مجتبی فتحی: طی روزهای اخیر با استعفای فرمانده ارشد نظامی آمریکا در خاورمیانه تغییر احتمالی رویکرد کاخ سفید در قبال ایران بیش از پیش مطرح شده است.
دریاسالار ویلیام فالون در خلال گمانهزنیهایی در مورد شکاف میان او و دولت جورج بوش در مورد سیاست مربوط به ایران از مقام خود استعفا داد.
هفته گذشته مقالهای در مجله «یواس اسکوایر» حکایت از آن داشت که فالون با سیاست سرسختانه دولت بوش با ایران مخالف است. براساس مقاله نشریه «اسکوایر» فالون با طرحهای دولت بوش برای حمله نظامی به ایران مخالف بود. این نشریه آمریکایی فالون را در این مقاله «قویترین مردی که در سر راه دولت بوش و جنگ با ایران ایستاده بود» توصیف کرد.
آسوشیتدپرس نیز در گزارشی در این باره نوشت: «بسیاری از مقامات بر این عقیدهاند که فالون مجبور به استعفا شد و این امر حرکتی برای حذف آخرین مهرهای که بین بوش و یک اقدام نظامی علیه ایران قرار داشت، بود. در واقع «گیتس» وزیر دفاع و «مولن» رییس ستاد مشترک نیروهای نظامی آمریکا هر دو بارها اظهاراتی را در حمایت از دیپلماسی به جای درگیری مستقیم با ایران بیان داشتهاند.»
فالون 61 ساله که اوایل سال 2006 جانشین «جان ابی زید» شده بود، پیش از این فرماندهی نیروهای نظامی آمریکا در منطقه پاسفیک را بر عهده داشته است و حدود 20 درصد از کل نیروهای ارتش آمریکا تحت فرمان او قرار داشتهاند.
به این ترتیب برای نخستین بار یک فرمانده نیروی دریایی فرماندهی و جنگ زمینی در عراق و افغانستان را برعهده گرفته بود. فالون سابقه حضور در جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس در سال 1991 و جنگهای دریایی ناتو در بوسنی را در کارنامه خود دارد.
افزایش گمانهزنیها پیرامون استعفای ویلیام فالون مقامات پنتاگون و کاخ سفید را واداشت تا فرضیههایی را تحت عنوان «مخالفت علنی با اقدام نظامی واشنگتن علیه ایران را نشان دهند» و تغییر سیاست دولت آمریکا در قبال ایران را رد کنند.
در همین حال گوردون جانه روئه سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید گفت: «سیاست آمریکا در قبال ایران تغییری نکرده است، رییسجمهوری به دنبال راهحلی دیپلماتیک در قبال خودداری ایران از پیروی از درخواستهای بینالمللی در زمینه تعلیق غنیسازی اورانیوم است.»
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا نیز در گفتوگوی کوتاه با خبرنگاران طی اظهارنظری مشابه گفت که جورج بوش، رییسجمهوری آمریکا معتقد است: «در صورتی که جهان قاطع باقیمانده و متحد عمل کند یافتن راهحلی دیپلماتیک برای حل مساله ایران امکانپذیر خواهد بود.»
به گزارش خبرگزاری فرانسه رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا نیز این احتمال را که استعفای فالون نشاندهنده احتمال جنگ با ایران است را «مضحک» خواند و در گفتوگو با خبرنگاران در پنتاگون گفت که استعفای فالون با «بیمیلی و تاسف» پذیرفت.
در همین حال برخی ناظران و تحلیلگران نیز تغییر رویکرد احتمالی کاخ سفید را با وجود افزایش گمانهزنیها پیرامون استعفای ویلیام فالون محتمل نمیدانند چرا که معتقدند واشنگتن همچنان آنچه را که رویکرد دیپلماتیک خوانده میشود در قبال ایران پی خواهد گرفت.
واشنگتن و متحدانش طی سالهای اخیر با اعمال تحریمها و قطعنامههای بینالمللی به دنبال متقاعد کردن ایران برای توقف غنیسازی اورانیوم بودهاند و این رویکرد را نیز رویکردی دیپلماتیک عنوان میکنند. به عقیده آنها تا زمانی که احساس شود اعمال تحریمها و قطعنامهها میتواند بر تصمیمات ایران تاثیرگذار باشد در دستور کار قرار خواهد گرفت و از هر گزینه دیگری از جمله گزینه نظامی ارجحتر است. بخشی از این ادعا استناد دارد به گزارش شورای برآورد اطلاعات ملی آمریکا که چندی پیش مدعی شده بود ایران تحت فشارهای بینالمللی در پاییز 2003 فعالیتهای نظامی هستهای خود را متوقف کرده است.
در همین حال صباح زنگنه، تحلیلگر امور بینالملل با اشاره به استعفای ویلیام فالون تغییر رویکرد کاخ سفید در قبال ایران را رد کرده و به «سرمایه» میگوید: «به نظر نمیآید که استعفای فرمانده ارشد نظامی آمریکا تغییر رویکردی را از سوی کاخ سفید در قبال ایران به همراه داشته باشد و اساسا این استعفا نمیتواند یک بحث فراگیر و دارای ابعاد استراتژیک در سیاست کلی آمریکا باشد.»
