اتفاقات دانشگاهها به سمت اعتدال بروند
رییس شاخه دانشجویی حزب کارگزاران گفت: تمام اتفاقات دانشگاهها باید به سمت میانهروی و اعتدال پیش رود.
به گزارش ایسنا، حقیقیراد ظهار کرد: به دلیل ویژگی جنبش دانشجویی و جریان دانشجویی در سراسر دنیا و به دلیل پایگاه اجتماعی ناپایدار دانشجو، فعالیت دانشجویی در سراسر دنیا یک فعالیت رادیکال است و ایران از این نظر مشابه سایر کشورهاست.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم به سمت جامعه توسعهیافته حرکت کنیم باید مجموعه دانشجویی در راستای مقابله با رادیکالیسم فعالیت کند؛ چرا که در غیر این صورت هیچ نتیجه مطلوبی کسب نخواهد شد و تنها فرصت به برخی جریانهای سوءاستفادهگر برای فعالیت داده میشود و در این هنگام مجموعه دانشجویی به مخالفین نظام تعبیر میشود. از این رو هماندیشی و برقراری ارتباط احزاب و شاخههای دانشجویی با تشکلهای دانشجویی کشور از جمله دفتر تحکیم وحدت و انجمنهای اسلامی ضروری است.
این فعال سیاسی با ابراز امیدواری از این که "شاخههای دانشجویی احزاب همچون گذشته ارتباط پررنگتری با دانشجویان داشته باشند" ابراز عقیده کرد: اگر قرار است فعالیتی در دانشگاه صورت بگیرد، بهتر است با هماهنگی احزاب اصلاحطلب باشد. البته این به معنای آن نیست که با نگاه پیاده نظام به دانشجو نگریسته شود. بلکه بدین معناست که تمام اتفاقات دانشگاهها به سمت میانهروی و اعتدال پیش روند.
رییس شاخه دانشجویی حزب کارگزاران سازندگی در عین حال با بیان این که "موضع احزاب کسب قدرت است" تصریح کرد: از آن جا که موضع احزاب کسب قدرت میباشد به دنبال آن هستیم که در چارچوب ائتلاف اصلاحطلبان به کرسیهای مجلس دست پیدا کنیم. از این رو انتظار میرود نتیجه این نشست طوری باشد که بتوانیم با تحلیل فضای دانشگاه راهکاری ارایه دهیم تا در ماههای آینده جنبش دانشجویی به خوبی فعالیت کند؛ چرا که در حال حاضر با فضایی که ایجاد شده، دانشجو به خوبی نمیتواند فعالیت کند.
حقیقیراد با تاکید بر این که "موضع حزب کارگزاران حیات خلوتی نیست" گفت: موضع ما تعامل با دانشجوست و علاقه به گفتوگو داریم تا در نتیجه آن بتوانیم به مقصود برسیم.
این فعال سیاسی در پایان تصریح کرد: برای ارتباط موثر جنبش دانشجویی با احزاب پیشنهاد میدهم که کارگروه ویژهای برای برقراری این ارتباط ایجاد شود تا در راستای آن روسای شاخه دانشجویی احزاب بتوانند با سران جنبش دانشجویی، دفاتر تحکیم وحدت و انجمنهای اسلامی گفتوگو کرده و راهحلهای مختلفی در مورد مسائل مختلف ارایه دهند.
غرور دانشجویان، مانع از ارتباط با زحمتکشان نظام
هم چنین رییس شاخه دانشجویی مجمع نیروهای خط امام(ره) مجموعه اصلاحطلبان را مجموعهای دلسوز نظام توصیف کرد.
سعیداللـه بداشتی با بیان این که "ارتباط بین جنبش دانشجویی و احزاب را میتوان در سه دوره تعریف کرد" افزود: در دهه 60 تعبیری از احزاب که بتوان از آن به صورت رسمی تعریف کرد وجود نداشت، اما در آن دوره مجموعه حاکمیت با وجود چهرههای خط امامی و اصلاحطلبی که امروز داعیهدار احزاب هستند در نقاط مختلف صاحب منصب بودند.
