تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۵۹۳۰۲
بررسی الزامات سیاست خارجی

نویسنده: حمیدرضا - آصفی
از عمر جمهوری اسلامی ایران حدود یک ربع قرن می گذرد. سیاست خـارجی کشور در این مدت متأثر از تحولات شگرف و عمیق بین المللی و منطقه ای بوده است. پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی تعریف کاملاً جدیدی از یک نظام سیاسی را در جهان دو قطبی دوران جنگ ارایه داد. رشد و بیداری اسلامی در جهان و گسترش آن، بویژه در جهان اسلام، فروپاشی دیوار برلین و تجزیه شوروی سابق و از میان رفتن بسیاری از کشورهای کمونیستی و پایان جنگ سرد، با تعریف سنتی آن، آغاز طولانی ترین و شدیدترین جنگ پس از جنگ جهانی دوم توسط رژیم صدام علیه کشورمان، اشغال این کشور و سقوط دیکتاتوری، رشد و گسترش پدیده جهان گرایی و انقلاب تکنولوژیک در عرصه اطلاعات و رواج شبکه های ماهواره ای و نظایر آن، ظهور طالبان، وقایع 11 سپتامبر و عواقب آن افزایش تلاش آمریکا برای سلطه سیاسی بر جهان و تلاش برای تشکیل یک نظام تک قطبی از شاخصه های بارز این سالها بود.
در چنین فضا و شرایطی باید دانست که سمت و سوی حرکت جهانی در روابط بین الملل کدام است و شرایط کنونی با گذشته چه تفاوتهایی پیدا کرده است و ثانیاً عوامل تأثیر گذار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کدام است. در این صورت پـاسخ به ایـن سؤال که جایگاه ایران در جهان چیست، با سهولت بیشتری امکان پذیر می شود.
یکم - تغییر ماهوی روابط بین‌الملل:
هم چنانکه قبلاً اشاره شد در طول 25 سال گذشته حوادث و رخدادهای بسیار عمیقی در عرصه های جهانی به وقوع پیوسته که امکان بررسی و مطالعه آن در این مقال نمی گنجد. بر این اساس تحولات جهان صرفاً در 5 سال گذشته مورد توجه قرار می گیرد. فضای کنونی جهان به طور مشخص بعد از حادثه 20 شهریور 1380 در آمریکا کاملاً دگرگون شده است و تحولاتی که در این چند ساله به وقوع پیوسته است در تاریخ و به ویژه از زمان جنگ سرد کم سابقه است. تاریخ بعد از جنگ سرد و حتی پیشتر از آن به نوعی قرارداد وستفالیا که روابط بین دولت ها را نانوشته تضمین و تأمین کرده بود را رعایت می کرد. در 5 سال گذشته تمام این مفاهیم چه در سطح جهان و چه در سطح منطقه دگرگون شده است. طبیعی است این تغییرات بر تمامی کشورها تأثیر گذار خواهد بود.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری بین المللی از این تغییر و تحولات تأثیر می پذیرد و بر آن نیز تأثیر می گذارد. تردیدی نیست جمهوری اسلامی ایران با توجه به ویژگی های خاص خود یک کشور جهانی و بین المللی است و بسیار فراتر از یک کشور منطقه ای و محلی عمل می کند. بسیـاری از کشورهـا صرفاً یک کشور بومی محسوب می شوند؛ یعنی نه قدرت منطقه ای هستند و نه بر تحولات آن خیلی تأثیر گذار هستند. دراین باره می توان مثالهای بسیاری را در آسیا، آفریقا و یا حتی اروپا ذکر کرد. برخی از کشورها فراتر از مسایل داخلی خود مؤثرند و می توانند تحولات منطقه ای را تحت تأثیر قرار دهند که اصطلاحاً از آنها با عنوان بازیگران و یا قدرتهای منطقه ای نام بـرده می شود. جمهوری اسلامی ایـران علاوه بـر آنکه یک قدرت منطقه ای به حساب می آید،کشوری بین المللی و جهانی است. یعنی حرکات، رفتار و فعالیت های آن تنها در منطقه و پیـرامـون آن خلاصه نمی شود، بـلکه در کل جهـان بـازتـاب پیدا می کند، هم چنانکه تحولات جهانی نیز بر آن تأثیرگذار است. عواملی مانند نیروی انسانی جوان و با استعداد، موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک و ذخایر بسیار غنی و متنوع، جمهوری اسلامی ایران را به یک بازیگر جهانی و مؤثر مبدل کرده است.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور با استقلال همه جانبه و مروج اندیشه استقلال طلبی توانسته است با تکیه بر اهرم فوق و استفاده از همه ظرفیت ها در مناسبات جهانی به طور مؤثر و تعیین کننده ای نقش آفرینی کند. در مباحث و موضوعـات مرتبط بـا منطقه پیـرامونی و هم در موضوعـات و مشکلات فرامنطقه ای و بین المللی مانند تروریسم، حقوق بشر، صلح خاورمیانه و جنایات رژیم صهیونیستی به عنوان یک کشور صاحب دیدگاه ورود پیدا کند، و هیچگاه صحنه را خالی نکند.
