تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۶۱۳۸۴

پیام حاجی بابا
جناب آقای حسن مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، چنین اظهار نظر کرده اند که: “تا آنجا که نظر سنجی ها نشان می دهد موقعیت اصلاح طلبان در تهران خوب است و به موفقیت در تهران خیلی امیدواریم.”(1)نقاط قوتی در اردوگاه اصلاحاتیان به چشم می خورد که برخی از ناظران سیاسی را به این نتیجه کشانده است که آنان برنده انتخابات دور سوم شوراهای شهر و روستا خواهند شد. آنان از چهره ای popular در فهرست خود استفاده کرده اند که بر حسب انتظار، قادر به جذب و جلب نظر بخشی از مخاطبان است. به علاوه، اتحاد و ائتلافی که ناشی از پادرمیانی و میانجیگری پیشکسوتانی نظیر حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی و رئیس جمهوری سابق جناب آقای سید محمد خاتمی است، قوتی کم نظیر به اردوگاه اصلاحاتیان بخشیده است.
آنان همچنین از نقطه قوت دوری از منصب های اجرایی و مدیریتی کلان برخوردارند. بدین ترتیب، آنان از موضعی حاشیه ای به راحتی می توانند عملکرد و بیلان کاری اصولگرایان را در شوراهای شهر و روستای دوره دوم و ریاست جمهوری نهم و مجلس هفتم، زیر تیغ نقد قرار داده، بی امان بر آن بتازند.
این نقاط قوتی است که چشم انداز انتخابات را به کام اصلاحاتیان و به ضرر اصولگرایان نشان می دهد. اما مسئله بدین جا ختم نمی شود و در اصولگرایان نیز خبرهایی هست.
اصولگرایان سابقه ای از خدمتگزاری دارند، سابقه ای که خصوصا در مورد شورای شهر و روستا، کناره گیری عامدانه و پرهیز مجدانه از سیاسی کاری و التهاب آفرینی را نشان می دهد.
سرلوحه هایی نظیر عدالت، مهرورزی و کار بی منت برای مردم، همچنان کام مردم را شیرین نگاه داشته است و ساده زیستی قابل توجه که از خصوصیات جبهه اصولگرایان به شمار می آید، در پیش چشمان مردم قرار دارد. تعهد اصولگرایان به مبانی اسلام و مقابله با هرگونه تعرض به ساحت مقدس دین، از دیگر پشتیبان های مهم اصولگرایان در انتخابات است. این نقاط قوت که باعث دلگرمی به نتیجه ای مثبت برای اصولگرایان هستند را ضمیمه کنید به نقاط ضعفی نظیر عدم برخورداری از چهره popular در حد و اندازه های چهره ای که اصلاحاتیان از او بهره برده اند. همچنین عدم ائتلاف اصولگرایان، مسئله بغرنجی شده است که به چهره اصولگرایی و به قدرت مردمی آنان لطمه وارد می آورد. جناب آقای محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و عضو شورای معتمدین اصولگرایان، روز یک شنبه 12 آذرماه گفت: “برای رسیدن اصولگرایان به نتیجه واحد تلاش هایی کردیم و هرچه بیشتر به طرف اشتراک اسامی در فهرست های مختلف برویم، موفقیت بیشتر است.”(2)جمع بندی و ارائه تصویری روشن از نتیجه انتخابات با تفاصیلی که گذشت، دشوار و یا احیانا ناممکن است و به پیشگویی کاهنانه یا الهام صادقانه اشبه است. اگر عدم ائتلاف میان اصولگرایان و وجود ائتلاف میان اصلاحاتیان، علت تامه برای پیروزی اصلاح طلبان می بود، آنگاه در دور دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری، باید نتیجه ای غیر از آنچه عملا به دست آمد رقم می خورد چه اینکه همه گروه های غیراصولگرا بر حمایت از رقیب احمدی نژاد، متفق القول بودند و حتی برخی سران دولتی نیز به صراحت موضع گیری کردند (به رغم آنکه می بایست بی طرف می ماندند)، اما باز کسی پیروز شد که انتظار نمی رفت و جناحی بر عرصه مدیریت اجرایی تکیه زد که در دوره انتخابات، فاقد هر گونه ائتلاف بود. در هر حال، نمی توان نتیجه انتخابات را پیشاپیش حدس زد.
تنها چیزی که در این رابطه قابل بیان است، طرح یکسری پرسشها است که با معلوم شدن نتیجه انتخابات می‌توان بدانها پاسخ گفت: آیا شاکله رای دادن مردم، deconstruct شده و هیچ ضابطه و قاعده‌ای که بتواند به طور مدلل و موجه، مسیر آرای مردم را توضیح دهد و تبیین کند وجود ندارد؟ آیا انتخابات ایران به نحوی کمابیش پست‌مدرن، مبتنی بر تصمیمات متفرق و غیرساختارمند توده‌های مردم شده است و حتی به روش‌‌های دقیق علمی نیز نمی‌توان و اصولا ناممکن است که بتوان معنایی محصل از رای مردم به دست آورد؟ آیا دلالت آرا بر خواست واقعی اکثریت و مطالبات توده مردم، محو شده است و جای خود را به مجموعه‌ای بی‌نظم و فاقد مفهوم از آرا داده است؟ آیا تلاش‌های بی‌وقفه و بی‌منت، ساده‌زیستی و مردم‌داری، دیدارهای انبوه با مردم، صداقت در خدمتگزاری، باب کردن گفتمان عدالت و اموری از این دست، تاثیر تام در سوق دادن مردم به سوی جناح یا طیفی خاص دارند؟ آیا مردم این تلاشها را در کوران انتقادات رقیبان از یاد می‌برند و آیا اصولا مردم فریب تبلیغات منفی علیه خدمتگزاری بی‌دریغ را خواهند خورد؟ آیا چهره popular اولویت اول را در جذب آرای مردم، به خود اختصاص می‌دهد؟ آیا مردم، فقدان سابقه موثر در سیاست و فقدان شم سیاسی لازم را در چهره popular از یاد می‌برند و به او تنها به دلیل عامه‌پسند بودنش رای می‌دهند؟