تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۶۱۶۹۵
آخرین گفت‌وگوی سفیر چین در تهران:
نویسنده: سرگه بارسقیان مقدمه: سفیر جمهوری خلق چین چمدان هایش را با انبوهی از خاطرات و مخاطرات می بندد تا محل ماموریت پنج ساله اش را به مقصد پکن ترک کند؛ <لیوجن تانگ> 62 ساله که زبان عربی را در دانشگاه زبان های خارجی شماره 2 پکن آموخته و دو سوم عمر دیپلماتیک خود را در خارج از موطنش و در جهان عرب (مصر، اردن، سوریه، سودان) گذرانده و خلعت سفارت را در لبنان از تن به درآورد و در تهران بر تن کرد؛ در بازگشت به سرزمین اژد های زرد جز <بازنشستگی> چیز دیگری در انتظارش نیست. سفیری که دستانش را بر هم فشرده و می گوید <احساس می کنم در بهشت زندگی می کنم و خوشبختم؛ چون کشورم توسعه خوبی دارد ایران را با خاطره دوبار صعود به دماوند و وداع با طعم چلوکباب کوبیده و زرشک پلو با زعفران ترک می کند با این امید که در موطنش برای توسعه روابط تهران -پکن تلاش های بیشتری به عمل آورد و این آرزو که تعداد ایرانیان آشنا به زبان چینی، به تعداد فارسی زبانان آشنا به زبان انگلیسی برسد! استدلال جن تانگ این است: آشنایی بیشتر پیش شرط توسعه گسترده تر روابط است. آقای سفیر چهره مسلط چینی اش را کمی با چاشنی لبخند درمی آمیزد تا بگوید: <مردم ایران اطمینان داشته باشند مردم چین دوست همیشگی آنها هستند و ما امیدواریم با کوشش های دو طرف جاده چندهزار ریالی ابریشم بار دیگر احیا شود.> آنچه در گفت وگوی 90 دقیقه ای لیوجن تانگ با اعتماد ملی گذشت تلاشی بود برای هدایت سوالات به وادی صراحت و امتناع دیپلمات چینی از ورود مستقیم و بی پرده به برخی حوزه های چالش برانگیز، آخرین گفت وگوی سفیر چین در تهران اینگونه رقم خورد.

* در چمدانتان چه کارنامه ای از توسعه روابط ایران و چین طی پنج سال حضورتان در تهران (از 2002 تا 2007) به همراه دارید؟
** طی این پنج سال روابط دو کشور شاهد رشد بسیار خوبی بوده و اعتماد متقابل در زمینه سیاسی با رشد روزافزونی روبه رو بوده است. در ماه ژوئیه سال 2006 و آگوست سال جاری رئیس جمهور ایران در دیدار با همتای چینی خود در حاشیه اجلاس سران همکاری شانگهای در شانگهای و بیشکک ملاقات مهمی داشت که درخصوص توسعه روابط ایران و چین به توافق رسیدند.
طی 5 سال اخیر همکاری های دو طرف در زمینه اقتصادی گسترش قابل ملاحظه ای داشته است چنانکه در سال 2002 (سال نخست ماموریتم در تهران) حجم روابط تجاری ایران و چین 3 میلیارد و 700 میلیون دلار بود که امسال از رقم 20 میلیارد دلار گذشت. به عبارتی با رشد 4/5 برابری مواجه بوده است. مراودات مردمی هم طی این سال ها رشد صعودی داشته است. میزان تردد چینی ها در ایران در سال 2002 حدود 10 هزار نفر بود اما امسال به حدود 60 هزار نفر رسید. رشد روابط دوجانبه در زمینه های مختلف فرهنگی، ورزشی، آموزشی، هنری، باستان شناسی و... هم قابل بررسی است و خلاصه اینکه طی 5 سال اخیر رشد روابط دو کشور قابل تحسین بوده است.
* اما به موازات گسترش کمی و کیفی روابط ایران و چین، برخی عوامل خارجی هم در روند مناسبات دو جانبه مانع تراشی می کنند؛ چنانکه در الگوی روابط تهران- پکن پارامتر های خارجی و طرفین ثالث هم توان قابل اعتنایی دارند.
** هر دو کشور ایران و چین مشی مستقلانه و صلح طلبانه ای دارند و توسعه روابط دوجانبه علیه هیچ طرف دیگری نیست، بالعکس رابطه تهران- پکن به نفع صلح و ثبات منطقه وجهان است.