این فعال سیاسی ادامه داد: در دوران هشت سال ریاست جمهوری هاشمیرفسنجانی نوع ارتباط جریانات دانشجویی با نظام به شکل دیگری تبلور پیدا کرده بود و این ارتباط تا حوالی سال 78 و حتی بعد از روی کار آمدن دولت خاتمی وجود داشت اما در سال 78 شاهد افولی در ارتباط بین دانشجویان و دوستان در مجموعه حاکمیت بودیم که این موضوع دارای علل مختلفی از جمله عدم پاسخگویی انتظارات دانشجویان از آن چه که میخواستند در رابطه با واقعه تیر 78 بود و همچنین بیاعتمادی اصلاحطلبان نسبت به آن چه دانشجویان انجام دادند و مساله مهمتر نیز غرور کاذب برخی فعالان دانشجویی و تزهای مختلفی همچون عبور از خاتمی بود که باعث شد بسیاری از فعالیتهای دانشجویی با یک فاصله نامناسب از مجموعه دلسوزان نظام روبهرو شود.
اللـه بداشتی معتقد است: منظور از بحث عبور از خاتمی این است که دوستان حد خود را ندانسته و با طرح این مبحث در قامت نظریهپردازی برآمده و لطماتی که بعد از آن برای نظریه پرداخته شد بسیار زیاد بود و باعث شکاف در انجمنهای اسلامی شد.
رییس شاخه دانشجویی مجمع نیروهای خط امام(ره) در ادامه تصریح کرد: مهمترین آفت جنبش دانشجویی روزی بود که غرور آنها باعث شد از ارتباط با زحمتکشان نظام دور شوند که این موضوع نتایج ناخوشایندی برای جریان دانشجویی داشت و انجمنهای اسلامی ضربه خوردند.
وی مرحله سوم ارتباط احزاب با فعالان دانشجویی را ارتباط فعلی فعالان دانشجویی با احزاب و دلسوزان نظام عنوان و تصریح کرد: نمونههای این ارتباط را میتوان در نشستها، ملاقاتها و رفتارهای فعالان دانشجویی و چهرههای مختلف گروههای اصلاحطلب دید ولی باید به این موضوع نیز توجه کرد که آیا تنها باید در هنگام گرفتاری به دامن چهرههای موثر برگردیم و آیا این موضوع نشان از ارتباط است.
این فعال سیاسی با بیان این که «فعالان دانشجویی نباید تنها هرگاه که به مشکل برخوردند به سراغ چهرههای دلسوز نظام بروند» گفت: امیدوارم دوره کنونی (دوره سوم) ارتباط جدیتری بین فعالان دانشجویی و چهرههای دلسوز نظام و شاخههای دانشجویی احزاب برقرار شود و جلسات تنها برای آزادی دوستان بازداشت شده نباشد و بتوانیم به نتایج ملموسی دست پیدا کنیم.
رییس شاخه دانشجویی مجمع نیروهای خط امام(ره) تاکید کرد که "هر دولتی که حرمت دلسوزان نظام و کسانی که تاثیراتشان در انقلاب و بعد انقلاب مشهود است، را نگه داشت، پس از آن حرمت دانشجویان را نیز حفظ خواهد کرد."
وی در عین حال تاکید کرد: نباید مرتب فریاد و فغان سر داد که هجمههای بسیاری بر فعالان دانشجویی وارد است؛ چرا که این اعمال باعث ایجاد رخوت در فعالان دانشجویی میشود و در این بین باید تنها کمک کرد تا هزینه فعالیت آنها کم شود و دانشجویان به سمت فعالیتهای سیاسی ترغیب شوند.
