تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۶۱۹۷۷

مسعود سعیدی
«امیل لحود» رئیس جمهور لبنان با اعلام حالت اضطراری در کشورش و سپردن اداره لبنان به ارتش کاخ ریاست‌جمهوری را ترک کرد. این اقدام غیرمنتظره لحود با توجه به موضعگیری‌های قبلی وی که به حفظ قدرت تا انتخاب رئیس جمهور جدید تاکید داشت: حیرت محافل سیاسی منطقه و تمام کسانی که اوضاع بحرانی لبنان را دنبال می‌کنند برانگیخت. علاوه بر آن کناره‌گیری لحود این کشور را عملا با فقدان قدرت اجرایی رسمی مواجه ساخت و بحران کنونی لبنان بر سر تعیین رئیس جمهور جدید را پیچیده تر نمود. این در شرایطی است که هر یک از دو جناح قدرتمند این کشور با تکیه بر حامیان داخلی و بین‌المللی خود تلاش می کنند طرف پیروز این غایله که مستقیما بر امنیت اسرائیل تأثیر خواهد گذاشت باشند. مسأله‌ای که برای امریکایی‌ها به‌عنوان حامی اصلی جناح طرفدار دولت «فو‡اد سنیوره» اهمیت فوق‌العاده دارد و معاون وزارت خارجه امریکا رئیس جمهور آتی لبنان را این‌گونه توصیف می‌کند که «باید وی مخالف سوریه، ایران و مقاومت باشد.»
همه تلاش‌های داخلی و بعضا خارجی از ماه‌ها قبل بر ضرورت یک توافق ملی بر گزینه‌های ریاست جمهوری تأکید کرده است و منافع مارونی‌ها نیز در این توافق استوار است. رهبر مارونی لبنان و تقریبا تمامی گروه‌های سیاسی و حتی برخی از گروه‌ها و چهره 14 مارس (جناح طرفدار دولت) این ضرورت را پذیرفته‌اند. فرانسوی‌ها که برای خود یک تاریخ فرهنگی در لبنان قایل هستند و متعهد به حمایت از مسیحیان لبنانی می باشند در یک پارادوکس گرفتار شده‌اند. از یکرو رویکرد اجماع‌گونه در ضرورت توافق در بین گروه‌های لبنانی را رد نمی‌کنند و از سوی دیگر در بازی تقسیم منافع و مشارکت با امریکا با تمایل و اصرار بوش برای عدم توافق و نصاب نصف به‌علاوه یک روبرو هستند.
مواضع جنبلاط و جعجع که اخیرا با هماهنگی مقامات امریکایی صادر شده نشان می دهد که اولا یک اصرار جدی امریکایی برای خارج کردن قدرت تصمیم گیری داخلی برای ریاست جمهوری در داخل لبنان و بین‌المللی کردن آن وجود دارد و ثانیا ماهیت مطلوب رئیس جمهور آینده برای امریکا از طریق عدم توافق و تأکید بر نصاب نصف به‌علاوه یک و خلا‡ قانونی ناشی از عدم انتخاب رئیس جمهور که به تصدی مسو‡ولیت توسط سینیوره منجر شود قرار گرفته است .
هر توافق ملی در لبنان مشتمل بر مطالبات کلیه طرف‌ها است و به ماهیت مطلوب امریکا نزدیک نمی شود و لذا مداخله آشکار معاون وزارت خارجه امریکا در روند رایزنی‌های جاری و تعیین شاخص‌های امریکایی برای این انتخاب به مفهوم خواست امریکا برای استمرار بحران در لبنان است. دولت رئیس جمهور آتی لبنان را اینگونه توصیف می‌کند که «باید وی مخالف لحود، سوریه، ایران و مقاومت باشد. برخی منابع سیاسی معتقدند اگر عربستان سعودی با این رویکرد امریکا همراهی کند سعد حریری با تکیه بر تعداد کرسی‌های پارلمانی جریان سنی امکان عملی به بوش جهت بحران سازی و استمرار آن در لبنان خواهد داد.
