* آقای میرمحمدی! دلیل اختلاف ائتلاف فراگیر اصولگرایان با جبهه متحد اصولگرایان در چیست و چرا احزاب حاضر در ائتلاف فراگیر اصولگرایان نتوانستند با جبهه متحد هماهنگ شوند؟
** اختلاف ما در مبنا است. اما در مبانی اختلاف نداریم. همه ما نظام، ولایت فقیه، قانون اساسی و ارزشها را قبول داریم اما در روشها، عملکردها و کارکردها اختلاف نظر وجود دارد. عدهای جمع شدند و گروه موسوم به 6+5 را تشکیل دادند. اما این گروه که نباید نظام کل کشور را تعیین کند.
حتی امام هم این کار را نمیکردند. چند نفر جمع شدهاند و میخواهند، 290 نماینده مجلس تعیین کنند و این چند نفر معتقدند هر کسی که را که انتخاب نمایند باید رای آورد. به نظر من این ساز و کار از ابتدا تولدی ناقص داشت. البته چند نفری هم با عنوان افراد مرضیالطرفین برای نظارت بر عملکرد، انتخاب شدند تا در مشی نیز هماهنگ باشند اما این افراد هم با وجود آنکه افراد موجهی بودند، نتوانستند نظارت خوبی به عمل آورند.
از طرف دیگر که کل نظام را چند نفر محدود تعیین کنند کار درستی نیست و اگر هم درست باشد جبهه متحد توانایی انجام این کار را ندارد. جبهه متحد اصولگرایی نتوانست کار خود را به درستی انجام دهد. بنابراین متهم به سهمخواهی خواهد شد. پس از آن، ما و چند تشکل دلسوز دیگر طرح دادیم و نامه نوشتیم که یک مجمع برگزار شود و همه گروهها و احزاب اصولگرا به برنامهها و مصادیق تعیین شده از سوی گروه 6+5 رای دهند. آنان میبایست که با سایر احزاب اصولگرا هم تبادلنظر کردند. اما به جای آن، آقایان برای خود یک شرکت سهامی تشکیل دادن و به مجمع عمومی نیز هیچ بهایی داده نشد، افراد مرضیالطرفین نیز یا به دلیل مصلحاندیشی یا به دلایل دیگر، وظیفه خود را نتوانستند انجام دهند. بنابراین حاصل کار این گونه شد که همه گروهها و احزاب ناراضی هستند.
ما به وحدت اصولگرایان اعتقاد داشتیم، اما میبایست حداقل در تعیین مصادیق با ما تعامل میکردند. به نظر من گروه 6+5 میبایست برای انتخاب کاندیداها رایگیری میکرد و اگر ناظران هم نظارت کافی داشتند کار به اینجا نمیکشید اما لیست جبهه متحد اصولگرای جامعیت نداشت بنابراین آنان که دلسوز بودند برای تغییر لیست فشار آوردند اما آنان به حرف ما گوش نکردند. اختلاف ما بر سر کارآمدی، کیفیت، جامعیت و عدم سهمخواهی است.
تلاش بسیاری برای نزدیکی ایدهها به یکدیگر شد اما چون دوستان بر نظر خود، پافشاری کردند و حاضر نشدند ایدههای اصلاحی ما را قبول کنند، ناگزیر ممکن بود در جدال با رقیب در رقابتی وارد شویم که نتیجه آن شکست قطعی اصولگرایان بود.
* دلیل اصلی کاندیداتوری آقای لاریجانی از قم چیست؟ چه کسانی به ایشان فشار آوردند؟
** این موضوع که برخی علما و مراجع از ایشان درخواست کردند تا از قم کاندیدا شوند، صحت دارد چرا که علما به ایشان علاقمندند. اما چند تحلیل در این میان وجود دارد. اگر آقای لاریجانی از تهران کاندیدا میشدند، لاجرم در لیست جبهه متحد به عنوان سرلیست قرار میگرفتند و در آن صورت در لیستی قرار میگرفت که خودش به آن انتقاد داشت.
استدلال دیگر آن است که عدهای میخواستند ایشان را از تهران که شانس رای اول و دوم را داشت، دور کنند. آقای لاریجانی میتوانست در صدر لیستها قرار گیرد و در حوزه تهران که حوزه پر سر و صدا و اثربخش است، رای اول را به دست آورد، اما ایشان را به حوزه دیگری منتقل کردند تا درجه دو شود.
برخی دیگر معتقدند اگر آقای لاریجانی که از تهران کاندیدا بود، ستون و سرلیست ائتلاف فراگیر اصولگرایان میشد و هنگامی که به قم رفته است، پایه و ستون ائتلاف ما متزلزل میشود. برخی دیگر هم این تحلیل را دارند که اگر لاریجانی از قم کاندیدا شود، فهرست مورد حمایت جامعه مدرسین در قم بهبود پیدا میکند و آقایان بنایی و آشتیانی و در کل لیست جامع مدرسین مقبولتر میشود. به نظر من اما آقای لاریجانی را مجبور کردند.
آنقدر فشار آوردند تا ایشان در رو در بایستی قرار گیرد. خودشان میگفتند علما از من میخواهند از قم کاندیدا شوم اما سیاسیون درخواست دارند که در تهران بمانم. من نیز به عنوان یک قمی از اینکه آقای لاریجانی از قم کاندیدا شدند خوشحالم اما به عنوان یک چهره ملی میگویم که اگر ایشان در تهران میماندند بهتر بود و میتوانست اثرگذاری بیشتری داشته باشند.