تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۶۲۰۰۴

سیدمحمدسعید مدنی
1- وزیر خارجه آمریکا در نشست مطبوعاتی مشترک با همتای مصری خود که دو روز پیش در قاهره تشکیل شد از احتمال به تعویق افتادن «نشست پائیز» خبر داده است. وی گفته است، احتمال دارد نشست بین المللی صلح خاورمیانه که قرار است نوامبر (آبان) آینده در شهر نابولسی آمریکا برگزار شود، به ماه دسامبر (آذر) موکول شود. رایس تصریح کرده است، با تمام قدرت می کوشیم تا این کنفرانس حتما برگزار شود.
با این که هنوز اجزای دستور کار این کنفرانس به طور مشخص، معلوم نیست و تعزیه گردانان آشکار و پنهان این کنفرانس به خاطر نگرانی هایی که از احتمال شکست این نشست دارند، سعی می کنند بحث در باره مفاد این اجلاس و دستور کار آن را به تاخیر بیاندازند، اما بسیاری از کارشناسان مسائل خاورمیانه معتقدند که این کنفرانس که به کارگردانی آمریکا انجام می شود، طبق معمول به دنبال آن است تا تحت پوشش شعارهای خیرخواهانه و انگیزه های صلح طلبانه و... بیش از هر چیز منافع آمریکا و همدستان آن را در منطقه تامین کند و اهدافی نظیر: «تغییر روند منطقه از انتفاضه و مقاومت به روند گفت وگو و سازش، منزوی کردن حماس و نامشروع جلوه دادن دولت خودگردان فلسطین و فعال کردن نقش بعضی رژیم های همسو با آمریکا مثل مصر و اردن و عربستان در مسئله فلسطین و سرانجام احیای دوباره نقش آمریکا در منطقه و...» را پیگیری و تثبیت نماید.
2- امروز دیگر با تکیه بر تجربیات تاریخی و واقعیات غیرقابل انکار بر کسی- البته به جز آنهایی که خود را به خواب زده اند- پوشیده نیست که قدرت های سلطه گر و استکباری علی رغم شعارهای فریبنده و ژست های انسان دوستانه ای که می گیرند، در هر موضوع و مسئله ای که مداخله می کنند و در هر جای جهان که به شکل ها و شیوه های مختلف حضور می یابند، در وهله اول جز تحقق اهدافی که منافع نامشروع و نیات زیاده خواهانه آنان را تامین می کند و سیاست های توسعه طلبانه آنان را به اجرا می گذارد، مقصد و نیت دیگری ندارند. بر مبنای این واقعیت که حالا به صورت یک اصل تاریخی و باور سیاسی درآمده است، شکی وجود ندارد که غرض اصلی اقداماتی نظیر برگزاری کنفرانس صلح پائیز و... توسط سردمداران کاخ سفید، بیش و پیش از آن که مصالح مردم منطقه و فلسطین را دربر داشته باشد، درپی تامین منافع آمریکا آن هم از طریق روش ها و ابزاری است که یا خود در اختیار دارند یا توقع دارند حکومت های خودفروخته و وابسته منطقه در اختیارشان بگذارند. یکی از این روش های خطرناک و ابزارهای متاسفانه همواره کارساز قدرت های سلطه گر در طول تاریخ برای پیشبرد سیاست ها و تحقق اهداف، حربه اختلاف افکنی و عمل به شعار «تفرقه بیانداز و حکومت کن» درباره مردم و مناطقی است که در معرض سیاست های شوم و طمع ورزانه آنان قرار گرفته اند.