چین هیچگاه در امور داخلی دیگر کشور ها دخالت نمی کند و خواهان دخالت هیچ کشوری در امور داخلی خود نیست و در سیاست خارجی معتقد به احترام متقابل و منافع مشترک است. پکن بر اساس قوانین بین الملل و منشور ملل متحد عمل می کند و خواهان آن است که از طریق گفت وگو های تمدنی راه توسعه را پس گرفته و با حسن نیت با طرف مقابل برخورد کند.
* در نخستین سال ماموریت شما در تهران، مساله فعالیت های هسته ای ایران ابعاد فراملی و جهانی یافت و به کانون توجه قدرت های بین المللی بدل گشت که در این میان چین همچون ناظری نگران و کنشگری تاثیرگذار ظاهر شد. پکن با چنین گستره روابطی با تهران و نیز روابط حسنه اقتصادی با ایالات متحده آمریکا و همچنین تصاحب یکی از پنج کرسی دائمی شورای امنیت با چه دیدی به پرونده هسته ای ایران می نگرد؟
** سیاست اصولی و بنیادین چین حفظ صلح جهانی برای ارتقای توسعه همگانی است. در این میان چین درباره مساله هسته ای ایران مواضعی پنج گانه دارد که بدین قرار است:
1-چین به عنوان عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و عضو جامعه بین الملل مخالف گسترش سلاح های کشتار جهانی است.
2-چین معتقد است کلیه 192 کشور عضو سازمان ملل بایستی طبق مقررات منشور ملل متحد عمل کنند. بر این باور است که تمام امضاکنندگان معاهده ( NPTمعاهده منع تولید و تکثیر سلاح های کشتار جمعی) باید به تعهدات خود پایبند باشند، ضمن اینکه امضا کنندگان NPT حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را دارند.
3-از سال 2003 که مساله هسته ای ایران مطرح شد چین همواره خواهان آن بوده که این مساله نیز همچون دیگر چالش های بین المللی از طریق مسالمت آمیز و در چارچوب مذاکره بین طرفین حل و فصل شود و بر این اساس مخالف رسیدگی به مساله از طریق تهدید با توسل به زور است.
4-بدیهی است که برخی کشور های غربی درباره فعالیت های هسته ای ایران نگرانی هایی دارند که طریقه رفع این نگرانی ها که مورد حمایت پکن است، مذاکره ایران با طرف اروپایی و خاویر سولانا نماینده 1+5 و نیز آژانس بین المللی انرژی اتمی است و امیدوار است تا تهران در فرآیند همکاری هایی که با آژانس انجام می دهد به توافقی نهایی دست یابد. همزمان با آن پکن امیدوار است تا تهران اقدامات انعطاف پذیری درباره تعلیق غنی سازی اورانیوم به انجام رساند.
5-چین امیدوار است تا مساله هسته ای ایران به شیوه ای مناسب و مرضی الطرفین حل و فصل شود تا مردم ایران بتوانند تمام توانایی های خود را در مسیر توسعه همه جانبه بروز و ظهور دهند که این امر به ارتقای سطح پیشرفت و زندگی کمک شایانی خواهد کرد.
* چین همواره اعلام می کند که خواهان حل مسالمت آمیز مساله هسته ای ایران بدون توسل به تهدید است و از سوی دیگر به عنوان عضو دائم شورای امنیت به دو قطعنامه تحریم ها علیه ایران (قطعنامه های 1737 و 1747 شورای امنیت) رای مثبت داده است. آیا اعمال تحریم علیه تهران- ولو آنگونه که مخالف دائمی آن باشید-گامی است در راستای حل و فصل مسالت آمیز پرونده هسته ای ایران؟ این تناقض چگونه قابل توجیه است؟
** قصد چین از رای مثبت به دو قطعنامه شورای امنیت این بود که ایران را به سمت انجام اقدامات واقعی درباره تعلیق غنی سازی هدایت کنیم. تحریم ایران هدف ما نیست. امیدواریم که اقدامات ایران به حل مساله کمک کند نه اینکه پرونده به بن بست برسد. با این توضیح می توان نتیجه گرفت که چین هم نگران فعالیت های هسته ای ایران است که تعلیق غنی سازی اورانیوم از سوی تهران را درخواست می کند.
5 نقطه نظر چین پیرامون پرونده هسته ای ایران انعکاس دهنده مواضع اصولی پکن است؛ البته هر 5 نقطه نظر در مجموع مدنظر ماست، به عبارت دیگر برای پکن این نقطه نظرات با هم مورد اتکا قرار می گیرند.
