* حالا شما فکر میکنید وامهایی که دولت برای ایجاد شغل به جامعه تزریق کرد چه قدر مثمرثمر بود و آیا اصلاً راه درستی را انتخاب کرده بود یا نه؟
** چند سال پیش دولت اعلام کرد وضعیتی پیش آمده که آماده است از تمام طرحهایی که برای اشتغال جوانان ارایه میشود استقبال کند زیرا جوانان بیکار کمکم به دغدغه خاطر دولت تبدیل شده بودند.
خانه صنعت ایران در ابتدا با یک بررسی میدانی وسیع که مدارکش هنوز موجود است و در آن زمان برای رییسجمهور محترم وقت، وزیر کار، وزیر دارایی، وزیر صنایع و معادن و تمام بزرگان ارسال کرد، اعلام نمود اگر به ازای هر شغل جدید که معرفی میکنیم حدود سه میلیون تومان تسهیلات ارزان قیمت به صنایع داده شود میتوان ظرف شش ماه تا یک سال یک میلیون و پانصد هزار شغل ایجاد کرد.
از همان ابتدا یک عده شروع به خوشمزه بازی و لودگی کردند که خانه صنعت میخواهد مردم را سر کار بگذارد ولی واقعیت این بود که آقایان اصلاً تا به حال چنین بررسی میدانی انجام نداده بودند که بفهمند چرا با سه میلیون تومان میشود یک میلیون و نیم شغل ایجاد کرد.
* یعنی شما قصد نداشتید کارخانه، کارگاه یا شرکتهای جدیدی ایجاد کنید؟
** نه خیر! ما خوب میدانستیم اگر قرار باشد کارخانه جدیدی احداث شود، هر شغل بین 12 تا 20 میلیون تومان هزینه خواهد داشت اما ما آمدیم و کارخانههای موجود را بیشتر مورد بررسی قرار دادیم و دیدیم بسیاری از کارخانهها به سرمایههایی جهت کیفی کردن محصولاتشان، تکمیل محصولات، توسعه کارخانه و یا خرید ماشینآلات مشخص نیاز دارند به همین دلیل نظریه به ازای هر نفر سه میلیون تومان را مطرح کردیم.
* آیا شما ضمانتی هم برای این طرح میدادید؟
** تمام کارخانهدارانی که مورد بحث و بررسی ما بودند تعهد میدادند کارگرانی را که ما به آنها معرفی میکنیم حتماً بیمه کنند و حق و حقوق آنها را به موقع پرداخت کنند و حتی اگر کارخان به مشکلی برمیخورد در اولین فرصت تمام وام به صورت یک جا به بانک و دولت باز پرداخت میشد. حتی ما ضمانت بازرسی و پیگیری کار کارگران را نیز بر عهده میگرفتیم؛ به طوری که هر چند ماه یک بار به صورت سرزده به کارخانههای مذکور مراجعه کرده و لیست بیمه و حقوق کارگران را مورد بررسی قرار میدادیم تا مبادا تخلفی صورت گرفته باشد و در صورت بروز تخلف به شدیدترین حالت ممکن با آنها برخورد میشد.
* پس چرا طرح به این صورت پیش نرفت و بعد از چند سال حالا میگویند که وامهای اشتغال هیچ شغلی ایجاد نکرد و دولت باز هم شکست خورده؟
** متاسفانه همان موقع سیستم بانکی ـ گروهی از روسای بانکها ـ با نهایت زرنگی وزیر کار وقت ـ آقای صفدر حسینی ـ را به یک جلسه برده و گول زدند و موافقتش را گرفتند که این شغلها به صورت تک شغلی! ایجاد شود یعنی اولاً هر کارگاه یا کارخانهای حتی مثل ایران خودرو میتواند فقط سه میلیون تومان وام بگیرد و حق استخدام بیش از یک کارگر را ندارد؛ یعنی اگر کارخانهای میخواست از این تسهیلات ایجاد شغل استفاده کند به ازای فقط یک شغل به هر کارخانه پول میدادند ما فریاد زدیم برای یک کارخانه سه میلیون تومان اصلاً ارزشی ندارد که از پلههای اداره اشتغال و پلههای بانک بالا و پایین بیاید و تشریفات اداری را انجام دهد تا صرفا یک شغل ایجاد کند...!!
من گفتم راهی که شما پیش گرفتهاید و این طور قرض وام میدهید سالها بعد بیکاران بدهکاری خواهیم داشت که امروز عینا میبینیم.
اثر این وامها بسیار کم بود، البته چون مقدار معتنابهی پول به ازای 300 هزار شغل، هر شغل سه میلیون تومان پول به بازار ریخته شد و این پول یک حرکتی به بازار داد ولی شغل قابل توجهی ایجاد نکرد.