به عقیده وی واشنگتن به دلیل آن که به دنبال تغییر سیاست یا تغییر رژیم در ایران است همواره روشهای مختلفی را برای دستیابی به این هدف دنبال کرده که از آن جمله میتوان به روشها و سیاستهای دیپلماتیک از طریق صدور قطعنامههای بینالمللی یا گزینه و ابزار سرسختانه نظامی اشاره کرد.
این تحلیلگر امور بینالملل با تاکید بر این که «احتمال استفاده از ابزار نظامی از سوی کاخ سفید علیه ایران بسیار کم است اما در کنار گزینه دیپلماتیک از روی میز تصمیمگیری مقامات آمریکایی کنار نرفته است»، میافزاید: «گزینه نظامی همچنان میان مقامات سیاسی و نظامی آمریکا مورد بحث قرار میگیرد و همواره چالشی جدی از یک سو میان حزب جمهوریخواه با حزب دموکرات و از سوی دیگر میان دولتمردان آمریکا بوده است که این اختلافات چیز جدیدی نیست و میتوان اختلاف «فالون» و استعفای وی را نیز در این راستا تحلیل کرد.»
صباح زنگنه در ادامه برای کمرنگتر شدن گزینههایی غیر از گزینه دیپلماتیک بر حضور فعال دستگاه دیپلماسی ایران در مذاکرات برای حل و فصل مناقشه هستهای ایران تاکید کرده و میگوید: «ایران در وهله اول باید با کشورهای منطقه گفتوگو کند و ضرورت پیگیری رویکرد و سیاست دیپلماتیک را به آنها گوشزد کند و سپس در گام بعدی مذاکره و گفتوگو با کشورهای اروپایی، روسیه و چین را در دستور کار قرار دهد.»
به عقیده این تحلیلگر امور بینالملل، ایران در همکاری و مذاکره با روسیه باید بر این نکته تاکید کند که گزینهای غیر از دیپلماسی میتواند منطقهای را که روسیه در آن قرار دارد دستخوش تغییراتی کند که امنیت داخلی آن را هم به مخاطره بیندازد. بنابراین یادآوری ابعاد این تصمیم نامعقول برای کشورها اهمیت بسیاری دارد.
وی با تاکید بر ضرورت ادامه مذاکرات ایران با اروپا برخلاف تاکید رییسجمهوری که هفته گذشته اعلام کرده بود ایران از این پس تنها در چارچوب آژانس درباره پرونده هستهای مذاکره خواهد کرد، میگوید: «چارچوبهای ارتباط با کشورها نباید محصور و محدود به موضوع هستهای باشد و باید به گفتوگوها از یک منظر کلیتر نگریسته شود و نباید گفتوگوها را متوقف کرد.»
از سوی دیگر احمد شیرزاد تحلیلگر سیاسی و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ضمن تاکید بر نامحتمل بودن افزایش کاربرد گزینه نظامی پس از تغییرات در سطح ارتش آمریکا میگوید: «نکتهای را باید یادآور شد که تهدید نظامی هر چند بسیار بد است و منافع ملی ما را به خطر میاندازد ولی نباید نسبت به رویکرد اقتصادی و تحریمهای بینالمللی ارجح شناخته شود چرا که هر دو گزینه نامطلوب هستند و به هر حال فشار را بر مردم ایران متحمل میکند.»
به عقیده این تحلیلگر سیاسی باید حل بنیادی مناقشه هستهای ایران مورد تاکید قرار گیرد و مذاکرات عمیق و اساسی با طرفهای دیگر پرونده به خصوص طرف اول آن یعنی آمریکا صورت گیرد.
شیرزاد تاکید میکند: «مذاکرات برای حل بنیادی مناقشه هستهای ایران به معنای تسلیم محض در قبال خواستههای نامعقول آنها نخواهد بود.»
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در ادامه میگوید: «متاسفانه برخی دولتمردان ما به اشتباه احساس میکنند که ادامه مناقشه هستهای ایران و تنازع و کشمکش با غرب و تلاش نکردن برای حل و فصل آن از طریق گفتوگوها و مذاکرات بنیادی به ادامه حضور آنها در صحنه بینالمللی کمک میکند.»
وی تصریح میکند: «ما باید یک بار برای همیشه تصمیم خود را بگیریم که آیا میتوانیم هدایت همیشگی تنازع با غرب را داشته باشیم یا خیر.»
شیرزاد در ادامه واکنش احمدینژاد برای توقف مذاکرات سولانا با نماینده ایران را غیر کارشناسی دانسته و در انتقاد میگوید: «مذاکره با سولانا به دلیل این که نمایندهای از کشورهای صاحب حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل است یک موقعیت خوب است که در چنین شرایطی ما نباید از آن دست بکشیم.»
این تحلیلگر سیاسی تصریح میکند: «آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که مذاکرات همه جانبه با همه طرفهای مناقشه هستهای ایران و در راس آنها آمریکا باید در دستور کار قرار گیرد بنابراین چون هیچ راهی برای مذاکره مستقیم با آمریکا باز نشده است نباید راه دیگر را که گفتوگو با سولاناست بست.»