تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۵۹۳۲۳

حجت‌السلام احمد زهرایی‌لاریجانی
پیامبر فرمودند: که در سمت راست عرش الهی این جمله نوشته شده است: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة؛ "همانا حسین چراغ هدایت است و کشتی نجات."
"تحقیقاً یکی از مهم‌ترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر برادران مسلمان این است که جامعه شیعه از خاطره عاشورا برخوردار است... یادآوری این خاطره در حقیقت خود یک خود یک مقوله‌ای است که می‌‌تواند به برکات فراوان و بیشماری منتهی بشود؛ لذا شما ملاحظه می‌‌کنید که در زمان ائمه قضیه گریستن و گریاندن برای امام حسین علیه‌السلام جایگاه ویژه‌ای داشته است... این عزاداریهای سنتی مردم را به دین نزدیک می‌‌کند. امام ـ قدس‌سره ـ فرمودند: عزاداری سنتی بکنید در مجالس نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سر و سینه زدن، مواکب عزا راه انداختن...؛ یک کارهایی هم هست که به عکس، کسانی را از دین برمی‌‌گرداند... قمه زدن هم از آن کارهای خلاف است... این یک کار غلطی است که عده‌ای قمه‌ها را بگیرند به سر خود بزنند و خون بریزند. این کار یعنی چه؟ کجای این کار، حرکت عزاداری است؟ قمه بر سر زدن عزاداری است؟...! شما کجا دیده‌اید که یک نفر به خاطر مصیبت عزیزترین عزیزانش بیاید با شمشیر به مغز خود بزند و از سر خود خون بریزد؟ این جعلی است. اینها چیزهایی است که از دین نیست. بلاشک خدا از این کارها راضی نیست. دست علمای سلف بسته بود و نمی‌‌توانستند این حرف‌ها را بگویند. اما امروز حاکمیت اسلام و جلوه اسلام است. ما نباید کاری بکنیم که جامعه اسلامی ‌برتر، یعنی جامعه محب اهل بیت علیهم‌السلام که مفتخر به نام مقدس ولی عصر ـ ارواحنا له الفداه ـ است، به نام حسین بن علی علیه‌السلام و به نام امیرالمؤمنین ـ علیه الصلاۀ والسلام ـ در نظر مسلمانان عالم و غیرمسلمان‌ها به عنوان یک گروه آدم‌های خرافی بی‌منطق معرفی بشود. این مطلب قطعاً یک خلاف و بدعت است. این کار را نکنید، بنده قلباً از این کارها راضی نیستم... اگر این کار مستحسن و مستحب و خوب و مقبول بود، بزرگان ما این کار را می‌‌کردند، ولی آنها نکردند..." (1) این بیانات جواب سؤالات و درگیری چند ماهه من بود که با خود کلنجار می‌‌رفتم که در مکتب و سنت اهل بیت عزاداری چگونه است؟ هدف چیست؟ آیا هر نوع عزاداری ما را به هدفمان نزدیک می‌‌کند؟ پیامبر و اهل بیت(ع) مطهرش چگونه عزا برگزار می‌‌کردند؟ حضرت مهدی(عج) به عنوان بزرگ‌ترین وارث حادثه غمبار و جانگداز عاشورا کدامین نوع از عزاداری‌ها را تأیید می‌‌کند؟... و امّا همه این سوالها از آن شب شروع شد؛ آن شب که نگاه صمیمانه کودکی بود به وقایع اطرافش؛ همه چیز را صداقت ترجمه می‌‌کردم، لبخندها، گریه‌ها، سینه زدن‌ها و... همه برایم یک دست و یکرنگ، دور از تزویر و ریا بودند. همه چیز برایم قشنگ بود. من بودم و کودکی با دنیایش از عشق به پیراهن مشکی و زنجیر و سینه‌زنی و نوحه‌خوانی و تکیه‌های محل؛ برای شرکت در محفل عزا و سینه‌زنی از خانه خارج شدم، شبی که ندای "بابا بمان" آسمان را می‌لرزاند و آیه ولایت "انعا ولیکم... و رسوله... و هم راکعون" در اندوهی بزرگ به سر می‌‌برد. حیران و اندوهگین سر به زیر حرکت کردم که ناگهان ترس تمام وجودم را فرا گرفت. من بودم و سال‌های یا حسین، حسین گفتن، امّا آن شب، ترسان و لرزان از آن جا دور شدم و با زبان بی‌زبانی برای دوستم در توصیف آن حادثه بر آمدم که گروهی در خیابان عزا بر پا کرده بودند و شمشیر بر سر خونی‌اشان می‌‌زدند و برق این شمشیر بود که در مواجهه با خون، وحشت و خوف را بر اندام هر بیچاره ناآگاهی میانداخت. دوستم گفت: شنیده‌ام آنها خیلی عاشق امام هستند که برای امام خود را خونی می‌‌کنند! برایم عجیب بود؛ اگر این کار درست است پس چرا پدرم، پدربزرگم که نمازش در مسجد ترک نمی‌‌شود و معلمم این کار را نمی‌‌کنند؛ نکند آنها می‌‌ترسند یا خیلی عشاق نیستند! اصلاً چرا حاج آقا، امام جماعت مسجدمان قمه نمی‌‌زند؟! به هر حال کودکی بودم شیعه که کامم را با فرات و تربت کربلا گشودند و لباس محرم همیشه برای من زیباتر و جذاب‌تر از لباس نوروز بود. بعد از آن شب حتی از چاقو می‌‌ترسیدم و هر وقت آن صحنه در ذهنم تداعی می‌‌شد وحشت همه وجودم را فرا می‌‌گرفت. باید می‌‌بودید و می‌‌دیدید! سال‌ها گذشت و محرمی ‌دیگری رسید، ماهی که همه تلاش می‌‌کنند به نوعی، دست روی قلبشان بکشند تا حسینی‌تر شوند، ماهی که تکیه‌ها و حسینیه‌ها هم برای آمدنش بی‌تابی می‌‌کنند؛ امّا من بودم ترس آن شب و ده‌ها سؤال پیرامون عزاداری؛ که ناگهان کلامینورانی از جنس حسینی، پرتو افکنی کرد و نفسی آرام را برایم به ارمغان آورد، آنگاه که رهبر و مرادمان که شأن هدایت و رهبری مسلمین در غیبت ولی‌الله الاعظم، برای اوست باز تصمیم بر هدایتی دیگر گرفت و فرمود:... این یک کار غلطی است که عده‌ای قصه‌ها را بگیرند، به سر خود بزنند و خون بریزند. کجای این کار، حرکت عزاداری است؟ این مطلب قطعاً یک خلاف و بدعت است. اگر این کار مستحسن و مستحب و خوب و مقبول بود، بزرگان ما این کار را می‌‌کردند، ولی آنها نکردند. نکند اینها کار دشمن باشد؟..."
با خود گفتم، حتم دارم اولین مروجین این کارها قصد دشمنی بر علیه شیعه داشته‌اند که از اعتقادات مذهبی و اخلاص و سادگی مردم سوءاستفاده کرده و آنها را به این سمت و باور هدایت کردند؛ تا اینکه سه سال بعد مقام معظم رهبری، اول فروردین 1376 در کنار بارگاه امام رضا علیه‌السلام فرمودند: "... آن وقتی که کمونیست‌ها بر منطقه آذربایجان شوروی سابق مسلط شدند، همه آثار اسلامی را از آن جا محو کردند و هیچ نشانه‌ای از اسلام و دین و تشیع باقی نگذاشتند فقط یک چیز را اجازه دادند و آن "قمه زدن" بود! دستورالعمل روِسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری بکنند؛ هیچ کار دینی نباید بکنند؛ امّا اجازه دارند که قمه بزنند! چرا؟ چون خود قمه زدن برای آنها یک وسیله تبلیغ بر ضد دین و ضد تشیع بود...! هر جا خرافات به میان بیاید، دین خالص بدنام خواهد شد."
برادران و خواهران عزادار! ما می‌دانیم که امام حسین علیه‌السلام و عاشورایش ریشه در اعتقاد میلیون‌ها انسان دارد؛ هر چند که بعضی از سنن و مراسم مربوط به ایام عاشورا غلط است و باید بر چیده یا اصلاح شود؛ با این اعتقاد سعی کرده‌ایم خود را بر سفره نقد دوستانه‌ای بنشانیم که با درد و تجربه‌ای تلخ همراه است.
