نخستین قرارداد بینالمللی برای محدودسازی استفاده از سلاحهای شیمیایی به سال 1675 میلادی برمیگردد. هنگامی که فرانسه و آلمان با امضای موافقتنامهای در استراسبورگ درباره ممنوعیت کاربرد گلولههای سمی به توافق رسیدند.
دویست سال بعد در سال 1874 میلادی «کنوانسیون بروکسل درباره حقوق و قوانین جنگ» کاربرد سموم یا سلاحهای سمی و نیز سلاحها، پرتابهها و موادی را که باعث مصدومیت و رنج غیرمعمول میشود، ممنوع اعلام کرد.
پیش از پایان قرن نوزدهم و در سال 1899 میلادی کنفرانس بینالمللی صلح در لاهه برپا شد و منجر به امضای موافقتنامهای در ممنوعیت استفاده از پرتابههای جنگی محتوی گاز سمی گردید.
دولتهای غربی و تجهیز عراق به سلاح شیمیایی
با وجود اینکه کشورهای اروپایی همچون آلمان و فرانسه از قرنها پیش در ممنوعیت استفاده از سلاحهای شیمیایی پیشگام شدهاند، اما اسناد و مدارک حاکی از آن است که این کشورها در عمل به قراردادهای بینالمللی چندان پایبند نبوده و با هدف تجاری در تجهیز دیگر کشورها به این سلاحها نقش اساسی داشتهاند. نمونه بارز این ادعا نقشی است که کشورهایی از این دست در تجهیز رژیم بعث به سلاح شیمیایی ایفا کردهاند.
سرتیپ «عبدالرزاق السامرایی» که مسئول راهاندازی بخش سلاحهای شیمیایی در نیروی هوایی رژیم بعثی بوده است در خاطرات خود در این باره چنین میگوید: من در 25 اکتبر 1979 (3/8/58) در یک مأموریت سری برای تهیه تجهیزات تولید سلاحهای شیمیایی، رهسپار آلمان غربی شدم. پس از مذاکره با مسئولان شرکت آلمانی «KarlKolb»، قراردادی در این مورد امضا کردم، اما به دلیل اجرا نشدن کامل این قرارداد، بنا شد که آنان خود به عراق سفر کنند.
پس از چندی، مسئولان شرکت مزبور با کارشناسان نظامی ارتش در عراق ملاقات کرده، راهنماییهای فنی لازم را در خصوص ساخت و تولید گازهای سمی و ترکیبی ـ از جمله گاز تابون (Tabon) و موستارد (Mustard) و گازهای اعصاب که قادر است نزدیک به یک صد هزار نفر را نابود کند ـ ارائه دادند.
همچنین با امضای یک قرارداد خرید گلوله و موشک شیمیایی با شرکتهای آلمانی توانستیم بیش از 10755 کلاهکش شیمیایی ـ اعم از بمب، گلوله توپ و موشک ـ وارد کنیم و با ذخیرهسازی 1005 تن مواد شیمیایی، میزان ذخایر این مواد را در انبارها به پنج هزار تن افزایش دهیم.
بدین ترتیب، عراق پس از تلاشهای بسیار توانست مقادیر زیادی مواد میکروبی شامل پانصد هزار لیتر (130 هزار گالن) ماده بسیار سمی «پوتولیمن» و پنجاه هزار لیتر (13 هزار گالن) ماده «انتراکس» ـ موسوم به «اخگر خبیث» ـ تولید کند.
در زرادخانه شیمیایی عراق، حداقل سی هزار تن مواد گازی و مایع سمی از جمله گاز خردل، خردل فسفری و گوگردی و گازهای اعصاب مانند سارین، تابون، سرمان، هیدروژن سیاتید و گازهای تاولزا وجود داشت. گاز خردل، در کارخانههای «التاجی» به طور خیلی محرمانه ساخته و در موشکهای جنگندههای نیروی هوایی تعبیه میشد.
از سوی دیگر، عراق تکیه زیادی بر نیروهای هوایی خود داشت. این ویژگی باعث شد که به استفاده از سلاحهای کمکی در نیروی هوای روی آورد. بدین رو، فکر کاربرد سلاح شیمیایی در نیروی هوایی مطرح و با استقبال روبهرو شد، زیرا از نظر اقتصادی، این کار مقرون به صرفه بود.
