تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۵۹۲۳۴
نگاهی به فعالیتهای اخیر ضدشیعی علمای وهابی
حنیف غفاری اشاره‌: از مدرسه "محمد بن سعود" عربستان خبرهای تازه‌ای به گوش می‌رسد. آغاز فعالیتهای دانشجویان این مدرسه جهت مقابله با مذهب تشیع به نقطه اوج خود رسیده است. علمای وهابی و دیگر اداره‌کنندگان این مدرسه نیز با فتاوی فتنه‌انگیز خود این طلاب فریب خورده را در مسیر دشمنی با اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) هدایت می‌کنند. مدارس وهابی در عربستان به مثابه پادگانهای دینی محسوب می‌شوند که در آنها تنها دین پادگانی برای تولید وحشت و صدور تروریسم علیه بخش دیگری از مسلمانان تدریس می‌شود.

فرزندان محمد بن عبدالوهاب

وهابیت دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بنیانگذار آن شیخ محمد عبدالوهاب از علمای سنی عربستان بنیان نهاد. وی خود پیرو شیخ‌الاسلام ابن تیمیه بود و با ایدئولوژی‌های شیعه و تصوف و... آن زمان به مخالفت برخاست. شیخ محمد عبدالوهاب تنها به حدیث و قرآن اعتقاد داشت و واسطه کردن شخص و بندگان خدا را کفر به خدا و شرک مطلق می‌دانست.

محمد بن عبدالوهاب شخصی به شدت جنگ‌طلب و ستیزه‌جو بوده است و همانند ابن تیمیه با نگاهی بسته و افراطی نسبت به حقایق جهان اسلام نگریسته است. تعریف وی از اصل "توحید" نادرست و گمراه‌کننده است. از این روست که شاهد ادامه کجرویهای وهابیون پس از مرگ وی هستیم. وهابیون در اندیشه خود برای عقل و تفکر اصالتی قائل نیستند. از این رو تنها از نقطه نظری "سلبی" یا "ایجابی" مطلق نسبت به امور و مسائل می‌نگرند. آنها از هر آنچه که پویایی اسلام را به تصویر کشد بیزار هستند و تنها خواهان جاری ساختن اسلامی خیالی هستند که در آن "زمان" و "مکان" موضوعیتی ندارد. از آنجایی که اندیشه دینی و سیاسی شیعه در مقابل این نوع طرز تفکر متحجرانه قرار گرفته است، علمای وهابی شیعیان را بزرگترین دشمنان خود دانسته و از پیروان حضرت علی بن ابیطالب با عنوان "رافضی" یاد می‌کنند.

وهابیون امروز

وهابیون امروز را می‌توان نمادی از "تناقض همراه با تمسخر" خواند! شاید این بهترین تعبیری باشد که می‌توان برای آنها به کار برد. علمای وهابی و طلابی که تحت نظر آنها تلمذ می‌کنند در مواجهه با بارزترین مسائل روز با نوعی دوگانگی در رفتار و اندیشه روبرو می‌شوند. از آنجا که احادث جعلی به کرات در میان وهابیون شیوع پیدا کرده است، استناد به احادیث جعلی برای آنها چیزی جز افزایش سردرگمی به همراه نخواهد داشت. از سوی دیگر، تفسیر نادرست آنها از قرآن کریم نیز دانه فهم آنها از مسائل مستحدثه را محدود نموده است. در چنین شرایطی آنها ترجیح می‌دهند تا به افراط‌گری روی بیاورند و "جهل خود نسبت به دین" را با لایه‌ای از «خشونت» بپوشانند. از آنجایی که انحراف اصلی وهابیون از اصل "توحید" آغاز شده است، نمی‌توان از آنها انتظار داشت تا برداشت صحیحی از دیگر اصول و فروع دین داشته باشند. حتی برخلاف ادعای آنها مبنی بر "اصل قرار دادن قرآن و حدیث"، شاهد هستیم آیات محکم و احادیث متواتری که بر حقانیت شیعیان مهر تایید می‌نوازد از سوی این افراد مورد کتمان قرار می‌گیرد و برای آنها توجیهی آورده نمی‌شود.