اللـه بداشتی ابراز عقیده کرد: اگر همه نگران وضع موجود هستیم و به بحرانی بودن وضع کشور توافق داریم باید ارتباطات تنگاتنگتری را با دانشجویان برقرار کنیم و در این ارتباطات به این موضوع نیز تاکید شود که نباید مشکلات داخلی انجمنهای اسلامی آنها را از فعالیت بیرونی باز دارد که با رخ دادن این اتفاق روزهای بهتری را برای انتخابات مجلس هشتم در پی خواهیم داشت.
رییس شاخه دانشجویی مجمع نیروهای خط امام(ره) در پایان با ابراز امیدواری از این که "آشتی بین فعالان دانشجویی و سیاستمداران برقرار شود" گفت: باید قبح برگزاری نشستهای مشترک با احزاب زدوده شود؛ چرا که با گفتوگوی شفاف میتوان سوءاستفادهها را از بین برد و همچنین در جلساتی با سیاستمداران داخل و خارج حاکمیت به بررسی مشکلات دانشجویان نیز پرداخت.
ارتباط احزاب و دانشجویان باید دو طرفه باشد
مسئول واحد سیاسی شاخه دانشجویی حزب کارگزاران نیز ارتباط بین احزاب اصلاحطلب و دانشجویان را منشا اثرگذاری خواند و خاطرنشان کرد: ارتباط احزاب و دانشجویان باید دو طرفه باشد؛ چرا که دانشگاه محور توسعه پایدار است و دانشگاه ایدهآل باید پویا باشد، ولی در حال حاضر محدودیتهای موجود برای فعالیت دانشجویان در دانشگاه در تناقض با چشمانداز است.
آرمین سلماسی با بیان این که بحث دانشجویی بعد از انتخابات 76 و اتفاقات 18 تیر 78 ویژگی خاصی در ایران پیدا کرد، گفت: در آن دوران بخشی از فعالین دانشجویی در دفتر تحکیم وحدت دیدی پیدا کردند که اصلاحطلبانی که در قدرت بودند، درآن دوران کم کاری کردند. این فضا بعد از سال 78 باعث شد مقداری از فعالیتهای دانشجویی به خصوص در دفتر تحکیم وحدت به سمت رادیکال شدن پیش برود و دیدی بد در بخشی از بدنه دانشجویی نسبت به گروههای اصلاحطلب به وجود آید و این اتفاق تا اینجا پیش رفت که زمزمههای تحریم انتخابات ریاست جمهوری نیز مطرح شد.
وی ادامه داد: بعد از انتخابات ریاست جمهوری به دلیل نزدیکی مواضع اصلاحطلبان که از ساختار قدرت بیرون آمده بودند، دغدغههای دانشجویی تعامل بیشتری با احزاب را رقم زد که ایجاد این تعامل باعث تعدیل شدن فعالیت رادیکال در دانشگاه شد که نمونه آن را میتوان در موضعگیریهای برخی از گروههای سیاسی منتقد مشاهده کرد.
این فعال سیاسی در ادامه ابراز عقیده کرد: برخوردهای صورت گرفته با فعالین دانشجویی، ستارهدار کردن دانشجویان، احضار به کمیته انضباطی و احکام صادره باعث شد که بدنه معتدل و عقلگرای جنبش دانشجویی تحت فشار بیشتری قرار گرفته و فضا به بخشی که دیدگاههای رادیکالتری دارد، سوق داده شود.
