نویسنده: فرید زکریا*
مترجم: کاوه شجاعی
«اگر به جلوگیری از جنگ جهانی سوم علاقه دارید، پس باید به ممانعت از دستیابی ایران به دانش ساخت بمب اتمی هم علاقه مند باشید.» جملاتی که خواندید حرف های تکراری یک نومحافظه کار به حاشیه رانده شده یا سیاستمداری در جست وجوی شهرت نبود. اینها را هفته گذشته جورج بوش رئیس جمهوری ایالات متحده در نشستی با خبرنگاران بر زبان آورده است. ببینید او وقتی حتی از دستیابی ایران به <دانش> ساخت بمب اشاره می کند، آن را با آغاز جنگ جهانی سوم یکی می داند!
باید پذیرفت که در مباحثات سیاستمداران آمریکایی راجع به ایران به تنها چیزی که بر نمی خوریم «ارتباط با واقعیت های موجود» است. نورمن پادهورتز یکی از ایدئولوگ های نومحافظه کار و مشاور بوش در امور ایران در جایی مدعی شده که «احمدی نژاد یک انقلابی است که هدفش سرنگونی سیستم بین المللی کنونی و جایگزینی آن با نظمی جدید است که ایران در آن قدرت مسلط به شمار می آید و توسط فرهنگ سیاسی - دینی اسلام تندرو رهبری می شود.» جالب است! پادهورتز برای اثبات چنین ادعای بزرگی حتی یک مدرک کوچک هم رو نمی کند.
اما واقعیت چیز دیگری است. ایرانی ها از اواخر قرن هجدهم به این طرف کشوری را اشغال نکرده اند. اقتصاد ایران در اندازه های اقتصاد کشور فنلاند است و بودجه دفاعی سالانه آنها به حدود 8/4 میلیارد دلار می رسد. خوب توجه کنید! تولید ناخالص داخلی آمریکا 68 برابر ایران و بودجه های دفاعی واشنگتن 110 برابر تهران است. نومحافظه کاران چگونه فکر می کنند؟ آیا واقعا کسی می تواند اعتقاد داشته باشد که جمهوری اسلامی قرار است سیستم بین المللی کنونی را سرنگون کند؟ آیا نومحافظه کاران روی زمین زندگی می کنند؟
زمانی که محمد خاتمی نسبتا میانه رو در ایران به ریاست جمهوری رسید، محافظه کاران آمریکایی مدعی شدند او قدرت اصلی را در دست ندارد، اما حالاکه محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران شده همه می گویند او در ایران همه کاره است و به قول آنها، اوست که کلید شلیک بمب اتم)!( را فشار خواهد داد، اما صبر کنید! سازمان سیا که همین نومحافظه کاران به آن اعتقاد دارند اعلام کرده که در صورتی که ایران به دنبال بمب باشد 8 سال با آن فاصله دارد! یعنی موقعی که احمدی نژاد دیگر رئیس جمهوری ایران نیست! آیا حالانباید قبول کنیم که نومحافظه کاران نسبت به واقعیت کور شده اند؟
رودی جولیانی شانس اول جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 هفته گذشته در یک سخنرانی اعلام کرد که <ایالات متحده توانست در دوران جنگ سرد جلوی شوروی و چین را بگیرد، اما نمی تواند حریف ایران شود> چون به قول او شوروی و چین <کمی منطق سرشان می شد.> خوب دقت کنید، استالین و مائو که دستور قتل میلیون ها تن از مردم کشورشان را صادر کردند رفقای عاقلی بودند! احمدی نژاد واقعا چه کاری انجام داده که قابل مقایسه با اقدامات آنها باشد؟ نومحافظه کاران برای ترسناک نشان دادن ایران عاشق دو قاتل زنجیره ای بزرگ قرن بیستم شده اند. چه روزگار غریبی!
جالب اینجاست که حتی نمی شود احمدی نژاد را با کیم جونگ ایل رهبر کره شمالی مقایسه کرد. یک دهه پیش کیم جونگ ایل اجازه داد 2 میلیون نفر از مردم کشورش قربانی قحطی شوند - و بقیه هم با خوردن علف زنده ماندند- و در همان زمان او شراب گرانقیمت فرانسوی را به کشور وارد می کرد. او دانش ساخت بمب اتمی را به دیگر کشورها فروخته و همسایگان را با آزمایش موشک ها و راکت های دور برد به هراس انداخته است. اما کاخ سفید ضمن مذاکره با دولت کره شمالی، میلیاردها دلار را روانه این کشور می کند. استاندارد دوگانه یعنی همین!
کاخ سفید، با این سخنان و با این اقدامات، وارد مسیر یک طرفه مواجهه با کشوری شده که چیز زیادی درباره اش نمی داند. 30 سال است که حتی یک دیپلمات آمریکایی در ایران حضور ندارد.
مقام های بلند پایه آمریکایی تاکنون با همتایان ایرانی خود دیدار نکرده اند. ما تاکنون با جامعه مدنی ایران ارتباطی نداشته ایم. مانند عراق در سال 2003، ایران برای ایالات متحده آمریکا یک سیاهچاله بزرگ خواهد بود و البته بزرگ تر و عمیق تر از عراق یا افغانستان.در روزهای پایانی جنگ در افغانستان بود که اولین - و فعلاآخرین - مذاکره جدی ایران و آمریکا با هدف ایجاد یک نظم جدید سیاسی در افغانستان صورت گرفت. جیمز دابینز نماینده بوش در کنفرانس بن بعدها گفت که <ایرانی ها بسیار حرفه ای، صریح، قابل اطمینان و مفید بودند. البته آنها نسبت به ادامه پیروزی های ما نگاهی انتقادی داشتند. آنها اتحادیه شمال افغانستان را متقاعد کردند که آخرین درخواست های ما را بپذیرند.> دابینز می گوید حتی بعد از سخنرانی کذایی بوش درباره محور شرارت، ایرانی ها به طرف های آمریکایی پیشنهاد همکاری در افغانستان را دادند. اما تنها پاسخ سران واشنگتن به این پیشنهادات سکوت بود، فقط سکوت.
سال گذشته، برنارد لوئیس استاد دانشگاه پرینستون و یکی از مشاوران نزدیک بوش و معاونش، دیک چنی، در روزنامه وال استریت ژورنال پیش بینی کرد که احمدی نژاد ممکن است بخواهد دنیا را در 22 آگوست سال 2006 نابود کند!
سخنان و رویکردهای دیگر نومحافظه کاران به همین اندازه مسخره است. اما این مسخرگی حالاخطرناک به نظر می رسد؛ به شدت خطرناک.