نقطه پررنگ "وخامت" را باید در تناقضات سیاسی وهابیون امروز یافت. این تناقض ریشه در دو مسئله مهم دارد: یکی نامشخص بودن اندیشه‌های ابن تیمیه در خصوص سلطان جائر و دیگری بافت سیاسی خاصی که در آل‌سعود حاکم است. پس از حمله مغول به عباسیان و برفتان این خاندان، ‌ابن تیمیه درصدد برآمد تا ساختار سیاسی برهم ریخته آن زمان را از بعدی نظری و با محوریت "خلافت" باز تعریف نماید. اما این باز تعریف با تاکید بر پذیرش سلطان جائر همراه بود. ابن تیمیه از یک‌سو وجود حکمران جائر را بر بی‌حکومتی ترجیح می‌داد و از سویی دیگر خواهان بازگشت به دوران صدر اسلام بود. جمع این دو چه به لحاظ نظری و چه از بعد عمل محال است، زیرا مقتضیات حکومت نبوی به گونه‌ای بود که اساس بحث "سلطان جائر" در آن موضوعیتی نداشت. از سوی دیگر، ‌آیا می‌توان با وجود پذیرش سلطان زورگو و ستمگر، به احیای سنن اولیه اسلام پرداخت؟ انعکاس این تناقض را می‌توان در میان علمای وهابی مشاهده کرد: سردرگمی در میان مفاهیم مذهبی و سیاسی به اندازه‌ای وهابیون را در مخمصه انداخته است که فرصت تامل بر عینیت سیاست و مذهب را از دست داده‌اند. در نتیجه به پناهگاهی روی می‌آورند که "تحجر" و "خشونت" سن بنای آن محسوب می‌شوند.

هنگامی که بخواهیم وهابیون را در داخل محدوده جغرافیایی و سیاسی عربستان سعودی تعریف نماییم با ترکیبی به شدت ناموزون و آزاردهنده مواجه می‌شویم. تعریف وهابیت در میان دلارها و ریالهایی که شاهزادگان سعودی از فروش نفت به دست می‌آورند کار ساده‌ای نیست. "اسامه بن لادن"، "بندرین سلطان"، "عبداللـه بن فهد" و دیگر شاهزادگان آل‌سعود جملگی حکم حامیان اصلی علمای وهابی را دارند. وهابیون در مدارسی تلمذ می‌کنند که هزینه نگهداری و شهریه طلاب آن از محلدرآمدهای حاصل از معاملات دوجانبه واشنگتن و ریاض تامنی می‌شود. در چنین شرایطی آنها سخن از "کفر" و "ایمان" به میان می‌آورند. حال آنکه عملا با حمایت کفر به نقد ایمان گروی می‌پردازند!

انفجار وهابیت در 11 سپتامبر 2001

انفجار برجهای دوقلوی نیویورک تناقضات نهفته سیاسی و مذهبی موجود در بین وهابیون را رنگ و لعابی تازه بخشید. آنها از یک سو "اسامه بن لادن" یکی از حامیان خود را از دست داده بودند و از سوی دیگر ادامه حیات خود را به صورت مستقیم معلول  ادامه حیات سعودی‌ها و به صورت غیرمستقیم معلولو ادامه سلطه آمریکا می‌دانستند. شاید این نخستین باری بود که در تایخ وهابیت، وابستگی آنها به جریان کفر علنی گردید. از این رو حیات وهابیون جدید پس از حادثه 11 سپتامبر را باید به مثابه مرگ بدون غوغای اندیشه‌های ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب دانست. نه تنه وهابیون پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 در صدد بازگشت به اسلام اولیه برنیامدند بلکه در آغوش سلطان جائر و حکومت وابسته آل‌سعود قرار گرفته و از آن طریق به تکیه گایه محکم جهت پیاده‌سازی استراتژیهای خاورمیانه‌ای آمریکا قرار گرفتند. در این جا "خشونت وهابیون" به ابزار مانور آمریکا در عراق و افغانستان و از سویی دیر به عامل برهم زننده وحدت جهان اسلام تبدیل شد. دغدغه احیای شریعت در میان مدعیان وهابیگری به "دغدغه حفظ خود در پناه کفر" تبدیل شد.

هم اکنون نیز علما و مفتی‌های سعودی در چنین شرایطی فتاوی خود علیه شیعیان را صادر می‌کنند. آنها نسبت به کشتار مسلمانان در عراق و افغانستان اهمیتی نمی‌دهند و "خشونت خود" را در سایه "رضایت کاخ سفید" به کار می‌گیرند.

انفجار حرمین عسکریین (علیمها السلام) و شادی وهابیون

انفجار اخیر در حرمین عسکریین که منجر به تخریب این بارگاه مقدس شیعیان شد، با نظارت آمریکا، همراهی علمای وهابی و عملیات نهایی توسط سلفیها صورت پذیرفت. اخیرا نیز علمای وهابی وقاحت را به حد نهایی خود رسانده و خواستار تخریب حرم امام حسین(علیه‌السلام) و حضرت زینب کبری(سلام‌اللـه علیها) شده‌اند.