* طرح شما چه فرقی با این کار داشت؟
** ما عیناً اسامی کارخانهها را نوشتیم ـ مدارکش هنوز هم وجود دارد و حاضریم «رو» کنیم ـ بیایید پولها را به ازای هر شغل سه میلیون به کارخانهها بدهید. بدین نحو که ما خودمان را درگیر مسایل مالی نمیکردیم بلکه گروهی را پیشنهاد میکنیم که بگویند کارخانه مورد بررسی مستحق دریافت مثلاً فلان قدر وام اشتغال 84 کارگر است. باز هم تاکید میکنم که طرح ما در مورد کارخانههای موجود است.
من به آقایانی که «متلک» میگویند، پاسخ میدهم که ما میدانیم برای طراحی و ساخت یک کارخانه جدید شاید بیش از 100 میلیون دلار پول نیاز است که بعضا با 25 نیرو اداره میشود. ما راجع به کارخانجات موجود که سالن دارند، یبشتر ماشینآلاتشان موجود است، کار میکنند و سیر ورود مواد اولیه و خروج محصولاتشان هم از کجا به کجا مشخص است صحبت میکنیم. حالا شما حساب کنید اگر کارخانهای 80 کارگر استخدام کند و به ازای هر کدام سه میلیون تومان وام بگیرد پول هنگفتی خواهد داشت که قابل اجرای هر نوع تغییر و تحول در کارخانه است. ما شرایطی را تنظیم میکنیم که پولها هدر نرود.
دکتر غنیمیفرد چنان با شور و هیجانی صحبت میکند که میتوان از کلامش متوجه شد که به تمام حرفها و طرحهایش ایمان دارد و برای هر کارش صدها ضمانت میدهد که به بنبست نخورد.
دکتر معتقد است نه تنها دولت در طرح فوق به بنبست خورده بلکه هر کار دیگری که بدون فکر و تحقیق و بررسی باشد نیز محکوم به شکست است و با طعنه ادامه میدهد: البته کار دیگری هم میشود کرد که برای هر کس به اغندازه پولش یک دست لباس کهنه متکدیان را بخریم و به جای چهار میلیون بیکار، چهار میلیون گدا یا کبریت فروش و یا لباس «تاناکورا» فروشی (شغلهای کاذب و غیر تولیدی) به شهر اضافه کنیم اما بدانید اینها شغل نیست و ما در مورد شغل تولیدی حرف میزنیم.
دکتر معتقد است با سه میلیون تومان حتی نمیشود سرقفلی یک شیشهبری را گرفت چه برسد به ایجاد شغل.
* آیا هنوز هم مثل گذشته حاضر هستید طرحتان را به مرحله اجرا درآورید؟ البته اگر دولت حمایت کند؟
** من اصلا منتظر نیستم کسی طرح مرا قبول کند. من منفعتی نمیبرم. بلهک فقط برای اصلاح مملکتم تلاش میکنم. من طرح را میدهم «خواه از سخنم پند گیرند، خواه ملال» من به اندازهای که در این مملکت مسئولم فریاد میزنم. از کسی هم تقاضایی برای کاری ندارم با قدرت میگویم این کار جواب میدهد و اگر دوست داشته باشند، حاضرم برای توجیهشان صد دفعه کنفرانس بگذارم اما اگر کسی بخواهد «منت» بر سر من بگذارد، تحمل نمیکنم.
البته حالا دیگر با توجه به تورم و مشکلات موجود به ازای هر شغل باید 5/7 میلیون تومان هزینه کنیم که باز هم خوب است و دیر نیست.
* یعنی در تمام این چند سال هیچ مسئولی حرف شما را نشنید؟
**متاسفانه از زمان انتشار اخبار در مورد وامهای اشتغال هیات دولت (سابق) در گوش خود پنبه گذاشته و روی آن سرب ریختند که هیچ حرفی از جامعه به گوششان نرسد و هرکاری که میخواهند بکنند بدون این که توجه کنند اینها خدمتگزاران مردم هستند، بدون این که توجه کنند اینها منتخب مردمند، این ها را مردم سر کار آوردهاند و باید جواب مردم را بدهند، ارباب واقعی آقایان دولتمردان مردم هستند و باید ببینند مردم چه چیزی میخواهند. نمیتوانند خواستههایشان را به مردم تحمیل کنند. اینجا همه چیز عکس شده، طوری شده که متاسفانه خدمتگزار به اربابش دستور میدهد و تا وقتی که این قضیه برقرار باشد هیچ امیدی به بهبود شرایط نیست.
دکتر غنیمیفرد اراده حل مسایل را خیلی مهم میداند و از صحبتهایش میتوان دریافت که تمام کارها را با تحقیق و بررسی شروع و اراده خاصی جهت پیشبرد آن از خود نمشان میدهد و هر کاری بدون فکر و اراده را محکوم به شکست میداند، از جمله، خصوصیسازی، ایجاد شغل، ورود کالاهای خارجی و خودرو، بورس و... سعی میکنیم رییس خانه صنعت ایران را به سمت خانه اصلیاش برده و در مورد آن اطلاعات بیشتری کسب کنیم.
