تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۶۱۳۶۸
تاریخی از تعامل و ستیز دو همسایه شمالی و جنوبی دریای مازندران

نویسنده: میرزاقلی خوبان عنبران
دریای مازندران که به نام های کاسپین، بحر القزوین و وراکش نیز در عهد باستان نامیده شده است، اقوام گوناگون از جمله کاسپین ها، گیل ها، آمور ها، تیورها، هیرکانی ها، ترکان و... کنار این دریا زیسته اند و از نعمت های آن بهره برده اند و این دریا حدود 429 هزار کیلومتر مساحت دارد و به علت ریزش آب های فراوان به این دریا، هیچ گاه از وسعت آن کاسته نشده است.
به این نکته بسیار مهم اشاره می شود که روس ها تا سده های چهارم و پنجم هجری هیچ آشنایی با دریای مازندران نداشتند. در این سده ها بود که روس ها از وجود این دریا آگاه شدند و به صورت گروه های کوچک در سواحل این دریا به مردم و ساکنان ایرانی یورش می بردند و دست به کشتار و غارت مردم می زدند.
با ظهور سلسله صفوی که مبنای شکل گیری این سلسله بحثی است جداگانه که در اینجا به دلایلی از ذکر آن خودداری می شود ولی بی شک یکی از علل آن ایستادگی در مقابل حکومت عثمانی بوده است، یعنی وجود اختلاف بین سلسله صفویه در داخل کشور و در سال های پایانی عمر این سلسله منجر به اختلافات داخلی شد و هرج و مرج سراسر کشور را فرا گرفته و تزار ها متوجه این مصیبت اسفناک در کشور ما شدند. میهن تاریخی ما ایران نه در حافظه تاریخی خود بلکه در فرهنگ باارزش و دقیق تاریخی خود هیچ گاه خاطره خوشی تا امروز از همسایه شمالی خود یعنی روس ها درج نکرده است و یقیناً درج نخواهد کرد. با توجه به عملکردهای گوناگون در این منطقه در تاریخ معاصر باید حافظه تاریخی را گل گرفت و در پی فرهنگ دقیق تاریخی بود و آن هم بدون سانسور.
در سال 1689 میلادی نخستین دشمن تاریخی ایران در روسیه به قدرت رسید و نام او «پطر» بود و او را پطرکبیر می خواندند چون هم برای کشور خود کارهای کبیر می کرد و هم زمینه سازی برای تصرف همه کشور ما را آغاز کرد و نه بخشی از آن را ، و 33 سال بعد در سال 1722 او با تمام قوا به کشور ما یورش برد و این یورش از بندر حاجی طرخان آغاز شد و بخش های عظیمی از پیکره میهن ما را بلعید که در میانه راه خدای ایران او را از سر راه میهن ما برداشت و خبر مرگ او از یک سو و میدان داری نادرشاه از سوی دیگر تجاوزات روس ها را درهم شکست و آنها در تصرف دریای مازندران ناکام ماندند.
پطر کبیر ارتش بسیار قوی و از جمله نیروی دریایی بسیار قوی برای روسیه ساخت و بر اساس وصیت او می بایست در پی ضعف و نابودی دولت ایران بکوشند که به آب های گرم خلیج فارس برسند و مثل معروف که منسوب به پطر کبیر است که ایران مانند سیبی است کال و هر وقت رسید، این سیب را بچینید. و روس ها در این فقره در فرهنگ استعماری خودشان نخبه کشی نکردند و وصیت و گفته پطر کبیر و عملکرد او را چراغ راه خود قرار دادند و عیناً به آن عمل و پیاپی در حوزه های مرزی میهن ما اقدام به تهاجم و قتل و غارت کردند و ما نه تنها عبرت نگرفتیم بلکه برخی حاکمان ما خود عامل اصلی عقب افتادگی و از دست رفتن بخش هایی از میهن و دریای مازندران بودند و از آن جمله است معاهده گلستان به سال 1813 میلادی و در بخش هایی ازمعاهده گلستان چنین آمده است: کشتی های دولت روسیه که برای معاملات روی دریای خزر تردد می کنند، به دستور سابق ماذون خواهند بود که به سواحل و بنادر جانب ایران عازم و نزدیک شوند و زمان توفان و شکست کشتی از طرف ایران اعانت و یاری دوستانه نسبت به آنها بشود.کشتی های جانب ایران به دستورالعمل سابق ماذون خواهند بود که برای معامله روانه سواحل روسیه بشوند. به همین نحو در هنگام شکست و توفان از جانب روسیه اعانت و یاری دوستانه درباره ایشان معمول خواهد شد.در خصوص کشتی های عسکریه جنگی روسیه، به طریقی که در زمان دوستی یا هر وقت کشتی های جنگی دولت روسیه با علم و بیرق در دریای خزر بوده اند، حال نیز محض دوستی اجازه داده می شود که به دستور سابق معمول گردد واحدی از دولت های دیگر سوای دولت روس کشتی های جنگی در دریای خزر نداشته باشند.
