تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۶۱۰۶۲
مجلس سوم

کریم جعفری
سرنوشت اولتیماتوم سال 1911 روسیه که از ایران می خواست تا هر چه سریع تر تکلیف مورگان شوستر آمریکایی که مالیه ایران را در اختیار داشت مشخص کند، از همان ابتدا مشخص بود.
ناصرالملک که در این زمان نایب السلطنه احمدشاه بود، علی رغم میل باطنی نمایندگان دور دوم مجلس شورای ملی به این اولتیماتوم تن داد و با اخراج مورگان شوستر که ایرانی ها به اقدامات وی امید زیادی داشتند، عملایک بار دیگر کشور در هرج و مرج مالی فرو رفت. قرارداد تقسیم ایران که در سال 1907 و در خلال نهضت مشروطه میان انگلیس و روسیه و با وساطت فرانسه منعقد شده بود، راه را برای دخالت روس ها در امور داخلی ایران فراهم می کرد. قبایل و طوایف ایران با قدرت گرفتن، هر کدام در گوشه ای به عرض اندام می پرداختند و ارتش ایران که نه سازمانی داشت و نه نیرویی آنچنانی در اختیار، تنها به حفظ نظم پایتخت و اطراف آن بسنده می کرد.
تعطیلی مجلس دوم در چنین شرایطی راه را برای دخالت هرچه بیشتر روس ها در امور داخلی ایران فراهم می کرد. در حالی که جهان آن روز به خصوص اروپا در سال های پایانی جنگ سرد به سر می برد، عثمانی به عنوان همسایه ایران نیز دست به دخالت در امور داخلی کشور زد. آنها که تنها یک سال پیش از آغاز رسمی جنگ اول جهانی برخورد هایی را با ارامنه داشتند، در این دوره به تعقیب برخی از آنها در ایران پرداختند و با حمایت از گرو هایی در آذربایجان به مقابله با آنها روی آوردند. شاید یکی از عمده ترین دلایل عثمانی ها برای دخالت در ایران حضور رقیب آنها یعنی روسیه در شهر های آذربایجان بود؛ امری که به شدت باعث وحشت عثمانی ها می شد.
روس ها که با حضور خود در شهر های شمالی کشور عملاآن را از زیر سلطه تهران بیرون آورده و هر اقدامی که می توانستند انجام می دادند، جنایت هایی را مرتکب شدند که مردم تبریز هیچگاه آن را فراموش نخواهند کرد. اعدام ثقه`الاسلام تبریزی از آزادیخواهان تبریز و همچنین خودکشی شاهزاده امان ا...خان در زندان روس ها از جمله این اقدامات بود، این علی رغم آن بود که ده ها تن از مردم این شهر و دیگر شهر های آذربایجان طعمه قتل و غارت ارتش روسیه شدند. در این زمان بود که برخی از راهزنان مشهور نیز آذربایجان را زیر ستم ستوران خود به ستوه آورده بودند. اسماعیل آغا سیمیتقو شورشی کرد بارها شهر های آذربایجان را غارت کرد ولی به دلیل عدم حضور قوی دولت مرکزی هیچکس نتوانست وی را سرکوب کند.
اهمیت استراتژیک ایران، به خصوص کشف نفت در مناطق جنوبی آن، باعث شد تا انگلیسی ها خواهان استقرار امنیت در مناطق نفت خیز شوند. آنها قراردادهایی را با سران ایل بختیاری امضا کردند که بر اساس آن، آنها تامین امنیت خطوط لوله را بر عهده می گرفتند و از این رهگذر بود که آلمانی ها به عنوان رقیب انگلیسی ها و روس ها در ایران حضور یافتند. این حضور که در مناطق جنوبی ایران دارای اهمیت خاصی بود، تاثیر خود را در خلال جنگ نشان داد.