عزیزان شیعه! طبق احکام دینی ما اطاعت و پیروی از سنت پیامبر و اهل بیت سلام‌الله علیه لازم می‌‌باشد که در احکام اسلامی‌سنت را به "قول، فعل و تقریر" معصوم تقسیم می‌‌کنند که هر کدام اگر وجود داشته باشد، حجت خواهد بود. و امّا عزاداری سنتی عبارتند از گریه کردن. لباس مشکی پوشیدن، پابرهنه شدن، به سر و صورت و سینه زدن و... که ما برای هر کدام از این عزاداری‌های سنتی که امام میدان(ره) بر آن تأکید داشتند، حجتی داریم که به ذکر بعضی موارد می‌‌پردازیم:
گریه کردن: خداوند در قرآن مکرر بحث گریه را مطرح فرمودند، از جمله درباره مؤمنین و خردمندان آمده است: "آنان به زمین می‌‌افتند و گریه می‌‌کنند. " (2) و گریه‌های انبیاء همچون گریستن حضرت آدم در سوگ‌هابیل، گریه حضرت یعقوب در فراق یوسف، گریه پیامبر اکرم بر جناب حمزه؛ گریه حضرت علی در سوگ فاطمه زهرا، گریه امام حسین بر مسلم بن عقیل و امام سجاد که مشهور به کثرت در گریستن ‌بود و امام صادق علیه‌السلام که مجلس عزا برگزار می‌‌کردند و شاعران در سوگ امام حسین شعر می‌‌خواندند و اشک‌ها بر گونه‌های امام جاری می‌‌شد...
پابرهنه شدن: آنگاه که به موسی علیه‌السلام خطاب رسید: "کفش‌هایت را از پا بیرون کن (بدان که) تو در وادی مقدس طوی هستی" و مگر کربلا قطعه‌ای بزرگ از خاک بهشت نیست که در تقدس آن همین بس که خوردن هر خاکی حرام است، جز تربت کربلا به نیت شفا. و مگر نه این است که کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا، پس کدامین حرکت، مقدس‌تر از پیاده روی برای سید شهیدان و سرور جوانان بهشت می‌‌باشد؟! و در سیره علمای بزرگمان داریم که در مصائب اهل بیت پابرهنه در دستجات عزا حاضر می‌‌شوند و مرحوم صاحب عروهِ الوثقی می‌‌فرمایند: از آداب تشییع مصیبت، این است که صاحب مصیبت پابرهنه باشد.
لباس مشکی پوشیدن: ابن ابی الحدید از اصبغ بن نباته نقل می‌‌کند که: "بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام وارد مسجد کوفه شدم، حسن و حسین را مشاهده کردم که لباس مشکی به تن داشتند." و برقی به سندش از امام زین العابدین نقل می‌‌کند که فرمود: چون جدم حسین علیه‌السلام کشته شد، زنان بنی‌هاشم در ماتم او لباس سیاه پوشیدند و آن را در گرما و سرما تغییر ندادند و پدرم علی بن الحسین ـ علیه‌السلام ـ برای آنان در هنگام عزاداری غذا آ‌ماده می‌‌کرد."(3)
به سر و صورت و سینه زدن: امام زمان علیه‌السلام ـ در زیارت ناحیه مقدسه می‌‌فرمایند: "زنان چون اسب زخم خورده را دیدند... از پشت پرده‌ها بیرون آمده... و بر صورت می‌‌زدند و با صدای بلند نوحه می‌‌کردند." (4) و امام باقر ـ علیه‌السلام ـ در معنای جزع ـ که در سنت شریف نبوی بر آن سفارش شده ـ فرمودند: شدیدترین جزع، فریاد واویلا و صیحه و زدن به صورت و سینه است."(5)
و امّا عزاداران عزیز، شما در قول، فعل و تقریر کدامین معصوم نقل و روایتی یافته‌اید که در آن امر به شکافتن سر ـ آن هم به حدی که معمولاً احتیاج به بخیه پیدا می‌‌کند ـ شده باشد؟ شما کدام معصوم را سراغ دارید که در مصیبت‌ها قمه بر سرزده و خود را خونی کره باشد! در کدامین تقریر معصومین علیهم السلام ـ دیده‌اید که آنها در مصیبتی شاهد قمه زدن باشند و سکوت اختیار کنند.
