تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۵۸۷۱۷

پروین بختیارنژاد
شعار درود بر بازرگان نخست‌وزیر ایران، کمتر از یک سال فضای سیاسی ایران را پر کرد. از اولین ماه‌های پس از انقلاب، اختلافات سیاسیون یکی پس از دیگری ظاهر شد و آن اختلافات، ‌دولت موقت و نیز فعالان سیاسی را با چالش‌های متعددی مواجه ساخت.
از نکات اختلاف‌برانگیز می‌توان دوگانگی مدیریت کشور، مطالبات رادیکال سیاسی و اقتصادی فعالین سیاسی، انتظار مواجه تند و صریح با دولت آمریکا از طرف جوانان را نام برد. دکتر ابراهیم یزدی در خصوص دلایل برخورد آرام و قانونی دولت موقت با دولت آمریکا می‌گوید: «چندین میلیارد دلار سلاح‌های آمریکایی از جمله سلاح‌های استراتژیک هواپیما و زیردریایی خریدار شده که نیاز به وسایل یدک داشت و ما باید تکلیف آنها را روشن می‌کردیم. پروژه‌های ناتمامی بود که ایران پول آن را پرداخت کرده بود و باید تکلیف آنها مشخص می‌شد.
در حساب تنخواه گردان ایران در وزارت دفاع آمریکا، 33 میلیارد دلار پول واریز شده بود. لوازم یدکی و تجهیزات ارتش ما در فرودگاه‌های آمریکا آماده پرواز و تحویل به ایران بود و پول آنها پرداخت شده بود، قبل از انقلاب مازاد درآمد نفت در بانک‌های آمریکایی نگهداری می‌شد و 14 میلیارد دلار موجودی ما در آمریکا بود. بنابراین باید تکلیف همه آنها را روشن می‌کردیم و دولت موقت نمی‌توانست نسبت به مسائل ذکر شده بی‌تفاوت باشد.» وی تصریح کرد که دولت موقت نسبت به سیاست خارجی دولت آمریکا در ایران پس از 28 مرداد و سپس در طول 25 سال حکومت شاه موضع روشنی داشت، اما اکنون که در مقام مدیریت کشور قرار گرفته بود، باید آرام‌آرام و با درایت این مسائل را حل و فصل می‌کرد.
وزیر امور خارجه دولت موقت مهمترین دلایل استعفای دولت بازرگان را دخالت شورای انقلاب در اداره امور کشور می‌داند و معتقد است که این روند نهایتاً به مدیریت دوگانه کشور منجر شد، ولی مهندس عزت‌الله سحابی در این‌باره می‌گوید: دولت موقت و مهندس بازرگان تصور و برداشتشان این بود که شورای انقلاب در واقع رقیب دولت موقت است و در واقع سنگ می‌اندازد. ولی من در آن شش ماهی که در شورای انقلاب بودم، شاهد بودم که رقیب اصلی دولت موقت، شورای انقلاب نبود، زیرا شورای انقلاب خودش هم در مظان اتهام بود. از دیگر چالش‌های دولت موقت، مطالبات اقتصادی فعالین سیاسی و به خصوص جوانان بود که اکثریت آنها خواهان سوسیالیزه شدن اقتصاد کشور بودند. سحابی در این مورد می‌گوید: «ما یک مقداری گرایشمان به سمت سوسیالیستی شدن یا دولتی شدن بود، ولی روی آن اصرار نداشتیم زیرا می‌خواستیم به تدریج به این سمت حرکت کنیم، ولی کسی که بیش از همه با سوسیالیزه کردن مخالف بود، شخص آیت‌الله خمینی بود، آقایان بهشتی و باهنر، اینها همه تایید می‌کردند.» وی در ادامه می‌گوید: «آیت‌الله خمینی ضدفئودال بود ولی به بازار خیلی اعتقاد داشت.» یزدی از دلایل ایستادگی دولت موقت در برابر مطالبات اقتصادی جوانان می‌گوید: «منابع اقتصادی محدود و فقر امانات در کنار تلاش برای ساماندهی و سازندگی ساختار، دولت موقت را وامی‌داشت تا در برابر سیل مطالبات عمومی بایستد و این دلیلی بود که برخی از احزاب، دولت را به ایستادگی در برابر گسترش امواج انقلاب متهم کنند.» عباس عبدی یکی از دانشجویان پیرو خط امام و از تسخیرکنندگان سفارت آمریکا در مورد اختلافات دانشجویان با دولت موقت می‌گوید: «دانشجویان در موارد بسیار زیادی نزد مسئولین دولت موقت رفتند و به آنها گفتند که چه کمکی می‌تواند به دولت بکنند؟ مهندس بازرگان هم بدون ملاحظه گفته بودند که بهترین کمک این است که شما در این کارها فضولی نکنید!»
