کیوان سرافرازی
روند روبه رشد مصرف انرژى بویژه نفت در سراسر جهان همچنان ادامه دارد. با وجود تمام تحقیقات و سرمایهگذارىهاى گستردهاى که در سراسر جهان براى تولید انرژىهاى جایگزین و تجدیدپذیر صورت گرفته است اما مصرف نفت و گاز طى ۳۰ سال گذشته تاکنون همچنان مقام اول را دارد. با گذشت بیش از ۱۰۰ سال از آغاز مصرف صنعتى این کالاى استراتژیک باید گفت که وابستگى اقتصادى کشورها به شریان عرضه نفت کماکان در حال افزایش است. در دهههاى اخیر گاز هم جاى خود را در سبد مصرف سوخت صنعتى پیدا کرده است، به گونهاى که ادامه سرمایهگذارىها و اکتشافاتى که حتى در نقاط دوردست و پرهزینه انجام مىشود نشان مىدهد مصرف این نوع از سوخت جداى از آثار مثبت زیست محیطى داراى صرفه اقتصادى کاربرد صنعتى است. گرچه با توجه به افت بهرهورى مخازن نفت در نقاط عمده تولیدکننده بویژه در کشورهاى عضو اوپک، زمینه براى استفاده بیشتر از انرژىهاى پاک دوچندان شده است.
امروزه سهم گاز در کل مصارف جهانى انرژى به بیش از ۲۳ درصد رسیده است؛ این آمار در شرایط فعلى که روزانه ۸۵ میلیون بشکه نفت هم به بازارهاى جهانى سرازیر مىشود آمار قابل توجهى است.
طبق گزارش تحقیقاتى بریتیش پترولیوم (BP) تولید جهانى گاز در سال ۲۰۰۵ میلادى به ۲۷۶۳ بیلیون متر مکعب رسیده است.
ارزش حرارتى هر متر مکعب گاز طبیعى معادل یک لیتر نفت خام بوده و اگر این میزان تولید گاز را به نفت تبدیل کنیم بهتر مشخص مىشود که رشد استفاده از گاز در سبد صنعتى، خانگى و حمل و نقل جهان به چه رقم قابل توجهى رسیده است. در گزارش بىپى (BP) مصرف گاز در پایان سال ۲۰۰۵ هم ۲۷۴۹ بیلیون متر مکعب اعلام شده است. طبق این ارقام به این نتیجه مىرسیم که امروزه هر میزان تولید گاز با تقاضاى فورى مواجه خواهد بود و مادامى که میادین جدید در مسیر توسعه قرار مىگیرند به سرعت پروژههاى جدیدى نیز با پایه مصرف گاز تعریف مىشود. آمارها نشان مىدهد که حتى بسیارى از طرحهاى صنعتى و نیروگاهى که در دنیا در حال بهرهبردارى است خیلى زودتر از این که منابع گاز به تولید برسند ساخته شدهاند. با این حال در تحلیل هزینه ـ فایده اقتصادى استفاده از سوخت ارزان گاز با کاربردهاى متعدد و چشمانداز زیست محیطى به اثبات رسیده است. شاید این گونه پرسیده شود که چرا با وجود آثار مثبت استفاده از گاز، جایگزینى این کالاى حیاتى از رشدى تصاعدى برخوردار نبوده است؟ این جریان از دو دلیل ناشى مىشود: 1ـ افزایش قیمت نفت در کمتر از ۵ سال گذشته از محدوده ۳۰ تا ۴۰ دلار به محدودههاى بالاى ۶۰ دلار بسیارى از پیشبینىهاى کشورهاى توسعهیافته در خصوص انجام سرمایهگذارىهاى غیرنفتى را تغییر داد به گونهاى که بخش عمدهاى از اعتبارات پیشبینى شده سرمایهگذارى در حوزههاى گازى خاورمیانه، شمال آفریقا و کانادا صرف پرداختهاى اضافى ناشى از افزایش قیمت نفت گردید.
2ـ با وجود مؤثر بودن کاربرد گاز در تمام زمینههاى مصرفى اما یک مؤلفه مهم هم مانع از دسترسى سریع گاز به مناطق مصرف شده است. گاز تنها مىتواند از طریق احداث خط لوله انتقال یا تبدیل به گاز مایع (LNG) و حمل آن توسط کشتى به مبادى مصرف وارد شود لذا مذاکرات مربوط به ساخت خط لوله یا خرید گاز از کشورهاى تولیدکننده با توجه به تجاربى که در این زمینه به دست آمده است ممکن است سالها به طول انجامد؛ همین جریان میزان دشوارىهاى استفاده از گاز را براى مصرفکنندگان دچار مشکل کرده است. اگر به این دلایل قیمتهاى منطقهاى گاز را که غالباً سیاستهاى مستقل کشورهاى تولیدکننده در خصوص صادرات گاز هم هست به آن بیفزاییم به حساسیت خرید و فروش گاز دامن خواهد زد. پروژه انتقال گاز ایران به هند و پاکستان که بیش از یک دهه در مسیر مذاکرات تعیین قیمت قرار گرفته است نشان مىدهد که نبود بازارهاى بینالمللى گاز به عنوان شاخص اعتبارى تعیین قیمت مىتواند معادلات بسیارى در مسیر استفاده از این کالا در جهان به وجود آورد.
