تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۵۹۴۷۹
در گفتگوی رسالت با حجت‌الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی وزیر کشور مطرح شد
صالح اسکندری اشاره: خیابان دکتر فاطمی‌، ساختمان وزارت کشور، بر روی دیوار یکی از ساختمانهای مشرف به حیاط وزارتخانه جمله ای از حضرت امام(ره) خطاب به وزرای کشور با این مضمون که در انتخاب استاندارها دقت کنید تا کشور فضایی آرام و امن داشته باشد، طبقه نوزدهم، اتاق وزیر و عکاس روزنامه که با نیم ساعت تاخیر رسید. حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور که قبل از وزارت او را می‌شناختم، در دانشگاه تدریس می‌کرد، اما من شاگرد او نبودم. او در ابتدای مصاحبه خیلی دوست داشت که این مطلب در روز شهادت آیت‌الله قدوسی منتشر شود که متاسفانه علی رغم تلاش ما، توانستیم آن را با یک روز تاخیر چاپ کنیم. به نظر میرسید او علاقه‌مند است حق شاگردی خود را نسبت به شهید قدوسی ادا کند. پورمحمدی چند دقیقه‌ای برای ما از این یار دیرینه امام(ره) گفت. این ایام مصادف است با شهادت شهید قدوسی که از مردان پیشتاز و موثر انقلاب ما بود. همانطور که حضرت امام(ره) یک رهبر نمونه بود، مدیران و رهبران اجرایی انقلاب هم افراد نخبه و برجسته‌ای بودند. بی‌شک اگر انقلاب اسلامی ‌به پیروزی رسید، به برکت حضرت امام(ره) و رهبری فوق‌العاده ایشان، حضور مردم و مردان و مدیران برجسته‌ای بود که در کنار امام حرکت را هدایت و رهبری می‌کردند. در این مجموعه شهید قدوسی یکی از استثنایی‌‌ترین افراد بود. فردی با هوش، عالمی‌ کاردان و بسیار مدبر. او مدیری منضبط، با برنامه و آینده‌نگر و بی‌شک جزو پایه‌گذاران نظام اسلامی‌بود. آیت‌الله بهشتی، مرحوم قدوسی، آقای ‌هاشمی‌رفسنجانی، شهید باهنر، مفتح و آیت‌الله مصباح از دهه 40 حرکت را همزمان با امام(ره) آغاز کردند و هدف ایجاد جامعه اسلامی‌بود. اینها پیشتازان تشکیل نظام بودند و هستند. در بین این افراد چند شخصیت نقش ممتازتری دارند. ما اگر در حوزه فرهنگی آیت‌الله مطهری را داشتیم در عرصه انقلابی و سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای و جناب آقای ‌هاشمی‌رفسنجانی را داشتیم، در حوزه مدیریت عام آیت‌الله بهشتی را داریم، آیت‌الله قدوسی در زمینه تربیت کادر‌ها و نظام‌مند کردن حوزه که عقبه و منبع نظام اسلامی‌ بوده و هست، نقش فوق‌العاده‌ای داشتند. من به خوبی یادم هست که ایشان به ما که شور انقلابی و مبارزاتی داشتیم، می‌گفتند: اگر فردا نظام اسلامی تشکیل شود، می‌خواهید حکومت را افرادی بی‌سواد و نابلد اداره کنند یا افراد باسواد. این حرف مربوط به سالهای 53ـ52 است که اوج خفقان بود و به ذهن کسی هم خطور نمی‌کرد. شواهد و نمونه‌های زیادی داریم برای این تیزهوشی و تیزبینی که به خصوص شهید قدوسی داشت. فردی فوق‌العاده منزه و باتقوا و واقعا جزو اعجوبه‌های روزگار بودند. ایشان امکان نداشت در قول و وعده‌ای که می‌دهند یک دقیقه تاخیر کنند. محاسبات او ثانیه ای بود اما متاسفانه امروزه بعضی مدیران ما محاسبات ساعتی دارند. ایشان همچنین قاطعیت بالایی داشتند و این قاطعیت از اعتماد، اعتقاد و اتکای به نفس فوق‌العاده ایشان بود. آرامش خاصی که در وجود ایشان بود نمونه بارز "الا به ذکرالله تطمئن القلوب" بود. ایشان دوره شفاف، پرافتخار و الهام بخشی را برای ما به ارث گذاشت.