در معاهده ترکمانچای (بخش هشتم) آمده است:
سفاین تجاری روس مثل سابق حق خواهند داشت که به طور آزاد در دریای خزر و در امتداد و سواحل آن سیر کرده و به کناره های آن فرود آیند و در موقع شکست و غرق در ایران معونت و امداد خواهند یافت.و سفاین تجاری ایران هم حق خواهند داشت که به قرار سابق در بحر خزر سیر نموده و به سواحل روس بروند و در صورت غرق و شکست هم به آنها کمک و امداد داده خواهد شد.
در باب کشتی‌های جنگی
چون آنهایی که بیرق نظامی روسی دارند از قدیم الایام بالانفراد حق سیر در بحر خزر را داشته اند، حال هم بدین سبب این امتیاز منحصر به همان کشتی ها خواهد بود، به طوری که به غیر از دولت روسیه، دولت دیگری حق نخواهد داشت که سفاین جنگی در دریای خزر داشته باشد.
بعد از پیروزی بلشویک ها در روسیه توسط لئون تروتسکی یکی از رهبران انقلاب اکتبر روسیه نامه یی به دربار حاکمان وقت ایران ارسال و طی آن قراردادهای پیشین فیمابین دولت های ایران و دولت های روسیه تزاری استعماری خوانده شده و به عبارتی دیگر نوعی آمادگی برای واگذاری اراضی متصرفه توسط دولت های پیشین روسیه بوده است و سرانجام اینکه عدم توجه و پیگیری این مهم توسط حاکمان وقت ایران هیچ دستاوردی پس از فروپاشی حکومت تزاری برای میهن ما نداشته است.
در سال 1921 میلادی دولت انقلابی روسیه مجموع عملکرد دولت تزاری را استعماری خوانده و از جمله تعدیلاتی در قراردادهای 1813 و 1828به وجود آورده است که معروف است به قرارداد مودت ونیز در خصوص قرارداد 1892 و نیز تعدیلاتی حاصل می شود.
در قرارداد 1921 در خصوص مرزهای آبی چنین آمده است: دولتین معظمتین متعاهدین از رودخانه اترک و سایر رودخانه ها و آب های سرحدی متساویاً انتفاع حاصل خواهند کرد. تنظیم و انتفاع از میاه سرحدی و کلیه مشاجرات راجع به امور سرحدی و ارضی آن به واسطه کمیسیون مرکب از نمایندگان روسیه و ایران حل خواهند شد.
فصل یازدهم: بنابر اصول مندرجه در فصل اول همین معاهده، عهدنامه صلح ترکمانچای که مورخه10 فوریه 1828 فیمابین دولتین روسیه و ایران منعقد شده بود و دولت ایران را در فصل هشتم آن از کشتیرانی در بحر خزر محروم داشته بود، ملغی و از درجه اعتبار ساقط است. لهذا دولتین معظمتین از ساعت امضای این معاهده به طور مساوی از حق کشتیرانی در بحر خزر تحت بیرق های خود استفاده خواهند کرد.
بنابراین در قرارداد 1921 به هیچ وجه تمایزی بین کشتی های تجاری و جنگی به میان نیامده است.
