الف ـ بعد داخلی
1- مصادف شدن اوایل سال 1385 با سالروز رحلت رسولاعظم(ص)
تقارن اوایل سال جدید با سالروز ارتحال نبیاکرم(ص) و ضرورت احیای نام مکتب و سیره آن حضرت، یکی از انگیزههای این نامگذاری بود. رهبر معظم انقلاب در این باره به ویژه به جفایی که نسبت به حرمت پیامبر اکرم(ص) صورت گرفت، اشاره میکنند و اعلام میدارند که در این مقطع زمانی، یاد و نام مبارک پیامبر اعظم(ص) از همیشه زندهتر است.(1)
2- مواجهه استکبار جهانی با فناوری هستهای ایران: (درسآموزی از پیامبر اعظم(ص) برای ایستادگی در مقابل استکبار جهانی)
سران حاکم بر آمریکا و اروپا به بهانه این که ایران ممکن است به بمب اتمی! دست یابد، به طور جدی به مقابله با جمهوری اسلامی ایران برآمدهاند؛ در حالی که ایران نگرانیهای عمیقی در این باره دارد. جمهوری اسلامی در منطقهای است که روسیه، هند، پاکستان و به ویژه اسرائیل غاصب به سلاحهای اتمی مجهز است. با وجود این، جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده است که به دنبال سلاح اتمی نیست و بیش از سه سال است که تاسیسات هستهای خود را در معرض بازدید لحظه به لحظه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اروپاییان قرار داده است و بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی بیش از دو هزار نفر روز تأسیسات هستهای ایران بازدید کردهاند که درباره هیچ کشوری سابقه ندارد و مذاکرات بسیار طولانیتری برای متقاعد ساختن کشورهای اروپایی برای اعتمادسازی انجام داده است.
اما آنان به دلیل مخالفت با اسلام ناب محمدی(ص) و جلوگیری از پیشرفت ملت ایران، به انواع و اقسام کارشکنیها روی آوردهاند و برخلاف مفاد صریح آژانس بینالمللی انرژی هستهای، قصد دارند ایران را از دستیابی به چرخه سوخت بومی هستهای محروم سازند.
دنیای استکباری غرب به ویژه آمریکاییان به دلیل ناخشنودی از نظام جمهوری اسلامی ایران، از ابتدای پیروزی طرحهای مختلفی برای سرنگونی نظام اسلامی آزمایش کردهاند و به لطف خداوند، با استقامت و پایداری ملت ایران، تاکنون جز شکست نصیبشان نشده است. تلاش دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی یادآور اقدام کفار و مشرکین صدر اسلام در ایجاد جنگ احزاب علیه دولت اسلامی پیامبر اعظم(ص) است. در برخورد با نظام نوپا اما مستحکم پیامبر(ص)، وقتی مشرکان و کفار و اهل کتاب مدینه و اطراف به جایی نرسیدند، در جنگ احزاب یا خندق تلاش کردند اجماع مخالفان علیه پیامبراعظم(ص) را به دست آورند. از سوی دیگر در درون مدینه نیز با به کارگیری عناصر خود، تلاش میکردند دولت قدسی رسولخدا(ص) را به خیال خود شکست دهند. در آن روزگار منافقان و بیماردلان، تهمت فریب بر رسولخدا(ص) زدند و نفوذیهای آنان با جنگ روانی دشمن اهل مدینه را ترساندند و اجماع احزاب، فشار و محاصره مدینه از بیرون و کارشکنی منافقان و یهودیان از درون، دشمن را به نتیجه نرساند و با وجود شکست کفار و مشرکان، هنوز آن پیمانشکنان گمان میبردند شهر خدا و رسول(ص) در محاصره است.(2)
درست در چنین شرایطی است که خداوند از اسوه بودن رسول خود یاد میفرماید: «لقد کان لکم فی رسولالله اسوه حسنه» (3)
امروز نیز دنیای استکبار غرب همه تلاش خود را برای ایجاد اجماع جهانی علیه ایران و تحمیل جنگ احزابی نوین به کار بسته است. منافقان ستون پنجم دشمن، نفوذیها و مریض قلبان داخل را با عنوان حمایت از دموکراسی و آزادی و حقوق بشر حمایت مالی می کنند و با تصویب میلیونها دلار اعتبار مالی در کنگره آمریکا ودولت آن، با تحریک قومیتها و جنگ مذهبی درونی، درصددند پایگاه ضد انقلاب داخلی را تقویت کنند والبته به لطف الهی تاکنون شکست سنگینی را متحمل شدهاند. براین اساس، بر درایت و هوشیاری رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامگذاری امسال باید آفرین گفت و همان گونه که فرمودند: درس استقامت و پایداری و پیروی از آن اسوه نیکو را باید در پیش گرفت. آن حضرت و پیروانش مامور به استقامت و از نزدیکی به دشمن نهی شده بودند (4)؛ زیرا نتیجه تسلیم و نزدیکی به دشمن، عذاب الهی و خذلان است، اما نتیجه پایداری در برابر دشمن مقرب الهی، امدادهای غیبی و پیروزی است.
