حمیرا عمرانى
پس از روى کارآمدن رضاخان و تاسیس حکومت پهلوى، طرح دگرگونسازى فرهنگ جامعه ایرانى و انطباق آن با مظاهر غربى، در راس سیاستگذارىهاى دولتى قرار گرفت. دست یازیدن به اهداف دولت، نهادها، سازمانها و مراکز متنوع و متعددى را مىطلبید تا زمینههاى اجرایى چنین برنامههایى را فراهم سازند. یکى از این نهادها جمعیتهاى زنان به حساب مىآمدند که از انقلاب مشروطیت فعالیت خود را در جامعه زنان ایرانى آغاز کرده بودند. این جمعیتها تنها نهاد کارآمد و با نفوذ در میان زنان بودند که مىتوانستند تحولات متعددى را به وجود آوردند در عین حال که از آغاز قدرتگیرى رضاخان نیز جمعیتهاى جدیدى تشکیل شده بودند و روز به روز بر تعداد آنان اضافه مىشد.
مهمترین مساله در تشکیل انجمنها و جمعیتهاى زنان تعیین موسسین بودند. معمولاً کسانى در راس این انجمنها قرار مىگرفتند که معتقد به پیروى از الگوهاى غربى در زندگى ایرانى بودند. به همین دلیل زمانى که رضاخان طرح برداشتن حجاب و تغییر پوشش را به مرحله عمل نزدیک مىکرد این گروه از حامیان وى محسوب مىشدند. (۱)
علاوه بر این زنانى که اقدام به تاسیس انجمنها و جمعیتهاى زنان در دوران رضاخان کردند در اولین گامهاى فعالیت اجتماعى خود یا جزو اصحاب مطبوعات به حساب مىآمدند یعنى خود موسس یک نشریه بودند و یا در مطبوعات مقالاتى را در حمایت از آزادى زنان و زندگى جدید، زن ایرانى مىنوشتند.(۲)
مدارس دخترانه نیز به عنوان ابزارى در دست دولت قرار گرفتند تا جریان برداشتن حجاب را تسهیل کنند. در نخستین سیاستگذارى دولتى، جشنهاى مختلفى در مدارس دخترانه که در آن دختران بدون حجاب در حضور مدعوین (مردان و زنان) برنامههاى مختلفى اجرا مىکردند برگزار شد. پس از این مرحله به دستور حکومت آموزگاران و دانشآموزان دبیرستانها و دبستانهاى دخترانه اجازه نداشتند با چادر و روبند به مدارس بروند.(۳)
لازم به ذکر است مدارس دخترانه در اولین گامهاى تاسیس با مخالفت بسیارى از مردم روبهرو شدند. موسسین این مراکز در ایجاد پایگاه اجتماعى در میان طبقات مردم زحمات بسیارى کشیده بودند تا با جلب اطمینان خانوادهها که طیف گستردهاى از طبقات مختلف را در بر مىگرفتند بتوانند وظیفه تعلیم و تربیت دختران را به عهده بگیرند. این جلب اطمینان به حدى بود که نام مدارس با عناوینى مانند ناموس، تربیت، اخلاق دختران و غیره همراه بود تا به این ترتیب مقبولیت اجتماعى پیدا کنند. در صورتى که همین مدارس هم سو با سیاستهاى رضاخانى وارد میدان شدند و به ایفاى نقش پرداختند.
در مرحله بعدى بسیارى از سیاسیون و مردان وابسته به دربار، حمایتهاى ضمنى خود را براى برداشتن حجاب، تحت عنوان آزادى زنان اعلام کردند. بسیارى از این افراد علیه حجاب زنان در محافل و مجالس عمومى سخنرانى مىکردند و یا در مطبوعات در نقد و تقبیح زندگى زن ایرانى و تمجید از مدل غربى مقالاتى مىنوشتند.(۴)
یکى از نکات قابل توجه در جریان کشف حجاب نفوذ و فشار سیاستگذارى خارجى در این راستا بود. به این معنى که جریان کشف حجاب تنها به میل و خواسته فردى رضاخان نبود. در ۱۰ سپتامبر ۱۹۳۰ م ۸ شهریور ۱۳۰۹ هـ.ش یازدهمین مجمع بینالمللى سازمان ملل آغاز به کار کرد که در آن ۸ نخستوزیر و ۲۲ وزیر امور خارجه شرکت داشتند و در این مجمع رفتار شرقیان با زنان در دستور کار قرار گرفت. طى آن بسیارى از اصول زیربنایى شرق در مورد زنان به نقد کشیده شد. به دنبال این جریان در سال ۱۳۱۰ هـ.ش مجلس شوراى ملى قانونى را تصویب کرد که به موجب آن کمیسیونى از طرف جامعه بینالملل به ایران وارد شد تا از تجاوز به حقوق زنان جلوگیرى کنند.(۵)
علاوه بر این جریان کشف حجاب زنان تنها محدود به ایران نبود بلکه بسیارى از کشورهاى شرقى را در بر گرفته بود. مهمترین آنها ترکیه، ایران و افغانستان بودند که با فاصله زمانى کمى توسط حکام آنها به اجرا درآمد.
