مرتضی نبوی جامعه روحانیت مبارز را متشکلترین مجموعه در قبل از انقلاب و پس از آن معرفی کرد.
به گزارش خبرنگار سرویس تاریخ خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این عضو جامعهی اسلامی مهندسین که در سلسله جلسات بررسی تاریخچهی احزاب سیاسی ایران با عنوان بررسی حزب جمهوری اسلامی در جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی سخن میگفت، اظهارداشت: پس از پیروزی انقلاب ایدهی تشکیل حزب که پیش از آن در ذهن فعالین سیاسی بود اجرایی شد. به خاطر دارم از کانون توحید که بیشتر متعلق به آقای موسوی اردبیلی بود تشکیل این حزب را اعلام کردند. حزبی که پنج نفر از اعضای جامعهی روحانیت مبارز عضو آن بودند.
وی ادامه داد: زمانیکه فعالیت حزب شروع شد بین خود آقایان طیفبندیهایی شروع شد. یک طرف آقای مهاجری و موسوی و طیف دیگر بادامچیان و عسگراولادی و زوارهای و آیت قرار داشتند. وقتی حزب روزنامه را تاسیس کرد ادارهی روزنامه نیز به عهدهی آقای موسوی و مهاجری بود.
وی در ادامه با اشاره به انتخاب مهندس موسوی به عنوان رییس جمهور گفت: بعد از ورود مهندس موسوی به دولت این اختلافات پدید آمد. داخل دولت هم این خط کشیها ایجاد شد. در دولت آقای موسوی آقای پرورش، عسگراولادی و من و در مقابل آقای نبوی و سلامتی قرار داشتند. اختلافنظر عمدتا سر مسائل اقتصادی و اقتصاد متمرکز بود که به داخل حزب هم این طیفبندیها کشیده شد.
این عضو جامعهی اسلامی مهندسین، افزود: وقتی کنگرهی اول حزب تشکیل شد، من وزیر پست و مخابرات بودم. دوستان پیشنهاد کردند که کاندیدای شورای مرکزی شوم که رای آوردم. تا زمانی که فعالیتهای حزب تعطیل شد در درون حزب بودم.
نبوی همچنین با بیان اینکه سال 66 فعالیتهای این حزب با موافقت امام(ره) منحل شد، تصریح کرد: طرفداران مهندس موسوی در این حزب در اقلیت بودند و طیف دیگر اکثریت شورای مرکزی و حزب را داشتند. در کنگرهی دوم آقای موسوی و مسیح مهاجری در آستانه رای نیاوردن بودند، به نظر میآید که آقای هاشمی به شکلی مذاکراتی کردند که اعضای قبلی حزب ابقاء شدند.
این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه جامعه روحانیت مبارز متشکلترین مجموعه در قبل از انقلاب و پس از آن بود، اضافه کرد: زمانیکه در کانون توحید اعلام رسمی حزب شد به آنجا رفتیم اتاق کوچکی مثل کلاس درس بود. آقای دکتر بهشتی آمدند و گفتند چگونه حزب را راهاندازی کنیم. ما هم یک اتاقی که مربوط به مسجد دارالسلام و بیرون آن بود را گرفتیم و افرادی که مراجعه میکردند را ثبتنام میکردیم و پرونده تشکیل دادیم. تعداد زیادی مراجعه کردند و ثبتنام کردند تا اینکه به سرچشمه منتقل شدیم. انبوهی از فرمها جمع شده بود. با آقای دانشآشتیانی افراد را برای عضویت در این حزب گزینش میکردیم.
این عضو جامعهی اسلامی مهندسین با بیان اینکه اولین ثمرهی حضور وفعالیت حزب جمهوری اسلامی در مقابلهی با مجاهدین خلق و بنیصدر نمودار شد، افزود: حزب جمهوری اسلامی در انتخاب اولین رییس جمهور رو دست خورد. جلالالدین فارسی را کاندیدا کرد. آقای شیخ علی تهرانی طرفدار بنیصدر بود و توسط او مطرح کردند که آقای فارسی ایرانی نیست. این قضیه بالا گرفت و به خدمت حضرت امام(ره) کشید. ایشان هم گفتند که شناسنامه و قانون اساسی ملاک است. حزب اینجا قافیه را باخت. حزب هم از کاندیدای جامعهی مدرسین حمایت کرد و خود کاندیدایی نداشت.