نکته‌ای که عجیب به نظر می‌‌رسد این است که بعضی از دوستان هر نوع عزاداری را به پا داشتن شعائر اسلامی ‌می‌دانند، در حالی که شاید فراموش کرده‌اند و یا شاید به جهت عادت‌ها و لذت‌های بعضی جریانات حماسی در عزاداری امام حسین علیه‌السلام خود را به فراموشی زده‌اند که دین اسلام حتی امور واجب را در صورت ایزاء و اذیت نفس ساقط می‌‌کند؛ روزه در هنگام مریضی، وضو در بودن زخم و... همه ساقط می‌‌شود که اینها صرفاً از جهت اذیت کردن خود، نهی شده است و اما اگر عملی موجب وهن مذهب شیعه و دین اسلام بشود به طریق اولی حرام می‌‌باشد که ضرر به دین و مذهب به مراتب ناگوارتر از ضرر به خویشتن است. در این باره مقام معظم رهبری در نامه‌ای خطاب به مردم اردبیل در هفتم محرم 1415 فرمودند : "آنچه از قول مراجع سلف ـ رحمۀالله علیهم ـ نقل شده است، بیش از این نیست که اگر این کار ضرر معتنی به ندارد، جایز است. آیا سبک کردن شیعه در افکار جهانیان ضرر معتنی به نیست؟... شیفتگی بی‌حد و حصر شیعیان به سالار شهیدان را بد جلوه دادن ضرر نیست؟ کدام ضرر از این بالاتر است. اگر قمه زدن به صورت عملی انفرادی در خانه‌های در بسته انجام می‌‌گرفت، ضرری که ملاک حرمت است، فقط ضرر جسمی ‌بود؛ وقتی این کار علی روِوس الاشتهاد و در مقابل دوربین‌ها و چشم‌های دشمنان و بیگانگان، بلکه در مقابل چشم جوانان خودمان انجام می‌‌گیرد، آن وقت دیگر ضرری که باید معیار حرمت باشد فقط ضرر جسمی‌ و فردی نیست، بلکه مضرات بزرگ تبلیغی که با آبروی اسلام و شیعه سر و کار دارد نیز باید مورد توجه باشد. امروز این ضرر بسیار بزرگ و شکننده است؛ و لذا قمه زدن علنی و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است. البته کسانی که در سال‌های گذشته از روی عشق و اخلاص قمه زده‌اند، مأجورند و به خاطر نیتشان مستوجب ثواب الهی‌اند ـ انشاء‌الله"
برادر و خواهر مسلمان! فهم این دردهای مطرح شده توسط رهبر فرزانه، حکیم و عزیزمان بسیار دشوار به نظر نمی‌‌رسد، فقط لحظه‌ای به سایت‌های مختلف غربی و خبرگزاری‌ها رجوع کنید و آن تصویرهای ترسناک و برداشت‌های پر از اهانت مردم دنیا را به اسلام و شیعه بخوانید که بخشی از آن را به اطلاع شما خوانندگان عزیز می‌‌رسانیم:
این روزها در بسیاری از سایت‌های اینترنتی عکس‌هایی از قمه زنی شیعیان به معرض نمایش گذارده شده است و هر کسی بر آن حاشیه‌ای زده است؛ در ذیل تصویری بزرگ که پدری با صورت و لباس‌های خونین، دو بچه بر زانوهایش نشانده، بر سر یکی قمه زده و در حال قمه زدن بر سر دیگری است. بینندگان نظراتشان را نوشته‌اند؛ مثلا شخصی نوشته است: کسانی که بر خون خود و فرزندانشان رحم نمی‌‌کنند، حتماً ریختن خون دیگران هم برای آنها اهمیتی ندارد و حقیقتاً اینها به راحتی اهل ترور هستند، (تبلیغ تروریست بودن شیعه در اذهان مردم دنیا)!؛ شخصی از آمریکا گفته است: اگر لازمه مسلمان شدن، خونی کردن خود است، من نمی‌‌توانم و نمی‌‌خواهم این کار را بکنم! دیگری با عنوان "اسلام مذهب خون و خونریزی" در ذیل این تصویرها مطلبش را نوشته و نویسنده‌ای با هدف تمسخر آورده است: شما فکر نکنید که این بچه ترور شده، بلکه این رسم اسلام است! خانمی نوشته است: خیلی وحشیانه است و عجیب است که مسلمان‌ها ما را وحشی می‌دانند!