3- ایجاد درگیریهای مذهبی ـ قومی از سوی دشمنان :
مدتی است شاهد برخی اقدامهای تروریستی و تحریکآمیز در استانهای مختلف مرزی ایران از جمله خوزستان، سیستان و بلوچستان و... هستیم. این اقدامهای به ظاهر با انگیزهةای مذهبی (شیعه و سنی) و قومی صورت میگیرد؛ اما ریشه در حمایت آمریکا و غرب از این درگیریها دارد. دشمن با سوء استفاده از اعتقادات افراطی برخی افراد ساده و یا با کمک بعضی معاندان و وابستگان تلاش میکند به اختلافهای مذهبی و فرقهای بین مسلمانان دامن بزند و شیعه را دشمن سنی و سنی را دشمن شیعه معرفی میکند. در حالی که آنان، دو برادر از خانواده محمدیاند. طبیعی است که دو برادر در برخی مسائل جزئی و فردی با یکدیگر اختلافنظر داشته باشند، در شرایطی که دشمن برای از بین بردن توان مسلمانان به واگرایی بین آنان دامن میزند، ما باید به همگرایی امت نبوی بیندیشیم و به آن عمل کنیم.
تاکید بر مبانی مشترک اعتقادی بین مسلمانان از جمله توحید، نبوت، معاد، قرآن، قبله واحد، شخصیت اعظم پیامبر(ص)، اعتقاد به منجی آخرالزمان ومانند آن، ضرورت احیای اسلام در جهان امروز و عزت و قدرت مسلمانان در سطح جهانی و در یک کلام سرنوشت مشترک، ما را بر آن میدارد تا از توطئه اختلافافکنی و برادرکشی در بین مسلمانان جلوگیری کنیم.
پیامبر(ص) عالیترین محور وحدت بین مسلماناناست و رهبر انقلاب با هوشیاری، ضرورت تمسک به راهبرد وحدت و جلوگیری از تفرقه را با توجه به اقدامهای دشمن به همه مسلمانان اعلام کردهاند.
ب. بعد خارجی
1-جهان اسلام امروز از موقعیت خاصی برخوردار است و با بیش از 55 کشور و با جمعیتی فراتر از 5/1 میلیارد نفر با امکانات و منابع خدادادی فراوان و موقعیت ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک از جمله قدرتهای بزرگ دنیاست که به دلیل ضعف در انجام و وحدت و مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و امنیتی، آن گونه که شایسته است جایگاه خود را در جهان نیافته است.
تفرقه و اختلاف و فقدان رهبری واحد دو مشکل اساسی امروز جهان اسلام است. در صورت حل این مشکل بنیادی، قدرتی هماورد دنیای اسلام در جهان وجود ندارد. استعمار نوین قرن 21 به رهبری آمریکا و اروپا نیز به خوبی این نکته را دریافته است. لذا تمام تلاش خود را برای عدم شکلگیری رهبری واحد اسلامی در سطح جهان اسلام و وحدت مسلمانان در کشورهای اسلامی به کار بسته است. آنچه غرب را به وحشت انداخته دو عامل زیر است:
اول ـ قدرتگیری روزافزون طرفداران انقلاب اسلامی ایران در منطقه به ویژه در کشورهایی نظیر لبنان، عراق و فلسطین (با پیروزی حماس) که با ساز و کار دموکراسی روی کار آمدند.
