** اصلا این جور نبود. یک ساعت پس از این که استاندار شدم رفتم مجلس و آقای هاشمی رادیدم. ایشان به من گفت که بعضی از دوستان نظرشان این است که شما استاندار کرمان باشید؛ خودتان چه نظری دارید؟ من گفتم: یک ساعت پیش استاندار شدم. این در حالی بود که هفت نفر از نمایندگان استان کرمان مخالف استانداری من بودند اما در جامعه مدیریتی و نیروهای سازمانی استان کرمان هیچکس مخالف من نبود.
** آقایان بانک (معاون وزارت خارجه)، جهانگیری (وزیر سابق صنایع و معادن)، امیری ( نماینده زرند)، محمودی استاندار سابق کرمان، کریمی (استاندار سابق کرمان)، دکتر میرزایی (از روسای دانشگاههای کرمان) و ...
** یکی از کارهای مجموعه رفقایی که با هم بودیم و خیلی هم نیرومند دانشگاه را اداره میکردیم این بود که یک سال قبل از انقلاب فرهنگی، بساط گروههای مارکسیستی و التقاطی را در کرمان جمع کردیم. تنها گروه خط امامی کرمان ما بودیم. خیلیها که الآن در کرمان سنگ ولایتفقیه را به سینه میزنند آن زمان ولایت فقیه و امام را قبول نداشتند.
** تشکیل جهاد استان، مدیریت جهاد بم به مدت 9 ماه، عضویت در شورای جهاد استان به مدت 2 سال (اردیبهشت 59 تا اردیبهشت 61) معاونت سیاسی اداری استانداری کرمان به مدت 4 سال و 8 ماه، استاندار کرمان به مدت 8 سال و 3 ماه، رئیس دفتر رئیسجمهور به مدت 2 سال و 3 ماه، 8 سال نمایندگی مردم کرمان در مجلس، معاونت رئیسجمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی به مدت 1 سال و 2 ماه.
* در حال حاضر چه مسئولیتی دارید؟
* خب برگردیم به سوال؛ پیشرفت کرمان در زمان استانداری شما حاصل مدیریت شما بود یا حاصل رانتی که آقای هاشمی به کرمان میداد؟
** چون که کرمان کمترین سهم را از اعتبارات ملی کشور داشته و دارد به خاطر اینکه یک استان نفتی و گازی نیست پس اعتبارات مربوط به نفت و گاز بیبهره است، کرمان استان دارای منابع آب نیست پس از پروژهها و شبکههای سدسازی و نقلوانتقال آب هم استفاده نمیکند، کرمان استان مرزی نیست پس از مزایای استان مرزی بیبهره است. کرمان استانی کویری و کمآب است که مقداری امکانات معدنی دارد.
** خلاف میلم بود ولی به اصرار آقای هاشمی به تهران آمدم. کرمانیها هم مخالف بودند. حادثه خروج من از کرمان را شنیدید؟
** من استانداری را با اقتدار اداره میکردم و کسی نمیتوانست نازکتر از گل چیزی به من بگوید.
** حقیقتش این که من حوصله خم و راست شدن جلوی این و آن را نداشتم.
** نه، خودش نه؛ اما چون مشی ایشان به گونهای بود که استاندارهایش را در برابر مسئولان تضعیف میکرد بالطبع این خم و راست شدن طبیعی بود. وقتی من استاندار بودم نمایندگان میدانستند حریم استانداری یعنی چی! من استانداری نبودم که اجازه بدهم کسی مرا تحت کنترل خودش قرار دهد.
** ببینید لیبرالیسم یک گرایش است. مطلق لیبرالیسم و مطلق سوسیالیزم در دنیا وجود ندارد. لیبرالیسم اصالت را به فرد میدهد. وقتی اصل اعتقاد به دین آزاد است و فرد اجازه انتخاب دارد پس باید در بیان و اندیشه هم آزادی داشته باشد.
** نه، اینجوری نیست. تازه آقای کرباسچی اصفهانی نیست که! قمی است.
** نه! مجلس ششم پرتحرک بود و بخشی از مجلس در اختیار نیروهایی بود که فراتر از ظرفیتهای مجلس رفتار میکردند و به ظرفیتهای قانوناساسی عنایت چندانی نداشتند و مجلس شورای اسلامی را با مجلس مشروطیت اشتباه گرفته بودند.
** مثلا وزارت دارایی در دوره اول با حضور آقای نمازی یا وزارت آموزش و پرورش با حضور آقای مظفر اما به طور کلی حزب کارگزاران 70 درصد با دولتهای آقای خاتمی موافق بود.