* شما از یک طرف به حق تمامی امضاکنندگان NPT برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای اشاره می کنید و از طرف دیگر خواهان تعلیق غنی سازی از سوی ایران هستید که یکی از امضا کنندگان و مجریان NPT است. این می تواند نشانگر این باشد که چین هم همچون دیگر کشور های غربی نگرانی هایی درباره ماهیت فعالیت های هسته ای ایران دارد؟
** موضع کشور های اروپایی درباره تعلیق غنی سازی از سوی ایران را از سفرای این کشور ها در تهران بپرسید.
* ما پرسیدیم و سفیران سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه در گفت وگو با روزنامه اعتماد ملی گفتند تعلیق غنی سازی اقدامی اعتمادساز از جانب ایران است که زمینه را برای مذاکرات جدی تر با تهران فراهم می کند. چین که به قافله حامیان تعلیق از سوی ایران پیوسته چه استدلالی درباره این اقدام تهران دارد؟
** من پاسخ سوال شما را داده ام. 5 نقطه نظر چین درباره مساله هسته ای، پاسخ شما را به روشنی بیان می کند. از این مبحث بگذریم و لطفاً سوالات دیگری مطرح کنید.
* برخی تحلیلگران با اشاره به مناسبات رو به تزاید چین و ایالات متحده آمریکا در حوزه مبادلات تجاری و مقایسه حجم همکاری های اقتصادی پکن- واشنگتن با پکن-تهران بر این باورند که چین در بزنگاه آخر بین ایران و آمریکا دومی را برخواهد گزید. این فرضیه تا چه میزان قابل پیش بینی است؟
** در سال گذشته حجم روابط تجاری جمهوری خلق چین و ایالات متحده آمریکا حدود 260 میلیارد دلار بود که در سال جاری به مرز 280 میلیارد دلار رسیده است. امسال اگر حجم همکاری های تجاری ایران و چین به رقم 20 میلیارد دلار برسد در مقایسه با حجم مبادلات تجاری چین و آمریکا چیزی در حدود یک درصد آن است و به خرده روابط پکن - واشنگتن هم نمی رسد. از این لحاظ از روابط تجاری فعلی ایران وچین راضی نیستم. اگرچه طی 5 سال اخیر حجم مبادلات تجاری دو طرف 5 برابر افزایش یافته است. اما همچنان متناسب با ظرفیت های بالای دو طرف نیست. ضمن اینکه چین با تمام کشور های جهان رابطه دوستانه و صمیمانه برقرار می کند بالاخص از لحاظ تجاری، حال این کشور ها بزرگ باشند یا کوچک، قوی باشند یا ضعیف. نمی توان با ارقام مقایسه کرد، بلکه بسته به شرایط است. چین با حدود 190 کشور جهان بر اساس اصول برابری و منافع مشترک رفتار می کند، ایران هم از این منطق پیروی می کند. شما همسایه ای دارید به نام بحرین که مساحتش 700 کیلومتر مربع است با 200 هزار نفر جمعیت ولی با آن روابط دوستانه و صمیمانه دارید.
* چین اخیراً اعلام کرد که در جلسه معاونان وزارت خارجه 1+5 در برلین حاضر نمی شود که موجب تعویق آن نشست شد که قرار بود به بررسی اعمال تحریم های بیشتر بپردازد. آیا این غیبت که به لغو جلسه انجامید حاکی از مخالفت پکن با اعمال تحریم های فزاینده علیه ایران است یا چین در واکنش به سفر دالایی لاما (روحانی تبتی) به آمریکا و استقبال مقامات کاخ سفید از وی، از اعزام نماینده ای به برلین سر باز زد؟
** چین از همکاری های ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی حمایت می کند و امیدوار است در این چارچوب توافقی حاصل شود که به حل و فصل مسالمت آمیز مساله هسته ای ایران بینجامد. من طی این 5 سال ایران را به خوبی شناخته ام. ایران سرقول خود می ایستد و بدقول نیست و قابل اعتماد است. فرض ما بر اساس نظرات مثبت است و امیدواریم ایران در چارچوب همکاری ها با آژانس به توافق دست یابد تا طبق آن عکس العمل مثبتی اتخاذ شود. ما با همین امیدواری به روند امور می نگریم و انتظار داریم ایران درباره تعلیق دیدگاه انعطاف پذیری داشته باشد تا آنچه گفتید (احتمال اعمال تحریم های بیشتر) در حد تصورات باقی بماند.
