تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۷ - ۰۷:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۶۰۸۳۴

مهدی فولادگر
بر تابلوی هشتمین دوره انتخابات مجلس، اصلاح طلبان ائتلاف مثلثی شکل را ترسیم می کنند که بر سه راس آن، نام سه تن از مشهورترین سیاستمداران ایران نشسته است. اینک رفرمیست ها، با نگاهی دقیق تر، لطایف و ظرایفی را می نگرند که در هنگامه عمل، بر چشم ایشان کوچک و بعید آمده و از پیروزی در دو رقابت- انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم- بازداشته است. حتی تندروهای اصلاح طلب، غبار بر چهره نشسته و گرد از سپر افتاده، شور «رزم در سیاست ورزی» رها کرده اند تا اگر نه در ظاهر که با سکوتی رضایتبخش و معنادار، از آوردن نام بزرگان برای تغییر شرایط، استقبال کنند. تو گویی سه راس «هاشمی»، «خاتمی» و «کروبی» آنچنان ائتلاف گسترده، اثربخش و نجات دهنده ای را به وجود خواهد آورد که هرچه اصلاح طلبان خواسته اند این مثلث در انبان دارد. در محتمل بودن شکل گیری و حتی اعلام رسمی چنین ائتلافی از سوی این سه شخصیت سیاسی - مثلاً در یک مصاحبه رسمی با حضور گسترده خبرنگاران و شخصیت های سیاسی - تردیدی نیست چرا که این هر سه تن:
۱- به عمل، تغییر و بهبود، استمرار و شهرت دارند. هرسه بارها از سوی رهبر فقید انقلاب دستخط و حکم دریافت کرده اند به تکرار، منتخب مردم بوده اند و مورد تایید حکومت هستند. رای و نظرشان در تصمیم گیری های کلان تاثیر مستقیم گذاشته و می گذارد. سابقه حضور در راس قوای مقننه و مجریه را دارند و در هنگامه سختی و صعب، چون اراده کرده اند مشکل گشوده اند.
از این میان هاشمی رفسنجانی گرچه خود فرصت کار حزبی را تنها در ابتدای انقلاب و در «حزب جمهوری اسلامی» تجربه کرده اما کیست که او را سیاستمداری ورزیده نداند و البته صاحب اولین حزب متولد جمهوری اسلامی. او مهمتر از همه اما پشتیبان سیدمحمد خاتمی بود که هنوز هم صاحب بالاترین رای و مقبولیت مردمی است و احزاب سیاسی اصلاح طلب یا زاده دوران دولتمردی او هستند یا رشد و شهرت را مدیون پروژه توسعه سیاسی او. خاتمی خود برخاسته از حزبی است که با آنکه علت پیروزی اش در قدرت حزبش نبود اما در هنگامه دشواری بر شانه های چه کسی جز دبیرکل آن حزب یعنی شیخ مهدی کروبی می توانست تکیه زند؟ کروبی که در پیرسالی چنان با قدرت بر عمل سیاسی اصرار می کند که ابایی ندارد تا در دهه هفتاد عمر از آنچه بر او در انتخابات نهم ریاست جمهوری رفت یا طعنه و کنایتی که از دوست و دشمن به واسطه ایده های اقتصادی اش شنید به آسانی گذر کند و دوباره دل در گرو حزب دهد و «اعتماد ملی» را پایه گذارد، روزنامه منتشر کند و از مانع تراشی برای راه اندازی تلویزیون خصوصی اش، شکوه نماید.
۲- این سه تن اهل تندروی نیستند و خود را حل المسائل تمام مشکلات نمی دانند. فکر سیاسی عنان گسیخته و بدون پشتوانه نداشته اند یا دیری است واگذاشته اند. به چانه زنی و چاره جویی مشکلات در سطوح بالای قدرت عقیده دارند و در بدترین جفاها، شیوه مدارا و رفتار متعادل، رها نکرده اند. چنین است که هاشمی رفسنجانی، در ششمین انتخابات مجلس، به راحتی از نشستن در جایی که کارت قبولی از افکار عمومی دریافت نکرده، کناره گرفت؛ خاتمی در اوج هیاهوها و غوغاهای نه چندان اطمینان بخش، به سکوت و رضایت تن داد و کروبی گرچه زخم های زیادی در کارزار سیاست از طعن و توهین خورده، اما بر طریقه قهر و گوشه نشینی نرفته است.
۳- آنها نقطه اشتراک و مایه همپوشانی طیف وسیعی از اصلاح طلبان هستند؛ ایشان هم در وقت راحت، مونس تکنوکرات ها بوده اند و هم خاطرات شیرین زندان، مبارزه و انقلاب را از مبارزان و انقلابیون چپ به دیوان و دفتر نوشته اند. از قوم و آیین و گویش، هر کدام وابسته به طیفی وسیع از مردمان تحول خواه ایران هستند. گرچه دست در دست اصحاب حکومت داشته اند اما از آغوش مرجعیت و روحانیت نواندیش دوری نکرده اند.