احمد شاه که کم کم به سن قانونی رسید جنگ اول جهانی نیز از قلب منطقه بالکان در اروپا شعله کشید و در زمان اندکی بیشتر اروپا و آسیای غربی را در خود فرو برد. با شروع جنگ، ایران اعلام بی طرفی نمود. ناصرالملک که وضعیت را خطرناک دید به سرعت مقدمات تاجگذاری احمد شاه را فراهم کرد و با برگزاری انتخابات مجلس این امر را در اولویت خود قرار داد. به دنبال تاجگذاری احمد شاه و از آنجا که طبق قانون مشروطه شاه جوان باید در مجلس سوگند می خورد، نمایندگان تبعیدی به تدریج راه تهران را در پیش گرفتند و مبارزه ای تازه برای بازگشایی مجلس سوم آغاز شد. انتخابات مجلس سوم با موافقت مشروط روسها در جمادی الاول و رجب 1332 در تهران برگزار شد. شرط روس ها عدم شرکت کاندیداهای دموکرات بود.
ملک الشعراء بهار از اعضای دموکرات ها در آن دوره در کتاب <تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران> می نویسد: <اگر انتخابات در زمان ناصرالملک برگزار می شد اثری از دموکرات ها در مجلس سوم دیده نمی شد.> انتخابات در سایر شهرهای کشور به جز تبریز طی یک سال بعد برگزار شد. فرماندار روسوفیل آن شهر مانع برگزاری انتخابات شده بود.به هر روی، با وجود مخالفت روس ها، دموکرات ها 24 کرسی نمایندگی مجلس را در مقابل 29 کرسی <اعتدالیون> و 14 کرسی <هیات علمیه> از آن خود کردند. کاندیداهای مستقل هم 20 کرسی مجلس را به خود اختصاص دادند.این ترکیب در پی برگزاری مرحله دوم انتخابات در تهران به دلیل حضور هفت نماینده مجلس در مقام وزارت به نفع دموکرات ها تغییر کرد. نمایندگان منتخب این دوره همگی از اعضای دموکرات ها بودند. بدین ترتیب اعضای فراکسیون دموکرات ها به 31 عضو افزایش یافت.رهبری فراکسیون دموکرات ها در مجلس سوم در اواخر مجلس دوم به عهده سلیمان میرزا بود. در این دوره روزنامه <نوبهار> جایگزین <ایران نو> ارگان توقیفشده دموکرات ها شد. هرچند دموکرات ها این بار اعضای بیشتری را وارد مجلس کرده بودند با این وجود مجلس دوم اقلیت و اکثریتی نامعلوم داشت.
ناصرالملک پس از تاجگذاری احمد شاه به سرعت ایران را ترک کرد و شاه جوان را در میان مشاورانش تنها گذاشت. اعلام بی طرفی ایران چندان مساله ای نبود که انگلیسی ها و روس ها بخواهند به آن اهمیت دهند.
روس ها هم از تخلیه خاک ایران سر باز زدند و از سوی دیگر ترک ها نواحی غربی و شمالی کشور را اشغال کردند.
بدین ترتیب حمایت نمایندگان از طرفین متخاصم در جنگ از ابتدای شروع فعالیت مجلس، پارلمان را دچار بحران شدیدی کرد. اکثریت فعالان احزاب و قریب به اتفاق روزنامه نگاران از همان آغاز جنگ به هواداری آلمان و متحدانش دل بستند. فراکسیون دموکرات ها و اکثریت فراکسیون اعتدالیون هم در زمره این گروه قرار داشتند. حافظه تاریخی بدی که آنان به سبب عملیات روس های تزاری و سکوت عمیق انگلستان در برابر مظالم آنها داشتند، مهم ترین دلیل دلبستگی به متحدین بود. روس ها که سال های سال در شمال ایران حضور داشتند با پشت سر گذاشتن شهر ها شمالی و شمال غربی کم کم خود را به پایتخت نزدیک می کردند، آنها که تا اصفهان را طبق قرارداد 1907 متعلق به خود می دانستند، در حالی راهی این مناطق شدند که انگلیسی ها به عنوان همپیمان آنها نتوانسته بودند از سد مبارزان جنوب ایران که بیشتر عشایر و روستاییان بودند، عبور کنند.
با نزدیک شدن روس ها به تهران، احمد شاه تحت تاثیر عده ای از نمایندگان مجلس مقدمات خروج خود را از پایتخت تدارک دید. انگلیسی ها به عنوان متحد روس ها وقتی متوجه تصمیم شاه شدند، از عواقب آن ترسیده و شروع به تطمیع و تحریک شاه کردند تا مبادا او پایتخت را ترک کرده و به این صورت آنها نتوانند آنگونه که باید تصمیمات خود را اتخاذ کنند.
