تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۶۱۳۷۸

اجلاس یک روزه پاریس برای تامین کمکهای اقتصادی به جناح ناکام ابومازن و طیف خائن فتح با وعده کمک 7 4 میلیارد دلاری به این جناح ورشکسته به کار خود پایان داد تا بلکه بتواند این مرده های سیاسی را به کمک پول و اعتبار مالی زنده کند! ولی این هدف دست نیافتنی است.
کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا این وعده ها را «آخرین امید» برای نجات ابومازن و دولت « سلام فیاض » از ورشکستگی مطلق تعریف کرده است .
«برنار کوشنر» وزیر خارجه فرانسه ادعا کرده است برنده واقعی این اجلاس دولت فلسطینی بوده است لکن واقعیت اینست که برنده ای وجود داشته باشد رژیم صهیونیستی است چرا که اجلاس پاریس تلاش عملی برای محقق ساختن اهداف و برنامه های مشترک اسرائیل و آمریکا در قلمرو فلسطین است و برای بسترسازی اقتصادی در جهت موفقیت اسرائیل در مهار فلسطینی ها ماموریت های روشنی را برعهده گرفته است . برای درک ابعاد واقعی اجلاس پاریس لازم است آنرا دنباله اجلاس آناپولیس بدانیم و این نکته را در نظر بگیریم که اجلاس پاریس درصدد تحقق اهدافی است که آناپولیس از تامین آن عاجز بود ولی در اجلاس پاریس همان اهداف با وعده های اقتصادی پیگیری شد تا بلکه تا حدودی به نتایج مورد نظر نزدیک گردد.
این همان نکته ای است که «فوزی برهوم» سخنگوی حماس نیز بر آن تصریح دارد و می گوید اجلاس پاریس هدفی جز تقسیم فلسطینی ها و ایجاد تفرقه میان آنها را دنبال نمی کرد و مخلوطی از «سم» و «عسل» را به فلسطینی ها پیشکش کرده تا آنها را به دنبال خود بکشاند و اهداف اشغالگران را تامین کند.
تشکیل این اجلاس بلافاصله پس از برگزاری مراسم پرشکوه بیستمین سالگرد انتفاضه دقیقا به این معنی است که جناح خائن فتح و محمود عباس «پاداش خیانت» خود را دریافت می کند و ماموریت دارد برای ایجاد شکاف در صفوف متحد فلسطینی ها تا می تواند «ریخت و پاش» کند. کاملا آشکار است که یقینا ارقام تعهد شده مستقیما در اختیار محمود عباس و دستیارانش قرار نخواهد گرفت و اشغالگران با توسل به «روشهای قطره چکانی» ضمن ایجاد عطش برای دریافت کمکهای مالی نزد جناح خائن فتح و تحریک آنها برای خوش خدمتی به اسرائیل سعی خواهند کرد که آنها را همیشه تشنه و محتاج نگهدارند تا از این طریق بتوانند اتکای آنها به اسرائیل و کمکهای خارجی را بعنوان یک «اهرم فشار» حفظ کنند.
محمود عباس و جناح خائن «فتح» فاقد هرگونه پایگاه مردمی بویژه در نوار غزه است و اشغالگران با احساس ناکامی محمود عباس امیدوارند فقدان پایگاه مردمی فتح را از طریق کمکهای مالی جبران کنند و بر آن سرپوش بگذارند. برای درک اهداف پشت پرده این «کمکهای مشروط» لازم است به این نکته توجه شود که تحریم مالی دولت «اسماعیل هنیه» همچنان ادامه دارد وحتی حلقه های محاصره پیرامون غزه تنگ تر شده و تعمدا فشار سیاسی ـ روانی و نظامی علیه ساکنان غزه بیشتر شده است . سئوال جدی در این مقوله اینست که بازتاب فشارهای همه جانبه علیه ساکنان غزه چه بوده است آیا آنها از حماس و مقاومت اسلامی فاصله گرفته اند برای یافتن پاسخ این سئوال کافیست گزارشات تصویری از برپائی اجتماع عظیم ساکنان غزه در بیستمین سالگرد « انتفاضه » را یکبار دیگر در ذهن ها مرور کنیم تا دریابیم که این فشارهای فزاینده به نتایج معکوسی منجر شده و دقیقا به زیان جناح خائن فتح تمام شده و اعتبار نیروهای مقاومت اسلامی را به عنوان یک « جناح مظلوم ولی ثابت قدم » به نمایش گذاشته است .
بررسی بحث های مطرح در اجلاس پاریس نشان می دهد که بخش اعظم باصطلاح کمکهای اقتصادی در جهت تحقق «اهداف خاص» در فلسطین هزینه خواهد شد. از جمله نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه پیشنهاد کرد یک نیروی بین المللی برای تامین حاکمیت جناح خائن فتح و محمود عباس بر سرزمینهای فلسطینی تشکیل گردد و هزینه های آن از همین منابع تامین شود. بعلاوه سرویسهای امنیتی وابسته به فتح تحت آموزش غرب و اسرائیل ! قرار گیرند و ضمن حرکت به سمت « حرفه ای شدن » متعهد باشند که «در مسیر نظم و قانون حرکت کنند» . این جمله بدان معنی است که نیروهای امنیتی فتح همچنان موظف خواهند بود که فعالان اسلامی و نیروهای مقاومت را شناسائی و دستگیر کرده و به اشغالگران تحویل دهند و « مژدگانی » خود را دریافت کنند.
