فائزه توکلی / کارشناس ارشد تحقیقات پژوهشکدۀ تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
آتوسا یا اتوسا که در زبان اوستایی هوتااوسا آمده است، ملکه و بانوی وانوان در دورۀ اولیۀ شاهنشاهی هخامنشی بوده است. او دختر کورش کبیر، همسر داریوش کبیر و مادر خشایارشای اول بود. آتوسا زنی کاردان و با قدرت بود که طی زندگی دراز خود منشاء اثرات سیاسی و فرهنگی بسیاری بود. مادر آتوسا ملکۀ کاساندان، دختر فرهنسپس از بزرگان پارسی، همسر سوگلی کورش بود، به این جهت فرزندان وی بر دیگر فرزندان کورش از سایر همسرانش، برتری داشتند. آتوسا از همان اوان جوانی ذکاوت، استعداد و هوشمندی خاصی داشت.
در دورهای که رقابت بین کمبوجیه و گئوماتمغ در غیاب کمبوجیه و به دلیل شباهت گئومات به بردیا، برادر کمبوجیه برای تخت نشاندن آغاز شد، گئوماتمغ برای کسب مشروعیت آتوسا، همسر کمبوجیه را در غیاب وی به همسری گرفت و در حرمسرا وی را نگهداری میکرد تا با جلوگیری از آزادی وی، جلوی اقدامات او را که زنی قابل بود، بگیرد. پس از آن داریوش شاهزادۀ هخامنشی که با یاری چند تن از اشراف پارسی از توطئه گئوماتای غاصب آگاه شد، وی را به قتل رساند و به جای کمبوجیه که در راه بازگشت به ایران بود بر تخت پادشاهی نشست و آنگاه آتوسا را به همسری گرفت. به این ترتیب داریوش از جایی که از خاندانهای نزدیک هخامنشی نبود با این کار زمینه را برای ولیعهدی وی با آوردن فرزندی از این زن، فراهم میآورد و کسب مشروعیت میکند. آتوسا که زنی سیاستمدار و خواستار قدرت بود به این ازدواج نیز رضایت داد. با مقام و موقعیت خاصی که آتوسا در دربار بدست آورد توانست در امور مملکتی دخالت کند. از زمان وی بود که از بین همسران پادشاهان پارسی، بانویی به عنوان ملکه برگزیده شد، تاج بر سر گذاشت و صاحب بارگاهی جداگانه شد.
پیتر ژولیوس، شرقشناس معروف در کتاب «داریوش یکم پادشاه پارسها» میگوید: «دموکدس Demokedes پزشک یونانی که پزشک مخصوص داریوش و آتوسا بود و توانست در دربار پارس جایگاه بلندی برای خود ساخته و تمدن یونانی را در آنجا به انتشار در آورد، تنها از راه جلب توجه ملکۀ آتوسا که در تمامی امور سیاسی و فرهنگی کشور دخالت داشت به آن مقام رسید» و باز در جای دیگر میگوید: «داریوششاه همواره از سوی خانواده که آتوسا در راس آن جای داشت، کمکهای موثری دریافت میداشت، چه در آغاز سلطنت و جنگهای نخستین و چه در سالهایی که به سازندگی کشور مشغول بود.
ملکه آتوسا در تمامی کارها و همۀ مسئولیتها و در سراسر مشکلات با شاه همراه بود. این بانوی فرهیخته و آگاه حتی شیوۀ خط جدید را نیز آموخته بود و در تربیت کودکان درباری، اشتیاق زیاد نشان میداد و از همین روی پسرش خشایارشا را آن چنان تربیت کرد که توانست پس از پدرش، شاه ایران شود و یکی از علل بر تخت نشستن خشایارشا، نفوذ ملکه آتوسا بر سران کشور بود، زیرا داریوش از همسر اولش پسران دیگری نیز داشت که فرزند ارشدش ارتبازن که مادرش دختر گوبریاس بود به هنگام تعیین ولیعهد، داریوش، فرزند آتوسا را به ولیعهدی برگزید. آتوسا سه پسر دیگر از داریوش داشت که همگی آنها در راس کارهای مهم سپاهی اداری قرار داشتند.
لشکرکشی داریوش به یونان به گفتۀ هرودوت با تشویق این بانو بود ولی در دورۀ پادشاهی پسرش خشایارشا وی را از رفتن به جنگ یونان منع میکند و این موضوع در نمایشنامۀ ایرانیان که توسط اشیل (ایسخیلوس) نوشته شده آمده است که از زبان آتوسا مادر خشایارشا مینویسد:
«چون به راستی بدانند، اگر فرزندم پیروز شود،
خدایگانی بیهمتا میشود،
اگر ناکام شود، بدهکار کشور نیست،
چنانچه جان به در برد، باز خداوند کشور باقی خواهد ماند!»
در تاریخنامهها آمده است که خشایارشا همهجا به شخصیت قوی مادر خود افتخار میکرد و نامش آنچنان با نام مادرش آمیخته بود که گاه او را فقط پسر آتوسا میخواندند و سرانجام پس از مرگ این بزرگ بانو، یکبار دیگر تاثیر او بر تاریخ ایران آشکار شد، چرا که در نبود او خشایارشا، آخرین پیوند خود را با خط فکری پدر از دست داد و راه خودکامگی و تکسالاری را در پیش گرفت.