وی تصریح کرد: سوال اساسی که پیش میآید این است که در حال حاضر برای شکست این فضا چه باید کرد؟ رشد فعالیتهای رادیکالی و زیرزمینی را چه طور میتوان کنترل کرد؟ نحوهی تعامل با دانشجو چطور باید باشد؟ و چگونه میتوان نگاه بدبینانه دانشجو به احزاب را از بین برد؟
مسئول واحد سیاسی شاخه دانشجویی حزب کارگزاران، با تقدیر از هاشمیرفسنجانی، مهدی کروبی و هادی خامنهای به خاطر ملاقاتهای دانشجوییشان و پیگیری کارهای دانشجویان، گفت: باید بررسی کرد که آیا میتوان این نوع حرکات را بهتر پیش برد و سازمان یافته تر کرد و در راستای آن به نتایجی رسید. در ادامه این نشست عضو شورای مرکزی شاخه دانشجویی حزب مردمسالاری با بیان این که جنبش دانشجویی یک رابطه مستقیم با تحولات سیاسی دارد، گفت: هنگامی که جنبش دانشجویی ابزار شود، با آن برخورد میشود؛ چرا که حاکمیت هنگامی که میبیند بخشی از جنبش دانشجویی ابزار شد، از ابزارهای برخورد با این جنبش استفاده میکند.
احمدی در ادامه، تصریح کرد: اگر کنترلی بر فضای دانشگاه باشد و در راستای آن اجازهی بیان حرف به صورت آزاد وجود داشته باشد، دانشگاه رشد پیدا خواهد کرد. از این رو باید آموزش داد که چطور تمام حرفها را شنید و گوش کرد.
این فعال سیاسی ادامه داد: رشد کشور، احزاب و سیاست باید از دانشگاه شروع شود، بدان معنا که دانشجو باید به صورت ریشهای رشد پیدا کند و بعد از آن بتواند در چند سال آینده تاثیر مثبتی را در کشور داشته باشد.
در ادامه این نشست غلامی عضو شورای مرکزی شاخه دانشجویان حزب مردمسالاری، با بیان اینکه همه جریانها و احزاب به دنبال کسب قدرت هستند که برای رسیدن به آن یکی از بایدها، جنبش دانشجویی و دانشجو است، گفت: با وجودی که دانشجویان در بازداشت به سر میبرند اما احزاب حمایتشان در حد روزنامه بوده و حمایت کلی نکردند. بنابراین رابطه احزاب با دانشجو باید یک رابطه دو طرفه باشد.
تعامل به جای تقابل در دانشگاهها
هم چنین رییس شاخه دانشجویی حزب مردمسالاری گفت: اصلاحات در زمان خاتمی یک نماد داشت و آن هم خاتمی بود.
عظیمی با تاکید بر این که "جلسات و هماندیشی احزاب اصلاحطلب با یکدیگر میتواند به جنبش دانشجویی کمک کند» افزود: در دانشگاهها مشکلات زیادی را نه در دوران اصولگرایان بلکه در دوران خاتمی و هاشمیرفسنجانی تجربه کردیم. در زمان هاشمیرفسنجانی با وجودی که وی بیشتر سمت و سوی اصلاحطلبی داشت باز در آن زمان نیز فضای باز و تشکیلاتی و سیاسی در دانشگاه وجود نداشت و در زمان خاتمی نیز با وجودی که شاهد باز شدن فعالیت سیاسی در دانشگاه بودیم ولی توجه چندانی به آن نداشتند.
این فعال سیاسی افزود: به غیر از نیروهایی که هسته مرکزی بودهاند، اصلاحات نیروی کیفی پرورش نداده و تنها بر روی مسائل کلی در سطح جامعه بحث کرده است که این یک نکته منفی در کارنامه اصلاحات است.
وی هم چنین با بیان این که "نمیتوان اصلاحات را از اصول جدا کرد و شخصی که اعتقاد بازتری از اصول دارد نمیتوان آن را بیدین و ملحد معرفی کرد" ادامه داد: از این رو همواره اصلاحات تاکید کرده که تنها برای تغییر ظاهر نیامده و اهداف دیگری نیز داشته است.
رییس شاخه دانشجویی حزب مردمسالاری گفت: حزب کارگزاران از احزابی است که با چراغ خاموشتر و درایت بیشتری حرکت کرده است. اگر بتوان در اصلاحات حالت تعادل ایجاد کرد و به دنبال تعامل و نه تقابل بود، هیچگاه مشکلات کنونی حتی در دانشگاه امیرکبیر پیش نخواهد آمد.