* ولی تعلیق غنی سازی در فحوای همکاری های ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی نیست و اصولاچارچوب این همکاری ها، ابهام زدایی از پیشینه فعالیت های هسته ای ایران و شفافیت پرونده است و مواضع رسمی تهران هم نشان دهنده آن است که قصد انعطاف در موضع خود درباره عدم تعلیق غنی سازی را ندارد.
** امیدواریم که تهران قدم تازه ای بردارد تا روند امور به سمت حل و فصل مایل باشد.
* شما از مذاکراتی که درباره تعلیق نیست انتظار اتخاذ گام هایی از سوی ایران درباره تعلیق دارید. چه چیزی شما را امیدوار می کند؟
** دولت ایران با دولت چین نظرات مختلفی دارند. تعلیق بکنید یا نه، این موضع شماست. ما هم نظراتی داریم که گفتیم و معتقدیم به نفع شماست.
* چین هم نگران حمله آمریکاست؟ تا چه میزان احتمال می دهید پرونده هسته ای ایران درآینده قابل پیش بینی وارد فاز نظامی شود؟
** چین کشوری صلح طلب است و از استقرار صلح جهانی حمایت می کند و بر همین مبنا اصرار داریم که مساله هسته ای ایران به طور مسالمت آمیز حل و فصل شود. پس از جنگ دوم جهانی، خاورمیانه همواره عرصه جنگ هایی بوده که صدمه زیادی به مردم این منطقه وارد کرده است. بر این اساس نمی توانیم احتمال وقوع جنگی دیگر را بپذیریم. چین سیاست صلح طلبانه اش را پی می گیرد چون با اتکا به همین سیاست است که مسیر توسعه را با موفقیت پیموده است و توسعه را به موازات توسعه طرفین دیگر قابل معنا می داند. طی سال های اخیر میزان رشد اقتصادی چین حدود 10 درصد بوده که امسال به رقم 6/11 درصد رسیده است. چین برای مردمش محیط صلح آمیزی ایجاد کرده تا از آن طریق سطح زندگی مردم ارتقا یابد. آمار و ارقامی که موجود است گواه صداقت این ادعاست. در سال 1949 سن امید به زندگی در چین 35 سال بوده که در حال حاضر به 72 سال رسیده است. در همان سال تولید فولاد و آهن در چین حدود 450 هزار تن بود و این میزان در سال جاری به مرز 500 میلیون تن رسیده است که نیمی از تولید فولاد و آهن در جهان است. طی 29 سال پس از سیاست دروازه های باز ( GDPدرآمد تولید ناخالص داخلی) چین 360 میلیارد دلار بود و امروز از مرز 3000 میلیارد دلار گذشته است. حجم مبادلات تجاری در سال 1980 فقط 6/20 میلیارد دلار بود و امسال در حدود دوهزار میلیارد دلار است. این دستاورد ها به علت رهبری حزب کمونیست چین و سیاست صلح طلبانه و مستقلانه آن تحقق یافته است و همچنین با اتکا به سیاست دروازه های باز که چین را به بهترین دوره خود در تاریخ رسانده است. در حال حاضر در پکن هفدهمین دوره اجلاس حزب کمونیست چین در حال برگزاری است که در آن سیاست های تازه ای اتخاذ می شود. گرچه تلاش های فراوانی شده و سعی می شود تا بر اساس ویژگی های چین راه توسعه پیموده شود اما به اعتقاد ما، هنوز در مرحله ابتدایی جامعه سوسیالیستی هسیتم و راه طولانی توسعه علمی درپیش است تا اصل متعالی توسعه متعادل محقق شود. همچنین این نیاز احساس می شود که سیاست دروازه های باز گسترش بیشتری یابد. علاوه بر آن سیاستگذاران پکن در تلاشند تا ده سال آینده درآمد سالانه هر نفر چینی را به مرز 3 هزار دلار ارتقا دهند که گام بزرگی است. چین با جمعیتی بالغ بر یک میلیارد و 300 میلیون نفر (22 درصد جمعیت جهان) رقم سرانه اش 105 است که راه طولانی در پیش داریم تا به نقطه مطلوب برسیم؛ این راه طولانی زمانی طولانی می طلبد و شاید با کوشش چندین نسل به این نتیجه دست یابیم.