جریان معارضه که طیف گسترده‌ای را در بر می‌گیرد در مقابل این رویکرد امریکا گزینه‌های متنوعی در اختیار دارد. از آن‌جا که رکن اصلی مارونیت یعنی رهبری مذهبی مارونی و حتی برخی گروه‌های دیگر مارونی مانند حزب کتائب و امین جمیل نیز بر ضرورت توافق تأکید می‌کنند و میشل عون (هم پیمان حزب ا...) بیشترین تعداد کرسی مارونی را از جمعآرای مارونی در پارلمان در اختیار دارد مشروعیت عکس‌العمل‌های معارضه مقبول‌تر خواهد بود. برخی جریان‌های اجتماعی مسیحی بر پیشنهادات افراطی نیز تکیه می‌کنند. این جریان معتقدند حکومت سینیوره غیرقانونی است و با حمایت غیرقانونی امریکا لبنان را وارد بحران‌های نامحدود کرده است. لذا مردم لبنان حق دارند که با مداخله خود هم به مداخله امریکا به عنوان مانع توافق پایان دهند و هم به عمر حکومت غیرقانونی سینیوره پایان دهند و این کار با حضور گسترده و عصیان مدنی مردمی امکان‌پذیر است.
شرایطی که امریکا و معدودی از هم پیمانان این کشور در لبنان به وجود آورده‌اند، به مفهوم شکاف و ایجاد دوگانگی در نهادهای حکومتی است. مقامات امریکایی صراحتا گفته‌اند (زلمی خلیل‌زاد) هر حکومتی که از طریق نصاب نصف به علاوه یک حاصل شود به سرعت از سوی امریکا و غرب به رسمیت شناخته می شود و شورای امنیت نیز از آن حمایت می کند. این کار به معنی مقابله با اراده ملی و داخلی در لبنان است تا دو حکومت و بحران‌های ناشی از آن حیات سیاسی لبنان را به مراحل پیچیده جدید وارد کند.
سیدحسن نصرالله در سخنرانی چندی قبل خود به مناسبت روز شهید تأکید کرده که توافق ملی در لبنان راهبرد اصلی معارضه است و تمایل امریکا برای دستیابی به رئیس جمهور ضد مقاومت خواب تعبیر نشدنی است زیرا هیچ قدرتی قادر به خلع سلاح مقاومت در لبنان نمی باشد.
ناظران آگاه معتقدند فرانسوی‌ها نیز از این‌که موقعیت خود را در مشارکت سیاسی با امریکا در لبنان از دست بدهند بسیار نگران هستند و تلاش‌های کوشنر و در سفر به لبنان و سوریه و رایزنی با عربستان سعودی برای تقلیل سطح چالش‌های موجود است. فرانسوی‌ها به خوبی می دانند که گره‌زدن منافع و جایگاه مسیحیان لبنان به بحران‌های امریکایی به مفهوم قربانی کردن آنان در ماجراجویی‌های بی‌پایان بوش می‌باشد. بوش به دنبال تقسیم لبنان و ایجاد دو حکومت در این کشور است تا با مقدماتی که در هماهنگی با سینیوره به عمل آمده زمینه حضور نظامی در پایگاه هوایی قلیعات (شمال لبنان) فراهم و جنگ داخلی برای فرسایش گروه‌های لبنانی و درگیرکردن مقاومت را بر این کشور تحمیل کرده و اسرائیل را از نگرانی نسبت به توانمندی‌های مقاومت برهاند.
برخی گزارش‌ها نیز حاکی است اسرائیل آمادگی نظامی خود را که در تمرین 50 هزار نیروی نظامی در شمال اسرائیل به اجرا گذاشته منتظر این شرایط فوق‌العاده است تا با بهانه حمایت از یکی از طرف لبنانی مانند جنبلاط و جعجع به لبنان و مقاومت حمله جدیدی را آغاز کند.عامل مهم در این طرح امریکایی نوع سمت‌گیری سعد حریری و عربستان است که آیا در بحران سازی و جنگ داخلی لبنان و تقسیم ساختارهای حکومتی با امریکا همکاری می کنند و یا گزینه‌های عاقلانه رقابت سیاسی را ترجیح خواهند داد.