در سایت دیگری عکس بچه‌ای مشاهده می‌شود که از طرفی پستانک می‌‌مکد و از طرف دیگر پدر بر سرش قمه کشیده و تمام صورتش را خونی می‌کند. در ذیل این عکس نوشته شده، عجیب است پدر پستانک می‌‌دهد و خونی می‌‌کند! ما محبت پدر را باور کنیم یا وحشی‌گری او را؟! دیگری با تعجب می‌نویسد: به ما می‌‌گویند به فرهنگ اسلام احترام بگذارید! و دیگری می‌گوید: مسلمان‌ها اصلاً نمی‌‌توانند اهل صلح باشند؛ چرا که آنان از بچگی با محبت و مهربانی بزرگ نشده‌اند، پس قطعاً اهل صلح نیستند و...
برادر طلبه‌ای از کشور کانادا مطلبی نقل می‌کند که شدیداً متأثر کننده است. ایشان می‌‌گوید: بسیاری از مردم کانادا، حتی انگیزه مطالعه درباره اسلام را پیدا نمی‌‌کنند. وقتی که علت را جویا شدم، گفت: در کشور ما کانادا، مردم مسلمان هر سال در محرم‌الحرام مراسم عزاداری برپا می‌‌کنند، چون بیشتر آنان از کشور پاکستان و هندوستان آمده‌اند می‌‌خواهند عزاداری همان طور باشد که در کشورشان بود، وقتی غیرمسلمانان زنجیرهایی که در انتهای آن چاقوهایی است و یا صحنه‌های خونین قمه‌زنی را می‌‌بینند، مذهب شیعه را یک مذهب بی‌منطق و وحشی تفسیر می‌‌کنند که اسلام ریختن خون را دوست دارد، باورهای تروریستی پیرامون مسلمانان در آنان تشدید می‌‌گردد و به راحتی تمام تبلیغات رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستم را بر علیه اسلام می‌‌پذیرند!
همه این نظرها در حالی است که آنها ندیده‌اند و نمی‌دانند که هر سال در بعضی مناطق به جهت قمه‌زنی در مکان‌های خاموش و تاریک، چندین نفر از دنیا می‌‌روند که مقام معظم رهبری در جواب استفتایی فرمودند! "اگر با خوف خطر جان اقدام کرده باشد، حکم انتحار دارد." گروه بسیاری از همین آقایان قمه‌زن به جهت خونی بودن خود و لباس‌هایشان، نماز نخواندن را در ظهر عاشورا جایز می‌دانند و یا با همان لباس خونی به نماز می‌‌ایستد؛ واقعا کدامین روش و سنت پیامبر عزیز و اهل بیت مطهرش این اعمال را تأیید می‌‌کند؛ در حالی که خوانده‌ایم در روز تاسوعا وقتی لشکر دشمن تصمیم حمله به سپاه امام را گرفت، امام حسین علیه‌السلام برادرش حضرت عباس را فرستاد تا شبی را برای نماز و عبادت مهلت دهند و در ظهر عاشورا "ابوثمامه" وقتی نماز را به یاد حضرت آورد، حضرت برای او دعا کرد که: خداوند تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد، آنگاه به اتفاق جماعیتی به نماز ایستادند.
سخن آخر با شما برادر و خواهر شیعه؛
بعضی با این شیوه‌های عزاداری که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نموده‌اند، چهره نورانی اسلام را پوشانیده و راه را برای مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند و آن را دین و مذهب خشونت و ترور به حساب آورند و با اتکال به فعل این نادانان، غرض‌مندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام‌شناسان واقعی با اسلام به معارضه برخاسته‌اند. و امام عارفان حضرت روح‌الله فرمود: "از گناهان بزرگ و نابخشودنی، مسامحه در امر مسلمین است؛ جوانان عزیز خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام کنند." امام میدان عزیز در بخشی دیگر از وصیت‌نامه سیاسی، الهی‌شان خطاب به ملت‌های مسلمان جهان چنین فرموده‌اند: "همه باید چهره نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج‌فهمی‌‌های دوستان خودنمایی کند اسلام جهان‌گیر خواهد شد و پرچم پر افتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد."
به امید آن رور که عزاداران حسینی، خود به مقابله با انحراف قمه‌زنی برخیزند و اجازه ندهند چهره نورانی اسلام عزیز با کج‌فهمی ‌بعضی دوستان مخدوش شود.