تـا پیش از جنگ دوم جهانی حاکمیت ملی کشورها تا حدودی محترم شناخته می شد و کشورها می توانستند به صورت نسبی حاکمیت ملی خود را اعمال کنند. بعد از جنگ دوم جهـانی تـا فـروپـاشی دیوار برلین، جنگ سرد بر جهان حاکم بود، و روابط بین المللی دنیـا بـر ایـن اسـاس اداره می شد. دنیای دو قطبی با انباشت سلاحهای هسته ای که این خود یک پارادوکس بود؛ یعنی علاوه بر آنکه انباشت سلاحها در دو بلوک متفاوت تهدیدی برای همگان بود، نوعی موازنه برای جلوگیری از جنگ بود؛ زیرا هر دو بلوک مسلح به سلاحهای هسته ای بودند، و نگران از جنگی که در آن فاتحی وجود ندارد، و منجر به نابودی همگان می شود. سلاحهای هسته ای هر دو پیمان ورشو و ناتو در عین تهدید یک عامل باز دارنده از جنگ به شمار می آمد. این حالت تا فروپاشی دیوار برلین ادامه داشت. بعد از فروپاشی کمونیسم، عملاً حالت دوقطبی در دنیا از میان رفت؛ زیرا تا آن زمان غربی ها به رهبری آمریکا و کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی تحت زعـامت اتحـاد جماهیـر شوروی سابق دو قطب مطرح و تعیین کننده جهان را تشکیل می دادند.
پس از فروپاشی شوروی و دیوار برلین جهان عملاً وارد یک خلاء قدرت و مدیریت شد. آمریکا با استفاده از خلاء قدرت در سالهای 90، 91 و 92 تلاش داشت به نوعی از درون گرایی خارج شده و دنیا را مدیریت کند. روش نومحافظه کاران در کاخ سفید نیز کاملاً با روش دموکرات مآبانه حزب دموکرات متفاوت بود.
دولتمردان آمریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر با امنیتی کردن جهان بر خلاف روش معمول و مرسوم در روابط دیپلماتیک و بین المللی که دیپلماسی محور فعالیت ها بود، گفتمان تهدید و ارعاب با اهداف امنیتی را در دستور کار قرار دادند، و مبارزه با تروریسم در صدر اولویت آنان قرار گرفت و سایر موضوعات در اولویت های بعدی قرار گرفت. با تغییر در اولویت سیاست خارجی آمریکا عملاً اولویت بندی تیم غرب دگرگون شد.
رییس جمهور آمریکا با اشغال عراق و سقوط صدام حسین از یک پیروزی زودهنگام سخن گفت و انتظار داشت هم چنانکه با قدرت سلاح و منطق زور توانسته است صدام حسین را ساقط کند، با همین منطق می تواند قلوب مردم عراق که عموماً از صدام و حکومتش نفرت داشتند، را نیز تسخیر کند. با ناکامی آمریکا در ایجاد امنیت و ثبات در عراق فشار عمومی چه در داخل و چه در خارج آمریکا بر مسوولین این کشور فزونی گرفت، و درخواست های مکرر برای استعفا رامسفلد از محافل مختلف به کرات شنیده شد.
کاخ سفید که در گذشته تجربه موفق همکاری با ایران را در قالب گفت وگوهای 2+6 تجربه کرده بود، درصدد تکرار آن در عراق بر آمد که به دلایل مختلف که قبلاً به آن پرداخته شده است، عملی نشد، و ناکامی آمریکا که در قالب ناامنی و بی ثباتی در عراق جلوه گر شده است، همچنان ادامه دارد.