* آقای دکتر از خانه صنعت، سال تشکیل و عملکردش تا کنون بگویید؟
** در سال 1379 خانه صنعت تشکیل شد و از همان روزهای اول با شدت برای پیشرفت و غنای کشور کار کرد و طرح داد. در اکثر موارد اصلا به حرفهایمان توجه نکردند و در بعضی موارد چهار سال طول کشید که به حرفها و نظریاتمان برسند و گوش دهند.
گاهی هم کارهایی شد که ما به نوبه خودمان حاصل زحماتمان را دیدیم. مثلا حدود چهار ماه پس از شروع به کار خانه صنعت اعلام کردیم آقایان ـ اداره استاندارد ـ میگویند هر کس کالایش به حد استاندارد یا حق کاربرد علامت استاندارد بدهد. و این درست مثل حکایت پسری بود که بعد از شاگرد اول شدن، به جای تشویق، توی گوشش بزنید و تنبیه شود. حساب کنید تولیدکنندهای تلاش کند و مهر استاندارد بگیرد و جریمهای به اندازه 8 در هزار بپردازد با این وضع همه میگفتند ما علامت استاندارد نمیخواهیم.
خوشبختانه آقای دکتر توفیق سال گذشته این مطلب را به اداره برده و به خاطر فریادهای ما یک بار دو در هزارش را و در مرتبه دوم تمامش را بخشیدند.
در مورد بهره بانکی هم همه شاهدند که حنجره بنده پاره شد تا آن را کم کنم و خدا رحمت کند دکتر نوربخش را، با این عقیدهاش با من مخالف بود، خوشبختانه تا سه سال، سالی یک درصد از بهره بانکی برای صنایع کمک کرد اما متاسفانه سال گذشته 1 درصد به آن اضافه شد که نمیدانم چه تمهیدی بود و به نظرم نوعی دهن کجی به حرکت مجلس بود. ولی من امیدوارم دولت جدید و مجلس روی طرح کاهش بهره بانکی خوب عمل کنند و مقداری از تورم جامعه را با این کاهش کم کرده و در مراحل بعدی آن را مهار و به سمت تورم منفی سوق دهند.
غنیمیفرد بهرههای بانکی را سمی برای جامعه میداند که فقط گرانی و تورم و ورشکستگی به همراه دارد. وقتی در مقابل یک وام حدود 20 درصد بانک با عنوان بهره، سود میگیرد و تولیدکننده نیز سود خود را به آن میافزاید به حدود 40 درصد میرسد. یعنی این جنس یا باید گران عرضه شود و یا تولید نشود که در هر دو حالت رکود به همراه دارد.
به همین بهانه در مورد اجناس چینی که بسیار ارزانتر از محصولات داخلی هستند میپرسیم.
* چطور بازار ایران محل عرضه محصولات خارجی شده و چه کسانی اقدام به ورود کالاها و ورشکستگی تولیدکنندگان داخلی میکنند؟
** اگر شما کالایی انگلیسی یا حتی کرهای و کالایی که از کیفیت نسبی برخوردار باشد آوردید و گفتید از کالای تولید داخلی ارزانتر است آن وقت مشخص است واردکنندگان به فکر مصرفکنندگان هستند. من اگر نخواهم بگویم که با سیستم بازرگانی خارجی اخیر به تمام کشور خیانت شده باید بگویم این کارها یکی از کارهای زشت غیراقتصادی ضد ملی بوده که انجام شده است. در سیستم بازرگانی سراسر دنیا چانهزنی یکی از مسایل مهم است یعنی شما هر کجای دنیا بروید در برابر هر دادهای باید یک ستانده داشته باشید.
وقتی ما برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی تمام منافع و تولید داخلی کشور را قربانی کنیم، فردا وقتی برای مذاکره پیش برویم چه چیزی برای ارایه خواهیم داشت؟
آیا این درست است که لباس دوخته شدهای را وارد کنیم و تمام تعرفهاش را کاهش دهیم و تمام خیاطها و دوزندهها و عرضهکنندگان را بیکار کنیم؟ همین الان که میخواهیم با کره کمتر معامله کنیم به دلیل سیاستهای غلط گذشته به زحمت افتادهایم. چون تولیدکنندگان داخلی را رها کرده و بیکار کردهایم و دل به لوازم وارداتی بستیم و حالا که جلوی آن را میگیریم تولید کننده داخلی نداریم. این کار خیانت است.
من فکر میکنم تمام کسانی که مسئول این کار بودند باید محاکمه شوند و در برابر این ملت جواب دهند که چرا این کار را کردند. این کار آزادیسازی تجاری نبو.ده بلکه فقط به تاراج دادن منافع ملی کشور است.
دکتر غینمیفرد همچنان ناراحت است و غصه اقتصاد بیمار و رو به «موت» کشور را میخورد. دکتر چنان غمگین است که هیچ کاری جز کمک به پیشرفت و جان گرفتن صنعت ایران او را از این حس خارج نمیکند.
او خیانتاکران را نخواهد بخشید و مطمئن است مردم نیز از ظلم آنان نمیگذرند.