تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۵۹۲۳۲

کورین لس‌نس

ترجمه: کرم نجفی

عراق معادل عربی ویتنام است. این شعاری است که مخالفان جنگ در تظاهرات خود بر روی تی‌شرت‌ها و پرچم‌های کوچک در آمریکا می‌نویسند. ادوارد کندی دموکرات نیز با جمله را عراق، ویتنام جرج بوش است، آن را تکرار کرده است. با آن‌ که فاصله 30 ساله‌ای بین این جنگ وجود داشته اما بازتاب‌های آن‌ها بی‌تشابه به یکدیگر نیستند. حالا که رییس‌جمهور و کنگره دموکرات بر سر استراتژی خروج از عراق به مجادله برخاسته‌اند، آیا عراق نیز سرنوشتی مشابه پایان جنگ ویتنام برای مسئولان ایالات متحده رقم خواهد زد؟

از لحاظ منطقه‌ای هیچ شباهتی بین این دو درگیری وجود ندارد. اما مطمئنا دلیل جنگ قابل مقایسه است. تضمین امنیت آمریکا با دموکراتیزه کردن کشوری که به مرکز تهدید ایدئولوژیک جدی این کشور تبدیل شده است: کمونیسم دیروز، اسلام رادیکال امروز.

اما از لحاظ طرح نظامی، درگیری آمریکایی‌ها در عراق خیلی کم‌تر بوده است. ایالات متحده 580 هزار نظامی در ویتنام در مقایسه با 156 هزار سرباز امروزی در عراق داشته است. تفاوت دیگر در این زمینه، نحوه سربازگیری بوده است و آن این‌ که نظامیان مثل امروز مسئولیتی نداشته‌اند فقط جوانان خدمت سربازی خود را سپری می‌کردند. از لحاظ تعداد کشته‌های نظامیان نیز هیچ نوع تشابهی بین این دو وجود ندارد. تعداد قربانیان ویتنام 58 هزار کشته در ده سال بوده که این تعداد به 3330 نفر در چهار سال در عراق می‌رسد.

اما در واشنگتن به نظر می‌رسد که تاریخ می‌رود، یک‌ بار دیگر تکرار شود. امروز هم مثل گذشته کنگره تبدیل به محلی شده است که مجادله در آن بالا گرفته و با آهنگی خاص سرعت بیش‌تر می‌گیرد. روبرت دالک مورخ آمریکایی در روزنامه واشنگتن‌پست دلیل آن را این‌گونه توضیح می‌دهد: علت این‌ است که عراق در همان تاریکی ویتنام فرو رفته است. دولتمردان همان افرادند. هنری کیسینجر کسی که بانی موافقت‌نامه پاریس در سال 1973 بود، امروز مشاور کاخ سفید است.

به استثنای تعداد خیلی کم از جمله جرج بوش و معاونش دیک چنی، اغلب سردمداران این درگیری نتیجه تلخ ویتنام را تجربه کرده‌اند. از جان مک‌کین که پنج سال در هانوی زندانی بوده گرفته تا جان وارنر که مشاور نظامی نیروهای دریایی را در اختیار داشته و جان مورتا ژنرال قدیمی که در زمان ریاست‌‌ جمهوری نیکسون در سال 1974 به مجلس نیز راه یافت. تمام نمایندگان پارلمان وضعیت عراق را به روشنی و شفافی 30 سال پیش بحران در ویتنام می‌بینند و از این‌ که هیچ درسی از آن گرفته نشده است، پشیمانند.

جان مک‌کین و چاک‌ هاگل دو سناتور جمهوریخواه که اولی از حامیان اعزام نیروهای کمکی به ویتنام حامی این تفکر که آمریکا در ویتنام پیروز خواهد شد به شرطی که کنگره حوصله به خرج دهد و برای دومی که دو بار مدال بیش‌ترین جراحات وارده را دریافت کرد. عراق اشتباه فوق‌العاده خطرناک سیاست خارجی آمریکا از زمان جنگ ویتنام تاکنون بوده است. ‌جنگ ویتنام طولانی‌ترین جنگ در تاریخ آمریکا به حساب می‌آید. شروع این جنگ بر اثر یک حادثه فرعی برای عده‌ای زمینه‌ای قابل قیاس با حمله نیروهای مسلح آمریکا برای سرنگونی صدام به حساب می‌آید: حمله به یک ناوشکن آمریکایی در خلیج‌ تونکن.

