مریم جمشیدی
دیپلماتهای 1+5 جمعه گذشته وقتی نشست خود را درباره برنامه هستهیی ایران به پایان رساندند، فرصت مناسبی بود تا نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه با خبرنگاران یک بار دیگر تاکید کند واشنگتن از روندی که روسیه و چین در قبال پرونده اتمی ایران در پیش گرفتهاند رضایت ندارد. برنز به همین خاطر ابراز امیدواری کرد این دو کشور به زودی برای تصویب سومین قطعنامه علیه تهران با آمریکا و متحدانش همکاری کنند. البته گلهمندی واشنگتن از مسکو و پکن هرگاه که در میانه راه پرونده هستهیی ایران بودهاند، اتفاق تازهیی نیست که پیش از این هم، آنگاه که اعضای شورای امنیت در آستانه تصویب دو قطعنامه پیشین درباره ایران بودند، بارها تکرار شد ولی اطمینان خاطر کاخ سفید از همراهی نهایی این دو عضو دائم شورای امنیت با تصمیم جمعی اعضا، تا حدود زیادی مانع از دلواپسیها در خصوص مواجهه جدی با فعالیتهای هستهیی ایران شده است. اما این بار که آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه در لندن گردهم آمدند تا درباره ایران رایزنی کنند، پس از چند ساعت مذاکره، وقتی که درها باز شد و خبرنگاران مقابل دیپلماتها قرار گرفتند، نماینده واشنگتن در حالی از رویکرد مردان سرزمینی که با دیوار بلندش معروف است ابراز نارضایتی میکرد که دلخوریاش کمتر متوجه مسکو بود. روسیهیی که رئیسجمهورش در سفری یک روزه به تهران تلویحاً از ایران حمایت کرد و اعمال تحریمهای بیشتر را در حالی که همکاریهای هستهیی تازهیی میان ایران و آژانس انرژی اتمی صورت میگیرد، امری نادرست دانست. با این وجود، نیکلاس برنز همزمان با اتمام نشست پس از آنکه خبر داد 1+5 برای اتخاذ موضع شورای امنیت در قبال تحریم گستردهتر و صدور قطعنامه سوم به انتظار گزارش تازه محمد البرادعی دبیرکل آژانس خواهد ماند، افزود؛ روسیه و به خصوص چین بدون آمادگی برای دست و پنجه نرم کردن با موضوع قطعنامه به مذاکرات لندن آمده بودند. وی همچنین افزود؛ چین به علت منافع اقتصادی خود در ایران در حال تبدیل شدن به مانعی جدیتر در زمینه توافق درباره تحریمهای جدید است.
پیرو این اظهارات بود که رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده نیز، مامور شد به پکن سفر کند تا علاوه بر دیدار با مقامات چین درباره موضوع هستهیی ایران گفتوگو کند. ابراز ناامیدی آمریکا و حتی دلسردیاش در این خصوص، مسالهیی است که برخلاف روال همیشگی درباره روسیه وجود ندارد. به عبارتی واشنگتن بیش از مسکو درباره عملکرد پکن نگران است. حال این سوال مطرح میشود که علت چیست؟ چرا کاخ سفید نگرانی کمتری درباره رویکرد روسیه به ایران دارد؟ آن هم وقتی که آمریکا به طور یکجانبه اقدام به اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران میکند، تنها کسی که به مخالفت آشکار با آن میپردازد روسیه است و سیاست در پیش گرفته شده از سوی واشنگتن را نادرست میشمارد.
آمریکا نزدیک به دو هفته قبل، علاوه بر دو بانکی که مورد تحریم بینالمللی قرار گرفته بود، بانکهای صادرات، ملت و ملی را یکجانبه مورد تحریم قرار داد تا فعالیتهای اقتصادی ایران را در عرصه بینالمللی مسدود کند و علاوه بر آن سپاه پاسداران و برخی افراد نیز مشمول اعمال محدودیتهایی شدند که واشنگتن در نظر گرفته است.
