تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۶۰۸۳۳

رئوف پیشدار
نوری المالکی طبق برنامه از پیش اعلام شده قرار است پایان این هفته و در دومین سفر خود در مقام نخست وزیر عراق در تهران باشد.
اگر چه دو کشور ایران وعراق روابط سرد تاریخی بخصوص در دوره حکومت بعثی ها را پشت سر گذاشته اند و تهران و بغداد در هیچ مقطعی از تاریخ روابط دو جانبه تا به این حد به هم نزدیک نبوده اند اما یک مساله پیش روی روابط دو کشور تلاشهایی است که با محوریت آمریکا و با بازی شماری از بازیگران منطقه یی برای توقف این روابط و روند نزدیکی صورت می گیرد. درمیان همسایه های عراق ایران به دلایلی چند که همه آنها از مولفه های امنیت ملی آن محسوب می شوند دل نگرانیهای بسیاری درباره روند حوادث در عراق و تحرکاتی دارد که قدرت های برون منطقه یی با محوریت مسایل عراق در منطقه در حال صورت دادن هستند که پیشنهاد فروش 20 میلیارد دلار سلاح جدید به پنج کشور همسوی آمریکا در منطقه از آن جمله است.
در میان همسایه های عراق ایران وسوریه به جهت مواضع مخالف با آمریکا از جمله در خصوص عراق همواره مورد این تهمت واشنگتن قرار گرفته اند که در امور داخلی عراق دخالت می کنند. این ادعاها بر ای تهران و دمشق به حدی عادی و تکراری شده است که دیگر کمتر توجهی به آن نشان می دهند. با این حال ادعای آمریکا هر بار از سوی مقامات عراقی رد شده است و آنها همواره تاکید کرده اند که نه تنها چنین ادعایی را تایید نمی کنند بلکه خواهان آن هستند که آمریکا عراق و مسایل آنرا وسیله و ابزاری برای تنظیم روابط خود با تهران و دمشق قرار ندهند.
در فاصله سفر قبلی و سفر این بار مالکی به تهران تحولات زیادی در صحنه عراق روابط دو جانبه و نیز روابط ایران و آمریکا با محوریت عراق رخ داده است که بر آیند ونتیجه همه آنها تاکید بر نقش محوری ایران و سوریه در تحولات منطقه به عنوان دو بازیگر منطقه یی و ضرورت اصلاح استراتژی آمریکا در منطقه و بویژه در عراق بود که اینک کاملا همسو با اهداف شبکه های تروریستی و برخی بازیگران نه چندان موثر در تعاملات منطقه یی است که هدفی جز ناتوان نشان دادن دولت اکثریت ملت عراق به قصد اعاده وضعیت گذشته ندارند.
وضعیتی که آمریکا امروز در عراق به آن گرفتار آمده است چیزی جز یک بن بست کامل نیست و واشنگتن به خوبی می داند که خروج از این بن بست تنها با کمک بخصوص ایران ممکن است که منافع آن در تطبیق کامل با منافع ملی عراق وعراقیها می باشد و هیچ یک از همسایه های عراق از چنین جایگاهی برخوردار نیست . با این وصف رهبران کاخ سفید حاضر به هزینه کردن برای خروج از این بن بست که موقعیت سیاسی آنها را نه تنها در سطح جهان و منطقه که در داخل آمریکا نیز به خطر انداخته و انتخابات اخیر دو نهاد قانونگذاری این کشور یکی از جلوه های آن است نیستند. اگر چه در ماههای اخیر سیگنالهای متفاوتی از سوی کاخ سفید به سمت تهران برای کمک به سیاستمداران آمریکایی برای خروج از بن بست عراق ارسال شده است اما همین یاری خواهی نیز خالی از ادبیات متکبرانه و سیاستهای زیاده خواهانه ناشی از ضعف دید و تحلیل مسایل نبوده است . اشتباه اساسی دولتمردان آمریکا این بود که فکر کردند حالا که یک موقعیت کوتاه نصیب آنها شده می توانند با امنیتی کردن فضای کشورشان و منطقه ما به اهداف خود برسند اما خسارت درازمدتی را که معلوم نیست تا کی ادامه خواهد داشت نادیده گرفتند.
