تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۵۸۹۰۵

علی صالح‌آبادی
هیات بلندپایه جمهوری اسلامی متشکل از علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و غلامرضا آقازاده، رییس سازمان انرژی اتمی، پنج‌شنبه گذشته در مسکو درباره طرح جنجالی روسیه که در ایران با مخالفت بسیاری از صاحب‌نظران و نمایندگان مجلس روبه‌رو شده است، مذاکره کردند. مذاکره به دلیل شروط روسیه از جمله به حالت تعلیق درآوردن کلیه فعالیت‌های هسته‌ای، علمی و تحقیقاتی و دیگر مواردی که روس‌ها در جهت خواست آمریکا بر آن پافشاری می‌کردند، از سوی هیات ایرانی پذیرفته نشد و مذاکرات ناتمام ماند. هیات ایرانی بر اصول خود در این مذاکرات پای فشرد و از امضای توافق‌نامه خودداری کرد.
با نزدیک شدن به سوم مارس (15 اسفند) که شورای حکام قرار است درباره جنجالی‌ترین پرونده سال‌های اخیر یعنی پرونده هسته‌ای ایران در خصوص ارجاع و یا عدم ارجاع به شورای امنیت تصمیم‌گیری کند، دبیر شورای عالی امنیت ملی از مسکو به وین رفت تا با طرف‌های اروپایی مذاکرات را دنبال نماید. پس از چند ماه وقفه در مذاکره در سطوح عالی بین مقامات ایران و سه کشور اروپایی، دیروز دبیر شورای عالی امنیت ملی با وزرای خارجه کشورهای آلمان، فرانسه و سولانا، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا مذاکراتی پیچیده و نفس‌گیر انجام داد. از آن‌جا که اروپا همانند روسیه از ایران خواست تا کلیه فعالیت‌های هسته‌ای اعم از غنی‌سازی و تحقیقاتی را به حالت تعلیق درآورد، این مذاکرات نیز بی‌نتیجه پایان گرفت.
علت بی‌نتیجه ماندن مذاکرات وین، ایستادگی طرفین بر مواضع خود بوده است. ایران کماکان خواهان فعالیت هسته‌ای در چهارچوب مقررات NPT است. در مقابل اروپا تحت فشار آمریکا، هر نوع فعالیت هسته‌ای در داخل خاک ایران را نمی‌پذیرد و آن‌چه آن‌ها بر آن تاکید دارند این است که ایران نیاز سوخت هسته‌ای‌اش را از دیگر کشورها به صورت کنترل شده و زیر نظر مستقیم آژانس تامین کند. پرونده هسته‌ای ایران از آغاز شکل‌گیری تاکنون به تدریج از حالت حقوقی به حالت سیاسی درآمده است و به همین دلیل بسیاری از حقوق‌دانان و سیاست‌مداران مستقل، استفاده صلح‌آمیز از فن‌آوری هسته‌ای را حق مسلم ایران می‌دانند.
کاخ سفید به دلیل روابط خصمانه‌ای که با تهران دارد، تلاش همه جانبه‌ای را برای وارد آوردن فشار سیاسی و دیپلماتیک بر ایران آغاز نموده و به نظر می‌رسد این فشار در حال گسترش است. رییس جمهور آمریکا در اقدامی شگفت‌انگیز در حالی که حق استفاده از فن‌آوری هسته‌ای را برای یک کشور عضو سازمان بین‌المللی انرژی اتمی (ایران) به رسمیت نمی‌شناسد، در راستای سیاست امتیازدهی با هدف انزوای جمهوری اسلامی اقدام به امضای توافق‌نامه اتمی با هند می‌نماید! گفتنی است، هند تاکنون به معاهده منع گسترش سلاح‌های کشتار جمعی نپیوسته و معاهده مذکور را نیز امضا نکرده است.
صاحب‌نظران این اقدام را نوعی باج‌دهی کاخ سفید به دهلی نو می‌دانند تا این کشور را وادار به صرف‌نظر کردن از احداث خط لوله 8 میلیارد دلاری که بین ایران و هند به امضا رسیده است، کند تا بدین ترتیب هند را وادار نماید تا در سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای علیه ایران و به نفع آمریکا موضع‌گیری کند. آمریکا همین سیاست را در مورد کشورهایی نظیر چین، روسیه، ترکیه و... به مرحله اجرا درآورده است. مشکلی که در دنیای کنونی وجود دارد، یک‌جانبه‌گرایی و سیاست‌های فرامرزی کاخ سفید و پنتاگون است که این سیاست مناسبات جهانی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است و برای جهان سومی‌ها مشکل ایجاد کرده است. آمریکا از ابراز نظامی، اقتصادی و سیاسی خود علیه ایران و یا هر کشوری که احساس کند برای منافعش زیان دارد، استفاده کرده و در آینده نیز چنین خواهد کرد. حال که شرایط جهانی بر ایران و ایرانیان دشوار شده، لازم است گروه‌های سیاسی و شخصیت‌های با نفوذ به یاری دست‌اندرکاران بیایند و برای عبور از بحران پیش‌رو چاره‌اندیشی کنند.
«موریس وورژه» جامعه‌شناس نامدار فرانسوی در کتاب «جامعه‌شناسی سیاسی» می‌نویسد که احزاب کار ویژه‌های متعدد و گسترده‌ای دارند و اشاره می‌کند که حوزه فعالیت احزاب سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی و دیگر مسایل خرد و کلانی است که جامع بشری با آن مواجه است. احزاب باید راه‌حل پیدا کنند و آن را فراروی مردم قرار دهند.
صاحب‌ این قلم پیشنهاد می‌کند برای یافتن راه‌حلی که جامع و از حمایت نخبگان نیز برخوردار باشد، احزاب، تشکل‌های سیاسی و شخصیت‌های تاثیرگذار کشور از بی‌تفاوتی و انفعال خارج ‌شده و فعالانه به صحنه بیایند و از سوی دیگر دست‌اندرکاران حکومتی با درخواست از این تشکل‌ها، برای عبور از بحران و تهدیداتی که متوجه کشور است، بهره جسته و به رایزنی و مشاوره بپردازند. نتیجه رایزنی و مشاوره هر چه باشد، بی‌تردید نفع ملت و کشور در آن نهفته است. در چنین شرایطی مشارکت بزرگان، نخبگان، روشنفکران، انقلابیون و کارشناسان در گزینش سازوکارها و راهبردها ضروری است و تصمیم آن‌ها که ناشی از خرد جمعی است، پشتوانه بیش‌تر مردمی نیز خواهد داشت، زیرا اتخاذ چنین استراتژی‌ای با مشاوره‌ و همدلی صورت گرفته است.