نفوذ و حضور مثبت ایران در منطقه به ویژه در عراق، افغانستان و پیشتر در تاجیکستان، ایران را به یک بازیگر تأثیرگذار و کلیدی در منطقه مبدل کرده است.
جمهوری اسلامی ایران برای ارتقاء جایگاه فعلی خود که در معیارهای جهان قابل توجه است، باید از خلاء کنونی و وضعیت انتقالی جهان نهایت بهره برداری را به عمل آورد، و با حضور در پیمانهای منطقه ای و فرامنطقه ای تلاش کند و نقش این سازمانها را در تصمیم سازی جهانی تقویت کند. خصوصاً آنکه با جهانی شدن اهمیت گروه بندیها و همکاریهای منطقه ای از بیش از گذشته نمایان می شود، و هر کشوری که خود را با پیمانهای مختلف متصل و مرتبط کرده باشد، در شرایط بهتری قرار داشته و از موج گسترده جهانی شدن کمتر آسیب می بیند.
جمهوری اسلامی ایران هم اکنون در چند مجموعه منطقه ای و فرامنطقه ای مهم مانند سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک، جنبش عدم تعهد، سازمان همکاریهای اقتصادی اکو و نیز گروه 8 و گروه 16 عضویت دارد. خوشبختانه اخیراً به عنوان عضو ناظر پیمان شانگهای پذیرفته شده است.
جمهوری اسلامی ایران باید تجدید حیات و تقویت همبستگی کشورهای اسلامی را در سرلوحه برنامه های خود قرار دهد. خوشبختانه برگزاری موفق ترین اجلاس سران کنفرانس اسلامی در ایران چنین موقعیتی را برای کشورمان فراهم کرده است. لازم است جمهوری اسلامی ایران با پرداختن به سؤالات اصلی جهان اسلام این مجموعه را در مسیر حمایت بیشتر از کشورهای مسلمان و اقلیت های مسلمان و هم چنین فعالتر کردن آن در مباحثی مانند: تروریسم، حقوق بشر و جنایات رژیم صهیونیستی تقویت و تشویق کند.
در کنار سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد با عضویت بیش از یکصد کشور جهان از گسترده ترین و پر اثرترین سازمانها در روابط بین الملل می تواند باشد. ریاست کوبا در پاییز آینده بر این سازمان فرصت مناسبی را در اختیار اعضای این کشورها به ویژه جمهوری اسلامی ایران قرار می دهد تا با تدوین برنامه هدفمند و خارج کردن این سـازمان از انفعال و تغییر ساختار آن زمینة ایفای نقش کلیدی در تصمیم سازی جهانی و روابط بین الملل را برای این سازمان فراهم کند و از هم اکنون برنامه ریزی های خود در این خصوص را پیش بینی و طراحی کنند.
گذشته از تقویت پیمانهای سیاسی باید از مجموعه های اقتصادی در جهت تقویت بنیانهای اقتصادی کشورهای عضو که عمدتاً تولید کنندگان نفت و یا دارای ذخایر زیر زمینی فراوانی هستند استفاده شود. در کنار اوپک که دارای اهمیت فراوان در اقتصاد جهانی است، اکو بعنوان یک سازمان اقتصادی منطقه ای باید تقویت و کارآمد شود.
این سازمان هنوز با یک سازمان اقتصادی منسجم فاصله دارد و مکانیسم های موجود پاسخگوی نیازها و چالش های متعدد آن نیست. جمهوری اسلامی ایران که از بانیان این سازمان است با همکاری برخی کشورهای مؤثر باید ابزار و امکانات مناسب برای کارآمد شدن این اتحادیه اقتصادی را فراهم کند.
دوم ـ عوامل تأثیرگذار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران:
چنانکه پیشتر گفته شد، جمهوری اسلامی ایران کشوری بین المللی است، که طبعاً تحولات جهانی بر آن مؤثر است. هم چنانکه ایران بر تحولات و رفتار جهانی تأثیر می گذارد.
