تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۵۸۷۷۵

اسماعیل همدانلو
نظام آموزشی‌ ما که اساسی‌ترین نیروی محرکه برای حرکت توسعه‌ای در کشور می‌توانست باشد. همچنان روش سنتی خود را بدون توجه به تحولات جهانی سفت و سخت حفظ کرده است. شکی نیست آرزوی هر ایرانی حرکت به سوی توسعه و آسایش و جبران عقب‌ماندگی‌های دیرینه است و بی‌تردید فصل مشترک تئوری‌های توسعه بر محور توسعه نیروی انسانی و رشد و توسعه مهارت، خلاقیت کارآفرینی و مفید به فایده بودن انسان بنا شده است رشد و توسعه مهارت‌های نیروی انسانی هم جز با آموزش‌های موثر و قرار گرفتن فرد و افراد در یک نظام تربیتی مناسب و کارا مسیر نمِی‌باشد. نظام تربیتی و آموزشی ما فاقد حداقل کارآیی برای انسان سازی است، همان طور که خود ما مقاطع تحصیلی مختلف را طی کرده‌ایم فرزندان ما نیز همچنن و با همان شیوه سنتی، منتهی با حجم مطالب زیاد، ‌یادگیری را بالا جبار طی می کنند. محور سیستم تربیتی و آموزشی ما یاددهی به دانش‌‌آموزان و دانشجویان و خاطر سپاری است و این خاطر سپاری با گذشت زمان به تدریج پاک می‌شود. دانش‌آموز پرورش و توسعه نمی‌یابد بلکه قدرت‌ یادگیری و از بر کردن و به خاطر سپاری در او تکراروعادت می‌شود هر خاطر سپاری جدید جاری خاطر سپاری قبلی را می‌گیرد. با هر امتحان، ‌خاطر سپاری شده فراموش شده و بدین ترتیب اندوخته‌ای برای توسعه علمی دانش‌آموز انباشته نمی‌شود.
سیستم یاد دهی سنتی ما طوری است که از بخشی از توانمندی‌های ذهنی دانش‌آموز بیش‌تر و از بخش‌های دیگر از جمله تفکر، مهارت، ادراک و استنباط کم‌تر استفاده می‌شود و با تکرار این شیوه به تدریج سایر بخش‌‌های ذهنی فلج می‌شود این شیوه یاد گیرنده را از کتاب و معلم و درس و مدرسه بیزار می‌سازد و یاد گیرنده را خسته می‌کند. این خستگی به قدری بالا است که تعطیلی اتفاقی کلاس درس درهر مقطعی باعث خوشحالی اکثریت قریب به اتفاق یاد گیرندگان می‌گردد. متاسفانه دانشگاه‌های ما نیز در امتداد دبیرستان قرار می‌گیرد در صورتی که در مدرسه باید ذهن دانش‌آموز پرورش یابد تا زیربنای فراگیری مقاطع دیگر شود ولی عملا خلاقیت دانش‌آموز سرکوب می‌شود شخصیت سازی انجام نمی‌پذیرد و به همین جهت مدرک علمی می‌گیرد ولی فاقد نگرش علمی می‌شود. روش سنتی آموزش ما سال‌های سال است تغییر نکرده است یک نفر باید بگوید و دیگران باید گوش دهند سپس آنچه را او گفته به خاطر بسپارند ودر آزمون نه کم‌ترونه بیش‌تر به او بازگردانند.
سوال این است که چه باید کرد؟
نظام آموزشی ما الزاماً باید متحول گردد و چهار مرحله زیرین در فرآیند یاد دهی خود قرار دهد:
مرحله اول: به خاطر سپاری
مرحله دوم: فهمیدن شده‌ها
مرحله سوم :تجزیه و تحلیل فهمیده‌ شده‌ها
مرحله چهارم: به کارگیری تجزیه و تحلیل شده‌ها
مرحله چهارم است که کسب و کار ایجاد می‌کند، بیکاری را درمان می‌کند،‌ درآمد سرانه را با فعالیت موثر بالا می‌برد، فقر را کاهش می‌دهد و سایر ناهنجاری‌های ناشی از ناتوانی‌ها را رفع می‌کند.
در سیستم آموزشی ما مرحله اول از شدت بیش‌تری برخوردار است و مراحل سه‌گانه بعدی کم‌رنگ‌تر می‌شود و در اغلب رشته‌ها به ویژه در شاخه علوم انسانی مراحل سوم و چهارم حذف می‌گردد.
آموزش باید آن توان را داشته باشد که بتواند به جوان امروز بفهماند که دنیای امروز فاسدتر از آن است که بتوان با اخلاق و نصحیت آن را اصلاح کرد. باید یاد بگیریم که در قالب ظرف و مظروف، ‌ما مظروفی هستیم از طرف بین‌المللی و بی‌تاثیر از تغییر شکل و حرکات ظرف نمی‌توانیم باشیم،‌ ظرف دنیا اخلاقی تغییر نمی‌کند بلکه مناسبات اقتصادی و صنعتی بین‌المللی است که تاثیرگذارند.
قدرت علمی، ‌توانمندی‌، ‌اعتماد و همسویی درونی ملت‌ها ظرف را تغییر می‌دهد و با ناتوانی و ناآگاهی، بعضی از کشورها مظروف متغیر می‌شوند. آموزش باید قادر باشد از ظرف بین‌الملل اطلاعات کافی برای یاد گیرنده ارایه نماید تا حداقل برای ظرف، مظروف خوبی باشد و با تقویت علمی دیدگاه‌ها و نگرش‌ها در تغییر شکل ظرف هم اثر گذار باشد. بازنگری در شیوه آموزش و نظام تربیتی کشور بسیار حیاتی است باید آموزش منتهی به کسب و کار درفرآیند تعلیم و تربیت قرار گیرد و به موازات آن شعور اجتماعی و قدرت تفکر،‌علمی‌نگری، تجزیه، تحلیل و جست‌وجو‌گری شکل گیرد و بدین ترتیب تولید علم گردد.
این علم با شیوه زندگی ما نیز هم‌خوانی خواهد داشت والا به خاطر هم شیوه نبودن زندگی ما با آنهایی که علم را از آنها قرض می‌گیریم و عدم درک صحیح واقعیت ها،‌عملا دانشگاه‌های خوب ما برای سایر کشورها همچنان نیرو تربیت خواهند کرد و مهاجرت سرمایه‌های انسانی از کشور کما فی‌السابق ادامه خواهد داشت و توسعه با تاخیر مواجه خواهد شد.