باراک حسین اوباما سناتور تازهکار از ایالت ایلینویز آمریکا و نامزد پیشتاز دموکراتها برای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال 2008 (سال جاری میلادی) است. در صورتی که پیروزی اوباما بر رقیبش هیلاری کلینتون در انتخاباتهای مقدماتی قطعی شود و مجمع ملی حزب دموکرات در تابستان آینده او را به عنوان نامزد نهایی این حزب برگزیند، او احتمالاً با جان مککین نامزد پیشتاز جمهوریخواهان وارد رقابت خواهد شد تا تلاشهای خود را بر روی گشودن دروازههای کاخ سفید در انتخابات سراسری در ماه نوامبر متمرکز کند.
اوباما نامزد 46 ساله دموکرات در 4 آگوست 1961 از پدر کنیایی و مادر آمریکایی به دنیا آمد و بیشتر دوران کودکی را در هونولولوی هاوایی گذراند. از شش تا ده سالگی را در کنار مادر و ناپدری اندونزیایی خود در جاکارتا سپری کرد. اوباما پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه کلمبیا و دانشکده حقوق هاروارد فعالیتهای اجتماعی خود را در نقش یک سازماندهنده اجتماعی، سخنران دانشگاه شیکاگو و نیز حقوقدان مدافع حقوق مدنی آغاز کرد. او آنگاه وارد رقابتهای زندگی سیاسی شد و از سال 1997 تا 2004 به عنوان عضو سنای ایالتی ایلینویز خدمت کرد. تلاش اوباما برای انتخاب شدن به عنوان نماینده مجلس نمایندگان آمریکا در سال 2000 ناموفق بود، اما او از پیگیری آمال سیاسی خود دلسرد نشد و در سال 2003 اعلام کرد که وارد رقابتهای انتخابات سنای آمریکا میشود. سال بعد در حالی که اوباما هنوز عضو سنای ایالتی ایلینویز بود به عنوان سخنران اصلی در مجمع ملی 2004 دموکراتها سخن گفت و به دنبال آن در نوامبر همان سال با کسب 70 درصد آرا به عضویت سنای آمریکا درآمد.
او به عنوان عضو فراکسیون اقلیت دموکراتها در صد و نهمین کنگره آمریکا با انجام اقدامات دو حزبی در جهت تصویب قانون کنترل سلاحهای متعارف و ترویج افزایش پاسخگویی عمومی در استفاده از منابع مالی دولت فدرال تلاش کرد. از دیگر فعالیتهای برجسته اوباما میتوان به سفرهای رسمی او به خاورمیانه، اروپای شرقی و آفریقا اشاره کرد. در کنگره جاری نیز که صد و دهمین کنگره آمریکا به شمار میرود او به فعالیتهای فراگیر خود ادامه داده است. از جمله این فعالیتها میتوان به تلاش برای تصویب قوانینی در خصوص نفوذ لابیها و تقلب انتخاباتی، تغییرات آب و هوا، تروریسم هستهیی و توجه به آن گروه از نیروهای نظامی آمریکا که از جنگ برمیگردند اشاره کرد. تا 21 فوریه 2008 اوباما در دو کنگره متوالی از 570 طرح حمایت کرده است که از این میان 15 مورد به قانون تبدیل شدهاند.
اوباما از فوریه 2007 یعنی از زمان اعلام ورود به رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری بر مسائلی نظیر خاتمه دادن به جنگ عراق ضمن حفظ قدرت دفاعی آمریکا در خارج، افزایش خودکفایی در انرژی و تأمین بهداشت و درمان همگانی به عنوان مهمترین اولویتهای خود تاکید کرده است. او در سال 1992 ازدواج کرد و هماکنون دو دختر دارد. اوباما همچنین مولف دو کتاب پرفروش است که یکی از آنها به ذکر سرگذشت دوران جوانی او مربوط میشود به نام: «رویاهایی از پدرم» و دیگری «بیباکی امید» که تفسیر و تعبیر شخصی او از سیاست آمریکا را در بردارد.
دوران کودکی و جوانی
باراک اوباما در سالهای کودکی و نوجوانی در خانه و مدرسه به «باری» معروف بود. پدر کنیایی او زمانی که در دانشگاه هاوایی در مانوآ به عنوان یک دانشجوی خارجی در حال تحصیل بود با مادر آمریکایی او که در همان دانشگاه تحصیل میکرد آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آنها انجامید، اما این ازدواج چندان طول نکشید و آن دو پس از دو سال از هم جدا شده و مدتی بعد طلاق گرفتند. آنگاه پدرش برای دنبال کردن تحصیلات پیاچدی به دانشگاه هاروارد رفت و پس از آن به کنیا بازگشت که در آنجا در یک حادثه تصادف اتومبیل در 1982 جان سپرد.
مادرش با یک دانشجوی خارجی دیگر از اندونزی ازدواج کرد و خانواده جدید از جمله باراک در سال 1967 به اندونزی نقل مکان کردند. اوباما در آنجا از شش تا ده سالگی در مدارس محلی ثبتنام کرد که در آنها آموزشها به زبان اندونزیایی صورت میگرفت. او آنگاه به شهر خانواده مادری خود هونولولوی آمریکا برگشت و باقیمانده تحصیلات را تا هنگام فارغالتحصیل شدن در 1979 در مدارس همان شهر دنبال کرد. چند ماه پس از انتشار نخستین کتابش به نام «رویاهایی از پدرم» در 1995 مادرش را از دست داد. در این کتاب که به ذکر سرگذشت جوانی اوباما اختصاص یافته است او به شرح تجربههای دوران کودکی و نوجوانی خود در خانواده مادریاش که متعلق به طبقه متوسط آمریکایی بود، میپردازد.