مهمترین مرحله طرح کشف حجاب پس از سفر رضاخان به ترکیه به مرحله اجرا درآمد. وى در سال ۱۳۱۳ هـ.ش به ترکیه رفت و از نزدیک با اقدامات آتاتورک آشنا شد و پس از بازگشت از بین برنامهریزىهاى علمى براى کشف حجاب استفاده کرد در اولین اقدامات، دولت به سیاسیون درجه اول دستور داد تا زنان در منازل لباس اروپایى بپوشند.(۶) در همین زمان یکى از اقلام واردات کلاه زنانه بود.(۷)
به تدریج افسران ارتش اجازه نداشتند همراه زنان با حجاب بیرون بروند و در مجالس دولتى کارکنان دولت بایستى با زنان بدون حجاب حضور مىیافتند. در آغاز سال ۱۳۱۴ هـ.ش پس از تعطیلات نوروز، ۳۰ تن از بانوان بدون حجاب به خیابانها رفتند و تظاهراتى با حمایت نیروهاى پلیس در جهت حمایت از بىحجابى انجام دادند.
بسیارى از زنان شرکتکننده در این نمایش موسسین انجمنهاى زنان و وابستگان به دربار و رجال سیاسى بودند.(۸)
در اردیبهشت ۱۳۱۴ کانون بانوان با ریاست شمس پهلوى و همکارى رسمی وزارت معارف آغاز به کار کرد. این اولین جمعیت زنان بود که با حمایت رسمی دولت بنیان گذاشته شد. بدرالملوک بامداد که خود از اعضاى هیات مدیره کانون بانوان بود در کتاب خود نوشت:
«ضمن سایر اقدامات منظور اصلى یعنى ترک چادر سیاه مندرجاً پیشرفت مىکرد به این ترتیب که زنان عضو جمعیت با راضى کردن خانوادههاى خود یکى یکى به برداشتن چادر مبادرت مىکردند».(۹)
از زمان تاسیس کانون بانوان تا زمان رسمی اعلام کشف حجاب تمامى امکانات کانون بانوان در جهت تسهیل شرایط کشف حجاب تجهیز شده بود. این امکانات شامل تهیه مقالاتى تحت عناوین مختلف و با محتواى حمایت از آزادى زنان در مطبوعات، تدارک سمینارها و مجالس سخنرانى در تایید کشف حجاب و غیره بود.
بالاخره در ۱۷ دى ماه ۱۳۱۴ کشف حجاب به طور رسمی از طرف دولت اعلام شد. در عمارت دانشسراى عالى پسران برنامه اى ترتیب داده شد تا همسر و دختران شاه به همراه عدهاى از زنان سیاسیون و اعضاى کانون بانوان بدون حجاب در آن حضور یابند. لباس زنان عبارت بود از کت و دامن بلند به همراه کلاه و دستکش، در طى این برنامه با شعار آزاد شدن زن ایرانى به طور رسمی کشف حجاب زنان اعلام شد و پس از آن بىحجابى از محدوده یک گروه و طبقه خاص خارج شد و به صورت یک دستور اجبارى براى طبقات مختلف مردم صادر شد. از آن جا که مردم طبقات مختلف در مقابل دستور دولتى مقاومت کردند، مامورین اجازه یافتند به هر اقدام خشونتآمیزى متوسل شوند. برخورد مردم و مامورین در اغلب نقاط ایران به درگیرىهاى متعددى انجامید که خود مباحث جداگانهاى مىطلبد.
تنها به ذکر این نکته مىتوان اکتفا کرد که کشف حجاب چنان سطحى و تنها با توسل به زور انجام شده بود که پس از سقوط رضاشاه بسیارى از زنان باردیگر حجاب گذاشتند و همین مساله منجر به اقدامات بعدى حکومت محمدرضا پهلوى شد.