بوش با امکانات بیشتر تبلیغاتی و تجاربی که سیاستمداران حرفه یی و نیروهای اطلاعاتی در اختیارش گذاشتند « محور شرارت » را مطرح و برنامه تجاوزات خود را با این محور برای مردم دنیا و آمریکا توجیه کرد و روزهای اول هم به موفقیتهایی دست یافت.
محاسبات آمریکا با این زمینه ها جور در نیامد و امروز آمریکا تلاش دارد از عمق باتلاق عراق بیرون بیاید و در اظهارات مقامات آمریکایی روش است . آنها می دانند چه بمانند و چه بروند باید خسارت زیادی اعم از مادی و انسانی بپردازند.
همانگونه که اشاره رفت ایران دلایل بسیاری دارد که نگران بخصوص وضعیت امنیتی عراق باشد. ایران و عراق که در طول دهه ها حکومت صدام حسین روابطی بشدت منجمد داشتند با حذف بعثی ها از قدرت روابط خود را در همه ابعاد تا آن حد گسترده کردند که به تعبیر علی لاریجانی دبیر شواریعالی امنیت ملی ایران دو کشور را به « متحد طبیعی » هم مبدل ساخته است . در ساخت عراق جدید تهران از روند شکل گیری نهادهای سیاسی در این کشور بویژه مجلس و دولت براساس قانون اساسی آن حمایت کرد و در مباحث امنیتی که امروز مساله اصلی عراق دانسته می شود رهبران تهران بر این نظر می باشند که « وجود عراق متحد مستقل قدرتمند و یکپارچه به نفع همه ی کشورهای منطقه است و عراقی ها خود قادر به اداره امور کشور خویش هستند. » این اشاره و گفته های صریح بسیار توسط مقامات تهران به این معنی می باشد که ایران ادامه حضور نیروهای اشغالگر را عمده ترین مانع در برقراری امنیت در عراق و اصلی ترین عامل تلاشی امنیت در این کشور می داند و ایران در این میان و این نظر تنها نیست و همانگونه که عمر موسی دبیر کل اتحادیه عرب نیز پاییز سال گذشته در جمع سران عرب گفت : « اشغال عراق و ادامه آن هرگز برای این کشور امنیت نیاورده و نخواهد آورد. »
ادامه حضور اشغالگران در عراق نه تنها امنیت این کشور که امنیت منطقه را با خطر جدی مواجه کرده است و در این میان ایران دلنگرانیهای موجه بسیاری از وضعیت امنیتی عراق دارد که از آن جمله تاثیر هر گونه ناامنی و ناآرامی در این کشور بر روی امنیت ملی ایران وجود جمعیت اکثرا شیعه در عراق و باقی ماندن مسایلی بین دو کشور بویژه پس از جنگ هشت ساله صدام حسین با ایران می باشد که تنها با وجود و حضور یک دولت مقتدر در بغداد قابل حل است .
ناآرامی در عراق به رغم صورت راز آلود آن ماهیت پیچیده ای ندارد.اعاده امنیت در این کشور به تحقق چند مهم وابسته است . اولین و مهمترین مساله یی که عراق در این مسیر با آن روبروست ادامه اشغال این کشور و حضور نیروهای بیگانه در آن می باشد که هرگز برای آن امنیت نیاورده و نخواهد آورد و لذا همانطور که قبلا گفته شد و رییس دولت عراق نیز چندین بار بر آن تاکید گذارده است اشغالگران برای خروج از این کشور باید یک جدول زمان بندی شده ارایه کنند. این امر چون با اهدافی که آمریکا از اشغال عراق تعقیب می کرد و می کند منافات دارد بعید بنظر می رسد که به سرعت وآسانی عملی باشد از این رو دولتمردان عراق باید به موازات فشار دولت های منطقه که اشغال عراق و ادامه حضور اشغالگران در آن امنیت ملی آنان را نیز به خطر انداخته است تمامی مساعی خویش را دراین مسیر بکار ببندند.
