت سیاستمندی که در پیش داشت چند بار توقیف شد و هر بار پس از چندی مجدداً اقدام به انتشار میکرد تا آن که پس از انتشار شماره 106 برای همیشه توقیف شد ولی سیدضیاء از روزنامهنگاری دست برنداشت و اینبار به انتشار روزنامهای به نام برق اقدام کرد. اما این روزنامه نیز دیری نپایید و تعطیل شد و صاحب امتیاز آن پس از حاکمه به اجبار برای مدت 2 سال به فرانسه رفت.
پس از بازگشت از این سفر اجباری سیدضیاء که حال دیگر در بازی سیاست زیردست شده بود بار دیگر اقدام به انتشار رونامهای به نام رعد کرد؛ او در انتشار این روزنامه از حمایت سفارت انگلیس برخوردار بود.4 این روزنامه مدتی منتشر شد تا در شماره 246 صاحب امتیاز اعلام کرد که روزنامه تا چندی موقتا تعطیل خواهد بود. علت تعطیلی روزنامه، سفر سیدضیاء به روسیه بود که خود هرگز این مطلب را بیان نکرد ولی در گزارش سفارت ایران در پطرزبورگ به آن اشاره شده است.5 روزنامه پس از 14 ماه تعطیلی مجدداً در محرم 1336/ آبان 1296 انتشار یافت و سیاست آن دفاع از دولت وثوقالدوله بود.
سال 1337 قمری از سوی دولت وقت در راس هیاتی 14 نفره مامور مذاکره با دولتهای قفقازیه و انعقاد قرارداد مودت شد. پس از بازگشت در روزنامهاش رعد به حمایت از قرارداد استعماری منعقده بین وثوقالدوله و امپراطوری انگلستان تحت عنوان قرارداد 1919 پرداخت و به عقد قرارداد دست مریزاد گفت و انعقاد این قرارداد را «آرزوی دیرین»6 خود خواند.
اینک او به صورت علنی با سفارت انگلستان رابطهای کاملا نزدیک داشت و با اعضای آن رفت و آمد میکرد.7 مخالفت با قرارداد 1919 سرانجام منجر به سقوط دولت وثوقالدوله شد و حال باید انگلیس راهی دیگر برای تثبیت قدرت خود در ایران میجست. در این حال سیدضیاء به راهنمایی سفارت اقدام به تاسیس کمیتهای به نام کمیته آهن در منزل خود در زرگنده که به سفارت انگلیس بسیار نزدیک بود. کرد. این کمیته که انگلیسیها نیز با آن ارتباط داشتند برای کودتای سوم اسفند 1299 طرح ریختند.
در چهارم اسفند احمدشاه حکم نخستوزیر او را تحت فشار قوای قزاق صادر کرد.8 اکثر اعضای کابینه سیدضیاء را که به کابینه سیاه معروف بود اعضای کمیته زرگنده تشکیل میدادند. در شرایط جدید که انگلیس موفق به تشکیل دولت در ایران شده بود. دیگر به قرارداد 1919 نیاز نداشت لذا از اولین اقدامات این دولت دست نشانده اعلام الغای آن قرارداد بود. در خرداد 1300 بنا به مصالحی دولت کودتا کنار گذارده شد و سیدضیاء تهران را به قصد اروپا ترک کرد. او 16 سال در اروپا و شش سال نیز در فلسطین به سر برد. و در ای مدت همواره با عوامل انگلیس در ارتباط بود. پس از سقوط رضاشاه سال 1332 به ایران بازگشت و حزب اراده ملی را تاسیس کرد و به عنوان نماینده یزد به مجلس چهاردهم وارد شد. سال 1325 در دولت قوام به جرم وابستگی به انگلیس مدتی را در حبس گذراند. سال 1329 قصد نخستوزیری داشت و پس از شکست در این مورد تنها مشاورت غیررسمی محمدرضا شاه را عهدهدار شد و به کشاورزی در باغ خود در سعادتآباد روی آورد و سال 1348 به علت حمله قلبی درگذشت.