یک بازرسی سابق تسلیحاتی سازمان ملل در عراق در یک گزارش تحلیلی به روابط تهران و واشنگتن و برخی گزارشات مبنی بر احتمال حمله آمریکا به ایران پرداخته و نوشت: امروزه نشانهای حاکی از اینکه ایران یک تهدید قریب الوقوع برای امنیت آمریکا محسوب میشود مشاهده نشده است و به همین دلیل نمیتوان وضعیت ایران را به عنون توجیهی برای اقدام نظامی علیه این کشور محسوب کرد. هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران که هیچگونه توجیه و وجهه قانونی نخواهد داشت و خاورمیانه در گردابی از درگیریها که عواقب آن تاثیر بسیاری بر بازارهای جهانی انرژی خواهد داشت فرو خواهد رفت.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اسکات ریتر، بازرس سابق تسلیحاتی سازمان ملل در عراق در گزارشی تحلیلی در پایگاه اینترنتی بریتانیکا آورده است: با توجه به پیچیدگیهای جهان امروز و بیثباتیهایی که بخش گریزناپذیری از آن هستند عاقلانه است که هر کشوری که دامنه دسترسی جهانی و اهداف بینالمللی دارد آماده دفاع از منافع قانونی خود از طریق استفاده از قدرت نظامی باشد. موقعیت جغرافیایی ایران در رابطه با تنگه هرمز و عواقب شدید و وخیمی که در صورت بسته شدن این تنگه و یا اختلال طولانی مدت در انتقال نفت از طریق آن آمریکا را وادار میکند برنامهای برای استقرار احتمالی نیروهای خود برای محافظت از خطوط دریایی استراتژیک خود داشته باشد. اما این با آماده شدن برای احتمال درگیری و طرح ریزی برای اجرای یک اقدام نظامی که هدف آن از بین بردن تواناییهاست که تحت قوانین بینالمللی ممنوع نشدهاند (از جمله برنامه هستهیی ایران) یا تسهیل تغییر رژیم در یک کشور مستقل تفاوت بسیاری دارد.
رویتر در ادامه نوشت: آمریکا تنها باید زمانی استفاده از اقدام نظامی را به عنوان یک گزینه قابل قبول در نظر بگیرد که همه گزینههای دیگر را برای حل یک مشکل امنیتی امتحان کرده باشد. این امر شامل گرفتن اجازه برای چنین حملهای طبق قوانین بینالمللی که در منشور سازمان ملل ذکر شده است و هماهنگی بین شاخههای قانونی و اجرایی که در قانون اساسی آمریکا ذکر شده است میباشد. البته در زمینه یک خطر قریب الوقوع برای امنیت ملی اقدامات قاطعانه باید صورت بگیرد و به همین دلیل به طرحهای نظامی به روز شده نیاز است. اما امروزه نشانهای حاکی از اینکه ایران یک تهدید قریب الوقوع برای امنیت آمریکا محسوب میشود مشاهده نشده است و به همین دلیل نمیتوان وضعیت ایران را به عنون توجیهی برای اقدام نظامی علیه این کشور محسوب کرد.
در ادامه این گزارش تحلیلی آمده است: پس از حوادث 11 سپتامبر آمریکا از آنچه به عنوان "مبارزه با تروریسم" آغاز شد به عنوان پوششی برای فعالیتهایی که در واقع با هدف سلطه گسترده جهانی از طریق "استراتژی امنیت ملی آمریکا" انجام میگرفت، استفاده کرد. سیاستهای تغییر رژیم در عراق تحت پوشش واکنش به حملات تروریستی سال 2001 به مرحله اجرا گذاشته شد، هر چند که عراق کوچکترین ارتباطی با آن واقعه وحشتناکی یا مرتکبین آن نداشت. به همان ترتیب دولت آمریکا امروزه در تلاش است سیاستهای مشابهی را در جهت ایجاد بیثباتی و تخریب رژیم از طریق ایجاد پیوند ایران با تروریسم در قبال تهران دنبال کند، هر چند که سوابق مبتنی بر واقعیت آشکارا نشان میدهند که ایران کوچکترین دخالت و پیوندی با حمله 11 سپتامبر یا سازمان القاعده که این حمله را انجام داد نداشته است.
این بازرسی تسلیحاتی سابق سازمان ملل در عراق این گزارش تحلیلی نوشت: هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران که هیچگونه توجیه و وجهه قانونی نخواهد داشت در نهایت به تحقق هیچ یک از اهدافی که میتوانند به بهبود وضعیت امنیتی منطقهای خاورمیانه یا فضای امنیت ملی آمریکا کمک کنند منتهی نخواهد شد. در واقع وضعیت که به وجود خواهد آمد دقیقا عکس آن خواهد بود و خاورمیانه در گردابی از درگیریها که عواقب آن تاثیر بسیاری بر بازارهای جهانی انرژی خواهد داشت فرو خواهد رفت. از آنجا که توجیه ظاهری هرگونه حمله آمریکا به ایران واهی و غیر واقعی است. هیچگونه نفع امنیتی از چنین حملهای حاصل نخواهد شد، همانطور که حمله آمریکا به عراق در سال 2003 با از بین رفتن انبارهای تسلیحاتی کشتار جمعی افزایش نیافت، چرا که چنین انبارهایی وجود خارجی نداشتند.
در پایان این گزارش تحلیلی آمده است: اگرچه شاید بتوان توجیهی برای برنامه ریزهای نظامی محتاطانه در خاورمیانه که سناریوی ایران نیز میتواند جزو آن باشد پیدا کرد، اما باید بین تنظیم این برنامهها و اجرای آنها تفاوتی قائل شد. به اجرا گذاشتن اقدام نظامی تنها باید در مواجهه با یک تهدید قابل قبول و مشخص و با اجازه مقامات صاحب اختیار و همگام با قوانین انجام گیرد و آنهم تنها زمانی که همه گزینه های دیگر غیر از درگیری دریافتن راه حلی برای مساله مذکور امتحان شدهاند. در زمینه وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا هیچ یک از این پیش شرطها برای درگیری تحقق نیافته اند. خلاصه اینکه هیچگونه توجیهی برای اینکه آمریکا یک اقدام نظامی علیه ایران را به مرحله اجرا بگذارد وجود ندارد. تنها درسی که ما باید از تاریخ آموخته باشیم این است که چنین جنگهایی اغلب به شکست ختم میشوند (عراق، سال 2003) و به واسطه قوانین بینالمللی "جنایات جنگی" محسوب میشوند.