محمدمهدی شیرمحمدی
یکم- رسم فرزندپروری
رویکرد آقای رئیسجمهور در خصوص رژیم جعلی اسرائیل واکنشی وسیع یافت، طرح این اظهارات که «جهانی بدون صهیونیسم» را با «محو این رژیم جعلی» میتوان متصور شد و نیز تردید در وقوع «افسانه هولوکاست» و پیشنهاد «انتقال دولت مطلوب یهودیان به اروپا» بیش از آنکه انتظار میرفت بازتاب یافت.
شگفتانگیز آنکه حجم واکنشهای برخی رسانههای غربی به این رویکرد بیش از حجم واکنشهای رسانههای رسمی دولت صهیونیستی بود.
برسی یک دوره یک هفتهای تنها رادیوهای غربی و صهیونیستی نشان میدهد از مجموع 53 خبر، گزارش، گفتوگو و تحلیل که این رسانهها در خصوص اظهارات دکتر احمدی نژاد ارائه دادهاند، از این دو رسانه رادیو آمریکا و رادیو فردا- وابسته به سازمان سیا- هر یک با 16 مورد مطلب در صدر ایستادهاند . رادیو آلمان نیز با 7 مورد خبر و مطلب در رتبه دوم قرار دارد رادیوهای اسرائیل و بی.بی.سی با 5 مورد مطلب مشترکاً در رتبه چهارم قرار دارند. رادیو فرانسه 4 مورد و رادیو مسکو یک مورد خبر در این خصوص داشتهاند.
گویی رژیمهای غربی که رژیم صهیونیستی را خلق کردهاند خود بیش از رسانه این رژیم نگران حفظ آن هستند. دو رسانه رادیویی آمریکا با انعکاس 5/6 برابری اخبار رادیو اسرائیل بیش از همه نگرانی خویش را در این خصوص منعکس کردهاند. گویی آنان بیش از رسانههای رژیم صهیونیستی رسم مادری و پاسداشت این دولت جعلی را میدانند.
دوم- معنای وابستگی
استقبال بیش از حد رسانهها رادیویی آمریکا و آلمان از رژیم صهیونیستی و پیشتازی آنان در حمایت از این رژیم را نیز میتوان به معنای دیگر ارزیابی کرد.
بر همین اساس میتوان گفت رژیمهای غربی بر اساس میزان وابستگی خود به «لابی صهیونیسم» به حمایت از این رژیم میپردازند. البته از آنجایی که این بررسی تنها رادیوهای غربی و آن هم درباره زمانی محدود را شامل میشود، تقدم و تاخر قوت لابی صهیونیسم در این کشورها را نمیتوان با قطع و یقین اندازه گرفت اما میتوان اجمالا شدت نفوذ این لابی در ایالات متحده انگلستان، آلمان، و فرانسه را حدس زد. چنانکه شدت اظهارات ضدایرانی مقامات آلمان در ماههای اخیر، صراحت آنجلا مرکل مبنی بر حمایت از رژیم صهیونیستی و تبعیت از سیاستهای کاخ سفید این تحلیل را در خصوص این کشور قطعیتر میکند. همچنین گزارههای مشابهی را در اظهارات مقامات انگلیس، فرانسه و نیز ایتالیا میتوان یافت که مبین تاثیرپذیری این مقامات از لابی صهیونیسم است.
سوم- چشم اسفندیار
اکنون میخواهم فراتر از واکنشهای جزئی دولتها و رسانههای غربی به رویکرد ضدصهیونیستی آقای احمدینژاد به موضوع بنگرم و براساس شدت تحریکپذیری کلیت غرب در این خصوص به تحلیل مساله بپردازم. چند گزاره ساده و مبتنی بر منطقی روشن از سوی رئیسجمهور کشورمان بیش از حد معمول واکنش داشته است. بر این اساس شدت واکنش غرب بسیار بزرگتر از کنش دولت جدید ایران است. این نکته نشان میدهد تحریکپذیری غرب در حوزه مباحث مربوط به صهیونیست بسیار بالاست و رئیسجمهور کشورمان در این نقطه به آستانه تحریک غرب بسیار نزدیک شده است. به بیان دیگر «صهیونیسم» مانند چشم اسفندیار - یا به تعبیر افسانههای یونانی پاشنه آشیل - برای غرب است و با کوچکترین چالشآفرینی برای صهیونیسم، تمامیت غرب با چالش مواجه میشود. تفاوتی نمیکند که ما غرب را تحت نفوذ لابی صهیونیسم بدانیم و یا دولت جعلی اسرائیل را مولود غرب. هم این دولت دروازه ورود غرب به مشرق زمین و جهان اسلام است و هم دولتهای غربی تحت نفوذ صهیونیسم هستند.
چهارم- رازگشایی یک افسانه
اکنون وقت آن رسیده است که اندیشمندان مسلمان و آزاداندیشان جهان در پناه رازگشایی از افسانه هولوکاست ضمن رد این افسانه دروغین حقایق ستمی که غرب و صهیونیسم بر جهان و ملت فلسطین روا داشته را بررسی کنند. ضرورتی ندارد منتظر ورود رسمی دولتها در این خصوص باشیم، نهادها پژوهشی و موسسات مطالعاتی میتوانند با برگزاری یک «کنفرانس بینالمللی» برای رازگشایی این افسانه، ضمن نسلکشیهای حقیقی غرب در اقصی نقاط جهان را بازگو کنند. قتل عام میلیونها بومی و سرخپوست قاره آمریکا، کشتار میلیونها انسان بیگناه و سیاهپوست در آفریقا، غارت سرمایههای گرانسنگ ملل آسیای جنوب شرقی، شبه قاره هند، ممالک آفریقایی و.... حقیقتهایی است که در این کنفرانس میتواند بازگو شود.