نبوی ادامه داد: بعد از آن در جلسهای که در دفتر حزب برای تعیین موضع در انتخابات مجلس داشتیم، آقای موسوی اردبیلی نظرشان این بود که با این وضعیت نمیشود در انتخابات شرکت کرد. آقای بهشتی بسیار شمرده و قاطع اعلام کردند که در انتخابات شرکت میکنیم. آقای پرورش هم با نطق گرمی گفتند عزم بر این شد که حزب در انتخابات مجلس فعال شود.
این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفت:روحانیت مبارز از ریاست جمهوری بنیصدر دفاع کرد. به نظر میآمد که آقایان همهشان عضو روحانیت مبارز بودند، بسیار تعجب میکردیم. در فاصلهی انتخابات ریاست جمهوری و مجلس چهرهی واقعی بنیصدر مشخص شد مثل فضای سالهای بعد از دوم خرداد و پس از مجلس ششم؛ برای بیرون آوردن انقلاب از دست تندروها ائتلاف بزرگ از حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب و جامعهی روحانیت مبارز و انجمن اسلامی معلمان و تعدادی تشکل دیگر تشکیل شد. شب انتخابات تمام خانههای تهران لیست ائتلاف بزرگ را به خط سبز درشت داشتند.
وی در ادامه با بیان اینکه حزب جمهوری اسلامی یکی از اهداف مهم منافقین بود، به انفجار دفتر این حزب که در جریان آن تعدادی از وزراء، نمایندگان و شخصیتهای انقلاب به شهادت رسیدند، اشاره کرد و اظهارداشت: شهید بهشتی بر تشکل و کار حزبی تاکید داشتند. ایشان حزب را به عنوان بازوی ولایت فقیه و معبد میدانستند و در این زمینه نفوذ کلام ایشان آنقدر بالا بود که با صحتبش در کانون توحید همهی ما را به کار حزبی معتقد کرد.
نبوی ادامه داد: زمانیکه سپاه تشکیل شد کار حزبی را رها کردم و به سپاه رفتم، زمان جنگ هم در آن فعالیت میکردم. من با آقای محسن رضایی در سپاه کار میکردم
این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه گفت: پس از انحلال حزب نیروهای باقی مانده، جامعههای اسلامی را راه انداختند. جامعهی روحانیت، فرهنگیان، مدرسین و کارگران، دانشجویان و ... . فضا برای تشکیل یک حزب فراگیر وجود نداشت و تشکلهای صنفی سیاسی پدید آمد.
وی ادامه داد: حزب جمهوری اسلامی حزب تابلو داری بود . تابلویی بود که بالا رفته بود و هر جا در هر استانی اگر مشکلی بود به حساب حزب گذاشته می شد. انواع مختلف سنگها به آن پرتاب میشد. اینها مکرر به حضرت امام(ره) منتقل میشد و نهایتا منجر به این شد که این حزب تعطیل شود.
دبیر سیاسی جامعهی اسلامی مهندسین همچنین به بیان خاطراتش از تشکیل مجمع روحانیون مبارزپرداخت و گفت: آن زمان در مقطع تاسیس مجمع روحانیون مبارزآنها اعلام کردند؛ ما اسلام واقعی هستیم و مارک اسلام آمریکایی بر پیشانی جامعه روحانیت گذاشتند. تحلیل من این است که حضرت امام(ره) معتقد بودند که جامعه با یک جریان یا حزب اداره نمیشود. باید حداقل دو تشکیلات و حزب در جامعه باشند و سردمدارش روحانیون باشند. امام(ره) دو تشکیلات روحانی را در کشور به رسمیت شناخته و اعلام کردند و میخواستند این دو تشکیلات و سلیقه متفاوت را در جامعه پوشش دهند و بسیاری از تشکلها زیر بیرق آنها رفتند.
وی گفت: اصل اینکه روحانیون و روحانیت در جامعه شکل بگیرد، تدبیر خود امام(ره) بود و تاکنون خط سومی در کشور شکل نگرفته است. آقای هاشمی خط سوم نیست ظرفیت آن را دارد. اما اشتباه کرد در قضیهی انتخابات طرف شد. اگر خودش میماند و طرف در انتخابات نمیشود، ظرفیت این را داشت که یک چکش شود و انحرافهای هر دو طرف را سر جا بنشاند.