*اخیرا مقام معظم رهبری نسبت به تخریب برخی چهره‌های سیاسی و مذهبی در آستانه برگزاری انتخابات خبرگان هشدار دادند. وزارت کشور به عنوان مسئول برگزاری انتخابات چه برنامه‌هایی برای سالم سازی فضای رقابتی و تبلیغاتی دو انتخابات همزمان پیش رو دارد؟
**آنچه وزارت کشور باید انجام دهد، آماده سازی بسترهای مناسب، سالم و با نشاط برای حضور گسترده مردم در انتخابات و همچنین نامزدها و طرفداران آنها است. فکر می‌کنیم تنها راه‌حل آن اجرای خوب قانون است. اگر ما با ذهن مثبت، حسن‌ظن و با رویکردی روان و بدون پیچیدگی، از مفاد قانون تبعیت کنیم بدون شک بزرگترین گام را برای سالم‌سازی فضا برداشته ایم. خیلی اوقات مشکلات، کشمکشها، مجادلات و ناسازگاریهایی که پیش می‌آید منبعث از رفتار غیرقانونی یا مشکوک مجریان قانون است. فکر می‌کنیم اصلی‌‌ترین رسالت ما در وزارت کشور اجرای قانون است. تنظیم فضاهای بیرونی به عهده ما نیست، بلکه به عهده مجموعه دستگاههای تاثیرگذار در سطح اجتماعی است.
* حتی برخورد با پخش شب‌نامه‌ها در حوزه وظایف شما نیست؟
**از زمانی که تبلیغات انتخاباتی شروع می‌شود، یک‌سری وظایف خاص بر عهده ما هست ولی در اوقات دیگر اگر علیه کسی شب نامه‌ای، اهانت و یا تهمتی پخش شود، افراد می‌توانند از حقوقشان دفاع کنند و می‌توانند علیه کسانی که فضای اجتماعی را آلوده می‌کنند شکایت کرده تا با آنها برخورد شود ولی وزارت کشور در این ایام وظیفه خاصی ندارد.
*رهبر معظم انقلاب در صحبتهای اخیرشان بر این نکته تاکید داشتند که افرادی که احساس می‌کنند توانایی و شرایط حضور در مجلس خبرگان را دارند در این انتخابات نامزد شوند. وزارت کشور در جهت ترغیب خبرگان ملت برای نام‌نویسی در انتخابات چه برنامه‌هایی در پیش دارد؟
**بگذارید وزارت کشور به وظایف حرفه‌ای خود و اجرای دقیق قانون برای برگزاری مراسم انتخابات همت کند. اینکه در انتخابات چه کسی، چگونه و با چه گرایشی شرکت کند ما سعی می‌کنیم کمتر در آن ورود پیدا کنیم.
*وزارتخانه شما از ابتدا با برگزاری همزمان انتخابات مخالف بود. علی‌رغم دلایل منطقی که نمایندگان مجلس برای برگزاری همزمان این دو انتخابات می‌آوردند مانند کاهش هزینه‌ها، حذف برخی استرسهای اجتماعی پس از برگزاری هر انتخابات و... اما شما با این طرح مخالفت می‌کردید. علت مخالفت شما چه بود؟ و آیا به نظر شما تفاوت ماهوی این دو انتخابات مشکلی در اجرای آن ایجاد نخواهد کرد؟
**شما باید تاریخ را کمی ‌دقیق‌تر مرور کنید. ما نه تنها مخالف تجمبع انتخابات نبودیم بلکه از ابتدای تشکیل دولت در برنامه‌ها و مناسبتهای مختلف بر تجمبع انتخابات تاکید کردیم و گفتیم که ایده جدید وزارت کشور، تجمبع انتخابات، روان سازی قوانین و ضوابط و ارائه یک مدل جامع انتخاباتی است. خود این موضوع بحث‌های زیادی را در رسانه‌ها به خود اختصاص داد و حمایت افکار عمومی ‌و فعالان سیاسی را جلب کرد. اما این مدل تجمبع ما ناظر به انتخابات خبرگان وشورا‌ها نبود چرا که ما این دو انتخابات را از جنس هم نمی‌دانستیم واز این جهت پیشنهادی که در مجلس خبرگان در اجلاس اخیر به تصویب رسید، پیشنهاد وزارت کشور بود که انتخابات خبرگان پنجم با انتخابات مجلس دهم همزمان شود و به طور منظم برگزاری مشترک انتخابات خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی را داشته باشیم.