این حادثه در اوت سال 1964 سبب شد تا لیندن جانسون رییس‌جمهور وقت، بهانه‌ای برای گرفتن قطعنامه‌ای از کنگره برای اعزام نیروها به جنگ پیدا کند. این در حالی بود که در سال‌های بعد مشخص شد چنین حمله‌ای به ناو آمریکایی که به‌ عنوان بهانه‌ای خشم کاخ سفید را برانگیخت اصلا واقعیت نداشته است. طبق نظر روبرت برینگهام مولف کتاب آیا عراق، ویتنامی دیگر است؟ همان سناریو دوباره برای صادر شدن قطعنامه‌ای دیگر در اکتبر 2002 که اجازه آغاز جنگ با عراق را به بوش می‌داد، تکرار شد. ‌در زمان جنگ ویتنام، لحن مخالفان جنگ حالت آرام‌تری داشت.

آن‌ها مدت زمانی طولانی به درخواست‌هایی که به صبر دعوت می‌کرد و تلقین امیدواری برای شنیدن خبرهای نتیجه‌بخش می‌داد، گوش کردند. همان‌طوری که در نوامبر سال 1967، ژنرال ویلیام ولست مورلند اظهار کرد که ما پیشرفت قابل توجهی داریم. در همان موقعیت امروز صدای بوش و مشاور سیاست خارجی‌اش یعنی کاندولیزا رایس را می‌شنوند که اظهار می‌دارند خبرهای امیدبخش و پیروزمندانه‌ای از بغداد از موقع فرستاده شدن نیروهای کمکی در ماه ژانویه به گوش می‌رسد.

درس عبرت

کاهش حمایت‌ها از جنگ عراق در عین‌ حال که مداوم بوده به صورت تدریجی شکل گرفته است. پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات نوامبر و در پی آن گزارش بیکر ـ همیلتون از دلایل پدید آمدن وضعیتی جدی و خطرناک بوده که آمریکا را به درس عبرت گرفتن فرا می‌خواند. با توجه به این‌ که دموکرات‌ها هیچ نوع مخالفتی با طرح عقب‌نشینی ندارند و فقط اختلاف‌نظر آن‌ها در استراتژی انجام این کار است، آن‌ها به اجماعی رسیده‌اند که باز گرداندن نیروها را قبل از سال 2008 خواستار شده‌اند.

دیوید سیروتا همان کسی که بیش‌تر از همه حزب دموکرات را برای مخالفت با بوش فرا می‌خواند در مورد کنگره کنونی آمریکا اظهار می‌دارد که به‌ رغم این‌ که اغلب آمریکایی‌ها مخالف جنگ هستند و کنگره با آن‌ که اکثریتش در دست دموکرات‌ها هست، این اکثریت باز هم مخالف جنگ نیستند و آن‌ها در دادن مجوز جنگ در سال 2002 قدرت لازم را برای پس گرفتن آن نداشتند و در مورد حمله به ایران نیز ندارند.

ترس از نتایج عقب‌نشینی هیچ تفاوتی با گذشته نکرده است که مهم‌ترین فاکتور برای فلج کردن به حساب می‌آید. با در نظر گرفتن دو جمله زمان این دو درگیری یعنی امروز نیروهای شورشی می‌خواهند در منطقه پراکنده شوند (جانسون 1967)، قتل‌عام‌هایی در منتهای درجه خطرناک و غیرقابل تصور (بوش 2007) می‌توان نتیجه گرفت به هر حال جمهوری‌خواهان رسوایی به مراتب، بیش‌تری از ویتنام در عراق به‌ بار آورند به‌ طوری که جان آنسینی هشدار می‌دهد که القاعده به مبارزه علیه ما ادامه خواهند داد و جرج بوش نیز بیان کرده است که تروریست‌ها تا اینجا ما را دنبال کرده‌اند، به هر حال طبق نظر مورخان، جانسون در جنگ ویتنام از این ترس داشت مبادا به‌ عنوان اولین رییس‌جمهور آمریکا لقب بگیرد که در جنگی شکست خورده است.

بنابراین با ثبت شدن اسم جانسون به این عنوان جرج بوش دیگر می‌تواند برای همیشه به خود تسلی دهد که در این زمینه او اولین فرد نخواهد بود.‌