دوم ـ بیداری اسلامی: دوران کنونی، دوران بیداری اسلامی است و به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی:
«دنیای اسلام بیدار شده و شعار حاکمیت اسلام در همه کشورهای اسلامی، جایگاه نخست را در میان جوانان، دانشگاهیان و روشنفکران این کشورها یافته _ ایران اسلامی که پروراننده و به عمل آورنده اندیشه مردم سالاری دینی است، روز به روز قویتر و پیشرفتهتر شده، اسلام ناب که امام خمینی(ره) آن را پیراسته از التقاط و انحراف و جمود و تحجر معرفی کرد، در عرصه سیاسی بسیاری از کشورها امتداد یافته و در شرق و غرب دنیای اسلام، ریشه دوانیده است.(5) با توجه به واقعیت یاد شده، غرب از بیداری و جنبش رو به گسترش جهان اسلام به رهبری ایران به وحشت افتاده است، به ویژه این که الگوی مردمسالاری دینی یا جمهوری اسلامی با ارائه مدلی از حکومت بر اساس فرهنگ اسلامی و اقتصائات روز، آنان را دچار سردرگمی کرده است.
غریبان که میخواهند لیبرال دموکراسی را به عنوان الگوی حکومتها در جهان اسلام معرفی و به زعم خود عراق را به ویترین دموکراسی تبدیل کنند، مدل موفق جمهوری اسلامی را برنمیتابند، چون الگویی متعلق به دنیای اسلام و غیر وارداتی از غرب است. آنان به شیوههای مختلف در حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نظامی در تلاشند از بیداری اسلامی و قدرت جمهوری اسلامی در دنیای اسلام جلوگیری کنند و دموکراسی وابسته به غرب را جایگزین مردمسالاری دینی نمایند.
مسلمانان در پرتو انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) به جای لیبرالیسم، اسلام را برگزیدند. بیداری اسلامی در جهان اسلام، آینده اسلامی را نوید میدهد؛ آینده مشترکی که غرب اشغالگر و استکباری در آن جایی ندارد.
قطعاً انتخاب امسال به عنوان سال پیامبراعظم(ص) که با استقبال اندیشمندان و مسلمانان جهان روبرو شده است، نقشی اساسی در خنثی کردن توطئه مشترک صهیونیستها، کفار، متحجران و تاریکاندیشان دارد تا همه مسلمانان در محور آن، ریسمان محکم الهی یعنی رسول خدا(ص) گرد هم آیند و وحدت و انسجام خود را روزافزون کنند.
این ابتکار تاثیرات متعددی خواهند داشت:
ـ اخوت، انسجام و یکپارچگی مسلمانان را در سطح دنیای اسلام تقویت میکند.
ـ محبت و علاقه به انقلاب اسلامی ایران را افزایش داده، عمق استراتژیک جمهوری اسلامی را در جهان اسلام توسعه میدهد.
ـ لزوم درگیری از آن اسوه حسنه به ویژه اخلاق، تربیت، استقامت، ایمان وجهاد نبوی برای مسلمانان جهان را یادآور میشود.
ـ مسلمانان را به بازگشت به اسلام نبوی(ص) و الگوهای رفتاری پیامبراعظم(ص) در همه ابعاد اخلاقی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی فرا میخواند.
ـ با تقویت خودباوری در بین مسلمانان از انفعال و خودباختگی آنان در برابر دنیای استکباری غرب جلوگیری نموده و روح امید و نشاط و حرکت به جلو و آینده درخشان اسلامی را در مسلمانان زنده میکند.
2- عرصه بینالمللی
درباره شرایط بینالمللی تاثیرگذار در نامگذاری امسال به دو زمینه مهم باید اشاره کرد:
ـ تلاش جدید دشمنان برای اسلامزدایی و تحریف چهره نورانی اسلام.