آن دو حوزه را از جنس هم می‌دانیم. وقتی این پیشنهاد را دادیم به تصویب مجلس خبرگان هم رسید. ولی امسال چون اتفاقی دو انتخابات خبرگان و شوراها همزمان بود در ابتدا نظر ما این بود که علی‌رغم عدم تجانس و مشکلات زیادی که دارد، این دو را با هم برگزار کنیم واین پیشنهاد را به دولت بردیم ولی دولت رای نداد. طبعا ما در لایحهای که تقدیم کردیم بحث تجمبع را عنوان نکردیم و بعد لایحه شوراها به مجلس رفت و هم‌اکنون هم در حال پیگیری است. خود نمایندگان مجلس اقدام کردند و طرح برگزاری همزمان شوراها و خبرگان را پیشنهاد دادند و به تصویب مجلس و شورای نگهبان رسید و نهایتا آنچه را که در آن قرار دادیم اتفاق افتاد. این مخالفت فقط یک بحث فنی و اجرایی بود که در این مقطع برای انتخابات خبرگان و شوراها پیشنهاد داده شد، والا اساس مطلب از لحاظ تئوریک و محتوایی ایده‌ای بوده که وزارت کشور به طور جدی تعقیب کرده است و الان هم پیش می‌رود.
*هنگام بالا آمدن در راهروها شنیدم که گویا کارهای اجرایی ستاد انتخابات، 20 شهریور شروع می‌شود. با توجه به برگزاری همزمان این دو انتخابات آیا در نوع اجرا تفاوتی با سابق وجود دارد یا اینکه به سبک و سیاق سابق عمل می‌شود؟
** البته تفاوتهایی وجود خواهد داشت. به هر حال در گذشته به این شکل یکپارچه و گسترده ما دو انتخابات همزمان نداشتیم. میان دوره‌هایی با برخی انتخابات سراسری انجام می‌شده ولی به صورت کشوری و ملی نبوده است. این امر طبعا تفاوتهایی را ایجاد می‌کند. با تجاربی که از قبل وجود دارد برنامه‌ریزی و طراحی لازم را کرده‌ایم و امیدواریم انتخابات را به خوبی برگزار کنیم. ما هیئتهای اجرایی واحدی را تشکیل داده‌ایم که یک جلسه برای بررسی مسائل مربوط به انتخابات خبرگان اختصاص می‌دهند و یک جلسه هم برای شوراها. آنچه اتفاق خواهد افتاد این است که دو ناظر خواهیم داشت یک ناظر برای شوراها و یک ناظر برای خبرگان و طبعا دو صندوق خواهیم داشت. شمارش آرای خبرگان با حضور ناظر خبرگان و شمارش آرای شوراها با حضور ناظر شوراها صورت می‌گیرد. ولی تیم شمارش یکی است.
*آقای وزیر! اگر اجازه دهید از بحث انتخابات خارج شویم. حجم انتظارات مردم با گذشت یک سال از آغاز به کار دولت نهم بسیار بالا رفته است. این در حالی است که در برخی برداشت‌های عمومی، ناکارآمدی‌ها به حوزه مشروعیت نظام سرایت یافته است. آیا شما به عنوان وزیر کشور حاضرید مسئولیت این حجم انتظارات را بپذیرید؟
**این حجم انتظارات واقعی است یا غیر واقعی؟
*به هر حال یک بخشی از آنها واقعی است و بخشی غیرواقعی.
