تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۵۸۷۶۳

دکتر عبدالکریم سروش
این لطائف که زلب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول که زسر زلف تو من دیدم که دید
عدل سلطان‌ گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه‌گیران را زآسایش طمع باید برید.
جان سخن همین است که حافظ می‌گوید. بر عدل آسایشی است، این آسایش نه از جنس کاهلی و مردگی و بی‌انگیزگی است، بل آرامشی است از جنس رسیدن عاشقی به معشوقی، رسیدن رودی به دریایی، رسیدن ستم رسیده‌ای به حقی، رسیدن قربت کشیده‌ای به آشنایی، رسیدن پناهجویی به پناهی و رسیدن کمالجویی به کمالی. آرامشی داریم در درون و آرامشی داریم در بیرون؛ در فرد و جامعه، تعادلی پویا و دینامیک که در میان قوا و غرایض و حاجات و آرمان‌های مردمی پدید می‌آید، و کشمکش‌های ویرانگر و سرماسوز نفس را فرو می‌نشاند و راه را بر تکامل و آزادگی می‌گشاید و صدور فضائل را به سهولت میسر می‌سازد، عدالت و اعتدال فردی خوانده می‌شود. پیشینیان این را انقهار غضبی و شهوی در قبضه سلطان عقل می‌شمردند اما عدالت اجتماعی به ساختاری برمی‌گردد که در آن مصالح فرد و مصالح جمع همسو شده‌اند و رذائل به سختی و درشتی در آن زاده می‌شود و شرایط اعتدال و کمال فرد در آن فراهم است و نابرابری‌ها مواجه‌اند و راه بر کشف حقیقت گشوده است و آزادی‌ها در آن محترمند و حاکمان و سیاستگذاران، خادمان و حافظان این ساختارند و سیاست فرزند این عدالت است و آرامش فرزند آن.
چه در جمع و چه در فرد عدالت نه فضیلتی مستقر بل شرط امکان و تحقق دیگر فضیلت‌هاست. فضایی انفسی یا آفاتی است که در آن نیکی‌ها به آسانی و فراوانی و بدی‌ها به دشواری و ندرت متولد می شوند. پیوند عدالت و اخلاق پیوندی علی و ناگسستنی است. فروبستن دست زورگویان و فرونشاندن آتش خشونت همه برای آن است که در فضای پراعوجاج ناشی از خشونت و زورگویی امکان تحقق فضائل و لذا عدالت حاصل نیست. از همه شیرین‌تر اینکه شرایط ساختاری عدالت و شرایط کشف حقیقت بر هم منطبق است و ساختاری که به کشف حقیقت اجازه و امکان ندهد ساختاری غیرعادلانه هم است. چه در صحنه کوچک دادگاه و چه در صحنه بزرگ اجتماع پوشاندن عامدانه حقیقت یا عجز روش شناسانه از کشف حقیقت به بی‌عدالتی آشکار منتهی خواهد شد و چنین است که دروغ‌گویی و دروغ پروری از بهترین نشانه‌های بی‌عدالتی‌اند و جامعه‌ای که دروغ به طور سیستماتیک متولد می‌شود به حقیقت در خفا می‌رود، جامعه‌ای بی‌عدالت و بی‌اخلاق است لذا حقیقت‌جویان و دروغ ستیزان، عدالتخواهان و عدالت‌سازان نیز هستند اما و هزار اما. آنان که می‌خواهند حقیقت مخلوق و محبوب خود را بر دیگر حقیقت‌ها نه به دلیل، بل به قهر سروری ببخشند دشمن‌ترین دشمنان حقیقت و فضیلت و عدالتند.
من به شما دانشجویان حقیقت‌جو تبریک می‌گویم که با حقیقت‌طلبی پایه‌های عدالت را استوار می‌کنید و به شما توصیه می‌کنم که عهد خود را با حقیقت نگسلید که این عهد شکنی با حقیقت عین پیمان‌شکنی با عدالت است. حقیقت را بجویید و حقیقت را بگویید و با حقیقت ستیزان بستیزید و با نشر حقایق راه را بر تحریف حقیقت ببندید و دروغگویان و دروغ‌سازان را بزرگترین دشمنان عدالت معرفی کنید و از لب شیرین حقیقت نکته دل‌انگیز عدالت را بشنوید.
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا/ ما همه بنده و این قوم خداوندانند. کامیابی شما را در کشف و نشر حقیقت و بسط عدالت از خداوند عادل خواستارم.