این پیشنهاد سارکوزی در واقع کلیدی ترین شرط دریافت کمکهای اقتصادی و استمرار آن است و در راستای ایجاد تقابل و درگیری میان فلسطینی ها شکل گرفته و هدف آن ضربه زدن به مقاومت فلسطین و حمایت از امنیت اشغالگران است که سرفصل اصلی اجلاس آناپولیس بود.
در اجلاس پاریس نمایندگان 70 کشور و حدود 90 هیئت برای کمک به این اهداف تحت فشار قرار گرفتند تا بلکه اهداف ناکام اجلاس صلح پائیزی در آناپولیس از طریق کمکهای مالی دست یافتنی بنظر برسد. اما سئوال اینست که وقتی ابومازن و دولت دست نشانده « سلام فیاض » برجائی حاکم نیستند و حتی یک مزرعه را هم در اختیار ندارند این کمکهای مالی چه خاصیتی ممکن است داشته باشد طراحان اجلاس پاریس برای این سئوال هم پاسخهای مشخصی دارند و لازم است اسرائیل امنیت کرانه باختری و ماموریت سرکوب فلسطینی ها در کرانه باختری را به محمود عباس و جناح خائن فتح محول کند و درعین حال جناح وی با « شکار انقلابیون مسلمان » توانمندیهای خود را به اشغالگران ثابت کنند. البته جناح خائن فتح استعدادهای خود برای «لو دادن فعالان فلسطینی» را از سالها پیش به صهیونیست ها نشان داده و آخرین موارد آن «گرا دادن» مسیر عبور «ما جدالحرازین» مشهور به «ابومومن» فرمانده کل گردانهای قدس شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی فلسطین در نوار غزه و برخی دستیارانش بود که به اشغالگران اسلامی فلسطین را هدف حملات هوائی قرار دهند. خبرچینان محلی بتوانند اعضای فعال مقاومت اسلامی فلسطین را هدف حملات هوائی قرار دهند. این جنایات اشغالگران نه تنها نفعی برایشان نخواهد داشت بلکه با افزایش نفرت و انزجار عمومی نسبت به اشغالگران و جناح خائن فتح یقینا اراده و روحیه برای تداوم مبارزات ضداشغالگری را تقویت می کند.
همزمانی این اقدامات نشانگر آنست که اشغالگران و حامیان شرور آنها امیدوارند با فعالیت در سه محور مذکور یعنی تقسیم فلسطینی ها به جبهه های مختلف وادار کردن محمود عباس به سرکوب مبارزان فلسطینی و کمک های اطلاعاتی و جاسوسی به صهیونیست ها برای ترور عناصر کلیدی فلسطینی بتوانند اهداف شوم خود را محق سازند.
«کاندولیزا رایس» از این طرح به عنوان «آخرین امید» یاد کرده است و «ایهود اولمرت» نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز رمز ناکامی محمود عباس را «فقدان منابع مالی» ! معرفی کرده و معتقد است ابومازن با دریافت این کمکهای مالی می تواند اقتداری از خود نشان دهد. کاملا آشکار است که هدف اولمرت اقتدار ابومازن علیه اسرائیل نیست بلکه برای تحقق اهداف اسرائیل و تقویت امنیت اشغالگران است .
اما بی وزنی و بی اعتباری مطلق ابومازن و جناح خائن فتح جای کمترین امیدی را برای اشغاالگران باقی نگذاشته است و بیهوده نیست که « رایس » از این فرصت بعنوان « آخرین امید » یاد می کند ولی کاملا آشکار است که مرده های سیاسی در صحنه فلسطین به کمک پول « زنده » نمی شوند! حماس و سایر نیروهای مقاومت اسلامی توانستند در بیستمین سالگرد انتفاضه صدها هزار فلسطینی را به صحنه بکشانند و پایگاههای نیرومند مردمی خود را به نمایش بگذارند ولی آیا محمود عباس و جناح خائن فتح جرئت دارند برای چند لحظه در همین جمع مردمی فلسطین برای آنها دست تکان بدهند قطعا اولمرت و خانم رایس هم جواب این سئوال را می دانند و به همین دلیل است که این «آخرین امید» آنها نیز کمترین شانسی برای موفقیت ندارد و اشغالگران شرور آرزوی خاموش شدن شعله های سرکش مقاومت ضداشغالگری را برای همیشه به گور خواهند برد. در این مقوله اجلاس آناپولیس ناکام بود و از اجلاس پاریس به عنوان «آناپولیس 2» نیز معجزه ای نمی توان انتظار داشت و فهرست کشورهای کمک کننده به جاسوسان و خبرچینان نیز در تاریخ به عنوان دشمنان ملت فلسطین ثبت خواهند گردید.