مجموعه شرایط و زمینه های مختلف تأثیرگذار خارج از مرزهای ملی بر سیاست خارجی کشورمان را می توان به عوامل زیر تقسیم کرد:
الف: تأثیر بلوک بندیها بر سیاست خارجی
ب: تأثیر وضعیت اقتصادی بر سیاست خارجی
ج: تأثیر وضعیت ژئوپلتیک بر سیاست خارجی
د: تأثیر تبلیغات و افکار عمومی بر سیاست خارجی
علاوه بر آنچه در باره عضویت ایران در بلوک بندیها گفته شد و با پایان گرفتن بلوک بندی شرق و غرب و ایجاد بلوک جنبش غیر متعهدها و شرایطی که ایران با عضویت در بلوک بندی های مختلف پیدا کرده است، باید به تحرکات ایران در حوزه های روابط دوجانبه و بین المللی اشاره کرد. در بعد منطقه ای اتخاذ سیاست اعتمادسازی و تنش زدایی موجب تقویت موقعیت ایران در منطقه و جهان شد. در این خصوص لازم است اهداف زیر در دستور کار سیاست خارجی کشورمان باشد:
۱ـ حمایت از رشد و توسعه مستمر
۲ـ دفاع از هویت و ارزشها و اعتلای تفاهمات بین المللی
۳ـ مدیریت تهدیدات خارجی و شرایط ویژه
۴ـ اصل عدم سلطه پذیری و سلطه جویی در روابط خارجی
۵ ـ اصل حمایت از اسلام و ارزشهای اسلامی و مسلمانان در جهان
تأثیر وضعیت اقتصادی بر سیاست خارجی
میزان منابع و ذخایر انرژی هر کشور از جمله عواملی است که موجب تقویت و یا تضعیف سیاست خارجی هر کشور است. این سرمایه ها هم چنین سطح رشد و توسعه اقتصادی یک کشور را تعیین و تأثیر عمده ای بر تعیین نوع روابط خارجی دارد. تقسیم بندی کشورها به در حال توسعه و یا توسعه یافته و نیز درجه بندی کشورها در هر یک از این گروه ها براساس میزان رشد و قوت اقتصادی و منابع موجود، تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم بر سیاست خارجی دارد. کشور ما به عنوان کشوری در حال توسعه با داشتن منابع عظیم نفت وگاز از اهمیت زیادی برخوردار است و مورد توجه قدرتهای بزرگ اقتصادی است. در کنار ذخایر زیرزمینی، ایران دارای دو سرمایه کم نظیر دیگر است. نیروی انسانی جوان و مستعد که پشتوانه بزرگی برای پیشرفت کشور است و هم چنین پیشرفت علمی که دستاوردهای آن در قالب ابعاد مختلف علمی در علوم پزشکی، کشاورزی و آنچه این روزها جهان را تحت تأثیر قرار داده ـ یعنی انرژی هسته ای ـ بروز و ظهور کرده، از دیگر پشتوانه های بسیار مهم کشور است.
در این خصوص باید اهداف زیر مورد توجه باشد:
۱ـ حضور مؤثرتر ایران در بازار کشورهای هدف
۲ـ تأمین مالی و سرمایه ای خارجی
۳ـ مقابله با بحرانها و کاهش قابل توجه هزینه های توسعه ملی
۴ ـ توسعه ظرفیت های اقتصادی بلند مدت ایران
۵ ـ حمایت مناسب از حضور تجار ایرانی در بازارهای هدف
۶ ـ تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی ایران در بازارهای نفت خام جهان با تمامی ابزارهای سیاسی
۷ ـ ایجاد زمینه و فضا برای عقد قرارداد صدورگاز کشور به اروپا
۸ ـ توسعه و تقویت همکاریهای اقتصادی در خلیج فارس، خاورمیانه، خاور دور و آمریکای لاتین تأثیر وضعیت ژئوپلتیک بر سیاست خارجی ایران به خاطر موقعیت خاص ژئوپلتیک و ژئواکونومیک خود چه از لحاظ مسیر مناسب میان آبهای آزاد و منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، و چه از لحاظ واقع شدن در منطقه ای حساس و سرشار از منابع انرژی ، همواره جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی کشورهای مختلف داشته است. ایران در خلال جنگ دوم جهانی ـ که عنوان پل پیروزی به آن داده شد ـ به دلیل توجه قدرتهای درگیر در جنگ دچار چالش جدی در روابط خارجی خود شد.