**وقتی که مقامات بین مردم حضور پیدا می‌کنند، مردم مشکلاتشان را مطرح می‌کنند. برای اینکه هیچگونه طرح انتظاری صورت نگیرد تنها فرمول این است که مسئولان بین مردم نروند و هویت و خصلت مردم‌داری را کمرنگ کنند. اگر قرار است یک دولت مردمی ‌باشد ارائه و طرح چنین انتظاراتی طبیعی است، اما برخی از این انتظارات خارج از توان دولت و ایده‌آل است. طرح مطالبات و خواسته‌های مردم یک امر کاملا طبیعی است و آنهایی که به ابراز و بیان این خواسته‌ها مجال نمی‌دادند، باید پاسخگو باشند. خوشبختانه هم‌اکنون بسیاری از مطالبات واقعی است. آنهایی که می‌خواستند مطالبات غیرواقعی و وارداتی را به جامعه تحمیل کنند آنها باید پاسخگو باشند. آنهایی که می‌گفتند مردم ما چیزی غیر از انقلاب اسلامی‌ و غیر از ارزش‌های نظام مطالبه می‌کنند و می‌گفتند خواست مردم با انقلاب زاویه پیدا کرده، و شعارهای سیاسی کم محتوا را اصل قرار می‌دادند باید پاسخگو باشند. ما وقتی که در شهرها می‌رویم مردم ما از ما می‌خواهند که آب آنها را تامین کنیم، جاده و کارخانه و دانشگاه تاسیس کنیم. می‌گویند خانه‌هایمان در برابر حوادث طبیعی مقاوم نیست، بچه‌هایمان بیکارند و وضعیت معیشت مطمئنی نداریم و امثالهم؛ این خیلی مهم است که ما جامعه را به مطالبات واقعی نزدیک کنیم و افکار عمومی ‌را هدایت کنیم به آنچه که به درد آنها می‌خورد. از این جهت نفس مطالبات یک گام به جلو است و دقیقا با افکار و اهداف انقلاب و نظام همگام و منطبق است. البته مردم ما هوشمند هستند و می‌دانند که امکانات کشور محدود است، اگر ما صادقانه برای آنها تلاش کنیم نشان خواهیم داد که به دنبال حل مشکلاتشان هستیم.
*شما درباره تبعات امنیتی ـ اجتماعی سهمیه‌بندی بنزین اظهار نگرانی کردید و گفته بودید مردم با دو نرخی شدن بنزین مانند دولت باید چند سال ریاضت بکشند، چون ناگزیر برخی اقلام گران می‌شوند. آیا این ریاضت با وعده‌های دولت نهم مبتنی بر افزایش رفاه، ایجاد عدالت و کاهش فشار بر اقشار آسیب پذیر منافاتی ندارد؟
**از میان حرف‌های شما فقط یک جمله را من گفته‌ام. به هر حال برای رسیدن به این خواسته ما به نحوی باید یک ریاضتی را تحمل کنیم. اما حواشی آن حرف‌های دیگران است نه من. من باز هم تاکید می‌کنم اگر کشوری بخواهد به رفاه، توسعه و قله‌های افتخار برسد و به یک ملت الگو و الهام بخش تبدیل شود حتما باید ریاضت بکشد. اینکه بنا باشد ما فکر کنیم با پا روی پا انداختن و گل گفتن و گل شنیدن و سختی نکشیدن و هیچ رنج و مرارتی را تحمل نکردن می‌توانیم به اهداف و خواسته‌هایمان برسیم، نه بلدیم و نه شنیده‌ایم و هر کس که بلد است به ما هم یاد بدهد. این را نه بزرگان ما و نه پیشینیان ما و نه تجربه‌های دیگر ملت‌ها می‌گویند و چنین چیزی را به ما یاد نداده‌اند. ما قبول داریم که سهم دولت در این ریاضت‌کشی بیشتر است و دولت نهم در یک سال گذشته نشان داده است که سختی‌پذیری‌اش و فشار کارش و تحمل سختی‌هایش به نسبت از دیگران بیشتر بوده است. کارنامه یکسال گذشته دولت حداقل این را در خود دارد که این دولت سختی بیشتری را تحمل می‌کند تا بتواند خدمتی را ارائه دهد.