فراگیر شدن حمایت عمومی از متحدین و انتشار گزارش هایی مبنی بر مذاکرات پنهانی اعضای دولت با آلمانی ها، متفقین را بر آن داشت که سیاست های خصمانه ای علیه دولت اجرا کنند. تهران در نظر آنان یکپارچه بمبی بود که ممکن است برخلاف مصالح آنان منفجر شود. روز به روز تعداد عملیات های ناگهانی علیه قوای متفقین بیشتر می شد. ژاندارمری هم به حمایت از طرفداران متحدین می پرداخت. این وضعیت باعث شد که قشون روس در آخرین روز ماه ذیحجه 1333 با تایید انگلستان از قزوین به سمت تهران حرکت کند.
این اقدام وحشتی را در میان نمایندگان مجلس، سردبیران روزنامه های ملی گرا و مقامات سفارت آلمان و هواخواهانشان برانگیخت، به گونه ای که همگی به قم مهاجرت کردند. با مهاجرت نمایندگان که عمدتاً از اعضای فراکسیون دموکرات ها محسوب می شدند، تعداد نمایندگان باقی مانده در تهران برای جلسات رسمی به حد نصاب لازم نرسید و در نهایت در نوامبر 1915 تنها پس از 11 ماه، سومین مجلس مشروطه به سرنوشت مجالس پیش از خود گرفتار شد.
هر چند مجلس عمر خود را پایان یافته دید و بسیاری از نمایندگان هم راه فرار از پایتخت را در پیش گرفتند، اما آنها با حمایت برخی از آلمانی های حاضر در کشور در حالی در قم اجتماع کرده بودند که مجاهدین اطراف آنها خود را برای درگیری با ارتش روسیه آماده می کردند. روس ها وقتی دیدند که اگر بخواهند وارد تهران شوند، احمد شاه پایتخت را ترک خواهد کرد، بنابراین تصمیم گرفتند که در اطراف تهران بمانند و عملاشاه را در محاصره قرار دهند. اما عده ای از قوای آنها نیز به تعقیب فراریان از پایتخت پرداخته و به آنها در قم حمله ور شدند. هر چند قوای مسلح مهاجرین در برابر ارتش روس مقاومتی اندک کرد، اما موفق نشد جلوی پیشروی آنها را بگیرد. بنابراین مهاجرین بر اثر حمله سپاهیان روس با شتاب از قم به اصفهان و از آنجا تا کرمانشاه عقب نشینی کردند و چون عملاً در حال جنگ با سپاهیان روسیه تزاری بودند، مجبور شدند که از نظر مالی و نظامی به دولت امپراتوری آلمان متکی شوند و چون دولت آلمان نمی توانست با یک گروه مهاجر قرارداد همکاری نظامی و مالی امضا کند لذا لازم به نظر رسید که مهاجرین، یک دولت موقت تشکیل دهد تا دولت امپراتوری با آن دولت قرارداد امضا کند و همین ضرورت و الزام موجب تشکیل دولت موقت به ریاست نظام السلطنه مافی شد. مورخ الدوله سپهر می نویسد: هنگامی که پرنس رویس وزیر مختار آلمان از مقام خود مستعفی شد، <مسیوواسل> که به عنوان مشاور، در امپراتوری عثمانی مشغول خدمت بود وزیر مختار آلمان در ایران شد و طبق دستور مقامات برلین به نظام السلطنه پیوست.
دولت مهاجرین در کرمانشاه تشکیل شد و ایران در این زمان عملادارای دو دولت بود؛ یکی در تهران که در محاصره روس ها قرار داشت و دیگری در کرمانشاه که تقریبا باید گفت تحت کنترل افسران ترک بود.
آنچه مشخص است مجلس سوم نیز تقریبا مجلس ناکامی بود که نتوانست آنگونه که باید کار خود را ادامه دهد و حتی به یک سالگی هم نرسد. بیشتر بر این باورند که شروع جنگ جهانی اول و اشغال ایران مهم ترین دلیل انحلال مجلس سوم بود. با این وجود باید گفت در غیاب مجلس و نمایندگان بود که قراردادی مانند قرارداد 1919 در زمان صدارت وثوق الدوله امضا می شود.