در این خصوص موارد زیر در سالهای آینده باید با اهمیت ویژه ای دنبال شود:
1ـ ایجاد رشد و توسعه در درون بعنوان عاملی برای تبدیل نظام اسلامی به عنوان الگوی موفق
۲ـ تأمین عدالت و رفاه اجتماعی، تأمین امنیت ملی و تأمین ثبات سیاسی به عنوان ابزارهای قدرت خارجی در بعد خارجی
۳ـ ایجاد رابطه مستحکم با کشورهای همسایه و تأمین منافع ملی در چهارچوب سرزمینی ایران و ارزشهای اسلامی
۴ ـ همکاری و تعامل سازنده با کشورهای جهان
۵ ـ بهره گیری از امکانات و توانایی های دیگران
۶ـ استمرار سیاست تنش زدایی و اعتماد سازی در عرصه روابط خارجی
۷ ـ نهادینه کردن عدالت و صلح در روابط بین المللی
۸ ـ آسیب شناسی پیرامونی و تلاش برای بر طرف کردن آن
تبلیغات و افکار عمومی
نحوه تبلیغات و قضاوت افکار عمومی، تأثیر جدی در حرکت سیاست خارجی و میـزان دست یـابی بـه اهداف مـورد نـظر دارد. بـا گسترش فن آوری ارتباطات و نفوذ اَبَـرْ رسانـه ها در جهت دهی اذهان عمومی کار دستگاه دیپلماسی سخت تر از گذشته است، و همواره تحت تأثیر این دو عامل مهم قرار می گیرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی و صدور و گسترش پیام آن به سراسر جهان، معادلات جهانی بر هم خورد. در نتیجه کشورهای بزرگ که منافع خود را در خطر دیدند، با غرض ورزی و دشمنی و ایجاد جنگ روانی به تخریب جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی جهان پرداختند. پس از حادثه 11 سپتامبر که تاکنون نیز عوامل پشت پرده آن مشخص نشده است، متأسفانه تبلیغات استکبار با مشوه کردن چهره اسلام و مسلمانان به تخریب همه جانبه در این زمینه مبادرت کردند. اکنون از مسوولیت ها و وظایف جمهوری اسلامی ایران است که نه فقط چهره واقعی جمهوری اسلامی ایران بلکه چهره واقعی اسلام و کشورهای اسلامی را برای جهانیان به تصویر بکشاند. نقطه قوت ایران پیام نو و عدالت خواه آن در پرتو اسلام است که مخاطبین فراوانی نیز در جهان دارد.
در این خصوص لازم است به موارد زیر توجه ویژه ای مبذول شود:
۱ـ نگرش استراتژیک به دیپلماسی فرهنگی یا عمومی در صدر برنامه های جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.
۲ـ از محافل اسلامی در کشورهای مختلف به نحوه مناسب بهره برداری شود.
۳ ـ با تقویت ایرانیان در خارج از کشور که اکثریت قاطع آنان تحصیل کرده و علاقمند به ایران هستند، فضای جهان و افکار عمومی را نسبت به واقعیات ایران آشنا کرد.
۴ ـ استفاده از ظرفیت رسانه ها و خبرنگاران
۵ ـ استفاده از هنر، سینما، و نخبگان جامعه، و توجه به اصحاب فرهنگ
۶ ـ توجه ویژه به مخالفین و منتقدان جمهوری اسلامی و تلاش برای اصلاح نگرش آنان
۷ ـ بکارگیری و توجه به بخش خصوصی به ویژه در مقوله دیپلماسی عمومی
نتیجه‌گیری
ظرفیت های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران در ابعاد مختلف و موقعیت کنونی ایران و خلاء حاکم بر جهان این امکان را به ایران می دهد تا با پشتوانه قوی مردمی و نیز سرمایه های مادی خود از یک قدرت منطقه ای خارج شده و به عنوان یک کشور بین المللی به بازیگری بین المللی نیز تبدیل شود. برای رسیدن به این مهم در درجه اول باید توانمندیهای کشور، نقاط ضعف، چالش ها و فرصت ها را شناخت تا با استفاده از ابزار و امکانات مادی این مسیر با کم هزینه ترین روش ممکن پیموده شود.