*تصور نمی‌کنید برخی تصمیماتی که توسط دولت گرفته می‌شود و سپس اعلام عمومی ‌می‌گردد اما در حوزه اجرا ناکام می‌ماند، مثل همین موضوع سهمیه‌بندی بنزین و یا برخی وامها؛ مردم را در ساحت حاکمیتی دولت و نسبت به توان تصمیم گیری قوه مجریه مشکک کند. بهتر نیست که تصمیمات با کارشناسی بیشتری صورت گیرد؟
**دولت خیلی سعی می‌کند تا حرف‌هایی را که می‌زند کارشناسی شده و اجرایی باشد و برای اینکه حرفهایش کارشناسی باشد و بتواند از نزدیک قضاوت کند خودش وارد عمل شده است و به اطراف و اکناف کشور مسافرت می‌کند و صحنه‌ها را از نزدیک بازدید می‌کند که سفرهای استانی نمونه بارز آن است. اگر قرار است در کشور حرف کارشناسی زده شود ما بهتر از هر کس می‌توانیم حرف کارشناسی بزنیم. کسی نمی‌تواند ادعا کند که این دولت دستی از دور بر آتش دارد. این دولت می‌تواند ادعا کند که من کارشناس‌‌ترینم. اما تصمیم‌گیری که فقط با دولت نیست، عوامل دیگری هم در تصمیم‌گیری مسائل کشور شریک هستند. مثلا مجلس شورای اسلامی ‌کار بررسی لایحه‌های دولت را بر عهده دارد و سایر ارگانهای دیگر که در این امر مشارکت می‌کنند. مسئله دیگر در خصوص سوخت است که شما اشاره کردید. اولا ما اعلام کردیم که این طرح چهار ساله است، اگر همه عوامل خوب کار کنند چهار سال زمان می‌برد. همه شروع کردند به تبلیغات که این کار سه ماهه صورت می‌گیرد و مشکل سوخت حل می‌شود و همه امکانات به بهترین شکل فراهم می‌شود. ما اگر همه امکانات ملی کشور اعم از عمومی ‌و خصوصی را برای حمل و نقل جمع کنیم خوشبینانه‌‌ترین عدد 45 در صد سهم حمل و نقل عمومی ‌در کشور است در حالی که بهترین عدد مناسب برای حمل و نقل عمومی ‌در دنیا 75 درصد است. رسیدن به عدد 75 درصد یعنی دو برابر کردن امکانات فعلی حمل و نقل عمومی. به خصوص با افزایش جمعیت و سطح توقعات و انتطارات عملا باید سطح امکانات را دو برابر کنیم. یعنی اگر 30 الی 40 سال در مملکت امکانات حمل و نقل عمومی ‌فعلی تهیه شده ظرف چهار سال باید همین مقدار را تولید کنیم، ایده کار خیلی وسیع است. چرا بعضی‌ها بی جهت ایجاد توقع می‌کنند. ما می‌خواهیم در یک فاصله کمی ‌این مسئله را حل کنیم. فقط شروع می‌کنیم به ایجاد فضای تبلیغاتی روانی و بعد می‌گوئیم که دولت انتظارات ایجاد کرده است.