این تحریمها اگر چه مورد استقبال سه کشور اروپایی قرار گرفت اما روسیه به صراحت به مخالفت با آن پرداخت. به گونهیی که سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه تصریح کرد هرگونه تحریم جدید علیه ایران به تضعیف توافق ایران و آژانس منجر خواهد شد. اشاره لاوروف به توافقی است که برای دومین بار دو ماه قبل بین تهران و آژانس حاصل شد و ایران متعهد شد تا طی دو ماه به ابهامات آژانس درباره فعالیتهای هستهییاش پاسخ دهد. از این رو، لاوروف خاطرنشان کرد باید به ایران یک فرصت داد تا در اجرای تعهداتش در قبال توافق با آژانس حسننیت خود را به جامعه بینالمللی نشان دهد.
مسکو در عین حال منکر آن نشد که در آینده ممکن است شورای امنیت درباره اعمال تحریمهای سختتر علیه ایران تصمیمگیری کند اما تصریح کرد هنوز، زمان اتخاذ چنین تصمیمی فرا نرسیده است.
با وجود چنین شرایطی بود که کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا تصمیم گرفت چمدان مسافرت خود را بسته و راهی مسکو شود تا قبل از آمدن پوتین به ایران جهت حضور در اجلاس خزر و پیش از نشست 1+5 در لندن با مقامات این کشور درباره دو موضوع مهم گفتوگو کند؛ یکی طرح سپر موشکی و دیگری پرونده هستهیی ایران.
حال در چنین فضایی واشنگتن بیشتر دلواپس رفتار چین است. بنابراین وقتی به یاد میآوریم روسیه نه تنها دارای حق وتو در سازمان ملل است بلکه به عنوان مهمترین عرضه کننده تجهیزات جنگی به ایران و همچنین سازنده نیروگاه هستهیی بوشهر، همواره زیر دیدهبانی کاخ سفید قرار دارد، طرح این سوال اهمیت بیشتری مییابد. به ویژه که پوتین در دیدار اخیرش قول تحویل سوخت نیروگاه بوشهر را تا پاییز سال بعد به تهران داد. در این باره برخی دیپلماتهای غربی این گونه پاسخ میدهند که آمریکا به آن علت که میداند روسیه در پشت صحنه در حال فشار به ایران برای تعلیق برنامههای غنیسازی اورانیومش است لذا کمتر از چین از این بابت نگرانی دارد.
اگرچه این موضوع تاکنون از سوی هیچ منبع رسمی خبری تایید نشده است اما چنانچه دیدار اخیر پوتین از تهران و همچنین سفر غیرمنتظره و از پیش اعلام نشده وزیر خارجه او به ایران چند روز بعد از آن را در نظر بگیریم میتوان برای درست بودن چنین گزینهیی احتمال زیادی را پیشبینی کرد. به خصوص آنکه همزمان با آمدن رئیسجمهور روسیه به ایران اظهارات متناقضی از سوی دو مقام عالیرتبه کشورمان اعلام شد. علی لاریجانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و محمود احمدینژاد رئیسجمهور دو مقامی بودند که سخنان متفاوت شان درباره سخنان پوتین مورد توجه فعالان سیاسی قرار گرفت و حتی یکی از دلایل اصلی استعفای لاریجانی از سمتش نامیده شد. موضوع به آنجا برمیگردد که پس از دیدار پوتین با رهبر معظم انقلاب، از لاریجانی سوال شد آیا رئیسجمهور روسیه پیشنهاد خاصی را مطرح کردند که مقام معظم رهبری گفتند روی نظر روسیه تامل خواهند کرد؟ که علی لاریجانی پاسخ داد؛ آقای پوتین پیشنهادی را مطرح کرد که شامل مسائل هستهیی هم بود. وی اگرچه از توضیحات بیشتر خودداری کرد اما وقتی همین سوال از احمدینژاد پرسیده شد، دریافت چنین پیشنهادی را نفی کرد. احتمال وجود طرحی ویژه وقتی قوت گرفت که به فاصله اندکی علی لاریجانی در آستانه مذاکراتش با نماینده اروپا از سمت خود کنارهگیری کرد و استعفا داد. اما این طرح چه میتواند باشد که در این روزها معادلات متعددی را روی میز هستهیی ایران چیده است؟
برخی تحلیلگران سیاسی در حالی از سایه اسرارآمیز مسکو بر پرونده هستهیی ایران سخن میگویند که با توجه به رفت و آمد مقامهای روسی به ایران و ملایمتر شدن لحن آمریکا خطاب به روسیه چندان بیربط به نظر نمیرسد.