ـ توهین روزنامه دانمارکی و دیگر روزنامههای غربی به ساحت پیامبراعظم(ص)
در زمینه اول به تلاش وسیع صهیونیستها ودشمنان برای کنار زدن اسلام از صحنه جوامع غربی توجه میکنیم. آنان برخلاف شعارهای آزادی خواهانه و تساهل و تسامح، مظاهر اسلام را برنمیتابند. مثلاً با وجود آن که طبق مبانی دموکراسی غربی، افراد در انتخاب نوع پوشش آزادند، حجاب زنان و دختران مسلمان را تحمل نمیکنند و مسلمانان را به دلیل رعایت شعایر اسلامی، از حقوق اولیه همانند تحصیل در مدارس بازمیدارند.
آنان از گرایش وسیع مردم در غرب به اسلام وحشت کردهاند، لذا با تبلیغات گسترده سعی دارند چهره نورانی اسلام را تخریب کنند. این اقدام به ویژه پس از واقعه یازدهم سپتامبر 2001 میلادی شدت گرفت. آنان با سوءاستفاده از حوادث 11 سپتامبر، مسلمانان را عامل آن معرفی کرده، اسلام را دین خشونت، تعصب کور و ترور تبلیغ کردند. بر این پایه مسلمانان نیز بیمنطق، حسود، متحجر، خشن و تروریست معرفی شدند و با این زمینهسازی، اسلامزدایی را با عنوان مبارزه با تروریسم پی گرفتند. در کنار اسلامزدایی محور دیگر اقدام آنان تحریف اسلام با ارائه اسلام آمریکایی بود. آنان تلاش کردند برخلاف مسلمات اسلام، آن را موافق با سکولاریسم (جدایی دین از سیاست)، نظام سرمایهداری، ارتباط نامشروع زن و مرد و مانند آن معرفی کنند. با توجه به این اقدامها، ضروری مینمود تا مردم در اروپا و آمریکا به این حقیقت پی ببرند که اسلام نه دین استبداد، ترور و عقبماندگی است و نه دین سکولار و مانند آن و شناخت این حقیقت جز با رجوع به کانون بعثت اسلام یعنی پیامبراعظم(ص)، ناممکن بود.
* رهبر معظم انقلاب اسلامی با نامگذاری امسال، همگان را اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان به سرچشمه هدایت الهی رهنمون کردند تا اسلام ناب را از منشاء اصلی و سرچشمه فیاض آن دریافت کنند و دریابند که اسلام بنیادیترین نیاز جوامع امروز و رحمت برای همه جهانیان است.
زمینه دیگر نامگذاری امسال به توهین روزنامه دانمارکی و دیگر روزنامههای غربی به ساحت قدسی رسول خدا(ص)، در سال گذشته برمیگردد.
نومحافظهکاران حاکم بر آمریکا و اروپا که از احیای اسلام و گرایش روزافزون به اسلام به وحشت افتادهاند و منافع نامشروع خود را در ایجاد جنگی جدید علیه اسلام و ایران میبینند، در قالب انتشار کاریکاتورهای حضرت محمد(ص)، به تحریک احساسات مذهبی مسلمانان برآمده و در صددند با سربازگیری جدید، به گمان خود جنگ صلیبی جدیدی بین تمدن غربی و اسلامی به راه اندازند.
بیگمان حمله به مسلمانان و کشورهای اسلامی، نیازمند زمینهسازی افکار عمومی در غرب است. بخشی از این زمینهسازیها پس از حادثه یازده سپتامبر 2001 ایجاد شد و رسانهةای غربی با صحنهسازی، تنفر از اسلام را در بین آمریکاییان واروپاییان پراکندند. اما به دلیل هوشیاری مسلمانان آن گونه که باید، دشمن به هدف خود نرسید. شواهد حاکی است، طراحان و ناشران کاریکاتورهای توهینآمیز نسبت به ساحت مقدس رسول خدا(ص) به دنبال اهداف زیر بودند:
ـ تحریک نژادپرستان اروپایی علیه اسلام و مسلمانان؛
ـ سربازگیری برای حمایت از جنگ آمریکاو انگلیس علیه ایران؛
ـ بسیج اروپاییان برای جنگ تمدنها علیه جهان اسلام (جنگهای صلیبی جدید)؛
ـ احیا و تقویت دشمنی با اسلام در اروپا و آمریکا.