3ـ بسیارى از کشورهاى عمده مصرفکننده با توجه به رقابتى نبودن تولید و عرضه جهان و مشکلات ساختارى انجام معاملات سعى دارند با متنوعسازى سبد مصرفى سوخت خود، از میان ریسک وابستگى به یک انرژى خاص بکاهند. به این دلیل است که روند کاربرد گاز در دهه اخیر گرچه رشد قابل توجهى داشته اما هرگز به صورت تصاعدى نبوده است.
4ـ کاهش سرمایهگذارىهاى توسعهاى هم تأمین امنیت عرضه گاز در حوزههاى تعریف شده و طرحهاى در برنامه کشورهاى مصرفکننده را در هالهاى از ابهام قرار داده است. این جریان تا آنجا پیش رفته است که حتى بسیارى از دارندگان ذخایر گاز هم به دلیل محدودیت منابع سرمایهگذارى در استفاده فراگیر از انرژى گاز تاکنون بىنصیب ماندهاند.
مصرف جهانى انرژىهاى اولیه
در یک گزارش خواندنى که از سوى بریتیش پترولیوم (BP) منتشر شده است آمار مصرف انواع انرژىهاى اولیه از جمله نفت، گاز و زغال سنگ اعلام شده است. این گزارش براساس مطالعه تغییر ترکیب مصرف جهانى انرژى از سال ۱۹۷۷ تا سال ۲۰۰۵ تنظیم شده است. براین اساس مصرف نفت که در سال ۱۹۷۷ میلادى ۴۷ درصد از کل انرژى مصرفى جهان را تشکیل مىداده است در سال ۲۰۰۵ با ۱۰ درصد کاهش به ۳۷ درصد رسیده است. اما آمار مصرف گاز کاملاً با نفت تفاوت داشته و به رقم جالب توجهى رسیده است یعنى افزایش مصرف از ۱۹ درصد به ۲۳ درصد. این موضوع به این معنى است که در یک دوره زمانى ۲۸ ساله، مصرف گاز در جهان با وجود تمام محدودیتهایى که در سرمایهگذارى و انتقال آن به شبکههاى مصرف برشمردیم ۴ درصد افزایش داشته است. البته اگر صادرات گاز کشورهایى همچون روسیه، قطر و الجزایر هم که در ۲ سال اخیر (تا ۲۰۰۷) به قرارداد درآمد است را به آن بیفزاییم نشان مىدهد که تولید و مصرف گاز آماده رشدى تصاعدى شده است. همچنین BP گزارش داده است که مصرف زغال سنگ در ۲۸ سال گذشته از رقم ۲۷ درصد به ۲۸ درصد افزایش یافته که نشاندهنده استفاده ثابت از این حامل انرژى است. سوخت زغالسنگ به دلیل قیمت پائین همچنان در بسیارى از صنایع قاره اروپا رواج دارد. گرچه الزامات پروتکل کیوتو (پیمان زیست محیطى جهان) کاربرد صنایع آلاینده را الزامى ساخته است اما با این وجود اروپا به دلیل پتانسیلهاى ویژه و زیرساختهایى را که در کنترل محیط زیست بویژه با اجراى طرحهاى سىدىام(CDM) ( (مکانیزم توسعه پاک) به کار بسته است تغییر مصرف زغال سنگ یا به عبارتى کاهش استفاده از آن در برنامههاى الزامآور کشورها قرار نگرفته است.
سهم انرژى هستهاى در سال ۱۹۷۷ تنها ۲ درصد بوده است اما جالب است بدانید که ادامه سرمایهگذارىهاى گسترده کشورهاى توسعهیافته بویژه کشورهاى عضو OECD سهم این انرژى را به ۶ درصد افزایش داده است آمار ۶ درصدى مصرف جهانى انرژى هستهاى در شرایطى است که هنوز بسیارى از کشورهاى در حال توسعه همچون ایران از تحقیقات و سرمایهگذارى در این حوزه به استناد احتمال غیرصلحآمیز بودن کاربردهاى این انرژى در محدودیتهاى بینالمللى قرار دارند. با این وجود در صورت ایجاد شرایط آسانتر از سوى آژانس بینالمللى انرژى احتمال افزایش مصرف «سوخت هستهاى» در سالهاى آتى به مراتب افزایش خواهد یافت. در این اثنا سهم انرژى برق (هیدرو) اعلام شده است. نکته مهم اینجاست که سهم این سوخت در ۲۸ سال تنها یک درصد افزایش داشته است یعنى تنها افزایش از ۵ درصد به ۶ درصد.
در گزارش سال ۲۰۰۶ شرکت انگلیسى بىپى نسبت ذخایر اثبات شده گاز طبیعى جهان 82/179 تریلیون مترمکعب اعلام شده است. به نحوى که نسبت ذخایر به تولید جهان در سال از ۶۵ برابر فراتر رفته است.
بر این اساس ذخایر اثبات شده نفت جهان هم ۱۶۴ بیلیون تن و نسبت ذخایر به تولید آن 6/40 برابر گزارش شده است.
پیشبینى مىشود با توجه به راهبردهاى کشورهاى عمده تولیدکننده نفت در سازماندهى بازارهاى گاز بویژه تصمیماتى که درخصوص تشکیل «اوپک گازى» در سالهاى اخیر شکل گرفته است، کاوشهاى منطقهاى و جهانى براى تولید و سرمایهگذارى در حوزه گاز شکل دیگرى به خود گیرد. گاز در دنیا گسترش مىیابد.