اما آنچه موجب تشدید انتقادات مسکو درباره اقدامات تندروانه آمریکا علیه ایران شده است، امیدواری مسکو به موافقت تهران با توقف غنیسازی اورانیوم ولو به طور موقت است. به عقیده مردان سرزمین تزارها، در حال حاضر فقط چنین گامی میتواند شرایط سخت و پر از تنش حاکم بر فعالیتهای هستهیی ایران را آرام کند؛ فضایی که به رغم تصریح رئیسجمهوری آمریکا مبنی بر رویکرد دیپلماتیک در قبال تهران هنوز احتمال استفاده از گزینه تقابل و فشار منتفی نشده است. از این رو در حالی که به نظر میرسد غرب در روند بررسی پرونده هستهیی ایران به بنبست رسیده است، روسیه دیپلماسی را در پیش گرفته تا در راستای آن استدلالات و بهانههای آمریکا را از بین ببرد. مقامات روس میدانند که یک طرف میدان ایران است که به خاطر ثبات سیاسی خود و تحت عنوان یک حق در قالب معاهده NPT دست از فعالیتهای هستهیی خود برنخواهد داشت و از سوی دیگر غرب نیز ادعای غیرصلح آمیز بودن برنامههای اتمی تهران را دارد. در این میان حتی اگر آژانس انرژی اتمی نیز، اطمینان خاطر دهد که برنامه هستهیی ایران کاملاً صلحآمیز است آمریکا نمیتواند چشم خود را بر روی نقض دو قطعنامه 1737 و 1747 از سوی ایران به خاطر عدم تعلیق ببندد. چرا که نقض آن، بیاعتبار کردن شورای امنیت سازمان ملل بوده و در عین حال بیتوجهی به گزارشهای آژانس نیز همین نتیجه را به دنبال خواهد داشت. اینجا است که پیشنهاد روسها به ایران مطرح میشود که پیشنهاد توقف غنیسازی حتی به طور موقت، دور از ذهن نیست. تنها در این صورت است که میتوان بلافاصله عمل به مطالبات قطعنامه شورای امنیت را ثبت کرد و حتی امیدوار بود مذاکرات ایران با 1+5 شروع و حقوق تهران نیز تامین شود. به همین خاطر مسکو ضمن مخالفت با رویکرد تنشزای واشنگتن و تحریمهایی که دنبال اعمال آن علیه ایران است، مردان دیپلمات ارشد خود را راهی تهران میکند تا پیامی را بدهند و پاسخی را دریافت کنند. این نیز همان علتی است که باعث میشود تا ساکنان کاخ سفید پس از نشست لندن ترجیح دهند نسبت به چین، ابراز دل نگرانی کمتری درباره روسیه داشته باشند. در اینکه روسها طی فعالیتهای پشت پرده خود، پیشنهادهایی مطرح میکنند تا بنبست به وجود آمده در مساله هستهیی ایران رفع شود، نمیتوان تردید داشت اما اینکه اقدامات مسکو در این باره که حتی مقامات کاخ سفید نسبت به آنها، بیمیل نیستند چیست، چیزی است که در آیندهیی نزدیک مشخص خواهد شد.
بنابراین باید منتظر ماند تا نتیجه گزارشهای البرادعی و خاویر سولانا درباره ایران ارائه شود. کمتر از دو هفته دیگر مشخص خواهد شد که چه چیزی این چنین گویشها را ملایمتر کرده و سفرهای دیپلماتیک را افزایش داده است.