عظیمی با تاکید بر این که "میتوان با اندیشه فضا را در دانشگاه باز کرد" افزود: میتوان با ایجاد نیروهای کیفی به جامعه دانشگاهی عنوان کرد اصلاحات چیست، چه موقع به وجود آمده، چه کسانی تاثیرگذار بودند و... و در چنین شرایطی شخص پخته و علمی در دانشگاه ممکن است به اصلاحات علاقهمند شود و این فرد یک نیروی کیفی اصلاحطلب به شمار میآید.
رییس شاخه دانشجویی حزب مردمسالاری، در پایان با بیان این پرسش که "چرا اتفاقی که در انتخابات ریاست جمهوری دوران خاتمی افتاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم رخ نداد؟" گفت: باید این موضوع را بررسی کرد که چرا آرای اصلاحطلبان در دوران انتخابات ریاست جمهوری نهم نصف آرای دوران انتخابات ریاست جمهوری خاتمی نبود و شاید یکی از این دلایل مغرور شدن و دادن شعارهایی همچون عبور از خاتمی بوده است.
ارتباط دانشجویان با چهرههای صادق اصلاحطلب
عضو شورای مرکزی شاخه دانشجویی حزب اعتماد ملی نیزجنبش دانشجویی را یک جنبش اصلاحی رهایی بخش توصیف کرد.
محمدزاده گفت: در حادثه 18 تیر جریانی با هدف ایجاد محدودیت برای قشر نخبگان و روشنفکران دانشگاهی سعی داشتند نقش جنبش دانشجویی را از بین ببرند و آن را حذف کنند.
این فعال سیاسی معتقد است: برخی گروهها به ظاهر با جنبش دانشجویی دوستند و از منافع جنبش دانشجویی استفاده میکنند ولی در مواقع تنگنا آنها را رها میکنند. از سوی دیگر نگاه جنبش دانشجویی به سیاست به طوری که با نوسانات سیاست آنها نیز دچار سیاست شوند، از جمله آسیبهای جنبش دانشجویی است.
وی جنبش دانشجویی را به عنوان نهاد فکری تعریف و تصریح کرد: جنبش دانشجویی به عنوان یک نهاد فکری دارای ابزار کنترل اندیشه است؛ بدین معنا که اگر اندیشه آنها کارآمد باشد، میتواند تبدیل به هنجارهایی برای حرکت به سمت جلو شود اما بعد از دوم خرداد جنبش دانشجویی دچار تشتت و خلا اندیشه شد.
این عضو شورای مرکزی شاخه دانشجویی حزب اعتماد ملی، با تاکید بر این که "جنبش دانشجویی برای حرکت به سمت آینده باید با توجه به اقتضائات و شرایط جهانی اندیشههای خود را مترقی کند" گفت: ارتباط دانشجویان با احزاب و چهرههای صادق اصلاحطلب باید ارتباطی دو طرفه و زیربنایی باشد و این ارتباط نباید به صورت مقطعی صورت گیرد.
محمدزاده در پایان با بیان این که "جنبش دانشجویی باید با شناسایی سرمایههای اجتماعی برای رسیدن به آنها فعالیت کند" خاطرنشان کرد: ارتباط احزاب و دانشجویان باید یک ارتباط متقابل باشد و براساس آن ارزش افزودهای برای طرفین به ارمغان آورد و به طور کلی احزاب باید یک ارتباط سالم را با جنبش دانشجویی برقرار کنند.
استراتژی بازگشت به دانشگاه
هم چنین رییس شاخه دانشجویی حزب مشارکت ایران اسلامی با بیان این اعتقاد که "به دانشگاه باید به عنوان یک حرکت مشروطهخواهانه و اصلاحطلبی نگاه کردگ گفت: تاسیس احزاب محصول حضور مدرنیته در ایران است، بیشتر احزاب پایگاه و سبقه دانشجویی دارند؛ اما دانشگاه و نهادهای دانشجویی بیشتر قلمرو نفوذ و فعالیت است و دانشجو به دنبال کسب معرفت میباشد؛ اما حوزه فعالیت سیاسی احزاب برای کسب قدرت است.