وحشت سرمایهداران غربی و صهیونیستها از رشد و گسترش اسلام در اروپا و آمریکا که منافع نامشروع و ظالمانه آنان را به خطر انداخته است، باعث شده تا چهره نورانی اسلام را با عبارات موهنی چون تروریسم، استبداد نئوکراتیک و مانند آن تخریب کنند و همه اینها را با عنوان آزادی بیان توجیه نمایند.
واقعیت این است که اسلام در قلب اروپا و آمریکا در حال گسترش است و عمق استراتژیک اسلام تا آنجا گسترش یافته است. بنابراین، خطر برای دشمنان اسلام جدی است. آنان با انتشار کاریکاتورها در دو سطح، هدفهای خود را دنبال میکنند.
سطح داخلی (اروپا و آمریکا)
در این سطح آنان به جنگ دینی یا تمدنی با مسلمانان میاندیشند و در پی جنگ جهانی صلیبی علیه مسلمانانند. به ویژه در رابطه با دنیای اسلام، ایران برای آنان از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا با پیروزی انقلاب اسلامی، اسلام احیا شده است. اسرائیل در خطر جدی قرار گرفته، مسلمانان در سراسر جهان، هویت خود را بازیافته، احساس خودباوری و افتخار میکنند و حرکت رو به جلوی دنیای اسلام، منافع نامشروع سرمایهداران صهیونیست جهانی در جهان اسلام و خاورمیانه رابه خطر انداخته است. پیشرفتهای ایران، در فناوریهای نظامی، تسلیحاتی، سلولهای بنیادی و به ویژه انرژی هستهای آنان را به وحشت انداخته است. آنان دو سه چشمه را در معرض هجوم ناجوانمردانه خود قرار دادهاند:
ـ اسلام و کانون نورانی همیشه جاوید آن یعنی پیامبراعظم(ص) با انتشار کاریکاتورها.
ـ نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان حامی و احیاگر اسلام در عصر جدید، با حمله به مقدسات شیعی مانند حرم امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) و اتهامات نقض حقوق بشر، تروریسم، دستیابی به سلاح هستهای، نبود آزادی و مانند آن.
عجیب این است که اقدامهای موهن خود را با نام آزادی میان توجیه میکنند و عجبا کسانی که اهانت به مقام شامخ رسالت را آزادی بیان میدانند! حاضر نیستند حتی کوچکترین انتقاد و تحقیقاتی درباره واقعه کاذب هولوکاست و اسرائیل بشنوند. اندیشمندان بزرگی چون «روژه گارودی» و دیگران را محاکمه میکنند، از ایران میخواهند نه تنها از انرژی هستهای و فناوری آن، بلکه حتی از تحقیقات هم دست بردارد. بدینسان بربریت قرون وسطی دوباره به اروپا و غرب بازگشته است.
پیامهای نامگذاری سال 1385 به نام پیامبراعظم(ص)
بیگمان نامگذاری امسال از سوی رهبر انقلاب اسلامی دارای پیامهای ارزشمندی به ملت ایران و مسلمانان جهان است و همان گونه که ایشان فرمودند، این پیام را باید با همه وجود و با همه دل دریافت کنیم و به اقتضای ان پیش برویم و جامعه ما از فرد و مجموعه باید روز به روز خود را به آنچه پیامبر(ص) برای آن کمر همت بست و آن تلاش و مجاهدت را مبذول کرد، نزدیک کند. بر این اساس چند سرفصل از آن را به عنوان سرمشق کارها بیان میکنیم.