عبدی در ادامه می‌گوید: «تصور ایشان از انقلاب این بود که مثلاً یک عده‌ای آمدند یک خانه‌ای ساخته‌اند و مزدشان را می‌گیرند و می‌روند و ایشان در این خانه می‌نشینند و آن را اداره می‌کنند، در حالی که قضیه به این سادگی نبود. اگر آقای بازرگان می‌خواست عقایدش را پیاده کند، راهش این بود که حداقل با این موج همراهی می‌کرد و در عمل سعی می‌کرد آن را آرام و هدایتش کند.» هادی غفاری نیز که خود از خبرسازترین شخصیت‌های آن سال‌ها بود، ‌در خصوص اختلافات برخی فعالین سیاسی با دولت موقت می‌گوید: «آقای بازرگان حداقل کاری که می‌توانست انجام دهد که نداد، این بود که مشاورانی از تیپ‌هایی مختلف تشکیل دهد تا به ایشان یاری رسانند. این گروه‌ها می‌توانستند به آقای بازرگان کمک‌های مختلفی کنند.» غفاری در ادامه اضافه می‌کند: «ما آن موقع در شرایط انقلاب بودیم، ‌نه در شرایط تثبیت، بنابراین هر کس که به مسند قدرت می‌نشست، توجه داشت که شرایط انقلاب بر کشور حاکم است، اینکه آقای بازرگان مرتب صدایش در می‌آمد که من چاقوی بی‌تیغه هستم که دسته آن در دستان خودم و تیغه آن در دست دیگران است، درست بود.
واقعاً شرایط همین بود، ‌ولی آقای بازرگان باید تلاش می‌کرد که آرام‌آرام تیغه چاقو را هم به دست گیرد.» به هر ترتیب اصرار و سماجت هر یک از طرفین اختلاف، بر تلقی خود از مسائل کشور و راه حل‌های آن، فقدان فضای گفت‌وگو، بی‌اطلاعی جوانان از عمق اختلافات، ناشناخته بودن بسیاری از شخصیت‌ها، تبعیت‌های بی‌چون و چرای جوانان از سازمان‌ها و احزاب متبوع خود اعم از گرایشات راست و چپ، مذهبی و غیرمذهبی، جدی نگرفتن مطالبات جوانان و به رسمیت نشناختن مشارکت آنها در اداره امور کشور، درگیری‌های مسلحانه در کردستان، ترکمن صحرا، بلوچستان، خوزستان، آذربایجان، طرح موضوع صدور انقلاب نیز در آن آشفته بازار حکایتی بود بس شگفت! به هر ترتیب بی‌توجهی فعالین سیاسی و دولتمردان به خواست و مطالبات عموم مردم در شیوه اداره کشور و نوع رابطه با سایر دولت‌ها، زمینه‌های آن را فراهم آورد که دولت بازرگان از عرصه قدرت کناره‌گیری کنند و نتیجه این کناره‌گیری به نفع فعالین سیاسی رقم زده نشد.