* این پاسخ سوال من نبود اما با آماری که ارائه دادید مشخص است که چه نتیجه ای حاصل می شود. ایران در فرآیند توسعه مبادلات تجاری چین دارای چه جایگاهی است؟
** به علت وجود شرایط مساعد، امکان گسترش همه جانبه روابط مهیاست، هر دو کشور ایران و چین سابقه تمدنی دیرین و شکوفایی دارند و مراوده ای چندهزار ساله دارند که نماد تاریخی آن جاده ابریشم است. آنچه چینی ها از ایرانیان آموخته اند کمتر از آموخته های ایرانیان از چینی ها نیست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش های نوینی برای توسعه روابط دوجانبه شد و آن هم به علت آن است که اهداف توسعه دو کشور یکسان است. هر دو کشور علاوه بر تلاش برای توسعه در زمینه های اقتصادی و اجتماعی درصدد ارتقای سطح زندگی شهروندان خود هستند و آرزوی مشترک تهران و پکن استقرار عدالت و برابری و عدم سلطه گری در عرصه جهانی است تا از طریق همکاری، مشکلات پیش رو را حل کنند. در زمینه اقتصادی، ایران و چین مکمل یکدیگرند. آنچه ایران به آن نیاز دارد چین آن را با کیفیت خوب و قیمت نازلتر تولید می کند. چین در زمینه حمل ونقل ، امور مخابراتی و انرژی صاحب تکنیک هایی است که ایران می تواند از آن بهره مند شود. علاوه بر آن توسعه و پیشرفت در حال رشد، نیاز چین به انرژی را روز افزون تر می کند، گرچه چین جزو 5 کشور تولید کننده، انرژی است و 94 درصد انرژی مصرفی داخلی را خود تامین می کند اما در حال حاضر حجم عمده نفت مورد نیاز چین را ایران تامین می کند که بالغ بر 10 میلیون تن نفت است. با این حال سطح همکاری های دو کشور از جنبه انرژی مطلوب نیست؛ چنانکه از سطح همکاری چین با سودان، ونزوئلاو عربستان پایین تر است همکاری های چین و عربستان در مقایسه چین با ایران بسیار بیشتر است. گرچه دو سال پیش ایران اعلام کرد سیاست نگاه به شرق را اتخاذ می کند که امیدواریم عملااین سیاست اجرا شود. امیدواریم سطح همکاری های چین و ایران در مقیاس با همکاری های چین و غرب باشد. با این حال ایران باید در زمینه انرژی بالادستی به سرعت سطح همکاری های خود را با چین ارتقا دهد؛ افزایش سرعت با ارتقای قدرت ملی در ارتباط مستقیم است. فرصت توسعه و همکاری همیشه مساعد نیست و موفقیت و پیروزی نصیب کسانی است که فرصت هایی را به موقع و با سرعت دریابند و از آن بهره مند شوند.
* با این حال نگران نیستید که هر نوع اقدام نظامی آمریکا، بازار مساعد چین در ایران را با خطر مواجه کند و آیا می توان گفت یکی از علل بنیادین مخالفت چین با حمله آمریکا و نیز اعمال تحریم های بیشتر، وابستگی آن به منابع انرژی ایران و بالاخص نفت است؟
** ابتکار عمل دست دولت ایران است. اگر ایران نگران نباشد دلیلی برای نگرانی ما نیست؟ شما میزبان هستید و ما به عنوان دوست، حقایقی را گفته ایم. ما نمی توانیم جایگزین شما شویم و به جای شما تصمیم بگیریم.
* آیا ابتکار عمل خاصی برای برون رفت از بن بست هسته ای و پیشنهادی برای مقامات تهران ارائه داده اید؟
** چین پیشنهاد خاصی را ارائه نکرده و آنچه نیاز است به سفیر ایران در چین و نیز وین (مقر آژانس بین المللی انرژی اتمی) منتقل می شود.
* غرب با مشاهده پیشرفت های دیپلماتیک در پرونده هسته ای کره شمالی، تهران را به پیروزی از الگوی پیونگ یانگ تشویق می کند. آیا چین هم به عنوان یکی از اعضای گروه ششجانبه در مذاکرات هسته ای کره شمالی چنین نسخه ای را تجویز می کند؟
** اهداف چین در برخورد با مساله هسته ای ایران و کره شمالی؛ به عبارتی پکن یکسان است. به عبارتی پکن امیدوار است مسائل از طریق مسالمت آمیز حل و فصل شود و ابهامات طرف مقابل مرتفع شود تا نتیجه مطلوب چه در خاوردور و چه در خاورمیانه محقق شده و صلح و ثبات برقرار شود. 
