دکتر محمدعلی مهتدی
دولت نوری مالکی در عراق با چالش بزرگی روبروست و آن توطئهای است از سوی آمریکا و ائتلاف اسرائیل و برخی از کشورهای به اصطلاح میانهرو عرب در جهت سرنگونی این دولت به بهانه ناکارآمدی در ایجاد امنیت و وفاق ملی. در حالیکه خود آمریکا و کشورهای عرب مورد نظر با دخالت در وضعیت امنیتی عراق و با ایجاد تفرقه و تحریک گروههای سیاسی و قومی بیشترین موانع را بر سر راه دولت مالکی ایجاد کرده و میکنند.
سیاست دولت بوش نسبت به دولت مالکی سیاستی ریاکارانه و منافقانه است. از یک سو دولت بوش مدعی است که از مالکی حمایت میکند و از سوی دیگر در سر راه دولت عراق سنگ میاندازد و مانع موفقیت مالکی در زمینه تحکیم امنیت و وفاق ملی میشود.
این سیاست منافقانه علل متعددی دارد. آمریکا بر خلاف ادعای حمایت از دموکراسی، تنها نتایج یک روند دموکراتیک را زمانی میپذیرد که در راستای منافعش و منافع اسرائیل باشد، اما اگر نتیجه بازی دموکراتیک به روی کار آمدن اسلامگرایان یا حتی ملیگرایان خواهان استقلال و عدم تسلیم به آمریکا باشد (مانند آنچه در الجزایر، فلسطین، لبنان و جاهای دیگر اتفاق افتاد) آنگاه به روشهای مختلف سعی در به شکست کشاندن نتایج این بازی میکند. از منظر برنامهریزان آمریکایی روی کار آمدن اسلام سیاسی در کشورهای منطقه ممنوع است و باید با آن مبارزه شود، تا ثابت گردد که اسلام سیاسی قادر به اداره امور در هیچ جامعهای نیست.
روند دولتسازی در عراق از طریق انتخابات و شرکت انبوه مردمی در آن چیزی نبود که منافع آمریکا را تأمین کند و آمریکا به عراق لشکر نکشیده که دیکتاتوری مانند صدامحسین را سرنگون کند و کشور را به دولتمردان منتخب ملت عراق بسپرد و خود خداحافظی کند و برود. آنها شخصیتهایی مانند ایاد علاوی و عدنان پاچهچی را میخواهند که در جهت منافع آمریکا حرکت کنند و فرمانهای کاخ سفید را به مورد اجرا درآورند. به همین دلیل از مدتی پیش با هماهنگی با برخی از رژیمهای عربی تبلیغات شدیدی را به راه انداختند که دولت مالکی یک دولت فرقهگراست و از میلیشیاهای شیعی حمایت میکند و یا اینکه روابط ویژهای با تهران دارد و در جهت منافع ایران حرکت میکند و نمیتواند امنیت ایجاد کند و قادر به جمع کردن همه گروههای سیاسی وقومی در عراق نیست. این در حالیست که آنها مانع بازسازی تشکیلات نظامی و انتظامی تحت مدیریت دولت میشوند و نه تنها اسلحه لازم را در اختیار این نیروها نمیگذارند، بلکه مانع از آن میشوند که دولت امکانات نظامی مورد نیاز خود را از خارج تأمین کند. زدوبندهایی که از مدتی پیش بین بعثیها و شاخهای از القاعده با آمریکائیان و از طریق اردن بااسرائیلها صورت گرفته در جهت افزایش انفجارها وکشتارهای فرقهای به عنوان مقدمهای برای متهم کردن دولت مالکی به شکست بوده است.
طرح آنها روشن است. واداشتن گروههای سیاسی به خروج از دولت مالکی. چندی پیش 6 وزیر جبهه توافق (سنی) به دلایل واهی از کابینه خارج شدند و اینک نیز <فهرست عراقی> به رهبری ایاد علاوی، چهار وزیر خود را از کابینه خارج کرده است. همه نشانهها حاکی از آن است که آمریکا و باقیمانده بعثیها و برخی از جناحهای وابسته به مصر و اردن و عربستان سعودی در پی ایجاد یک ائتلاف بزرگ برای به زیر کشاندن <ائتلاف یکپارچه عراق> هستند که بیشترین آراء و کرسیها را در پارلمان کسب کرده و نوری المالکی نمایندگی آن را برعهده دارد.
گام بعدی آنها متهم کردن مالکی به بیکفایتی است تا با توجه به تفرقه سیاسی و کشتارهای فرقهای دولتی را که در راس آن ایاد علاوی قرار دارد به بهانه <نجات ملی> روی کار آورند. نشانهها و گزارشهای متعددی وجود دارد که آنها به مسلح کردن بعثیها و شاخههایی از تکفیریها بزودی دست به ایجاد فتنه بزرگی در بغداد به بهانه نابود کردن میلیشیای <جیش المهدی> خواهند زد و بقیه مراحل این سناریو را بررسی و آماده اجرا کردهاند.
در این میان، مالکی مدتهاست که دندان روی جگر گذاشته و از بازگو کردن حقایق میدانی مربوط به این توطئه خودداری میکند. یکبار در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی <کوریره دلاسرا> مطالبی را در این زمینه آشکار کرد و اخیراً نیز از جورج بوش خواست که فرمانده نظامیان آمریکایی در عراق را تعویض کند زیرا این فرمانده با مسلح کردن این گروه و آن گروه، عراق را به سمت جنگ داخلی سوق میدهد.
اما صبر و شکیبایی و نجابت دولت مالکی نیز بیحد و حصر نیست و چه بسا که وی مجبور شود در آینده نزدیک حقایق اوضاع و توطئهها و دسیسههای آمریکا و برخی از رژیمهای عربی را برای ملت عراق بازگو کند. در این صورت آمریکا و عربهای همپیمان با آمریکا و اسرائیل باید بدانند که با خشم ملت عراق و خشم ملتهای منطقه مواجه خواهند بود و در آن صورت پشیمانی و عذرخواهی سودی نخواهد داشت.