مساله مهم دیگر که امنیت درعراق را شکننده کرده است مساله مقاومت و تروریسم و ضرورت تفکیک آنها از یکدیگر است . مقاومت بر طبق کنوانسیون های بین المللی از جمله دو کنوانسیون ژنو و نیز کنوانسیون های دیگر ناظر بر نحوه اداره امور سرزمین های اشغالی تا رفع اشغال اقدامی مشروع تلقی می شود با این همه مقاومت و اقدامات تروریستی از سوی تروریسم جهانی که شناخت خاستگاه ماهیت و رفتارهای آن چندان پیچیده نیست امروز در عراق بحدی به هم آمیخته شده است که تفکیک آن ممکن نیست و این وظیفه خطیر بر دوش تمامی رهبران عراق است که با موضع گیریهای روشن و مشارکت در روند وفاق ملی در این کشور تروریستها را تنها بگذارند و به دولت منتخب مردم عراق یاری دهند تا بتواند امنیت را بر آن اعاده کند.
وضعیت خطیر امروز عراق ایجاب می کند و نیازمند آن است که همه گروههای عراقی به سهم خود از اعتماد ملی در این کشور قانع باشند و همچنین دیگر محورهایی که می توانند نقشی موثر در اعاده امنیت و برقراری دولتی ملی و دائمی در این کشور و حفظ استقلال و تمامیت ارضی آن داشته باشند به صورتی کاملا فعال و صادقانه وارد عمل شوند و یکی از این محورها می تواند کشورهای همسایه عراق و بازیگران منطقه یی و فرامنطقه یی فعال در آن باشد.
سفر تازه نوری المالکی به تهران را باید دور تازه یی از تلاش های دو کشور برای نزدیکی وتوسعه بیشتر مناسبات با هم دانست . از ترکیب هیات عراقی اینطور پیداست که همکاریهای امنیتی از جمله محورهای اساسی گفت و گوهای دو طرف خواهد بود که اخیرا نیز دو کشور به علاوه آمریکا در پی گفت و گوهای بغداد موافقت کردند کمیته یی سه جانبه دراین خصوص تشکیل دهند.
تهران و بغداد بدنبال سقوط صدام حسین فصل تازه یی را در روابط خود گشودند که در طول دهها سال حکومت بعثی ها بر عراق بشدت منجمد بود و حال چنین بنظر می رسد که دو طرف تمایل شدید دارند که این همکاریها را سازماندهی کنند. برای دوکشور روشن است که تنها همکاریهای دو و چند جانبه امنیتی می تواند سد راه تهدیداتی باشد که منطقه را در برگرفته است . ایران و عراق 1336 کیلومتر مرز مشترک دارند و طبیعی و بدیهی است که روابط خوب امنیتی میان دو کشور می تواند نقش مهمی در سالم سازی فضای امنیتی منطقه داشته است .
همکاریهای امنیتی در منطقه در سالهای اخیر سه سمت عمده یکی دو جانبه و دومی چند جانبه منطقه یی و سومی دو و یا چند جانبه با حضور نیروی های بیرون از منطقه داشته است که ضعف در دومی از نگاه تحلیگران مسایل استراتژیک در منطقه به همراه عواملی دیگر که در جای خود به آن پرداخته خواهد شد موجب شکننده شدن امنیت در منطقه و کاهش سطح آن شده است و شکل سوم این همکاریها حضور هرچه بیشتر نیروهای بیگانه در منطقه را سبب گردیده که خود عاملی بالقوه خطرناک و جدی برای امنیت منطقه است . آنچه خلا آن اینک در همکاریهای امنیتی منطقه یی بیشتر از هر زمانی احساس می شود نبود یک سازمان برای هدایت و تمرکز فعالیتهای کشورهای منطقه در آن می باشد که پیش نیاز آن وجود باور لزوم یک واحد امنیتی در راستای ثبات منطقه یی است .