به همین دلیل، سرتیپ ستاد «عبدالرزاق السامرایی» که از افسران متخصص نیروی هوایی در امور شیمیایی بود، به فرانسه اعزام شد تا با شیوههای کاربرد گازهای شیمیایی در موشکها آشنا شود. او پس از سه سال به عراق بازگشت و بخش گازهای شیمیایی را در این نیرو راهانداز کرد.
دکتر حسین شهرستانی وزیر نفت دولت فعلی عراق و از دانشمندان هستهای این کشور که به علت مخالفت با صدام سالها زندان بوده است میگوید: فعالیت هستهای صدام از سال 1980 (59) آغاز و در بخش شیمیایی در سال 1982 (61) با کمک تعدادی از شرکتهای آمریکایی جهت تولید گاز اعصاب و سارین توسعه یافت.
دکتر گراهان پییرسون (از محققان ساخت عوامل جنگهای بیولوژیک در دپارتمان صلح دانشگاه برادفورد انگلیس) نیز به این امر اذعان دارد. فقط وی معتقد است اقدام عراق برای کسب توانمندی BW (بیولوژیک)، از سال 1976 (53) آغاز شد و یک سال بعد در 1975 (54) عراق اجرای 78 پروژه تحقیق و توسعه را در مرکز آل سلمان آغاز کرد و در سال 1985 (64) قادر به تولید انبوه عوامل میکروبی سیاه زخم و سم بوتولیسم بود.
جیمز وولسی رئیس سابق سازمان سیا معتقد است میکروب سیاه زخم در بسیاری از آزمایشگاههای آمریکا قابل دسترسی بود و از سوی کشورهای مختلف و از جمله عراق در دهه 80 توزیع شد.
فجایع شیمیایی رژیم بعث در هشت سال دفاع مقدس
اقدام عراق برای دستیابی به تکنولوژی و ذخایر شیمیایی متعاقب شکستهای عراق و استفاده از جنگ شیمیایی به عنوان یک راهحل ممکن برای مشکلات نظامیاش آغاز شد.
در زمستان 1359 ـ یعنی چند ماه بعد از جنگ تحمیلی ـ عراق از گلولههای شیمیایی که غالباً گاز اشکآور و تهوعزا بود، استفاده نمود که استفاده از آن کاملاً محدود و احتمالاً آزمایشی بود. اما از اواسط سال 1362 حملات هدفمند شیمیایی عراق علیه ایران آغاز گردید و در طول جنگ بیش از سی حمله علیه مناطق مسکونی انجام شد. حمله به سردشت در تیرماه 1366 فجیعترین آن بود. در این حمله از جمعیت 12 هزار نفری سردشت 130 تن کشته و چهار هزار نفر مصدوم شدند.
در مردادماه 1362 هفت حمله شیمیایی مهم در منطقه عملیاتی شمال غرب کشور شامل منطقه عملیاتی والفجر2، پیرانشهر و حاج عمران صورت گرفت. در منطقه حاج عمران بعد از انفجار بمبها در حملههای 17 و 18 مرداد 1362 دود سیاهرنگی در منطقه پخش شد و ذرات ریزی روی زمین،تجهیزات و نیروها را گرفت و بوی تند خاصی مشابه سیر در منطقه پخش شد. پس از 3-2 ساعت نیروها دچار قرمزی چشم شدند و 7-5 ساعت بعد استفراغ شروع شد.
در آبان ماه 1362 منطقه وسیعی از غرب کشور چند روز پس از عملیات والفجر 4، با گاز خردل بمباران شد که ده نفر از مردم شهر بانه و سردشت شهید شدند.
در تاریخ سوم اسفندماه 1363 در جنوب در روز چهارم عملیات خیبر، عراق بدست به عملیات شدید شیمیایی با استفاده از گاز خردل زد و طی 48 ساعت حدود 5 تن گاز خردل را با یکصد بمب بر روی رزمندگان ریخت که نتیجه آن 2100 نفر مصدوم بود.