در قرارداد 1940 میلادی چندین بار از دریای مازندران به نام دریای ایران و شوروی یاد شده است. به علت طولانی شدن مطالب از ذکر سایر موارد موجود در قرارداد های فوق خودداری می شود.در اواخر سال 1370 طرح های پروستوریکا و گلاسنوست گورباچف به توفانی تبدیل شد که نقشه اتحاد جماهیر شوروی سابق را در هم ریخت و اندازه آن را باد برد و جمهوری قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان به سواحل دریای خزر اضافه شدند. یعنی اینکه به طور طبیعی این کشورها در دریای خزر حق دارند چه بسا که از قدیم الایام اهالی این کشور ها در سواحل این دریا زندگی کردند.بنابراین از دریا ایران و شوروی باید سهم را داشته باشند و پرواضح است که سهم اتحاد جماهیر شوروی سابق می بایست بین چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان تقسیم گردد حالابه چه نحوی و به چه صورتی باید خودشان حل و فصل کند.قبل از تعیین رژیم حقوقی دریای خزر ملت ایران پس از انعقاد قراردادهای 1921 و1940 به غیر از سهم خود از این دریا طلبکار است: به این اعتبار که دولت شوروی سابق با وجود قراردادهای معتبر 1921 و 1940 سوءاستفاده های کلانی از دریای مازندران در سال های 1949 و 1990 به عمل آورده است که از این ناحیه زیان قابل توجهی متوجه منافع ملت ایران شده است. در سال 1949 در این دریا در حوزه باکو روزانه 160 هزار بشکه نفت استخراج شده و در سال 1990 با منعقد کردن قراردادی با شرکت امریکایی شورون در حوزه قزاقستان 25 میلیارد بشکه منافع نفتی به نفع خود بهره برداری کردند. در هیچ یک از این حوزه ها اعتراضی به اتحاد جماهیر شوروی صورت نگرفته است.
و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قزاقستان و آذربایجان خودسرانه بدون توجه به تعیین رژیم حقوقی این دریا با شرکت های نفتی امریکایی وارد مذاکره شدند و حتی از طرف دولت فدراسیون روسیه در این خصوص اعتراض به عمل آمده و در 15 اکتبر 1994 سفیر این دولت، طی نامه یی به دبیرکل سازمان ملل متحد این اقدامات خودسرانه را غیرقانونی خوانده و این کشور را ملزم به رعایت مفاد قرارداد های 1921 و 1940 دانسته.
آنچه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نصیب ایران از سهم دریای مازندران شده، آلودگی است که به وسیله سهامداران مدعی درصد بالادر دریای مازندران صورت می گیرد. در واقع آلودگی نصیب ایران می شود ولی منابع نصیب آنان می شود، یعنی عملاً یک تجاوز آشکار به منافع ملت ایران. وظیفه تک تک ایرانیان است که یادآور این مهم به دولت وقت ایران بشوند که در تعیین رژیم حقوقی دریای خزر دولت ایران باید از موضع قدرت و حق به جانب وارد شود و این بدان معنا نیست که ملت ایران می خواهند در مساله تعیین رژیم حقوقی دریای خزر از دولت خود سوءاستفاده کنند یا در مقابل آن بایستند و اساساً کسانی که چنین عقیده یی دارند خود سوءاستفاده گر هستند.
وظیفه هر ایرانی است، که براساس قراردادهای 1921 و 1940 میلادی از حقوق ملت ایران در دریای مازندران دفاع کند و بر سهم خود تاکید کند. زیرا در صورت مساله اتحاد جماهیر شوروی به نام یکی از طرفین قراردادهای 1921و1940 از صحنه حذف شده است. بنابراین روسیه، آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان وارث سهم اتحاد جماهیر شوروی سابق هستند.
هیچ موضوعی نمی تواند توجیه کننده واگذاری حتی یک وجب از دریای مازندران باشد. اگر ملل دیگر در بعضی زمینه ها پیشرفتی داشته اند در ازای آن چیزی پرداخت نکرده اند.اینجا سوالی که به ذهن می رسد این است که اگر اتفاقی که برای اتحاد جماهیر شوروی سابق افتاده خدای ناکرده برای ایران می افتاد و در شمال کشور ما کشور های جدیدی به نام تالش، رشت، مازندران و ترکمن صحرا به وجود می آمد آیا اتحاد جماهیر شوروی می پذیرفت که سهم خود را با ما تقسیم کند. دولت و ملت ایران تا می تواند باید بر مفاد قراردادهای 1921 و 1940 یا بر اساس ماده 123 کنوانسیون 1982 (دریای بسته) تاکید کند.
و آن چه در کنوانسیون 1982 در مورد نظام حقوقی دریا آمده است، به لحاظ کانال ولگا - دن و در آینده اوراسیا یا صرفاً ادعا نمی تواند سبب امتیاز به لحاظ نظام حقوقی دریا برای هیچ یک از کشور ها شود. چه بسا در طول تاریخ همسایه شمالی ما قابل اطمینان نبوده است و چنین خواهد بود.