1- پیام وحدت
مقام معظم رهبری به لقب «اعظم» که بیشتر در گفتمان برادران اهل سنت به کار میرود، پیام وحدتبخش دین را به همه مسلمانان در ایران وجهان ابلاغ کردهاند؛ در حالی که دنیای استکباری غرب در جبههای واحد به نبرد علیهالسلام ومسلمانان روی آورده است و با انواع تهاجم فرهنگی، سیاسی، امنیتی و نظامی به ویژه پس از یازده سپتامبر 2001 ، اقدامهای خود را تشدید کرده است و به ساحت مقدس رسول خدا(ص) جفا نموده و برای جلوگیری از همدلی و همگرایی و اتحاد مسلمانان، تلاش دارد جنگهای مذهبی و قومی در مناطق مسلماننشین بپا کند، ضروری است تا با تمسک به جایگاه بلند رسول اعظم(ص)، مسلمانان اتحاد، انسجام و یکپارچگی خود را تحکیم نموده، با بنیان مرصوص به مقابله با دشمن و دفاع از کیان اسلام برخیزند. رهبر عظیمالشان انقلاب اسلامی برای جلوگیری از توطئه دشمن، با نامگذاری امسال، این ندای قرآن را به گوش مسلمانان رسانید که: «به ریسمان محکم خداوند چنگ زنید و متفرق نشوید.»(7)
2- اقتدا به پیامبراعظم(ص)، در حکومتداری
با روی کار آمدن دولت دکتر محمود احمدینژاد و طرح شعار «دولت اسلامی»، شرایط جدید و فرصت مناسبی برای دستیابی به آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی به وجود آمد. نامگذاری امسال، این پیام را به دولتمردان جمهوری اسلامی میدهد که اگر در پی ایجاد دولت خالص اسلامی هستند، باید به نبیاکرم(ص) اقتدا کنند، سیره سیاسی آن حضرت را در امور داخلی و خارجی و بینالمللی سرلوحه کار خود قرار دهند، سیره اخلاقی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی پیامبر(ص) را به عنوان سند چشمانداز نهایی دولت اسلامی بنگرند، هر چه میتوانند بر آن تلاش کنند و مشکلات کشور را در سطوح مختلف حل کنند. نامگذاری هدایتگرانه امسال برای دولت مردمی، یعنی سال خیزش و حرکت بزرگ و رو به جلو.
3- الگودهی به ملت انقلابی
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 به رهبری امام خمینی(ره)، ملت بزرگ ایران با رویکردی حکومتی و نظاممند برای تحقق اسلام ناب محمدی میکوشد و تاکنون مراحل مختلف حرکت به سوی جامعه و تمدن اسلامی را با محوریت پیامبر(ص) و جانشینان آن حضرت با موفقیت پیموده است، چنان که رهبر معظم انقلاب بر این نکته تاکید میکند:
«در این مقطع زمانی یاد و نام مبارک پیامبر اعظم(ص) از همیشه زندهتر است و این یکی از تدابیر حکمت و الطاف خفیه الهی است. امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیغمبر خود نیازمند است. به هدایت او، به بشارت و انذار او و به پیام و معنویت او و به رحمتی که او به انسانها درس داد و تعلیم داد. امروز درس پیغمبراکرم(ص)، برای امتش و برای همه بشریت درس عالم شدن، قوی شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبیعی نام مبارک پیامبر اعظم(ص) است و در سایه این نام و این یاد، ملت ما درسهای پیغمبر را باید مرور کند و آنها را به درسهای زندگی و برنامههای جاری خود تبدیل کند.»(8)
پیامبر خدا(ص) الگو و سرمشق برای همه ملتهای مسلمان و به ویژه ملت ایران است. به فرموده رهبر معظم انقلاب، باید پیام نامگذاری امسال را با همه وجود دریافت کنیم و به اقتضای آن پیش برویم، نه این که فقط سال را متبرک کنیم.(9) در پایان، لازم است برخی از سرفصلهایی که باید سرمشق کارها قرار گیرد معرفی گردد:
ـ تکمیل مکارم اخلاق: یعنی خود را در صفات نیکو تابع پیامبر خدا(ص) کنیم و صفات زشت را کنار بگذاریم.
ـ ایستادگی و استقامت در مقابل دشمن: یعنی در مقابل فریبها و تهدیدهای دشمن و سختی و دشواری راه بایستیم تا به قله پیروزی برسیم.