رضا شریفی هم چنین با بیان این که "از آن جا که تا اواخر دهه 40 دانشگاه رایگان بوده و طبقه متوسط و رو به بالا در آن تحصیل میکردند، دانشجو به سمت حرکت رادیکال و تند نرفته بود" ادامه داد: با زیاد شدن درآمد نفتی فرصتی برای حضور طبقات دیگر در دانشگاه فراهم شد و بعد از آن توقعات عدالتطلبانه رشد پیدا کرد و در شیوه عمل به سمت حرکت رادیکالی پیش رفتند و این فضا تا آخر دهه 60 تداوم داشت.
این فعال سیاسی ادامه داد: در دهه 60 طبقه متوسط رشد پیدا کرد و طبقه فرودست کوچک شدند و مطالبات دانشجو به سمت گرایشات مشروطهطلبانه رفت و نوعی دگرگونی را شاهد بودیم که تبلور آن را در دوم خرداد و پیروزی خاتمی میتوان دید ولی بعد از این موضوع برخی تلاش کردند که دانشگاه را تبدیل به یک پایگاه رادیکالیسم کنند که در این راستا موفق نشدند.
رییس شاخه دانشجویی حزب مشارکت ایران اسلامی ادامه داد: نهادهای دانشجویی آماتور بوده و از لحاظ سیاسی نمیتوان برای آنها کارکرد حرفهای تعریف کرد و این در حالی است که احزاب فعالیت حرفهای سیاسی دارند و از سویی فضای دانشجویی به دلیل سیال بودنش عرصه پاسخگویی نیست اما عرصه فعالیت احزاب مسئولیتپذیری است.
شریفی با تاکید بر این که "در موقعیتهای مختلف باید به طور طبیعی ارتباط و تعاملی بین فعالان دانشجویی و احزاب وجود داشته باشد" تصریح کرد: فعالان دانشجویی نمیتوانند و نباید در جایگاه تئوریسین باشند و نقش دانشگاه در تعامل فعالان سیاسی تقویت عرصه عمومی است تا با ایجاد تریبونهایی فضای گفتوگو را بین نیروهای مختلف ایجاد کنند و براساس آن به رهیافتها و برنامههای مشترکی برسند.
این فعال سیاسی معتقد است: برخی نهادهای دانشجویی که باید عرصههای عمومی را تقویت کنند، حتی خود به اصل گفتوگو پایبند نبوده و در برخی موارد دیگر کمتر شاهد گفتوگو بین فعالان این گروهها بودیم و به نوعی خودمحوری و تکمحوری در بین فعالان دانشجویی وجود داشت.
وی خاطرنشان کرد: مشکل دانشجویانی که شعار عبور از خاتمی را دادند این نبود که از خاتمی عبور کردهاند بلکه مشکل آنها عبور از دانشگاه بود و فضای دانشگاهی و دانشجویی را به جایی رساندند که حتی اجازه برنامه به آنها داده نشد.
رییس شاخه دانشجویی حزب مشارکت ایران اسلامی ادامه داد: در سالهای گذشته برخی فعالان دانشجویی پیشنهاداتی دادند که باعث شد هزینه فعالیت دانشجویی بالا رود و بیاعتمادی بین جنبش دانشجویی و حاکمیت ایجاد شود که این موضوع باعث ریزش بخش عمدهای از دانشجویان مشروطهخواه شد؛ چرا که هر چه بر طبل رادیکالیست بیشتر زده شود این فعالان منزویتر میشوند.
