وضعیت کوزوو مانند اوضاع خاورمیانه بسیار حساس است. 5 ماه مذاکره به منظور دستیابی به یک طرح قابل قبول که مورد توافق تمامی طرفهای ذینفع باشد و تلاشهای دیپلماتیک روسیه برای ادامه روند گفتوگوها، با شکست مواجه شده است. بیش از 100 هزار نفر از صربهای ساکن کوزوو نگران آینده خود هستند و به احتمال زیاد به دفاع از خویش اقدام خواهند کرد.
کاتالونها در اسپانیا و باسکیها در فرانسه، آلبانیاییها در مقدونیه، ایرلندیها و اسکاتلندیها در بریتانیا و جداییطلبان دیگر در سایر کشورها به دقت خاصی تلاشهای کوزوو برای جدایی از صربستان را پیگیری میکنند.
سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه، اوایل در بروکسل خطاب به همکاران اروپایی خود گفت: تجزیهطلبی کوزوو نقض حقوق بینالملل است و به طور پیدرپی باعث تقویت گرایشهای تجزیهطلبانه در دیگر مناطق جهان خواهد شد. اتحادیه اروپا به خاطر کمک به کوزوو چشمان خود را بر تمامی حقایق بسته است. ویکتور میروننکو رئیس مرکز اروپای شرقی و اتحادیه اروپا در مؤسسه اروپایی مستقر در مسکو این اقدام اتحادیه اروپا را تلاش برای حفظ آبروی خود میداند زیرا غرب از هر اتفاقی که در کوزوو به وقوع پیوسته حمایت کرده و تاحدی مسبب به وجود آمدن وضعیت جاری در کوزوو است. میروننکو گفت: «غرب تنها در صورتی میتواند از این بنبست رهایی پیدا کند که ثبات ظاهری در این ایالت ادامه یابد.«
میروننکو معتقد است گفتوگو میان طرفهای صرب و آلبانیایی میتواند تا ابد ادامه یابد و هر روزه و به طور ناگهانی آتش منازعات جدیدی میان آنها شعلهور شود. اروپا احتمالاً با به رسمیت شناختن جدایی کوزوو درصدد است تا مانع این حوادث شود. وی گفت: روسیه که مصمم است از صربها پشتیانی کند، در وضعیت موجود نمیتواند کاری در این مورد انجام دهد. ولادیمیر گوتنیک، رئیس مطالعات اروپایی در موسسه جهانی روابط اقتصادی و بینالمللی (Imemo) مستقر در مسکو در بیان علت آمادگی غرب در به رسمیت شناختن جدایی کوزوو گفت: صربها برخلاف آلبانیاییها هرگز قواعد بازی اتحادیه اروپا را اجرا نکردهاند. گوتنیک گفت: «از لحاظ تاکتیکی یک صربستان ضعیف همراه با مطیع و وابسته بودن آلبانی و کوزوو به اتحادیه اروپا، بهترین راهحل ممکن خواهد بود.» خلاصه اینکه غرب هیچ گزینه پایدار دیگری به غیر از به رسمیت شناختن جدایی کوزوو (حتی اگر این جدایی با نظارت و کنترل اتحادیه اروپا صورت پذیرد)، نمیشناسد. اتحادیه اروپا در حال حاضر به این گزینه متوسل شده و منتظر است تا ببیند بعداً چه اتفاقی خواهد افتاد. قبرس یکی از اعضای اتحادیه اروپاست که مخالف جدایی کوزوو است. این بدین دلیل است که از سال 1974 قبرس به دو بخش یونانینشین و ترکنشین تقسیم شده است. به رسمیت شناختن جدایی کوزوو ممکن است این احساس غیرضروری (جداییطلبی) را در قبرسیهای بخش ترکنشین القا کند. جمهوری قبرس شمالی تنها از طرف ترکیه به رسمیت شناخته شده است.
یونان و چند کشور اروپایی دیگر عجلهای در به رسمیت شناختن جدایی کوزوو ندارند. استدلال آنها این است که توافق بین آلبانیاییها و صربها با میانجیگری روسها، ایالات متحده و اتحادیه اروپا امکانپذیر است. (رهبران آلبانیاییتبار کوزوو پیش از این با کشورهای اتحادیه اروپا برای به رسمیت شناختن جدایی خویش وارد مذاکره شدهاند.) کوزوو به عنوان یک ایالت وابسته نمیتواند در آینده نزدیک به جرگه اعضای سازمان ملل وارد شود و ممکن است روسیه از حق وتو در مخالفت با به عضویت در آمدن کوزوو در سازمان ملل استفاده کند. وظیفه اصلی اتحادیه اروپا تضمین امنیت در کوزوو خصوصاً برای اقلیت صرب و ممانعت از وقوع خونریزی جدید است. غرب پذیرفته است که بروز خشونتهای پراکنده در این ایالت امری محتمل است و در نظر دارد با حفظ قانون ونظم در کوزوو به 160 هزار نفر نیروی نظامی ناتو که در کوزوو مستقرند و 1800 نیروی پلیس اتحادیه اروپا که به کوزوو اعزام شدهاند، یاری برساند. از سوی دیگر کوزوو در صورت جدایی به کمکهای مالی بیشتر برای احیای اقتصادش نیازمند است. هیچ کس نمیتواند تعیین کند این میزان چقدر و برای چه مدت خواهد بود، هر چند همگی در این امر متفق اند که ثبات در کوزوو بدون تجدید حیات اقتصادی قابل دوام نخواهد بود. اگر جدایی کوزوو منجر به جنگ در منطقه بالکان نشود، حداقل بحران بزرگتری را باعث خواهد شد. اروپا برای حفظ آبروی خویش به هر قیمتی شده درصدد است مشکل کوزوو را حل کند حتی اگر به بهای به رسمیت شناختن جدایی کوزوو باشد.