در تاریخ نوزدهم اسفندماه 1362 بر اثر حملات شیمیایی عراق در جزایر مجنون 543 رزمنده با گاز خردل مصدوم و تعدادی شهید شدند. با این وجود بعد از اعتراضات ایران و اعزام تعدادی از مصدومین شیمیایی به بیمارستانهای کشورهای اروپایی و اعزام هیاتهای کارشناسی سازمان ملل طی سال 1362 به بعد، در زمستان 1365 عراق برای نخستین بار به عنوان کاربرد جنگافزارهای شیمیایی علیه نیروهای ایرانی معرفی شد.
در روز بیست و دو اسفندماه 1363 عراق حملات شیمیایی شدیدی را در جزایر مجنون از سر گرفت که از مجموعه گاز خردل و گاز اعصاب علیه سربازان ایرانی استفاده نمود که در نتیجه آن 2231 نفر مصدوم و 32 نفر شهید شدند.
در بعدازظهر چهارشنبه بیست و سه بهمن ماه 1364 عراق با استفاده از هواپیما منطقه آزاد شده فاو را به شدت مورد حمله شیمیایی قرار داد که این حملات عمدتا با گاز اعصاب و کمتر خردل بوده است و طی دو روز تعداد مصدومین شیمیایی در منطقه فاو ناشی از گازهای خردل، اعصاب ـ سیانید ـ به 8500 نفر رسید.
متأسفانه آنکه در صبح هشتم اسفندماه 1364 بیمارستان صحرایی حضرت فاطمه زهرا(س) به وسیله ده فروند هواپیمای عراقی بمباران شیمیایی شد و به همین دلیل با مصدومیت عده کثیری از کارکنان بیمارستان، این مرکز درمانی برای مدت طولانی از فعالیت باز ایستاد.
در تاریخ دهم دی ماه 1365 یک بیمارستان صحرایی در سومار در اثر بمباران شیمیایی با گاز خردل به شدت آلوده شد و جمع زیادی از کادر پزشکی این بیمارستان مصدوم شدند که آمار موجود 400 مصدوم و 20 شهید را گزارش مینماید.
در روز پنجشنبه بیست و هفتم اسفندماه 1366 شهر حلبچه در استان کردستان عراق و روستاهای اطراف به شدت مورد حملات شیمیایی با گاز اعصاب و سیانید قرار گرفت و در این فاجعه 5000 کشته و 7000 مصدوم بجا ماند که در روزهای بعد جادههای ارتباطی روستاهای اطراف را با گاز خردل نیز مورد حمله قرار داد.
در بهار 1367 با فعال شدن مجدد جبهههای عملیاتی جنوب حملات شیمیایی عراق نیز مجددا در این مناطق شدت یافت که در بیست و هشتم فروردین ماه 1367 عراق حمله وسیع شیمیایی را به منطقه فاو در خطوط مقدم و پشتیبانی آغاز کرد.
در روز پنجشنبه اول اردیبهشت ماه 1367 عراق روستاهای خوزستان در اطراف دار خونین و هویزه را با گاز اعصاب و سیانید مورد حمله قرار داد و در همین روز مناطق واقع در اطراف جاده اهواز ـ خرمشهر را نیز مورد حمله قرار داد.
در تاریخ چهارم تیرماه 1367 حمله عراق به جزایر مجنون با عوامل شیمیایی آغاز شد و شدت حمله به حدی بود که با مصدوم نمودن سربازان و گرد و خاک حاصله عرق جزایر مجنون را تصرف نمود. با توجه به ناپایداری گاز اعصاب بعد از مدتی عراقیها وارد منطقه شدند.
و سرانجام آخرین حمله شیمیایی عراق در مردادماه 1367 در شهر اشنویه اتفاق افتاد که با پرتاب 8 بمب از یک هواپیمای ملخی با استفاده از گاز خردل انجام شد که 2680 مصدوم غیر نظامی بر جای گذاشت و بعد از توقف جنگ ایران و عراق، رژیم عراق حملات شیمیایی را متوجه مخالفان و مناطق کردنشین عراق نمود.