شریفی تصریح کرد: در فضای فعلی اگر بخواهیم خطمشی را تعریف کنیم باید استراتژی بازگشت به دانشگاه را به عنوان محور مشترک فعالیتهای دانشجویی پیش گرفت؛ چرا که سیاست بازگشت به دانشگاه علاوه بر این که میتواند پشتوانه نهادهای دانشجویی را تقویت کند هزینه فعالیت سیاسی را نیز میشکند و فعالیت دانشجویی تقویت میشود.
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: در ادبیات رسمی ما اینطور جا افتاده که احزاب به دانشجو به شکل حیاتخلوت نگاه کرده و همواره میخواهند دانشجویان پیاده نظام و دنبالهرو آنها باشند. در حالی که واقعیت این طور نیست و هر جا که جنبش دانشجویی توانسته باشد براساس واقعیت و تحلیل درست به فعالیت بپردازد، پیشتاز فعالیتهایش بوده و هیچ گاه دانشجو و فضای دانشجویی دنبالهرو احزاب نبوده است.
وی با تاکید بر این که "سوءاستفاده ابزاری احزاب از دانشجویان مبتنی بر واقعیت نیست" گفت: احزاب و دانشجو موجودات سادهاندیشی نیستند که بدون تعقل از یکدیگر دنبالهروی کنند ولی تنها راه رفع این سوءتفاهمها گفتوگو بین احزاب و دانشجویان است که در این هنگام میتوان با تعامل تصمیمات مشترکی گرفت و هزینهها را محدود کرد.
رییس شاخه دانشجویی حزب مشارکت ایران اسلامی با بیان این که "برخی از فعالان سیاسی و دانشجویی انتظار دارند که هر کاری را انجام دهند، احزاب از آنها حمایت کنند ولی این انتظار به جایی نیست" گفت: با مرور تاریخ 70 ساله جنبش دانشجویی متوجه میشویم چیزی از استقلال جنبش دانشجویی وجود نداشته است. در اوایل فعالیت دانشجویی فعالان دانشجویی علاوه بر این که عضو تشکلهای دانشجویی بودند عضو احزاب نیز بوده و به فعالیت میپرداختند که این نوع تعامل به نفع احزاب و دانشگاه بود.
شریفی معتقد است: نقطه شروع تقابل احزاب و دانشجویان گرایش سیاسی دفتر تحکیم وحدت در اوایل انقلاب است. اوج تقابل بعد از دوم خرداد و اتفاقات تیر 78 تا سال 81 رخ داد که این تقابل منجر به بیاعتمادی بین این دو گروه شد و به جایی رسید که احزاب راه خود و فعالان دانشجویی نیز راه خود را پیش گرفتند ولی در دو سال گذشته با ورود دانشجویان جدید به تشکلهای دانشجویی این تشکلها معتدلتر شده و این تعامل بهبود پیدا کرده است.
وی با بیان این که "نگاه انتخاباتی به دانشگاه باعث ایجاد سوءتفاهم در بسیاری از فعالان دانشجویی شده است" تصریح کرد: در دوم خرداد کسی سراغ دانشجو برای حمایت از خاتمی نرفت و فعالان دانشجویی به صورت خودجوش ضرورت این حرکت را درک کرده و فعالیت کردند و اگر اکنون نیز چنین زمینهای ایجاد شود و دانشجویان ضرورت را حس کنند، این اتفاق خواهد افتاد. البته میتوان گفت که این زمینه با توجه به عملکرد برخی در دو سال گذشته در برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان احساس شده است؛ چرا که دانشگاهیان احساس کردند که به آنها توهین شده بدان معنا که با به قدرت رسیدن افرادی که تجربه کاری ندارند برای جامعه دانشجویی که عقلانیت را مبنای کار خود قرار میدهند این بیتوجهی نوعی توهین به شمار میآید.
رییس شاخه دانشجویی حزب مشارکت ایران اسلامی گفت: در حال حاضر در دانشگاه احتیاج به جبهه اعتدال نیست بلکه باید جبهه عقلانیت حاکم شود.