اوباما به خاطر جدایی والدینش در دومین سال ازدواج آن دو از دیدن پدر آفریقایی خود محروم شد زیرا پدرش پس از بازگشت به آفریقا تنها یک بار برای دیدن او به آمریکا رفت. بنابراین خاطرات او از پدرش عمدتاً از طریق داستانها و عکسها شکل گرفته بود. او درباره نخستین سالهای کودکی خود مینویسد: «اینکه پدر من هیچ شباهتی به مردم دور و برم نداشت و پدرم همچون قیر سیاه بود و مادرم همچون شیر سفید، به ندرت در ذهن من ثبت شده است.» اوباما در کتابش توضیح میدهد که در سنین بلوغ چه کشمکشهایی را پشت سر گذاشته است تا بتواند ادراکهای اجتماعی مربوط به میراث چند نژادی خود را با هم آشتی دهد. بنابراین در عنفوان جوانی به مشروبات الکلی، ماریجوانا و کوکائین متوسل میشود تا به گفته خود «این پرسشها را که من چه کسی هستم از ذهن خود بیرون کنم.» اما این تجربه چندگانگی فرهنگی در هونولولو نهایتاً در شکلگیری هویت و شخصیت او تاثیری استثنایی میگذارد. اوباما در این باره مینویسد: «فرصتی که هاوایی به من داد تا بتوانم فرهنگهای مختلف را در یک فضای مملو از احترام متقابل تجربه کنم به بخش جداییناپذیری از جهانبینی من تبدیل شد و پایهیی برای ارزشهایی شد که از هر ارزشی برای من گرامیترند.»
قابلیت شگرف اوباما در ایراد سخنرانی
فعالیتها و رقابتهای تبلیغاتی برای کسب نامزدی دموکراتها برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال جاری میلادی فرصتی کافی به وجود آورد تا توانایی شگرف و استثنایی اوباما در ایراد سخنرانی نه تنها برای مردم آمریکا بلکه حتی برای مردم جهان آشکار شود، اما این نخستین بار نیست که اوباما این قابلیت خود را به خوبی به نمایش میگذارد. از درخششهای محدود مراحل اولیه فعالیتهای اجتماعی او که بگذریم نخستین درخشش آشکار هنر سخنرانی اوباما به ایراد سخنان او به عنوان سخنران اصلی مجمع ملی 2004 دموکراتها در بوستون ماساچوست برمیگردد.
در این سخنرانی او پس از شرح تجربههای پدر بزرگ مادری خود به عنوان یک سرباز کهنهکار جنگ دوم جهانی و به عنوان کسی که از مزایای یک سری برنامههای اجتماعی خوب برخوردار شده بود، گفت: نه، مردم انتظار ندارند که تمامی مشکلاتشان را دولت حل کند، اما آنها این حقیقت را در عمق وجود خود درک میکنند که تنها با یک تغییر در اولویتها میتوانیم مطمئن شویم هر کودک آمریکایی از سهم شایسته خود در زندگی برخوردار خواهد شد و درهای فرصتها به روی همه باز خواهد ماند. اوباما در بخشی دیگر از خطابه خود چگونگی اداره جنگ عراق از سوی دولت بوش را به پرسش گرفت و گفت: وقتی که ما مردان و زنان جوان خود را به میدان خطر میفرستیم وظیفه خطیر ما این است که نه آمار و ارقام را سرهمبندی کنیم و نه حقیقت را درباره چرایی رفتن آنها غبه جنگ، بپوشانیم. باید وقتی آنها به ماموریت رفتهاند مراقب خانوادههایشان باشیم، وقتی که سربازان به خانه بر میگردند به آنها توجه کنیم و هرگز و هرگز به جنگ نرویم مگر اینکه از سرباز کافی برای پیروز شدن برخوردار باشیم. باید صلح را تامین کنیم و احترام جهان را به دست آوریم. اوباما در پایان سخنرانی خود به وحدت ملی پرداخت و با فراتر رفتن از مرزهای دموکراتها و جمهوریخواهان گفت که مردم آمریکا همگی از ایالات متحده آمریکا دفاع میکنند.
بیشتر آمریکاییها اوباما را برای نخستین بار با این سخنرانی شناختند. مجمع ملی دموکراتها با شور و اشتیاق از آن استقبال کرد و پوشش فراگیر آن با رسانههای ملی بلافاصله او را در ردیف افراد نامدار قرار داد. او در جریان رقابتهای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر استعداد و قابلیت خود را در ایراد سخنرانی به خوبی نشان داد تا جایی که در این زمینه حتی برنده یک جایزه شد. بهبود و پیشرفت تدریجی موقعیت اوباما در مقایسه با رقیبش هیلاری کلینتون که از مدتها قبل به عنوان نامزد پیشتاز دموکراتها شناخته شده بود، موجب شد بسیاری این موفقیت را به شخصیت کاریزماتیک و توانایی او در ایراد سخنرانیهای عالی نسبت دهند. به طوری که کلینتون رقیب دموکرات و بعداً مک کین رقیب جمهوریخواه او گفتند که خوب حرف زدن به معنای داشتن بهترین صلاحیت برای اداره کشور نیست.