3- منطقه خاورمیانه یکی از مناطقی است که از دیرباز و به ویژه طی یکصد سال اخیر و بعد از اشغال فلسطین و روی کار آمدن رژیم غاصب و اشغالگر صهیونیستی، مورد توجه قدرت های سلطه گر بوده و آنان سعی کرده اند با ضعیف کردن نقاط قوت و خلع سلاح کردن مردم و کشورهای منطقه از آنچه که به آنان قدرت ایستادگی و عدم تمکین می بخشد، به اهداف خود دست پیدا کنند. بدون تردید اصلی ترین نقطه قوت مردم این سامان، ایمان و اعتقاد آنان به مکتب ظلم ستیز و دین ضد سلطه اجنبی اسلام است. برهمین اساس دولت های سلطه گری همچون انگلیس و آمریکا و... با تشخیص این امر، همواره سعی کرده اند، به لطایف الحیل- به ویژه حربه تفرقه- مانع جمع شدن و اتحاد مردم منطقه - که اکثریت قریب به اتفاق آنان را مسلمانان تشکیل می دهند- حول محور «اسلام» شوند و از تشکیل «امت اسلامی» ممانعت کرده اند.
مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «...یک مسئله اصل ایجاد اختلاف و نگرانی است تا [مسلمانان] با هم متحد نشوند، تا این اتحاد یک واحد عظیمی را- که تصور آن، دل های مستکبران طماع را می لرزاند- به وجود نیاورد، یعنی واحد امت اسلامی را. اگر امت اسلامی به معنی واقعی کلمه امت تشکیل شود، استعمارگران و طمع ورزان و کسانی را که خواسته اند این منطقه را به نفع خودشان بفشرند و از آن بهره برداری کنند، بسیار می ترساند و آنها می خواهند این اتفاق نیفتد...»
تلاش دشمنان در این باره پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که منادی وحدت اسلامی بود، مضاعف شد و آنان سعی کردند با دمیدن شیپور اختلافات قومیتی، ملیتی، مذهبی و حتی با تحریک بعضی عوامل بی شخصیت و دولت های ماجراجو خود مثل صدام و دولت بعثی عراق و صدام، راه انداختن جنگی طولانی علیه ایران و ترویج شیعه هراسی و ایران ستیزی و... هدف قدیمی خود را دنبال نمایند و مانع از تاثیرگذاری انقلاب اسلامی شوند.
«اصل ایجاد اختلاف، یک انگیزه دیگری هم دارد که آن بعد از قیام ملت ایران و برافراشته شدن پرچم انقلاب اسلامی در این کشور به آن انگیزه قبلی هم اضافه شد و آن این است که ]دشمنان[ می ترسند از این که تفکرات اسلام ناب، اسلام جهاد، اسلام استقلال، اسلام عزت و هویت، اسلامی که تسلط بیگانگان و دشمنان را بر امت اسلامی گناه می داند و آن را به هیچ قیمتی نمی پذیرد، از ایران به بقیه جوامع اسلامی سرایت و مشکل را برای آنها چند برابر کند. سعی می کنند بین ایران اسلامی و بین سایر مناطق جهان اختلاف بیندازند» (از بیانات رهبر انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در چهارمین مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام).
و حتماً به همین دلایل است که به نظر برخی از کارشناسان مسائل منطقه، اساس کنفرانس پاییز نیز بیش از هر چیز بر «ایجاد تفرقه» در میان «امت اسلامی» بنا گذاشته شده و آمریکا این بار هم سعی دارد با سلاح تفرقه، اهداف خود را دنبال کند و البته در این باره هم مقدماتی را تدارک دیده و از قبل زمینه هایی را مهیا کرده است، چنانکه امروز در فلسطین شاهد اجرای این توطئه شوم با تشدید منازعه و درگیری بین گروه ها و جناح های فلسطینی هستیم. درگیری که موجب فرسودگی توان فلسطینی ها و بر هم زدن تمرکز آنان در مبارزه علیه دشمن اصلی آنان یعنی رژیم صهیونیستی شده و می شود.