به تازگی شهرهای عربستان سعودی شاهد پخش نسخه‌هایی از فتاوای علمای وهابی و توزیع آنها بوده‌اند که خواستار انهدام ضریح‌ها و قبور شده و از آنها به عنوان نشانه شرک و بت‌پرستی یاد کرده‌اند! از همین رو، طلاب مدرسه «محمد بن سعود» طی دو ماه گذشته و یک هفته پس از انفجار مرقد سامراء تشکیل گروهی از طلاب داوطلب بری ترویج این فتاوا در تعطیلات تابستان را آغاز کرده‌اند. به گفته طلاب این مدرسه، گروهی از علمای وهابی انهدام بقیه ضریح‌ها در عراق و بویژه کربلا را تشویق می‌کنند و بر تلاش برای نابودی آثار شرک از سرزمین‌های مسلمانان و بویژه در عراق تاکید دارند. عبدالرحمن براک، ممدوح الحربی، ناصر العمر، ابن جبرین، سفر الحوالی، همچنین مفتی وهابی کویتی حامد العلی، از جمله مفتیانی هستند که چنین فتاوایی صادر کرده‌اند. کارمندان عربی که در این مدرسه کار می‌کنند، پی برده‌اند که ده‌ها طلبه بویژه طلاب سال آخر مدرسه «محمد بن سعود» به نشر آنچه آن را «فرهنگ توحید ناب در صفوف امت بویژه در عراق، برای پاک کردن از ضریح‌ها و قبور اولیا و پاک کردن شهرهای مسلمانان از آنها»‌ می‌نامند، می‌کوشند و گفته شده از ضریح امام حسین(ع) در کربلا و ضریح امام علی(ع) به صورت آشکار نام برده شده تا در آینده همانند سامرا به وسیله «خداپرستان مجاهد»! مورد هدف قرار گیرد. در چنین شرایطی شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه‌های وابسته به جریان وهابیت در عربستان سعودی نیز سعی دارند تعریف نادرست و تحریک‌کننده‌ای از شیعیان ارائه دهند. در این راستا مجموعه شبکه‌های تلویزیونی MBC متعلق به عربستان‌سعودی طی تبلیغاتی هدفمند هجمه رسانه گسترده‌ای را علیه شیعیان آغاز کرده‌اند. این گونه تبلیغات هدفمند ضد شیعیان اخیرا در عربستان شدت بیشتری گرفته و اخیرا نیز روزنامه الوطن عربستان طی مقاله‌ای گروه تروریستی فتح‌الاسلام را گروهی دانست که از ایران خط گرفته و مشغول فتنه‌انگیزی در لبنان است! این در حالی است که بزرگترین حامیان مالی گروه فتح‌الاسلام را جریانات متصل به عربستان در لبنان تشکیل داده و بیشترین انتقادات از آنها هم اکنون در لبنان در جریان است.

چه باید کرد؟

"وهابیون گروهی هستند که مطابق شواهد تاریخی و عینی موجود در تاریخ اسلام، از سوی مذاهب چهارگانه اهل سنت مورد پذیرش قرار نگرفته‌اند. از این رو "انحلال وهابیت" جهت ایجاد فضای گفتگوی موثر بین مذاهب اسلامی یک "الزام" محسوب می‌شود. در فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، شاهد بودیم که ایشان بر لزوم تدوین منشور وحدت اسلامی توسط علما و دانشمندان مسلمان تاکید نموده‌اند. مسلما وهابیون در این منشور که توسط علمای آگاه مذاهب اسلامی تدوین می‌شود به خودی خود جایی نخواهند داشت. از سوی دیگر، با خروج احتمالی آمریکا در عراق و تضعیف موقعیت حامیان وهابیت در فراسوی مرزهای خاورمیانه، آنها به حلزونی بدون صدف تبدیل خواهند شد و در خاکهای شبه جزیره عربستان به دست و پا خواهند افتاد. در چنین شرایطی، خروج وهابیون علیه مسلمانان و اقدامات تروریستی آنها نیز به راحتی در سایه وحدت جهان اسلام و درایت و تدبیر دولتهای غیر وابسته به آمریکا قابل مهار خواهد بود. باید باور داشت که تا مرگ وهابیت و حذف آن از معادلات مذهبی و سیاسی جهان اسلام زمان زیادی باقی نمانده است.