دهشت افکنی بلایی است که کشورهای منطقه اینک با آن روبرو هستند و این امر و مبارزه با آن می تواند به عنوان یک نقطه مشترک برای همکاریهای چند جانبه در قالب یک سازمان امنیت منطقه یی تلقی شود. دو مساله در منطقه موجب امکان یابی دهشت افکنان برای ظهور قدرت نمایی و نهایت تبدیل شدن به یک تهدید جدی امنیتی برای همه ی کشورهای منطقه شده است . این دو مساله عبارتند از اول : حضور گسترده نیروهای بیگانه درمنطقه چه بصورت اشغال (عراق وافغانستان) و یا توافق شده (اغلب کشورهای حوزه خلیج فارس) و ساخت (القاعده) و تحت حمایت قرار دادن تشکل های دهشت افکن (منافقین) با هدف های مختلف از جمله تنظیم روابط با کشورهای منطقه و دوم: تقویت بدبینی و بی اعتمادی مردم منطقه به دولتهای خود بویژه بواسطه تکیه بیش از حد به آمریکا که به باور استراتژیستهای منطقه می تواند به بروز شورش قیام و حتی سرنگونی حکومتهای منطقه بینجامد امری که در سالهای اخیر نشانه هایی از آنرا در برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بارها شاهد بودیم .
از نگاه استراتژیستها برقراری و تقویت همکاریهای دو جانبه امنیتی مانند آنچه در سالهای اخیر میان ایران و ترکیه برقرار شده و در ماههای اخیر ایران و عراق به آن علاقه مندی نشان داده اند با تشکیل یک ستاد واحد فرماندهی و هدایت عملیات میان سه کشور که در بدو امر می تواند مهمترین مساله امنیتی منطقه یعنی دهشت افکنی و مبارزه با آنرا در دستور کار خود قرار دهد بستری است که نه تنها فعالیتهای امنیتی که در آینده امور نظامی و انتظامی را نیز با عضو گیری دیگر کشورها میان کشورهای منطقه هماهنک کند تا زمینه از هر حیث برای حضور نیروهای بیگانه در منطقه از میان برداشته شود.
همانطور که اشاره رفت یکی از اهداف بیگانه ها در منطقه برای در حمایت قرار دادن تشکل های دهشت افکن تنظیم روابط با کشورهای منطقه مانند آن چیزی می باشد که آمریکا بویژه در پی اشغال عراق با استفاده از منافقین در روابط خود با ایران صورت می دهد. گرچه « موفق الربیعی » مشاور در امور امنیت ملی عراق که دو سال پیش توافقنامه نامه یی برای همکاریهای امنیتی با ایران را امضا کرد تعهد سپرد که بغداد هر چه سریعتر تروریستهای منافق را از عراق بیرون کند اما هم ایران و هم دولتمردان کنونی عراق که تلاش بسیار برای عادی سازی روابط دو کشور همسایه و مسلمان دارند خوب واقفند که منافقین واستمرار حضور آنها در خاک این کشور مانند بسیاری مسایل امنیتی عراق درحال حاضر مساله یی است که حل آن به جانب سوم یعنی آمریکا بستگی دارد که به رغم شناسایی منافقین به عنوان یک گروهک تروریستی نزدیکترین همکاریها و ارتباطات را با آن دارد و بعید بنظر می رسد تا زمانیکه روابط تهران و واشنگتن در وضعیت و سطح کنونی قرار دارد آمریکا مایل باشد این اهرم را برای تنظیم روابط خود با ایران بویژه در صحنه عراق از دست بدهد که خود تاییدی بر ضرورت و اهمیت تشکیل هرچه سریعتر یک سازمان همکاریهای امنیتی در منطقه و بر عهده گرفتن امنیت منطقه توسط کشورهای منطقه است .