 چین خواهان مذاکره مستقیم ایران و آمریکاست. نمایندگان ایران درباره مساله عراق با نمایندگان آمریکا پشت یک میز می نشینند پس چرا درباره مساله هسته ای ایران این مذاکره انجام نمی شود؟ در حال حاضر ما در یک جامعه الکترونیکی زندگی می کنیم و مشکلی وجود ندارد که نتوان آن را حل کرد.
* اظهار امیدواری کردید که ایران سیاست نگاه به شرق را عملی سازد، محافظه کاران ایران هم در بدو تصاحب خانه های قدرت گوشه چشمی هم به الگوی چینی داشتند. محمود احمدی نژاد هم با شرکت در اجلاس سران سازمان همکاری های شانگهای گامی عملی در جهت سیاست نگاه به شرق برداشت که از سوی تحلیلگران غربی به گرایش این سازمان به سمت رویکردهای ضدآمریکایی تعبیر شد. این دلبستگی اصولگرایان به جاذبه های شرق دور را در میل آنها به الگوی چینی (آزادی های اجتماعی و رشد اقتصادی بیشتر و محدودیت های سیاسی) تلقی می کنید یا یافتن متحدینی در جبهه ضد آمریکایی؟
** درباره اینکه هدف آقای احمدی نژاد از شرکت در اجلاس سازمان همکاری های شانگهای چیست، این را باید از خود وی پرسید. سازمان شانگهای علیه هیچ طرف دیگری نیست بلکه نهادی است برای هماهنگی حفاظت از صلح و ثبات منطقه ای و توسعه اعضای آن. برخی بر این باورند که سازمان همکاری های شانگهای برای مبارزه با قدرتی ایجاد شده که این یک سوء تفاهم است، اما درباره تمایل محافظه کاران ایران به سمت الگوی چین مشکل است که بتوان الگوی توسعه ای خاصی را برای کشوری توصیه کرد چرا که هر الگویی مختص کشوری خاص است و هر کشوری با اتکا به تاریخ، فرهنگ، منابع طبیعی، نیروی انسانی و قدرت اقتصادی و ... خود می تواند الگوی مطلوبش را طراحی و اجرا کند.
روند توسعه چین بر مبنای دو اصل پیش می رود. اول اینکه با اتکا به شرایط داخلی اصول توسعه پایدار پایه ریزی می شود. یکی از این شرایط داخلی مساله جمعیتی است. از نقطه نظر تاریخی هم، چین تا 150 سال پیش (قبل از تاسیس چین نو) همواره تحت غارتگری طرفین خارجی و استعماری بوده است و با زیربنایی ضعیف کار خود را آغاز کرد. با وجود پیشر فت های موجود هم معتقدیم هنوز در مرحله ابتدایی جامعه سوسیالیستی هستیم و این مرحله شاید ده ها و بلکه صدها سال به طول انجامد. دوم اینکه چین نیاز مبرم به اجرای گسترده تر سیاست دروازه های باز دارد؛ به این علت که جامعه جهانی امروزه روز بسان دهکده ای کوچک است که هیچ کشوری نمی تواند درهای خود را ببندد و خود را توسعه دهد بلکه توسعه در جوی عمومی و عزمی همگانی قابل تحقق است. بر این اساس سعی چین در این راستاست که با تمام کشور های جهان رابطه دوستانه برقرار کرده است و از تجارب و دیدگاه های آنها بهره مند شود. طی 30 سال اجرای سیاست دروازه های باز، چین توانسته بیش از 600 هزار شرکت خارجی را جذب کند و در حال حاضر حجم سرمایه گذاری خارجی به بیش از 900 میلیارد دلار رسیده است که نتیجه آن بالارفتن سطح تکنولوژی و افزایش نیروی تولید است. نتیجه تحسین برانگیز اینکه طی 30 سال، چین در جایگاه سوم قدرت اقتصادی جهان نشسته است که در نتیجه رابطه با دیگر کشور ها این نتیجه حاصل می شود. چرا می گوییم چین هنوز در مرحله ابتدایی یک جامعه سوسیالیستی است، چون از لحاظ درآمد سرانه حدود یک سوم ایران است، در جهان مقام چین در حدود 100 است و حدود یک سوم جمعیت چین زیرخط فقر قرار دارند. به خاطر همین است که امیدواریم در جهان صلح باثباتی مستقر شود تا فرصت بیشتری برای توسعه و هر چه بیشتر و ارتقای سطح زندگی عمومی ایجاد شود.