4- علیرغم این واقعیات، اما، واقعیت دیگری هم وجود دارد که با خود حامل «پیام امید» است و آن چیزی نیست جز اوج گیری روند بیداری اسلامی و آگاه شدن بیش از پیش اقشار مختلف ملت های مسلمان از عالمان دینی و اساتید دانشگاهی گرفته تا توده های مردم از هر فرقه و قومیتی. و این خود مانع بزرگی است که برای اینکه چون گذشته حربه تفرقه مؤثر افتد و آنان بتوانند با استفاده از ناآگاهی و تحمیق مردم و عناصر تأثیرگذار به راحتی اهداف شوم خود را به پیش ببرند. برای اثبات این مدعا البته مثال های فراوان و شواهد بسیار در دست است که هر چه زمان می گذرد و ماهیت حقیقی قدرت های تجاوزگری مثل آمریکا و هویت حرکت های نجات بخش عزت طلبانه ای مثل انقلاب اسلامی و... آشکار و بر تعداد آنها افزوده هم می شود. تازه ترین مثال در این باره، موضع گیری اخیر بسیاری از علمای دینی و علمی کشورهای اسلامی و عربی پیرامون «ایران و آمریکا» است، که طی آن ایشان هرگونه همراهی با حمله آمریکا به تأسیسات ایران و یا در اختیار دادن زمین و فرودگاه و هرگونه ارائه اطلاعات به نیروهای متجاوز علیه ایران را «حرام» اعلام کرده اند. موضع گیری هایی که بیش از هر چیز از خنثی شدن تبلیغات ضد ایرانی دشمنان و رسوا شدن دولت هایی مثل دولت آمریکا و... حکایت می کند. مثلاً شیخ یوسف قرضاوی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمین در پیامی به مناسبت عید سعید فطر صریحاً گفته است: «ایران جزیی از جهان اسلام و آمریکا دشمن اسلام است و در صورت اقدام نظامی این کشور علیه ایران، دفاع از ایران بر کلیه مسلمانان واجب است.» و یا از زبان دبیر کل اتحادیه جهانی دانشمندان مسلمان می شنویم که: «ایران از خود با هیچ کشور عربی و یا اسلامی دشمنی نشان نداده، بلکه آشکارا از حقوق عرب های فلسطینی و حقوق مسلمانان در آسیا و آفریقا حمایت کرده است و در مقابل با هر حمله تبلیغاتی یا فرهنگی، سیاسی از جانب هر منبعی به اسلام، به مقابله برخاسته است».محمد سلیم العوا معتقد است: «ایستادن در کنار ایران و تأیید تقویت این کشور بر کشورهای عربی و اسلامی واجب است و اگر برخی سیاست های ایران مخالف منافع برخی از کشورهاست، این مشکلی است که با تفاهم و مذاکره و گفتگو حل می شود، نه با جنگ.»
گفتنی است ساعاتی قبل روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز با اشاره به محکومیت کنفرانس پائیز از سوی ایران نوشت، تنها نتیجه این کنفرانس می تواند آن باشد که شرکت کنندگان با هم عکس یادگاری بگیرند.
5- این گونه شواهد و قرائن غیرقابل انکار بیش از هر چیز این امیدواری را به وجود می آورد که در صورت تداوم این روند، دیر نیست که جهان اسلام با بازگشت به اسلام راستین و احساس هویت بیشتر و چنگ زدن به ریسمان وحدت، به طور کامل از دشمنان خود و در رأس همه، آمریکای رو به ضعف و زوال، خلع ید کرده و عزت و سربلندی بایسته را کسب نماید. شکی نیست که سنت های الهی در جهت تقویت حق و جبهه حق است و «ما یقین داریم که در این کارزاری که بین حق و باطل، امروز راه افتاده است، کارزار بین اسلام و معارف اسلام و بیداری اسلامی از یکسو و طمع ورزی های استکباری سیاست های شیاطین عالم و در رأس آنها شیطان بزرگ یعنی دولت آمریکا از طرف دیگر، پیروزی با ماست، پیروزی با طرف حق است و در این هیچ تردیدی وجود ندارد.» فقط باید «صبر» کرد و در ادامه مسیر مومنانه «استقامت» ورزید که «فاصبر ان وعدالله حق و لایستخفنک الذین لا یوقنون» (روم- 60)