۴- ایشان در بسیاری مسائل با هم وحدت نظر دارند گرچه بارها یکدیگر را نقد کرده اند و در جزئیات متفاوت و گاه مخالف با دیگری عمل می کنند. هاشمی خود را حلقه واسط «دوم خرداد» می داند و خاتمی نیز از این ادعا باکی ندارد و حتی بدان مفتخر است. همچنان که احتمالاً شیخ مهدی کروبی همواره به خود می بالد که هر دو آنها را در وقت تنگدستی همراهی کرده؛ اگر برای خاتمی، مجلسی همراه و هماهنگ می خواست، در حمایت از هاشمی در دور دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری، تردیدی به خود راه نداد. با تکیه براین نقاط مشترک و فصول مرتبط است که داعیه داران ائتلاف در جریان اصلاح طلبی، چندی است مثلثی را تصویر می کنند که بر رئوسش تکیه داده است؛ مثلثی که در نهایت نمی تواند بر رئوس خود تکیه کند و بر ضلع و قاعده خود خواهد نشست چون:
۱- انتخابات مجلس هشتم، فرصتی است برای بازگشت نقش محوری به این هرسه تا به جای آنکه تنها بر نام آنها به صورت مقطعی و به عنوان سه شخصیت کلیدی در جریان اصلاح طلبی تکیه و تاکید شود، «هویت» و نحله های مختلف اصلاح طلبان، بازتعریف شده و مرزبندی های واقعی از همپوشانی های خیالی تشخیص داده شوند. به همان اندازه که یافتن مختصات سیاسی این سه تن در جغرافیای اصلاح طلبی دارای ارزش است، پیدا کردن زاویه اتصال میان این سه راس قدرت و پایگاه اجتماعی اضلاع رابط آنها اهمیت دارد؛ بدین معنا که هرکدام از این سه علاوه بر نقاط اشتراک بی شمار و وحدت آفرین اما از سوی گروه های اجتماعی و احزابی حمایت می شوند که گاه زاویه اختلاف آنها به مانند تعاریف اصلاح طلبی - اصولگرایی، از هم باز می شود و گاه آنچنان در موضع و عمل نزدیکند که حتی برای حامیان نزدیکشان سردرگمی پدید می آورند. بنابراین ارائه تعریف و هویت بخشی نه براساس سه راس مثلث که بنا بر قاعده های آن، برای آینده اصلاح طلبی یک ضرورت است. ضرورتی که بارها به تاخیر افتاده و تنها در هنگامه انتخابات یا بحران و مسائل بزرگ ظهور و بروز یافته است.
۲- اصلاح طلبان با وارونه خوانی گذشته، می کوشند بیش از آنکه به حضور این سه به عنوان کاندیدا بیندیشند، بر نقشی که چانه زنی ایشان در اجرای صحیح رقابت هشتم دارد، تاکید کنند. با پیچیده تر شدن بحث های نظارتی در انتخابات پیش رو و یکدست بودن برگزارکنندگان و ناظران، کسی نزدیک تر از این سه تن به مقامات نظام که قادر باشد، از چنین دغدغه هایی بکاهد. (وعده هاشمی در دیدار با اصلاح طلبان و ضمانت بر سلامت انتخابات به همین علت است.)
۳- هنوز فرصت های مهمتر و مسائل اساسی تری هست که ذهن این سه را مشغول به خود کرده است. هاشمی رفسنجانی دارای دو مسوولیت در مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان رهبری است ضمن اینکه به مسوولیت های بعدی در آینده می اندیشد. او از قدرت نفوذ خود برای حل مساله «صحت برگزاری و نظارت بر انتخابات» آگاهی دارد. سیدمحمد خاتمی هنوز هم بر حفظ وجهه بین المللی خود بیشتر اصرار دارد و شاید می کوشد به جای نشستن بر کرسی نمایندگی مجلس، توجه حامیان خود را به آینده فرهنگی خود و آن هم در سطح جهانی، جلب کند. شیخ مهدی کروبی هم گرچه در روزنامه حزبی اش، تکیه و تاکید زیادی بر انتخابات هشتم دارد اما شاید برنامه ریزی وی بر دهمین دوره ریاست جمهوری متمرکز باشد.
بدین ترتیب اگر اصلاح طلبان موفق نشوند مثلث جادویی خود را بر رئوس آن استوار کنند، در مرحله بعد خواهند کوشید از قدرت ایشان برای تشکیل یک ائتلاف کمک گیرند و با حضور محوری این سه تن، رقیب را از هم اینک در تنگنا قرار دهند مشروط بر آنکه به همان میزان نیز برای ارتباط با گروه های مختلف اجتماعی و به دست آوردن رضایت آنها وقت و انرژی گذارند و برنامه ای دقیق طراحی کنند.