وی اضافه کرد: اعضای حزب افرادی بودند که در آنجا جمع شده بودند، از قبل هم مواضع آنها هماهنگ نشده بود، یک طیف روشنفکرانی مانند آقای موسوی و همسر ایشان بودند و افراد طیف مقابل چهرههای سنتی مانند موتلفه را در بر میگرفتند.
دبیر سیاسی جامعهی اسلامی مهندسین، افزود: هدف آقای بهشتی این بود که همه را دور هم نگه دارد. ایشان میگفت بعضیها مثل لوکوموتیو هستند و بعضیها مثل واگنهایی که دنبال آن هستند و طیفهای تند و کند را باید به هم بست. بنای آقای بهشتی و بزرگان این بود که اینها را دور هم نگه دارند. آقای هاشمی هم در دولتش تلاش داشت همهی طیفها را با خود داشته باشند. آن لحظه حس کرد که آقای موسوی در حال حذف شدن است و یا بهزاد نبوی در مجلس استیضاح میشوند همت کرد که این کار نشود.
نبوی ادامه داد: آقای دکتر توکلی به جدیت دنبال مسائل اقتصادی بود. مرتب به قم میرفتیم و با جامعهی مدرسین و به ویژه آقای قمی، راستی و شرعی و میانجی که مواضع اقتصادی و ضد دولت داشتند. جلسه میگذاشتیم. آقای توکلی میخواست قانون کار را درآورد. آن زمان هم کیهان مرتبا از موضع دولت تبلیغ میکردند و به مواضع آقای آذری قمی میتازیدند و بحث اسلام آمریکایی را مطرح میکردند. یک طیفی که در دولت بودیم مثل آقای توکلی ، عسگراولادی و پرورش و تعدادی دیگر به همراه آقای آذری قمی راستی و... موسس روزنامه رسالت شدیم که دیدگاههای فقاهت را راجع به مواضع اقتصادی بگوییم. مواضعی که ما آن زمان بیان می کردیم پس از پذیرش قطعنامه مواضع رسمس کشور شد و در برنامه اول مد نظرقرار گرفت.
این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه ارتباط ما با آقای آذری قمی از طریق روزنامهی رسالت بود، درباره اینکه چرا امام(ره) در مقطعی دستور دادند روزنامه رسالت به جبهه ها نرود ، گفت: در جبههها فقط کیهان میرفت و آن هم از مواضع دولت حمایت میکرد ما نامه نوشتیم. رابط ما هم آقای حاج احمد آقا بود که هرازگاهی در محل کمیتهی امداد یا دفتر حضرت امام (ره)جلسه داشتیم. نامه نوشتیم و پرسیدیم که می گویند که شما به حضرت امام(ره) گفتید که این روزنامه نرود. در حالی که که دوصفحه این روزنامه اختصاص به جبهه داشت. نامه نوشتیم که قضیه چیست. ایشان شفاهی گفتند از نظر امام(ره) مشکلی نیست. جواب کتبی ندادند. گفتند مشکلی نیست. برای ما روشن نشد که مبنای این حرف که روزنامه به جبهه ها نرود چه بود. نقل قول شده بود اما برای ما سندی نیاوردند.
این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام درپاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه در آینده احزاب سیاسی ایران آیا شاهد انشعاب یا تشکیل حزب فراگیر خواهیم بود، گفت: البته انشعاب در هر دو جریان مطلوب نیست. امیدواریم اردوگاه اصولگرایان متحد باشند و این طرح 5 + 6 حاصل شود. اصولگرایان به دنبال تشکیل حزب فراگیر مثل آن مقطع نیستند. آنچه که آقای باهنر هم گفته اند به این معنی نبود. بحثهایی در جامعه مهندسین مطرح شد در مورد تدوین چشمانداز 20 ساله برای جامعه مهندسین و اینکه جامعهی مهندسین باز شود و از عضویت صرف مهندسین فراتر رود. در اصلاحطلبان هم این مسئله را نمیبینم. آقای کروبی با تشکیل حزب اعتمادملی مدعی است حزب اصلی و فرعی و همه چیز ایشان است. بعید میدانم او آن حزب را رها کند.