اولا این طرح از طرف دولت بوده و شروع آن هم از اول زمستان پیش‌بینی شده بود. در مجلس محترم، اول تابستان مطرح شد. ما گفتیم امکان آن نیست، مگر این کار، کار یک روز و دو روز است. نهایتا مجلس تاریخ را به اول پائیز تبدیل کرد. ما هم امکاناتمان را بسیج کردیم انشاءالله آنچه تکلیف قانون بودجه است را در سال 85 اجرا می‌کنیم و ما مصمم هستیم که اجرا کنیم. از جهات قطار شهری، مینی بوس، اتوبوس، گازسوز کردن خودروها، حذف خودروهای فرسوده و به طور کلی هر آنچه در قانون آمده است را اجرا می‌کنیم. برنامه بودجه هم تا آخر سال است. اما برای سوخت و بنزین یک مسئله‌ای بود که ما الزاما با یک کسری رو‌به‌رو می‌شویم که این کسری مدلهای مختلفی دارد؛ یک مدل این بود که ما واردات بنزین نداشته باشیم که تقریبا نزدیک نیمی ‌از مصرف ما که واداتی است از سبد مصرفی حذف می‌شد که این شوک شدید اجتماعی است و باید تدبیر بیشتری در این موضوع داشته باشیم. امکانات حمل و نقل عمومی ‌در حد مطلوب وارد ناوگان حمل و نقل نمی‌شود. ولی تا اواخر سال میزان امکاناتی که وارد صحنه می‌کنیم خود را نشان خواهد داد. طبیعتا یک تاخیر در اجرای سهمیه بندی داریم ضمن اینکه در خود سهمیه‌بندی مباحث مختلفی وجود دارد. دولت نظرش این است که سهمیه بندی را با یک شیب آرام شروع کند و حرکتش شوک زا نباشد تا مردم کم‌کم مصرفشان را کنترل کنند و ما هم زیرساختها را تقویت کنیم و در یک دوره زمانی به عدد مطلوب برسیم. این تفاوت نگاه از اینجا نشات می‌گیرد. البته مجلس محترم هر تصمیمی ‌بگیرد ما اجرا می‌کنیم. ما در اجرای قانون کم نمی‌گذاریم.
*دولت در پی تمرکززدائی است. آنچه باعث نگرانی است اینکه تمرکززدائی منجر به بروز اختلافات عملکردی در استانها شود. وزارت کشور تا چه اندازه‌ای سعی کرده استانداریها را در این زمینه توجیه کند؟
**اجرا و مدیریت منابع، توسط مدیران و مجریان استانی صورت می‌گیرد. اما ارائه برنامه، تعیین خطوط توسعه و نظارت بر آن تا حد زیادی همچنان ملی است و این لازمه پیشرفت هماهنگ کشور است و اجتناب‌ناپذیر است. یکسری اقدامات در قالب طرحهای استانی است که خود مدیران در استانها براساس نیازهای استان و منابعی که دارند تصمیم‌گیری می‌کنند و منابع را تخصیص می‌دهند اما عمده طرحها که با منابع ملی تامین می‌شود، تهیه برنامه‌ها و نقشه‌ها و اولویت‌بندی و در نهایت نظارت بر اجرا توسط ستادهای ملی است. وزارت کشور، سازمان مدیریت و وزارتخانه‌ها هم نقش تهیه برنامه‌ها و هم نظارت بر اجرای آنها را برعهده دارند. حرف اصلی این بوده که برای اینکه طرحها سریع، خوب و با انگیزه اجرا شود ما اجرا و مدیریت را به استانها واگذار کردیم البته در تهیه برنامه‌ها هم مقدمات در استانها تدارک دیده می‌شود و پیشنهادات لازم را استانها می‌دهند. اما در مرکز نهائی می‌شود. ما خیلی باید کار کنیم تا به تمرکززدائی برسیم و هنوز به عوارض تمرکززدائی نرسیده‌ایم.
*تا چه اندازه به توسعه سیاسی به خصوص مشی دولت قبل اعتقاد دارید، در حالی که تا اندازه زیادی حیات و ممات نهادهای مدنی به مشی وزارتخانه شما بستگی دارد. گویا امسال یارانه‌های احزاب نیز پرداخت نمی‌شود. برنامه شما برای این موضوع چیست؟
**ما معتقدیم که نظام انقلاب اسلامی نظامی ‌است که عمیقا به مردم ایمان دارد و مشارکت‌پذیر است. ادبیات دینی ما مملو از این مبانی است. انقلاب اسلامی‌این را از ابتدا به نمایش گذاشته است. نظامی ‌که دو ماه از عمرش نگذشته انتخابات هویت نظام را برگزار می‌کند و شش روز بعد انتخابات قانون اساسی و مجلس خبرگان قانون اساسی و 9 ماه بعد همه‌پرسی قانون اساسی، یک سال بعد انتخابات مجلس و بعد انتخابات ریاست جمهوری را برگزار می‌کند نشان دهنده همین ایمان به مردم است و بعد به ما می‌گویند که این مشارکت و همه پرسی و برگزاری انتخابات نشانه مردم سالاری نیست بلکه یک نظام پوپولیستی هم می‌تواند نظر مردم را جلب کند و مردم را به پای صندوقهای رای بکشاند. اگر نظام مردم سالاری تعریف شده است خوب است که بیایند بحث کنند تا بفهمیم مدلهائی که عوض شده چیست؟ از روز اول نظام حزب داشته است حتی خود بنیانگذاران نظام حزب داشته اند. این نظام چگونه باید بگوید که من حزب را قبول دارم. اگر بنا است احزاب صرفا و فقط احزاب باشند و تعاریف بسته‌ای که ما در احزاب دنیا داریم، یعنی صرفا کانونهای کسب قدرت باشند نظام ما زیر بار این حرف نمیرود. البته این تعریف همیشه مذموم نیست. این رایج‌‌ترین تعریف علم سیاست است. اما بحث بر سر این است که اگر قرار باشد انقلاب اسلامی نظام بسته سیاسی باشد و در دایره چند حزب بچرخد ما آن را قبول نداریم. ما معتقدیم نظام سیاسی آمریکا یک نظام بسته است. اینگونه نیست که فکر کنیم این نظامها را نظام باز سیاسی می‌دانیم البته بسته به معنای دیکتاتوری نیست. اما نظام آزادی هم نیست.
هیچ وقت در یک نظام سیاسی غربی امکان ندارد آنچه در انتخابات ما شکل می‌گیرد اتفاق بیفتد و مثلا کسی مثل آقای احمدی نژاد بدون هیچ تعلق حزبی رای بیاورد.
حال آیا نظام کامل است؟ نه ما اعتقاد نداریم که نظام کامل است ولی خیلی حرف برای گفتن و کار برای انجام دادن داریم که این خود به تجربه و زمان احتیاج دارد. ما معتقدیم نظامی‌ که متکی به مردم نباشد ناپایدار است و لذا عمیقا به نظام مردم‌سالار اعتقاد داریم. ما وقتی می‌گوییم مردم‌سالاری دینی، روش و متد را براساس مشارکت مردمی ‌و حضور فعالانه مردمی‌تعریف می‌کنیم و آن را نظامی ‌می‌دانیم که اصولی دارد و هدف و فرجامیرا برای خود تدوین کرده است.
ما برای رسیدن به این هدف گامهائی را باید برداریم. قطعا در این تعریف فعالان سیاسی جایگاه خاصی دارند. مگر می‌شود که یک جامعه بدون نخبگان اداره شود. آنها می‌توانند به صورت باز یا به صورت متشکل عمل کنند. ما معتقدیم که برای هر دو باید مجال کار را فراهم کنیم. یک عده‌ای علاقه دارند در قالب تشکلها حضور پیدا کنند. ما از آنها استقبال و حمایت می‌کنیم و آن را جزو اصول می‌دانیم. اما همه چیز را به احزاب منحصر نمی‌کنیم. لذا ما به جد به توسعه سیاسی اعتقاد داریم اما اینکه کسی برجسته‌سازی کند، سهم سایر بخشهای توسعه‌ای را کم ببیند و ناموزن حرکت کند، یک غده سرطانی است. همانطور که دیدیم جامعه ما را با مشکلات زیادی مواجه کردند. ما باید توسعه را همه جانبه بینیم. ما اعتقاد داریم که یارانه احزاب باید وجود داشته باشد. یارانه به سامان دادن و حرکت قانونمند احزاب کمک می‌کند و امکان نظارتی بیشتری هم به ما می‌دهد.